به دنبال رد نوآوری در همه صنایع نو و قدیمی

نوآوری یعنی خلاقیتی که کار می‌کند! همین تعریف ساده از نوآوری مبنای فکری ما در هفته‌نامه کارنگ است. اینجا به دنبال این هستیم که بتوانیم نوآوری را در بطن زندگی و کسب‌وکارها بیابیم. تلاش می‌کنیم هر فعالیتی که سبک زندگی و شیوه کار کردن ما را تغییر داده رصد کنیم و برای آنهایی که به دنبال فرصت‌های تازه هستند دریچه‌های نو را باز کنیم. بنابراین به دنبال کارهایی که صرف جذاب هستند و نه کاربردی نمی‌گردیم و به دنبال شوآف‌های مرسوم هم نیستیم. می‌خواهیم از آنهایی صحبت کنیم که با خلاقیت چیزی را تغییر داده‌اند و این تغییر به یک کسب‌وکار واقعی رسیده یا می‌تواند برسد. 

با این تعریف طبیعی است که از زاویه دید ما مهم‌ترین پرچم‌داران عرصه نوآوری در حال حاضر کسب‌وکارها هستند؛ هرچند که نوآوری محدود به کسب‌وکارها نیست. در تعریف نوآوری گشاده‌دست بوده‌ایم بنابراین در یافتن مصداق‌ها هم دست خودمان را نبسته‌ایم. نه فقط در صنایع «های‌تک» و تکنولوژی‌های مد روز، بلکه در صنایع سنتی هم در جست‌وجوی نوآوری هستیم؛ اتفاقا بخش سنتی برای ما مهم‌تر هم هست. 

این طور باب شده است که بسیاری نوآوری را هم‌زاد استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای مبتنی بر تکنولوژی می‌دانند. در حال حاضر تکنولوژی هم خلاصه شده است در فناوری‌ اطلاعات و ارتباطات. چه بخواهیم و چه نخواهیم فناوری اطلاعات و ارتباطات پیشروترین بخش فناوری‌های روز هستند. ولی ما مفهوم فناوری را وسیع‌تر از ICT  در نظر می‌گیریم و کسب‌وکارها و صنایعی که در آنها به دنبال نوآوری می‌گردیم را هم فراتر از کسب‌وکارهای مبتنی بر تکنولوژی و به اصطلاح «های‌تک» می‌دانیم.

نوآوری چیزی نیست که در یک واحد سازمانی خلاصه شود؛ نوآوری برآیند جمعی همه فعالیت‌هایی است که در یک کسب‌وکار انجام می‌شود. چه این کسب‌وکار‌ها شرکت‌هایی مانند توسن، فناپ، همکاران سیستم، اسنپ و دیجی‌کالا باشند؛ چه این کسب‌وکار‌ها شرکت‌هایی سنتی مانند مپنا، گلرنگ، کاله، میهن، فرش عظیم‌زاده و ده‌ها نام شناخته شده و ناشناخته باشد.

همان‌قدر که در کاله نوآوری را جست‌وجو می‌کنیم تلاش می‌کنیم در کسب‌وکارهای فناوری‌محوری مانند فناپ آن را بیابیم؛ به همین اندازه در کسب‌وکارهای کوچک و استارتاپی هم این رد را دنبال می‌کنیم. از نظر ما نوآوری چیزی است مانند ردپا؛ برخی کسب‌وکارها را که دنبال می‌کنی این رد را پیدا می‌کنی و این کسب‌وکارها دقیقا همان‌هایی هستند که زندگی ما را تغییر داده و می‌دهند. همان‌ اندازه که تحولی که توسن و فناپ در بانکداری خلق کردند مهم است؛ تحولی که کاله در پنیر ایجاد کرد هم مهم است. اگر جایی مانند کفش ملی دوباره بلند شده برای ما ارزش خبری دارد و اگر اگر جاهایی مانند ارج و کفش بلا از صفحه روزگار محو شده‌اند را هم بررسی می‌کنیم.

کارنگ جایی است که رد کارهای نوآورانه را دنبال می‌کنیم. امیدواریم بتوانیم این مسیر را بهتر از آن چیزی که در ذهن‌مان داریم ادامه دهیم. نیازی به گفتن نیست که بدون کمک شما این راه رفتنی نیست.

توضیح: یادداشتی که برای شماره اول هفته‌نامه کارنگ نوشتم.

درباره نقش مدیر محصول در کارنگ / رسانه‌ای در زمینه اقتصاد نوآوری

در آخرین لحظات خروجی گرفتن از شماره اول هفته‌نامه که با رضا جمیلی و بقیه بچه‌های تحریریه به نام ستون ثابتی که می‌نویسم فکر می‌کردیم که به ایده EndUP رسیدیم و آن را «سرانجام» ترجمه کردیم. EndUp را در ادامه مفهوم  StartUP می‌دانیم. اگر در سال‌های گذشته مدام از شروع کردن صحبت شده حالا اینجا قرار است درباره سرانجام صحبت کنیم.

از نو شروع کردن و حتی از صفر شروع کردن در سال‌های گذشته به یک ارزش تبدیل شده است؛ امیدوارم بتوانیم به مرور مفاهیم جدیدی را وارد ادبیات کارآفرینی ایران کنیم. تصور می‌کنم در سال‌های گذشته حجم رو‌به‌رشد مفاهیم کسب‌وکارهای نوین باعث شده که کسب‌وکارهای سنتی زیر سایه آنها قرار بگیرند؛ تا حدی که بسیاری از کسب‌وکارهای سنتی برای این که نشان دهند تغییر را درک کرده‌اند مجبور شده‌اند ظاهر استارت‌آپی به خود بگیرند؛ در حالی که هیچ نیازی نیست کسب‌وکارهای استارت‌آپی راه رفتن خود را فراموش کنند!

