عبور از گردنه حیران در شب تاریک مه‌آلود

در دوران کرونا بحران اعتماد جدی‌تر شد؛ برای عبور از بحران چه باید کرد؟ کسب‌وکارهای ایرانی و به‌طور خاص بانک‌ها، بورسی‌ها، بیمه‌ای‌ها و شرکت‌های بزرگ و کوچک چه کنند؟ چگونه می‌توانیم از فرصت رشد کسب‌وکارها برای عبور از بحران استفاده کنیم؟ مسئولیت اجتماعی کسب‌وکارها راه‌حل ما برای عبور از بحران است؛ منتها اول باید درباره این مفهوم با هم به توافق برسیم

شماره پیشین ماهنامه عصر تراکنش تحت تأثیر کرونا بود؛ گفتیم که بحران اعتماد بحران جدی این روزهای ایران است و در صورتی که با صراحت با این پدیده روبه‌رو نشویم، باید منتظر چالش‌ها و مشکلات بیشتری باشیم. در این شماره اما با یک راه‌حل آمده‌ایم؛ ولی راه‌حل ما از جنس نوشدارو نیست که دوای همه دردها باشد؛ ولی در صورت توجه کسب‌وکارها و مدیران دولتی به این موضوع به‌صورت درست، شاید راه نجات خوبی باشد. ما تصور می‌کنیم جامعه ایران برای توسعه محتاج توسعه کسب‌وکارهاست و در صورت عدم توسعه کسب‌وکارهای مفید برای جامعه شکاف اعتماد بزرگ‌تر می‌شود.

کسب‌وکارها هم هرگز نمی‌توانند برای مردم مفید باشند؛ مگر اینکه پیوسته متوجه مسئولیت اجتماعی خود باشند. متاسفانه در سال‌های گذشته کلمه «مسئولیت اجتماعی» آن‌قدر بی‌منطق استفاده شده که در این روزهای کرونایی هم باید بااحتیاط به این واژه نزدیک شد. متاسفانه به قول یکی از دوستانی که در همین شماره هم طرف گفت‌وگویمان بوده، ما به ناموس واژه‌ها تجاوز می‌کنیم! این تجاوز در نهایت منجر به این شده که واژه‌ها از معنا تهی شوند و اگر رسانه‌ای مانند «عصر تراکنش» به سراغ موضوع مسئولیت اجتماعی کسب‌وکارها برود، بسیاری انتظار دارند از کمک‌های انسان‌دوستانه بگوید؛ چیزی که در این سال‌ها از منظر بسیاری معادل مسئولیت اجتماعی شده است؛ ولی مسئولیت اجتماعی فراتر از کمک‌های خیریه است.

ادامه خواندن “عبور از گردنه حیران در شب تاریک مه‌آلود”

زنبور بی‌عسل!

حذف قیمت و در نهایت حذف پلتفرم‌های خرید و فروش آنلاین به غلبه بخش غیررسمی و غیرشفاف اقتصاد بر بخش رسمی و شفاف منجر می‌شود

رضا قربانی / تحلیلگر کسب‌وکارهای فناوری / در یک تحلیل ساده جامعه ایران دو بخش دارد: بخش رسمی و بخش غیر رسمی! این دو در کنار هم زندگی می‌کنند؛ بخش زیادی از اقتصاد ایران (و شاید سیاست و بخش‌های دیگر) در جامعه غیر رسمی جلو می‌رود. مفاهیم زیادی را می‌توان ردیف کرد که با بررسی آنها متوجه می‌شویم بخش غیررسمی (و البته غیر شفاف) ایران چقدر بزرگ است؛ آن گونه که دکتر محمد فاضلی در یادداشتی نوشته است: غیررسمی شدن نیروی کار، سکونت، فعالیت فرهنگی و فراغت، فعالیت سیاسی، فضای رسانه‌ای، روابط جنسی، مهاجران افغانستانی و مصرف آب و برق تنها نمونه‌هایی از غیررسمی شدن در جامعه ایران هستند.

از سوی دیگر اگر به روندهای ۵ سال آینده نگاه کنیم و عدم قطعیت‌ها و قعطیت‌های بالای ۷۰ درصد را بررسی کنیم به نظر می‌رسد در ۵ سال آینده جامعه ایران به سمت دیجیتالی شدن و تغییر نسل و سبک زندگی می‌رود. به عبارتی خواسته یا ناخواسته جامعه ایرانی به کمک فناوری به سمت شفافیت بالاتری می‌رود و در نهایت فشار بر بخش غیررسمی و غیرشفاف بیشتر می‌شود. نمونه‌ای از این روند را هم می‌توان در ورود دسته‌جمعی مردم به بورس دید؛ در نهایت علی‌رغم همه مسائلی که در بورس وجود دارد این بازار جزو شفاف‌ترین بازارهای ایران است و عمیق‌تر شدن آن در نهایت به شفافیت بیشتر اقتصاد ایران منجر می‌شود.

محدودیت برای پلتفرم‌ها

با این مقدمه کوتاه حالا به این سوال بپردازیم که تا چه زمانی می‌توان پلتفرم‌های خرید و فروش آنلاین را محدود کرد؟ استدلال برخی برای محدود کردن پلتفرم‌های خرید و فروش آنلاین این است که آنها بازار را به هم می‌زنند و یا باعث گرانی می‌شوند. ممکن است این پلتفرم‌ها در مواردی باعث افزایش قیمت کالایی در بازار یا حتی به هم ریختن آن شوند؛ منتها نکته اصلی اینجاست که اگر پلتفرمی ظرفیت این را دارد که بازار را به هم بریزد این از توان اجرایی پلتفرم نیست؛ این به ناتوانی قانون‌گذار و عدم درک پارادایم‌های حاکم بر دنیای جدید برمی‌گردد.

ادامه خواندن “زنبور بی‌عسل!”