«بچهغول» متولد شد

امروز ۱۶ مرداد ماه و به مناسبت روز خبرنگار (۱۷ مرداد ماه)، پژوهشکده پولی و بانکی پاداش مناسبی به خبرنگاران حوزه بانک داد. پژوهشکده پولی و بانکی که از نامش به نظر نمی‌آید کارش وب‌سایت خبری راه‌انداختن باشد، وب‌سایت خبری زده است و پا در عرصه‌ای گذاشته و به رقابت با کسانی پرداخته که تا دیروز قرار بود منبع خبری آنها باشد. ما به فال نیک می‌گیریم این دست‌اندازی فیل به زمین بازی خرگوش‌ها را و به همین مناسبت آن وب‌سایت رنگی‌رنگی را «بچهغول» می‌نامیم. ممکن است بگویند بنده چون هفت هشت سالی خون دل خورده‌ام پای شبکه راه پرداخت و در این سال‌ها یک یه ریالی هم از هیچ دولتی نگرفته‌ام و خوشحالم که چنین خطایی نکردم، ناراحتم که دولت پول بیت‌المال را این طوری حرام می‌کند. هر کسی فکر می‌کند که من ناراحتم کاملا درست فکر می‌کند. چون من در این سال‌ها به سختی خودم را سرپا نگه‌داشته‌ام که اخلاق حرفه‌ای را رعایت کنم و با انواع موانع کسب‌وکار مثل مالیات و بیمه و انواع قوانین دست‌‌وپاگیر مبارزه کرده‌ام که آخرسر چه بشود؟ یک نهاد دولتی، پول دولت، یعنی همان پولی که از مالیات گرفتن از من و امثال من به‌دست‌آمده را این گونه حرام کنند؟ اگر حداقل یک وب‌سایتک درست و حسابی می‌ساختند من با طیب خاطر دکانم را تعطیل می‌کردم، اما وقتی می‌بینم یک وب‌سایت رنگی‌رنگی ساختند باید سکوت کنم؟

از دمده بودن گرافیک وب‌سایت و شلختگی رنگی و نداشتن نظم بصری می‌گذریم. از انیمیشن‌های مربوط به بیست سال پیش در عناصر وب‌سایت می‌گذریم. از فونت بد وب‌سایت می‌گذریم؛ اما وب‌سایت خبری پژوهشکده پولی و بانکی که با یک واسطه می‌شود وب‌سایت خبری بانک مرکزی ایران قرار است در آن بخش اخبار بانک‌ها اخبار کدام بانک‌ها را پوشش دهد؟ همان‌هایی که قرار است بانک مرکزی بر آنها نظارت کند؟ در ادامه قرار است از این بانک‌ها تبلیغات هم گرفته شود؟ دوستان پژوهشکده گویا اسپانسرشیپ‌هایی که برای رویدادهای نیمچه دولتی‌شان می‌گیرند حسابی سرکیف‌شان آورده که اینجا هم می‌خواهند از بانک‌ها تبلیغات بگیرند غافل از این که قبری که بالاسرش ایستاده‌اند مرده‌ای در آن نیست. بوی کباب به مشام دوستان رسیده ولی خبر ندارند که خر داغ می‌کنند! دوستان پژوهشکده برای برگزاری هر رویدادی از هر اسپانسر عددی می‌گیرند که گاهی بیشتر از کل درآمدهای یک وب‌سایت در طول یک سال است. اگر هم که تصور خیریه‌ای دارند و اصلا این دکان را نزده‌اند که درآمدی کسب کنند از همین الان باید فاتحه این پولی که دور ریخته شده را خواند. بعد یک سوال دیگر. شرکت خدمات انفورماتیک هم بانک است که آن را در فهرست بانک‌ها آورده‌اید؟ من هر جوری فکر می‌کنم نمی‌دانم چطوری با این شتر گاو پلنگ باید روبه‌رو شد؟ مگر شترسواری دولا دولا هم می‌شود؟ نهاد ناظر می‌خواهد خبر آنهایی که بر آنها نظارت می‌کند را منتشر کند؟

یک مرضی این روزها دچارش شدیم و آن هم کافه‌دوستی است بدون این که مبانی کافه و کافه‌نشینی را بدانیم. این روزها همه کافه می‌زنند. شما چطور؟ من نمی‌دانم فقط یک بار کسی این متن پرتناقض «بچهغول» را خوانده است:

به گزارش شبکه خبری اقتصاد و بانک ایران (ایبِنا)، این شبکه خبری با هدف ایجاد رسانه ای مرجع در جهت کمک و همیاری با دیگر رسانه ها امروز (شنبه ۱۶ مردادماه) در آستانه روز خبرنگار به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.

ایجاد پایگاهی تحلیلی و خبری در شبکه بانکی کشور و ایجاد اتحاد و انسجام بین حوزه های اطلاع رسانی شبکه بانکی و اقتصادی از جمله اهداف این رسانه است.