حتی این دوگانگی کسب‌وکارهای سنتی و نوین نیز مربوط به گذشته است و اکنون دیگر صحبت از تمایز کسب‌وکارهای نوین و کسب‌وکارهای سنتی محلی از اعراب ندارد. آن چیزی که اهمیت دارد صرفا میزان استفاده از نوآوری است. کسب‌وکارهای موفق امروز اساسا در سه دسته قرار می‌گیرند؛ آنهایی که به اندازه کافی سرمایه دارند که از سرمایه خلق ارزش کنند؛ کسب‌وکارهایی که کارایی بالایی دارند و با کم‌ترین هزینه بالاترین بازدهی را ارائه می‌دهند و در نهایت کسب‌وکارهایی که نوآوری را به خدمت می‌‌گیرند و بخشی از اقتصاد نوآوری را می‌سازند. آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها در دسته اول و چینی‌ها و هندی‌ها در دسته دوم قرار می‌گیرند. طبیعی است که هر دو دسته هم تلاش می‌کنند دستی بر نوآوری داشته باشند. ما در ایران به دلیل عدم دسترسی به سرمایه و البته ناتوانی در کارایی، چاره‌ای جز توجه بیشتر به نوآوری نداریم.

حتی مایی که تلاش می‌کنیم رسانه‌ای در زمینه نوآوری منتشر کنیم هم باید بتوانیم نوآوری را به خدمت بگیریم و مفاهیمی که از آنها صحبت می‌کنیم را به شیوه‌ای نوآورانه ارائه کنیم. انتخاب قطع نامتعارف این هفته‌نامه تلاشی است در این زمینه؛ ما تلاش می‌کنیم با کمک گرفتن از یک صفحه‌آرایی متفاوت به شیوه‌ای اثربخش محتواها را ارائه کنیم.

به همین دلایل است که در هفته‌نامه کارنگ نقشی جدید و غیرمعمول برای رسانه‌های چاپی تعریف شده با عنوان مدیر محصول؛ در کارنگ نقش‌های متفاوتی نسبت به رسانه‌های مرسوم خلق کرده‌ایم. بخشی از این نقش‌ها هنوز جایگاه‌شان خالی است و در ادامه آنها را هم اضافه می‌کنیم.

ولی آن چیزی که لازم است بگویم این است که در ساختار فعلی تحریریه هفته‌نامه کاملا مستقل از بخش‌های دیگر تعریف شده. به عبارتی تلاش می‌کنیم تحریریه کارنگ یک تحریریه حرفه‌ای و کاملا مستقل از بخش‌های دیگر باشد. شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های دیجیتال نیز بخش دیگری هستند که در زیرمجموعه محصول قرار می‌گیرند؛ نسخه چاپی هفته‌نامه هم از نظر ما خودش یک محصول است که از طریق مدیریت هنری، چاپ و حتی مواردی مانند توزیع تلاش می‌کنیم طعم شیرین یک رسانه چاپی را برای مخاطبان زنده نگه داریم.

امیدواریم بتوانیم در هفته‌نامه کارنگ در زمینه اقتصاد نوآوری تاثیرگذار و جریان‌ساز باشیم و قطعا برای این موضوع نیاز داریم که خودمان هم با نگاه به «سرانجام» روش‌های اثربخش‌تری را به کار ببریم. اینجا و در این ستون درباره نگاهی که داریم بیشتر با هم صحبت می‌کنیم.

سر بزنگاه: درباره کلاب‌هاوس

کلاب هاوس در مدت کوتاهی توانسته شبکه اجتماعی متفاوتی باشد؛ آینده این شبکه اجتماعی چگونه است؟ این سوالی است که در این یادداشت تلاش کرده‌ام به آن پاسخ دهم. این یادداشت را چند هفته قبل‌تر برای روزنامه ایران نوشته بودم و در این مدت و با فیلترینگ این اپلیکیشن اوضاع کمی متفاوت شده است.

رضا قربانی / عضو هیات مدیره سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران

کلاب هاوس در کم‌تر از یک ماه به گونه عجیبی در ساختار رسانه‌ای و فرهنگی ایران جای خودش را باز کرده است و احتمالا در آینده نزدیک در زمینه سیاست هم تاثیرگذار باشد؛ صفت عجیب را هم  به این دلیل به کار می‌برم که شاهد مجموعه‌ای از تناقض‌ها در کاربران اولیه این شبکه اجتماعی هستیم. کلاب هاوس اپلیکیشنی است که حدود یک سال از خلق آن می‌گذرد ولی در ماه‌های اخیر اقبال به این شبکه اجتماعی در جهان افزایش یافته و هم‌ز‌مان با جهان در ایران هم شاهد اقبال به این اپلیکیشن بوده‌ایم؛ یکی از تناقض‌ها درباره کلاب هاوس این است که اپلیکیشن آن صرفا برای گوشی‌های آیفون منتشر است؛ گوشی آمریکایی که مدتی است واردات آن هم غیرقانونی شده! حضور بسیاری از چهره‌های شناخته شده سیاسی در کلاب هاوس آیا به این معنا است که بسیاری از سیاسیون ایران از گوشی آیفون استفاده می‌کنند؟

یا آنها از نسخه‌های غیررسمی اپلیکیشن برای گوشی‌های اندروید استفاده می‌کنند؟ در این مدت اغلب تصاویر پروفایل‌ ایرانیان کلاب‌ هاوس بسیار شیک بودند! محتوای معرفی‌ها (بیو) افراد هم خبر از این می‌داد که افرادی که در کلاب هاوس حضور دارند افرادی با تجربه با رزومه‌های سنگین هستند؛ رزومه‌های افراد هم چنان سنگین بود که تا حد خوبی ترسناک به نظر می‌رسیدند. در روزهای اول چگالی حضور پزشکان و ایرانیان خارج از کشور هم در این فضا بالا بود و به مرور با عضویت افراد بیشتر گروه‌ها دیگر جامعه نیز به این فضا اضافه شدند.

