خانه

رضا قربانی هستم؛ یک نویسنده. از سال ۸۲ از راه نویسندگی پول در می‌آورم. کارهای دیگری هم می‌کنم؛ چیزهایی مانند تهیه‌کنندگی، کارگردانی، عکاسی، مدیریت رسانه، رسانه‌داری و روزنامه‌نگاری، نشر، تبلیغات، روابط عمومی، برندینگ و مشاوره و گاهی هم آموزش. اینجا خانه من در فضای سایبری است و گه‌گاهی چیزهایی در آن می‌نویسم.

نویسنده

کار اصلی من نوشتن است یا حداقل دوست دارم اصلِ کار من نوشتن باشد. می‌نویسم تا با دنیا ارتباط برقرار کنم. نوشتن راهی است برای بیان کردن ایده‌هایی که تصور می‌کنم جای دیگری هم به درد فرد دیگری می‌خورد. در این مسیر در جاهای مختلفی نوشته‌ام؛ روزنامه شریف، گروه مجلات همشهری، مدیریت ارتباطات، عصر ارتباط، جام‌جم، پیوست، شنبه و البته شبکه راه پرداخت بخشی از جاهایی بودند که به صورت مرتب در آنها نوشتم.
در حال انتشار نشریه‌ای چاپی هستم به نام عصر تراکنش. کتاب هم تالیف و ترجمه کرده‌ام و اکنون انتشاراتی دارم که به صورت تخصصی کارش انتشار کتاب‌های فناوری است. فعلا بر روی فناوری‌های مالی تمرکز کرده‌ام.

روزنامه‌نگار

روزنامه‌نگاری، خبرنگاری، تولید برنامه‌های ویدیویی و صوتی بخشی از فعالیت‌هایی است که به عنوان روزنامه‌نگار انجام داده‌ام. فناوری روزنامه‌نگاری و روزنامه‌نگاری فناوری دو موضوعی است که به شکل‌های مختلف من را سرگرم خودش کرده. راستش را بخواهید من جزو آن دسته‌ از روزنامه‌نگارهایی هستم که از گسترش ابزارهای فناورانه که به کار روزنامه‌نگارها آمده حسابی خوشحالم و سعی می‌کنم از این ابزارها برای کار روزنامه‌نگاری استفاده کنم. اینجا چیزهایی درباره رسانه‌ها و روزنامه‌نگاری نوشتم.

کارآفرین

نوشتن درباره کارآفرینی یک چیز است و کارآفرینی چیزی دیگر. نمی‌دانم این که خودم را کارآفرین بدانم درست است یا نه؛ وقتی کارآفرین‌هایی هستند که شرکت‌های چند ده میلیارد دلاری درست می‌کنند، کسب‌وکار کوچک من چقدر این قابلیت را دارد که خودم را یک کارآفرین بدانم. با این حال تلاش کردیم در ایران کسب‌وکار راه بیندازم. کسب‌وکاری که دارم استارت‌آپ نیست و یک کسب‌وکار کوچک است؛ منتها روحیه استارت‌آپی را دوست دارم. اقتصاد رسانه و کسب‌وکارهای رسانه‌ای از علاقمندی‌های من است که بخشی از چیزهایی که نوشتم را می‌شود اینجا دید.

وبلاگ

جای خالی خبرنگاران متخصص در دستگاه مختصات مدیران روابط عمومی بانک مرکزی

دیروز یکی از کمدی‌ترین تصاویر دوران کارم را دیدم. رئیس‌کل بانک مرکزی یک کشور با پیرهنی به رنگ بنفش کم‌رنگ، جلوی میکروفون وب‌سایت خبری بانک مرکزی و چند رسانه دولتی دیگر و البته میکروفون سالن، کنفرانس خبری برگزار کرد! او در این کنفرانس حرف‌هایی زد که هیچ رئیس‌کل بانک مرکزی در دنیا را اگر مجبور هم …

چرا همه‌تون خفه شدین خو؟

اهواز برای من یعنی تابستان سال ۸۰. شاید هم ۷۹ یا ۸۱. مهم نیست. اهواز برای من یعنی روزهایی که شاگرد شوفر تریلی ماشین‌بر بودم؛ آن هم کشنده و تریلی که با استاندادهای آن روز هم غیراستاندارد بود. اهواز برای من یعنی رسیدن به شهر در زمانی که دقیقا خورشید عمود می‌تابید. نمی‌تابید، شلاق می‌زد. اهواز برای …

آیا باران کوثری حق دارد درباره جامعه نظر دهد؟

حتما این روزها در جریان جلسه‌ای قرار گرفته‌اید که باران کوثری و یک جامعه‌شناس روبه‌روی هم قرار گرفته‌اند. یک طرف این گفتگو محمد‌علی الستی قرار دارد که در رزومه او این‌ها نوشته شده است: – دکتری تخصصی (.Ph.D) علوم ارتباطات اجتماعی – روزنامه‌نگاری – جامعه‌شناسی ارتباطات و استاد دانشگاه – عضو هیات علمی دانشکده روانشناسی …