با توجه به اینکه در حال حاضر رسانه های خبری موجود برای تولید محتوا و نگاه تحلیلی به فعالیت های اقتصادی، شبکه بانکی و بازار سرمایه با محدودیت مواجه هستند ، اِیبنا قصد دارد با تولید فرآورده های تحلیلی علمی و خبری به این نیاز پاسخ دهد.

این شبکه خبری قرار است در حوزه های اقتصاد کلان، بازار پول، اخبار بانک ها، بورس و بیمه، بانکداری الکترونیک و بانکداری بین الملل به تولید خبر، مصاحبه و گزارش بپردازد.

فقط یک نکته به کسانی که در این وب‌سایت معظم مشغول به کار شده‌اند بگویم که برای رضای خدا هم که شده نیم‌فاصله‌ها را رعایت کنید! شما که قرار است به بقیه درس اقتصاد و فهمیدن بدهید چند ساعت کلاس ویرایش تشریف ببرید بعد که توانستید یک متن را روان بنویسید بیایید به بقیه یاد بدهید که چه کار باید بکنند.

یک نکته کوچک دیگر هم اضافه کنم که رونمایی به معنای شروع از آن لحظه نیست و معمولا وقتی می‌خواهند از یک رسانه رونمایی کنند از مدت‌ها قبل تولید محتوای آن را شروع می‌کنند و مثلا یک وب‌سایت بدون سروصدا شروع می‌کند به فعالیت و به‌روزرسانی و در روز رونمایی یک نمونه بسیار کوچکی از آن چه که در آینده خواهد شد را نمایش می‌دهد نه این که با مشتی ویدیوی تاریخ‌مصرف‌گذشته و مشتی خبر بی‌معنا خودش را مسخره عام و خاص کند! مشت نمونه خروار است و از این محصول می‌توان فهمید که به هیچ جایی نخواهد رسید.

و در پایان به همه خبرنگاران و رسانه‌نگارانی که مظلومانه در این کشور فعالیت می‌کنند و برای گرفتن یک مصاحبه ساعت‌ها و روزها باید منتظر بمانند روز خبرنگار را تبریک می‌گویم. به کسانی که این امکان را ندارند که برای افتتاح «بچهغول» یک عالم مدیرعامل و معاون را دور هم جمع کنند و یک عالم جمله نغز از چهره‌ها بگیرند که شاخ غول شکسته‌اند!

بازاریابی محتوایی و دروغ‌هایش

افسانه‌ها درباره بازاریابی محتوایی زیاد است! واقعا چرا؟

بازاریابی محتوایی
بازاریابی محتوایی و دروغ‌‌هایش

مدتی است شرکت‌های جالبی در زمینه بازاریابی محتوایی پا به عرصه وجود گذاشته‌اند و بیشتر آن‌ها هم با ارائه آمارهایی سعی می‌کنند نشان دهند که بازاریابی محتوایی آینده بازاریابی است و کسانی که قدرت و اهمیت واژه‌ها را درک نکنند در آینده نزدیک کلاه‌شان پس معرکه خواهد بود و بهتر است که یا در کلاس‌های آموزشی معجزه‌گون آن‌ها شرکت کنند یا از بسته‌های کمکی آن‌ها برای بازاریابی محتوایی استفاده کنند و یک شبه ره صد ساله را طی کنند. قبل از اینکه به سراغ این توهم بروم بگذارید یک چیز را روشن کنم.

در عالم ارتباطات می‌گویند که «معنی» منتقل نمی‌شود و در درون انسان‌هاست و آن چیزی که جابجا می‌شود «پیام» است. در این نگاه ارتباطات مثل سامانه‌های مخابراتی مدل می‌شود که فرستنده‌ای پایش در میان است و گیرنده‌ای. رسانه هم کانالی است که این دو را به هم متصل می‌کند و پیام مثل سیگنال‌های مخابراتی از فرستنده به گیرنده منتقل می‌شود و گیرنده با توجه به سواد، احساسات، محیط، پیش‌زمینه‌های ذهنی و ده‌ها عامل دیگر معنایی از این پیام برداشت می‌کند که لزوما‌‌ همان چیزی نیست که در ذهن فرستنده پیام بوده است. می‌گویند وقتی ارتباطات کامل است که معنایی که در ذهن فرستند هست‌‌ همان معنایی باشد که در ذهن گیرنده شکل می‌گیرد. هر چقدر این نسبت از یک فاصله بگیرد ارتباط دچار مشکل بوده و معلوم است یک جای کار ایراد داشته است. مانند مخابرات اینجا هم عاملی به نام نویز در ارتباطات وجود دارد که می‌تواند پیام را دچار خدشه کند. نویز هر چیزی می‌تواند باشد مثلا گرم بودن یا سرد بودن بیش از حد محیط یک نویز است. ادامه خواندن “بازاریابی محتوایی و دروغ‌هایش”