ادامه…

آینده کار از هر جایی

این مطلب را اولین بار برای روزنامه ایران نوشتم؛ سوالی که به آن پرداخته‌ام این است: «آیا شیوه کار کردن ما برای همیشه تغییر می‌کند و دیگر مانند گذشته نخواهد شد؟»

رضا قربانی / روزنامه‌نگار فناوری

آیا کار در یک محل مشخص و جلسه‌های حضوری جایش را به دورکاری در خانه و جلسه‌های آنلاین می‌دهد؟ «آیا واقعاً لازم است کنار هم در شرکت جمع شویم تا کارمان را انجام دهیم؟» به نظر می‌رسد تا چند سال پیش پاسخ بسیاری به این سوال نه بود؛ ولی اکنون به نظر می‌رسد خیلی‌ها متوجه شده‌اند که می‌توانند یک جا جمع نشوند و با هم کار کنند. افراد، تیم‌ها و همه کسانی که کار می‌کنند می‌توانند پراکنده باشند و کارشان را هم به خوبی انجام دهند. ولی اکنون سوال‌های جدیدی پیش روی ما قرار گرفته است: آیا شرکت‌هایی که کاملا به صورت دورکاری فعالیت می‌کنند یا بخش مهمی از کارشان را به صورت دورکاری انجام می‌دهند آینده سازمان‌ها هستند؟ آیا دورکاری آمده که بماند؟

ادامه…

آیا تلویزیون با همان شیوه گذشته می‌تواند به زندگی خودش ادامه دهد؟

با گسترش استریم آنلاین و تلویزیون‌های اینترنتی و گسترش شیوه‌های نوین تولید محتوا چه تغییراتی در تلویزیون رخ خواهد داد؟ نقش اتاق خبر در تلویزیون آینده چگونه است؟

رضا قربانی / کارشناس ارشد مدیریت رسانه و روزنامه‌نگار فناوری

اتاق خبر و شیوه تولید محتوا در رسانه‌ها در جهان نسبت به گذشته تغییر کرده است؛ در حال حاضر رسانه‌های پیشروی جهان با ترکیب فناوری و کانال‌های مختلف توزیع نوع جدیدی از فضای تولید و توزیع محتوا را خلق کرده‌اند که بر مبنای آن می‌توانیم بگوییم شاهد شکل‌گیری نسل جدیدی از روزنامه‌نگاری هستیم. در این رابطه باید دقت کرد که در روزنامه‌نگاری جدیدی که از آن صحبت می‌کنیم تمام فعالیت‌های رسانه‌ای مبتنی بر همان اصول اولیه روزنامه‌نگاری هستند؛ نباید دچار این خطا شد که صرفاً پوسته و رویه تغییر کرده است یا به عبارتی صرفا از ابزارهای جدید استفاده می شود؛ با این که تاکید کردیم اصول پایه روزنامه‌نگاری همان است که بود اما شیوه های تولید به کلی تغییر کرده و در سال‌های آینده در صورت همراه نشدن بدنه اصلی روزنامه‌نگاران با این تغییرات شاهد از دست رفتن فرصت‌ها خواهیم بود.

ادامه…

کرونا نام یک ویروس مرگبار است نه منشا خیر و حرکت

این مطلب را اولین بار برای ماهنامه مدیریت ارتباطات نوشتم و در آن تلاش کردم در زمینه کرونا و فناوری‌های مالی صحبت کنم.

رضا قربانی / کارشناس ارشد مدیریت رسانه

اول؛ کرونا نه منشا خیر است و برکت و نه دشمن شماره یک بشریت؛ کرونا نه تاریخ را به دو نیمه تقسیم می‌کند نه یک موضوع گذرا است. کرونا بی‌خردی انسان معاصر را در صورتش کوبید و برای اولین بار هیچ نژاد و نوع و طبقه‌ای از این سیلی در امان نماند! آنها که عادت کرده بودند سیلی بزنند و فرهنگ سیلی بر همه رفتارشان و افکارشان حاکم شده بود هم برای اولین بار سیلی خوردند؛ آن هم از موجودی نادیدنی. کرونا صرفا نام یک ویروس مرگبار است. بعضا برخی کرونا را با تحریم اشتباه می‌گرفتند و تصور می‌کردند که همان گونه که تحریم‌ها باعث شدند تغییر و تحولات جدی در اثر نداشتن و محرومیت کلید بخورد کرونا هم چنین کاری را کرد.

کرونا به ما نشان داد که ما مردم جهان چقدر بی‌نظم و بی‌برنامه هستیم و چقدر مدهوش پیشرفت‌های خودمان شده‌ایم. کشورهایی هم که غرور بیشتری داشتند در ابتدا بیشتر آسیب دیدند ولی همین کشورها بعد از این که از شوک اولیه بیرون آمدند راه برون‌رفت را پیدا کردند در حالی که بسیاری مانند ما هنوز در گیرودار تبلیغات هستیم. متاسفانه کرونا از طریق واکسن و دارو از بین می‌رود و تبلیغات اثری بر این ویروس ندارد یا حداقل تا امروز چنین اثری ثابت نشده است!

ادامه…

عبور از گردنه حیران در شب تاریک مه‌آلود

شماره پیشین ماهنامه عصر تراکنش تحت تأثیر کرونا بود؛ گفتیم که بحران اعتماد بحران جدی این روزهای ایران است و در صورتی که با صراحت با این پدیده روبه‌رو نشویم، باید منتظر چالش‌ها و مشکلات بیشتری باشیم. در این شماره اما با یک راه‌حل آمده‌ایم؛ ولی راه‌حل ما از جنس نوشدارو نیست که دوای همه دردها باشد؛ ولی در صورت توجه کسب‌وکارها و مدیران دولتی به این موضوع به‌صورت درست، شاید راه نجات خوبی باشد. ما تصور می‌کنیم جامعه ایران برای توسعه محتاج توسعه کسب‌وکارهاست و در صورت عدم توسعه کسب‌وکارهای مفید برای جامعه شکاف اعتماد بزرگ‌تر می‌شود.

کسب‌وکارها هم هرگز نمی‌توانند برای مردم مفید باشند؛ مگر اینکه پیوسته متوجه مسئولیت اجتماعی خود باشند. متاسفانه در سال‌های گذشته کلمه «مسئولیت اجتماعی» آن‌قدر بی‌منطق استفاده شده که در این روزهای کرونایی هم باید بااحتیاط به این واژه نزدیک شد. متاسفانه به قول یکی از دوستانی که در همین شماره هم طرف گفت‌وگویمان بوده، ما به ناموس واژه‌ها تجاوز می‌کنیم! این تجاوز در نهایت منجر به این شده که واژه‌ها از معنا تهی شوند و اگر رسانه‌ای مانند «عصر تراکنش» به سراغ موضوع مسئولیت اجتماعی کسب‌وکارها برود، بسیاری انتظار دارند از کمک‌های انسان‌دوستانه بگوید؛ چیزی که در این سال‌ها از منظر بسیاری معادل مسئولیت اجتماعی شده است؛ ولی مسئولیت اجتماعی فراتر از کمک‌های خیریه است.

ادامه…

زنبور بی‌عسل!

رضا قربانی / تحلیلگر کسب‌وکارهای فناوری / در یک تحلیل ساده جامعه ایران دو بخش دارد: بخش رسمی و بخش غیر رسمی! این دو در کنار هم زندگی می‌کنند؛ بخش زیادی از اقتصاد ایران (و شاید سیاست و بخش‌های دیگر) در جامعه غیر رسمی جلو می‌رود. مفاهیم زیادی را می‌توان ردیف کرد که با بررسی آنها متوجه می‌شویم بخش غیررسمی (و البته غیر شفاف) ایران چقدر بزرگ است؛ آن گونه که دکتر محمد فاضلی در یادداشتی نوشته است: غیررسمی شدن نیروی کار، سکونت، فعالیت فرهنگی و فراغت، فعالیت سیاسی، فضای رسانه‌ای، روابط جنسی، مهاجران افغانستانی و مصرف آب و برق تنها نمونه‌هایی از غیررسمی شدن در جامعه ایران هستند.

از سوی دیگر اگر به روندهای ۵ سال آینده نگاه کنیم و عدم قطعیت‌ها و قعطیت‌های بالای ۷۰ درصد را بررسی کنیم به نظر می‌رسد در ۵ سال آینده جامعه ایران به سمت دیجیتالی شدن و تغییر نسل و سبک زندگی می‌رود. به عبارتی خواسته یا ناخواسته جامعه ایرانی به کمک فناوری به سمت شفافیت بالاتری می‌رود و در نهایت فشار بر بخش غیررسمی و غیرشفاف بیشتر می‌شود. نمونه‌ای از این روند را هم می‌توان در ورود دسته‌جمعی مردم به بورس دید؛ در نهایت علی‌رغم همه مسائلی که در بورس وجود دارد این بازار جزو شفاف‌ترین بازارهای ایران است و عمیق‌تر شدن آن در نهایت به شفافیت بیشتر اقتصاد ایران منجر می‌شود.

محدودیت برای پلتفرم‌ها

با این مقدمه کوتاه حالا به این سوال بپردازیم که تا چه زمانی می‌توان پلتفرم‌های خرید و فروش آنلاین را محدود کرد؟ استدلال برخی برای محدود کردن پلتفرم‌های خرید و فروش آنلاین این است که آنها بازار را به هم می‌زنند و یا باعث گرانی می‌شوند. ممکن است این پلتفرم‌ها در مواردی باعث افزایش قیمت کالایی در بازار یا حتی به هم ریختن آن شوند؛ منتها نکته اصلی اینجاست که اگر پلتفرمی ظرفیت این را دارد که بازار را به هم بریزد این از توان اجرایی پلتفرم نیست؛ این به ناتوانی قانون‌گذار و عدم درک پارادایم‌های حاکم بر دنیای جدید برمی‌گردد.

ادامه…

باز کردن مدل ذهنی‌ام نسبت به دنیا

دوستانم در کارمان خواسته‌اند بگویم چرا به دنبال ایجاد مسیر جدیدی در حوزه فعالیتم رفته‌ام؛ اشتیاق، انگیزه و عوامل درونی که باعث شده به مسیر و حرفه خودم فراتر از منافع مالی و شخصی فکر کنم چیست؟ دوستانم پرسیده‌اند این اشتیاق و عامل چه بوده که  باعث شده از استانداردهای فضای حرفه‌ای و چارچوب‌ها فراتر بروم و با ایجاد مسیری متفاوت و نوآوری حرفه‌ام را دنبل کنم؟

توصیفاتی که دوستان در پرسش‌ها کرده‌اند بسیار وسوسه‌انگیز است و ذهن را ناخودآگاه به سوی خودشیفتگی می‌برد و حتی ممکن است دست به تعارف‌های مرسوم بزنیم که نه من این این قدر نیستم! فارغ از این که توصیفات نهفته در پرسش بر من منطبق است یا نه، اگر بخواهم درباره فلسفه و مدل ذهنی‌ام بگویم این موارد به نظرم می‌رسد:

۱

دگران کاشتند و ما خوردیم/ ما بکاریم و دیگران بخورند: 

صادقانه تصور می‌کنم پول، منافع مالی و همه دست‌ساخته‌های بشر هیچ‌کدام نمی‌توانند جایگزین چیزهای بسیار ساده‌ای مثل نان، آب، گرما، عشق و محبت شوند. قطعا من هم به دنبال منافع فردی خودم هستم، ولی تا جایی که یادم هست تلاش کرده‌ام منافع فردی‌ام را به منافع جمع گره بزنم. تصور می‌کنم سود ما باید در سود جامعه باشد نه در ضرر آن.

۲

تو نیکی می‌کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز: 

اثر پروانه‌ای بر همه چیز حاکم است؛ منتها باید دقت کنیم بُعد زمان را فراموش نکنیم. گاهی اوقات یک نتیجه بد که می‌گیریم، تاثیر کار اشتباهی است که سال‌ها قبل انجام داده‌ایم و بالعکس؛ گاهی اوقات یک دستاورد نتیجه انتخاب درست سال‌های دور است. هیچ چیز در دنیا بی‌هدف نیست و نباید فراموش کنیم ما کوچک‌تر از طبیعت هستیم. چاره‌ای نداریم جز این که بهترین خودمان باشیم ولی نتایج دست ما نیست.

۳

با دوستان مروت با دشمنان مدارا:

تصور می‌کنم توضیح خاصی لازم ندارد.

۴

و قاعده تصادف: 

هیچ گاه شنیده نشده بگویند کسی در کنکور رتبه یک شده ولی قبل از آن در کنکور شرکت نکرده است یا کسی از طبقه ۱۰۰ سقوط کرده ولی پیش از آن به طبقه ۱۰۰ نرفته. رتبه یک شدن و سقوط یک تصادف است اما حضور در کنکور و ۱۰۰ طبقه را بالا رفتن تصادفی نیست. این ما هستیم که انتخاب می‌کنیم در مسیر کدام تصادف‌ها قرار بگیریم؛ ولی این که چه چیزی در پیچ بعدی انتظار ما را می‌کشد را ما انتخاب نمی‌کنیم.

این چیزهایی بود که خیلی سریع به ذهنم رسید و قطعا نه جامع است و نه مانع! چیزهایی است که این سال‌ها در من درونی شده است. امیدوام به کار دیگران هم بیاید.

رضا قربانی / رئیس هیات مدیره راه پرداخت

برای کسب‌وکارهای نوین کرونا فقط فرصت نیست

توضیح: این یادداشت را اولین بار برای هفته‌نامه تجارت فردا نوشتم؛ اینجا سعی کردم توضیح دهم که برخلاف تصور رایج کرونا فقط فرصت نیست؛ برخی تصور می‌کنند کرونا باعث می‌شود کسب‌وکارهای نوین راه صد ساله را یک شبه بروند. اما این راه پرتگاه‌های زیادی دارد.

رضا قربانی / تحلیلگر کسب‌وکارهای فناوری / کرونا در ماه‌های اخیر بحران‌های گسترده‌ای را در جهان ایجاد کرده است؛ بیکاری، افزایش ملی‌گرایی، رکود تولید و مهم‌تر از همه تردید به اصول محکم فلسفی که جهان امروز ما بر پایه آنها ساخته شده است. کرونا باعث شد شکاف‌های موجود در جهان پررنگ‌تر شود. 

راه‌حل‌های موقتی مانند فاصله‌گذاری اجتماعی هم باعث شد کسب‌وکارهایی که مبتنی بر حضور در یک مکان فیزیکی بودند به شدت دچار مشکل شوند؛ از آن سو اقبال به کسب‌وکارهایی که برای بهره‌مندی از خدمات آنها نیازی به حضور فیزیکی نبود بیش‌تر از گذشته در کانون توجه قرار گرفتند. در این بین کسب‌وکارهای نوین که بیشتر آنها مبتنی بر فناوری‌های دیجیتال هستند خوش درخشیدند.

به عنوان نمونه کمپانی‌های پرداختی که تراکنش‌های کارتی در فروشگاه‌ها بخش عمده تراکنش‌های آنها است، مانند ویزا و مستر کارت دچار افت قیمت سهام شدند؛ در عوض کمپانی‌هایی مانند استرایپ و پی‌پال که تراکنش‌های آنلاین را پردازش می‌کنند با اقبال سرمایه‌گذارن مواجه شدند.

این اقبال و توجه باعث شد برخی تصور کنند رونق دیجیتالی‌ها فرا رسیده و اکنون دور دور آنهاست؛ نکته‌ای که بسیاری توجه نمی‌کنند این است که در صورت ادامه وضعیت فعلی جهان وارد دوره رکود خطرناکی می‌شود که در نتیجه آن تر و خشک با هم می‌سوزند و نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که بخشی از اقتصاد نابود شود اما بخش دیگری رونق یابد.

نه فقط در ایران بلکه این روزها بحران اعتماد به بحران جدی تبدیل گشته و در صورتی که با صراحت با این پدیده روبه‌رو نشویم، باید منتظر چالش‌ها و مشکلات بیشتری باشیم.راه حل چیست؟ راه‌حل این است که کسب‌وکارهای کوچک و متوسط را نجات دهیم و یادمان باشد که پایه‌های امروز جوامع مبتنی بر توسعه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است؛ همان‌هایی که در بحران‌ها فراموش می‌شوند. در صورت عدم توسعه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط شکاف اعتماد بزرگ‌تر می‌شود.

ادامه…

چرا بپرسیم چرا؟

توضیح: این متن را اولین بار برای ماهنامه عصر تراکنش نوشتم.

رضا قربانی / حدود ۹ ماه دیگر وارد قرن ۱۵ هجری شمسی می‌شویم. قرنی که بر ما عجیب گذشت؛ در این قرن به طور کلی روبه‌جلو بودیم ولی انتظارمان بیش از این بود. حالا سوال این است که قرن بعدی بر ما چه خواهد گذشت؟ در این قرن یک انقلاب، چند کودتا، چند جنگ و تغییرات گسترده سیاسی را پشت سر گذاشتیم. تقریبا از نیمه‌های این قرن ساختار اقتصادی مدرن ایران شکل گرفت و از همان ابتدا هم مسیر را کج شروع کردیم. امروز ساختار اقتصادی ایران نه دقیقا منطبق بر ساختارهای سرمایه‌داری است و نه دقیقا منطبق بر ساختارهای چپ و سوسیالیستی. 

ساختار قدرت هم در ایران به مرور پیچیده شده و تاب‌آوری ایران در برابر چالش‌ها هم همگان را متعجب کرده است. ایران با این که موفق نشده جریان سوم تاثیرگذاری در جهان خلق کند منتها تاب‌آوری در برابر فشارهای داخلی و خارجی باعث شده ایران برای بسیاری سوژه جذاب باشد و خیلی‌ها می‌خواهند بدانند آخر شاهنامه چه می‌شود.

ایران ملغمه‌ای از مفاهیم گوناگون و گاه متضاد است. ترکیب و تنوع ایران شاید به اندازه جاهایی مانند آمریکا نباشد، اما قطعا بسیار بیشتر از اکثر نقاط جهان است. ایران گهواره‌ای برای رشد تمدن‌های مختلف بوده و با این که در طول زمان بخش‌های زیادی از ایران را از آن کنده‌اند و گاهی همان بخش‌ها در مقابل ایران ایستاده‌اند؛ اما در صد سال گذشته ایران خودش را حفظ کرده است.

ادامه…

شروع یک پایان

توضیح: این یادداشت را برای هفته‌نامه تجارت فردا نوشتم؛ سعی کردم توضیح دهم که چرا ایجاد انحصار و دخالت رگولاتور در بازار سینمای خانگی چگونه این بازار را نابود می‌کند.

رضا قربانی / کارشناس ارشد مدیریت رسانه / اخیرا از قول مدیر کل دفتر نظارت بر تولید فیلم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نقل قولی منتشر شده که «تعداد مجوزهای صادره و سریال‌های درحال تولید و آماده توزیع برای نمایش خانگی بیشتر از نیاز و ظرفیت بازار است و تا نمایش چند سریال آماده توزیع و ایجاد تعادل میان زنجیره صدورمجوز تا توزیع لازم است چند ماهی از صدور مجوز جدید خودداری شود.» او گفته است «در غیر اینصورت با پدیده جدیدی به نام سریال سوزی مواجه خواهیم شد. مانند مشکلاتی که در افزایش تولید فیلم‌های سینمایی ایجاد می‌شود و به فیلم‌سوزی و سرمایه‌سوزی منجر می شود و گریبان نمایش خانگی را نیز خواهد گرفت.»

ایجاد محدودیت به بهانه اشباع بازار پدیده جدیدی در اقتصاد ایران نیست. با این که صادرکنندگان مجوز کسب‌وکار حق ندارند به بهانه اشباع بازار مانع صدور مجوز شوند، اما به این حکم عمل نمی‌کنند؛ دفاتر خدمات قضایی، دفترخانه‌ها، کارگزاری‌های بورس، شرکت‌های پرداخت، بانک‌ها و بیمه‌ها و تقریبا همه کسب‌وکارهایی که برای فعالیت نیاز به مجوز دارند مشمول این موضوع هستند و می‌بینیم که مجوز خلق کسب‌وکار جدید به کسی داده نمی‌شود.

این که رگولاتور در ایران خودش را در جایگاهی ببیند که برای پدیده‌ای مانند اشباع بازار مستقیم وارد عمل شود پدیده نادر و جدیدی نیست.

ادامه…

چرا زمین اینترنت زیر پای ما لرزان شد؟

توضیح: این یادداشت را سال گذشته برای هفته‌نامه تجارت فردا نوشتم؛ سعی کردم توضیح دهم که چرا اینترنت زمین جدیدی در فعالیت‌های اقتصادی است؛ به عبارتی کسانی که سعی می‌کنند اینترنت را ویران کنند مانند کسانی هستند که زمین‌های کشاورزی را به جرم کشت خشخاش نابود می‌کنند.

از ورود جدی اینترنت به ایران ۲۰ سال هم نمی‌گذرد! این در حالی است که ۱۲۰ سال می‌شود که نفت به کلیدواژه حاکمان و مردم ایران تبدیل شده است. شاید اگر اینترنت در ایران هم پدیده‌ای ۱۲۰ ساله بود این چنین زمین اینترنت زیر پای ما لرزان نمی‌شد! شاید اگر اینترنت توسط دولت‌ها در ایران جدی‌تر گرفته می‌شد اکنون تحریم‌های جهانیان در زمینه اینترنت ایران جدی‌تر هم بود. هرچند فعلا نیازی به تلاش توسط دولت‌های خارجی نیست و در ایران کسانی هستند که اینترنت را تحریم و این مهم‌ترین زمین جدید بازی اقتصاد در جهان را نابود کنند.

این روزها اینترنت در ایران مانند زمینی مین‌گذاری شده است و اگر کسی بخواهد در این زمین فعالیت اقتصادی انجام دهد حواسش باید پرت خیلی‌ چیزها باشد؛ همه فعالان اینترنت در ایران حضور در یک زمین پر از مین را انتخاب کرده‌اند. اگر این زمین محصولی بدهد فعلا خیلی بهتر از زمین‌های دیگر نیست و اگر پای کسی روی یکی از این مین‌ها برود حسابش با کرام‌الکاتبین است.

شرح ورود اینترنت به ایران در چند دقیقه

ایران نخستین کشور خاورمیانه بود که به اینترنت متصل شد، ولی امروز در بسیاری از شاخص‌های مهم اینترنت اول نیستیم. اینترنت در ایران امروز به یک موضوع امنیت ملی تبدیل شده و همین باعث گشته بسیاری از فرصت‌های اقتصادی فعالیت در بستر اینترنت در تنگنا قرار بگیرد. چه شد که اینترنت چنین مهم شد؟

سال ۱۳۷۱ دانشگاه‌هایی مانند شریف و گیلان از طریق مرکز تحقیقات فیزیک نظری برای اولین بار به اینترنت وصل شدند. این نخستین تلاش‌های ایرانی‌ها برای اتصال به جهان سایبری بود. مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات که بعدها نامش شد پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، و البته شخص دکتر شهشانی نقش مهمی در اتصال ایران به اینترنت داشتند. اولین شرکت ISP هم سال ۷۳ در ایران راه‌اندازی شد: ندا رایانه.

ادامه…

بیت‌کوین و دیگر هیچ!

در چند سال گذشته یکی از کلیدواژه‌های اصلی که زیاد تکرار کرده‌ام بیت‌کوین بوده است؛ هرچند که بیت‌کوین را اکوسیستم کاملی نمی‌دانم و تصور می‌کنم لازم است به مرور بهبودهایی پیدا کند منتها در حال حاضر دستاوردی فوق‌العاده است. بنابراین در ایران جزو اولین افرادی بودم که با نام خودم درباره بیت‌کوین نوشتم و از آن دفاع کردم. یادم هست آن اوایل زمان زیادی صرف می‌شد که توضیح دهیم بیت‌کوین گلدکوئست نیست! بگذریم.

چند وقت پیش دوستانم در میهن بلاکچین مصاحبه‌ای با من انجام دادند که بهانه‌اش هالوینگ (یا به قول علما هاوینگ) بیت‌کوین بود. متن گفت‌وگو را در ادامه آورده‌ام و همین بهانه‌ای شد نگاهی بیندازیم به برخی از مطالبی که در این وب‌سایت از قول من قبلا کار شده است.

ادامه…

چرا هر چیزی به سرعت توان این را دارد که به یک بحران رسانه‌ای تبدیل شود

توضیح ضروری: این مطلب را سال گذشته برای ماهنامه مدیریت ارتباطات نوشتم و الان اینجا بازنشر می‌کنم.

نه رسانه میدان جنگ است و نه فعالان رسانه‌ای چریک‌های این جنگ نرم! رسانه رسانه است؛ ابزاری مانند صدها ابزار دنیای جدید. رسانه بخشی از دنیای جدید است و برخلاف تصور این دنیای جدید سابقه و تاریخ طولانی ندارد. مظاهر رسانه‌ای دنیای جدید چنان تازه هستند که اگر به دهه هفتاد بازگردیم و بگوییم تا ۲۰ سال بعد ابزارهای کوچکی می‌آید که به اندازه یک کف دست است و جایگزین کتاب و روزنامه و هفته‌نامه و ماهنامه و حتی تلویزیون و رادیو می‌شود کسی باور نمی‌کند.

چنین تصاویری در دهه ۷۰ در نشریه‌هایی که از جنس آینده بودند مثل دانستنیها و دانشمند منتشر می‌شد و چندان جدی گرفته نمی‌شد. همان زمان رسانه معادل روزنامه بود و روزنامه معادل کاغذ. متاسفانه هنوز هم همین طرز فکر ابزارگرایانه و تقلیل‌گرا را شاهد هستیم. هنوز هم بسیاری تصور می‌کنند روزنامه یعنی کاغذ.

در کتاب و فیلم هری پاتر روزنامه‌هایی توصیف شده بود که تصاویر آن مانند فیلم متحرک بودند. در زمان ساخته شدن اولین قسمت‌های این فیلم این تصاویر بیش از حد تخیلی بود؛ ولی امروز به لطف توسعه HTML5 و CSS3 شاهد وب‌سایت‌هایی هستیم که فیلم و گرافیک و تصویر و متن را در هم آمیخته‌اند و همه فرم‌های رسانه‌ای به خدمت ارائه محتوا آمده‌اند.

ادامه…

۵ سوال ساده درباره بیت‌کوین و بررسی این که چگونه با لجبازی فرصت‌ها را از دست می‌دهیم؟

توضیح ضروری: این یادداشت را سال گذشته برای هفته‌نامه تجارت فردا نوشته بودم. معمولا عادت ندارم نوشته‌هایم در رسانه‌ها را بازنشر کنم و جای دیگری به جز منبع اصلی هم منتشر کنم؛ عادت بدی که باید کنارش بگذارم!

در این یادداشت کوتاه با ۵ سوال به این می‌پردازیم که بیت‌کوین چه فرصت‌هایی در دل خود داشت و رفتار ما با این فرصت چگونه بوده است و ادامه این مسیر ما را به کجا می‌رساند.

سوال اول؛ آیا ماینینگ، بیت‌کوین، بلاکچین، دفتر کل توزیع‌شده فقط یک تجارت پر سود هستند نه چیزی دیگر؟ 

مفاهیمی که گفته شد بخشی از یک تجارت پر سود هستند ولی تخفیف اقتصاد توکن و اقتصاد کریپتو به تجارتی پر سود ظلم است به فرصت‌های بزرگ پیش روی ما. تا سال‌ها تمام واسطه‌ها متمرکز مدیریت می‌شدند. امکان مدیریت واسطه‌ها به صورت توزیع‌شده نیاز به ابزارها، دانش و مهارتی داشت که خلا آن باعث شده بود واسطه‌ها متمرکز باشند.

چه در ساختارهای سیاسی چه در ساختارهای کسب‌وکاری تا پیش از خلق مفهوم بلاکچین، توزیع‌شده‌ترین راه‌حل‌های موجود هم تا حد بسیار زیادی در ذات خودشان متمرکز بودند. فناوری این فرصت را به ما داد که واسطه‌ها را تا حد ممکن توزیع‌شده کنیم. ایده اصلی بلاکچین جایگزینی واسطه‌ها در حوزه‌های گوناگون مثلا فعالیت‌های مالی با چند خط کد و یک مکانیسم اجماع است.

مانند هر چیز جدید و تازه آنهایی که سریع‌تر به سراغ موضوع رفتند سود‌های عجیبی نسبت به کسانی که دیرتر این فرصت را فهمیدند به دست آوردند. ولی در حال حاضر ولی این مفاهیم از مرحله  سودهای رویایی گذشته‌اند و نمی‌توان انتظار سودهای عجیب و غریب در هیچ کدام از این فعالیت‌ها را داشت. اکنون این فناوری‌ها در حال رسیدن به بلوغ هستند و به مرور به یک صنعت واقعی تبدیل می‌‌شوند. مانند مسیری که نفت، طلا، سرگرمی و اینترنت در جهان طی کردند. مواردی که گفته شد در حال تبدیل شدن به صنعت هستند. اینجا سوال بعدی مطرح می‌شود.

ادامه…

کسب‌وکارهای اینترنتی و کرونا / فرصت یا سراب فرصت؟

توضیح ضروری: این متن را اواخر اسفند سال ۱۳۹۸ نوشتم و هنوز هم فکر می‌کنم تازه است.

این درست است که کسب‌وکارهای اینترنتی و با رشد سریع، سهم روبه‌رشدی در اقتصاد دارند، اما بیایید جهانی را تصور کنیم که در آن به‌طور کامل به این باور برسیم که سایر انواع کسب‌وکارهای کوچک اهمیت چندانی ندارند. اگر سیاست‌گذاران بتوانند شرکت‌های اینترنتی و با رشد سریع را در همان مراحل اولیه تشخیص دهند، ممکن است به‌طور منطقی تصمیم بگیرند که زمانی را برای مجوز دادن یا حمایت از سایر کسب‌وکارها اختصاص ندهند.

استدلال اقتصادی نیز چنین خواهد بود که کسب‌وکارهای کوچک ارزش توجه دولت و بازار را ندارند؛ چراکه آنها با سرعت زیاد شکست می‌خورند و توسط دیگر کسب‌وکارها جایگزین می‌شوند و در مجموع به نظر نمی‌آید که چیزی به اقتصاد اضافه کنند.

در این‌چنین جهان خیالی، وام‌ها و دیگر خدماتی که کسب‌وکارهای کوچک را حمایت می‌کنند، وجود نخواهند داشت. بدون یک بازار وام‌دهی به کسب‌وکارهای کوچک، هیچ سرمایه‌گذار خصوصی برای این کسب‌وکارها وجود نخواهد داشت؛ به‌جز تعداد کمی شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطر‌پذیر که روی نوآوری و صنایعی با فناوری بالا متمرکزند. این نوع اقتصاد توسط کسب‌وکارهای بزرگ هدایت می‌شود، به نحوی که هر مغازه خیابان اصلی به یک رستوران زنجیره‌ای یا یک فروشگاه زنجیره‌ای تبدیل خواهد شد؛ بنابراین به استثنای چند کارآفرین با رشد سریع، هیچ‌کس به‌تنهایی مالک مغازه‌ای نخواهد بود. یک راننده اسنپ یا تپسی به‌عنوان یک کارمند اسنپ یا تپسی فعالیت خواهند کرد و یک وکیل در یک شهر کوچک کارمند یک شرکت وکالت بزرگ خواهد شد.

ادامه…

فعلا هستم جناب

باید خودم را این‌گونه معرفی کنم: «ستوان دوم وظیفه وظیفه، رضا قربانی، پایه خدمتی اسفند ۹۳، جمعی گردان عاشورا، گروهان ایمان هستم، جناب!»

در ادای هستم بر روی «ت» تاکید می‌کردیم و میم را هم به سکون می‌رساندیم؛ به گونه‌ای که ضرباهنگ بین هستم و جناب یک فرود و فراز سهمگینی را تشکیل می‌داد که فرمانده حظ وافر ببرد. سربازی بهتر بود که این جمله را محکم‌تر ادا می‌کرد.

شاید این طوری دشمن بیشتر می‌ترسد! تکرار تکراری این کلمه‌ها قرار بود نظم را به ما یاد بدهد؛ چیزی که حتی اگر داشتیم این روزش آن را از ما گرفت. قرار بود هر روز ۴ صبح بیدار شدن به ما نشان دهد که انسان چه توانایی‌های سهمگینی دارد.

هر روز ۴ صبح بیدار شدیم بی‌آن‌که بدانیم چرا! و ایمان آوردیم که هر روز ۴ صبح بیدار شدن حتی به مدت ۲ سال هیچ کسی را منظم نمی‌کند. نظم از یک هدف می‌آید و وقتی هدفی در کار نیست نظم یک صورت ظاهری بی‌سیرت است.

ادامه…

درباره انرژی‌ و انرژی‌های تجدیدپذیر به بهانه مینی سریال چرنوبیل

توضیح ضروری: این متن را حدود پنج شش ماه پیش نوشتم و از آن زمان تا امروز اتفاقات زیادی رخ داده است؛ ولی این روزها که قیمت نفت سقوط کرده مرور این متن خالی از لطف نیست.

چرا چرنوبیل مینی سریال خوبی نیست؟ این سریال تلاش کرده در ۵ اپیزود خود بگوید در حال روایت دست اول و منطبق بر واقعیت است. کسانی که از این سریال ذوق‌زده شده‌اند گویی برای اولین بار است که ماجرا چرنوبیل را می‌شنوند. برای کسانی که پیش از این درباره این ماجرا چیزهایی شنیده‌اند این سریال حتما چیزهای جالبی دارد منتها برای دانستن درباره این فاجعه مستندها و تصاویر و متن‌های درخشان زیادی وجود دارد.

زمانی که دانشگاه مهندسی شیمی می‌خواندم یکی از دغدغه‌هایم انرژی‌های سبز  و تجدیدپذیر بود. همان سال‌ها متوجه شده بودم که چه راه‌های خوبی وجود دارد و می‌توان از چه راه‌های خوبی به سراغ تولید انرژی رفت. نکته‌ای که درباره نفت کمتر کسی می‌گوید این است که نفت تا چند سال دیگر (شاید۱۰ شاید هم ۲۰ ولی واقعا نه بیشتر از این) دیگر به کار دنیا نمی‌آید. تولید انرژی از طریق روش‌های سبز مدت‌هاست در دنیا در حال پیگیری جدی است.

می‌گویند زمانی که اعراب و ایران نفت را گران کردند و سرمست از این پیروزی بودند هنری کیسینجر لبخند به لب داشت. بسیاری در آمریکا دچار بحران سوخت شدند و پمپ بنزین‌ها سوخت نداشتند و تعطیل شده بودند. کیسینجر برخلاف بسیاری معتقد بود گران شدن نفت موتور محرکه توجه به انرژی‌های دیگر را ایجاد می‌کند. به عبارتی تا زمانی که نفت ارزان است روش‌های دیگر گران هستند و کمتر کسی سراغ آنها می‌رود. ولی وقتی نفت گران می‌شود روش‌ها دیگر تولید انرژی هم مورد توجه قرار می‌گیرند.

ادامه…

نگاهی به مهم‌ترین درس‌ها و روندهای سال ۹۸ که در سال ۹۹ به ما کمک می‌کند راه را از بی‌راه تشخیص دهیم

توضیح ضروری: این متن را ۳ ماه پیش نوشتم؛ ولی هنوز هم چیزهای جالبی دارد. این متن را زمانی نوشتم که خبری از کرونا نبود ولی فکر می‌کنم مرور متنی از زمانی که کرونا‌زده نبودیم هم چیزهای خوبی در خودش دارد.

جزو کسانی هستم که تصور می‌کنم لحظه تحویل سال هیچ اهمیتی ندارد! اصلا چه معنا دارد که یک لحظه از یک زمان اهمیتی بیشتر از بقیه زمان‌ها داشته باشد؟ تحویل سال هم زمانی است مانند همه زمان‌های دیگر و تغییری اگر بخواهد رخ بدهد با رفتن و آمدن سال‌ها رخ نمی‌دهد. اگر قرار بر تغییر بود که تا امروز بارها و بارها تغییر کرده بودیم؛ این در حالی است که سال‌ها از پی هم می‌آیند و می‌‌روند و هیچ چیزی از این گذر بر ما اثر نمی‌کند؛ این دقیقا وضعیت ما است و فناوری. 

فناوری به تنهایی نمی‌تواند بر ما اثر بگذارد و اگر بخواهیم سال را مرور کنیم حتما باید به این موضوع توجه داشته باشیم که روایت آن چیزی که در سال رخ داده می‌تواند صرفا به این صورت باشد که چنین شد و چنان و تمام. سال ۹۸ هم کم اتفاق نداشتیم که می‌شود آن را با سوز روایت کرد و شمع محفل یاران شد که در سال ۹۸ چنین شد و چنان. 

از آن سو این سال را هم می‌توان مثل همه سال‌های دیگر دید؛ ادامه یک مسیر منطقی: تقابل موافقان تغییر و مدافعان وضع موجود. در این سال شاید این تقابل در فناوری به بیشترین حد خودش نسبت به سال‌های قبل رسید و البته این دلیلی نمی‌شود که این تقابل در سال ۹۹ بیشتر هم نشود. با چند سال تاخیر نسبت به کشورهای توسعه یافته در ایران ابزارها و فناوری‌ها باعث خیلی از اتفاقات می‌شوند؛ دوستی‌ها و دشمنی‌ها را پررنگ‌تر می‌کنند. طبقات جدید خلق می‌شوند و کسب‌وکارهای تازه‌ای به جهان اضافه می‌شوند.

ادامه…