سینمای اسکاری اصغر فرهادی از نگاه ارتباطاتی

دکتر نگین حسینی، از مدرسان روزنامه‌نگاری و ارتباطات در ویژه‌نامه نوروزی ماهنامه مدیریت ارتباطات سینمای اسکاری اصغر فرهادی را از نگاه ارتباطاتی، مورد توجه قرار داده است. او در جایی از نوشته خود تأکید کرده است: پس از گرفتن جایزه اسکار به دست اصغر فرهادی، جامعه ایرانیانی که به شبکه‌های اجتماعی دسترسی بیشتری دارند، این اتفاق فرخنده را جشن گرفتند و شادی خود را با هم تقسیم کردند تا بار دیگر نشان داده شود که رسانه‌های سنتی و جدید در ترکیب با یکدیگر قادرند به مزیت ارتباطات مستقیم و رو در رو دست یابند و بخشی از نیازهای فطری آدمی را برای تخلیه انرژی و تقسیم شادی‌ها تأمین کنند.

یادداشت وی را می‌خوانید:

نگاه یک:

گفته می‌شود پیش از ظهور رسانه‌های سنتی مبتنی بر ارتباطات جمعی، یعنی پیش از ظهور روزنامه‌های چاپی و رادیو و تلویزیون، ارتباطات مستقیم و بین فردی اعضای اجتماعات کوچک، گاه همچون رسانه‌های جمعی نه فقط جنبه اطلاع‌رسانی داشت، بلکه ماهیتی تفریحی و سرگرم‌کننده نیز به خود می‌گرفت. در بیان برتری‌های ارتباطات مستقیم و چهره به چهره نسبت به رسانه‌های مبتنی بر ارتباطات جمعی، همواره این نکته مطرح می‌شود که ارتباطات رو در رو، منجر به افزایش صمیمیت و همدلی میان افراد جوامع ابتدایی‌تر می‌شده؛ درحالی‌که با ورود وسایل ارتباط جمعی احساس نزدیکی میان اعضای جامعه کوچک، جای خود را به انفعال و دوری تدریجی از یکدیگر داده است. به این ترتیب، رسانه‌های جمعی چاپی، الکترونیک و مبتنی بر دیجیتال با تمام برتری‌هایی که داشته و دارند، همچنان از نگاه برخی از منتقدان ارتباطات، از بین برنده صمیمیت میان افراد، به خصوص در اجتماعات کوچک‌تر همچون خانواده تلقی می‌شوند.

اما کارکردهای وسایل ارتباطی جمعی در جوامع مختلف و به مناسبت‌های مختلف بارها نشان داده است که ارتباطات جمعی گاه پیچیده‌تر از آن می‌شود که بتوان نظریه محکم و بدون استثنائی بر آن نوشت. کارکرد وسیله ارتباطی تلویزیون در جامعه‌ای همچون آمریکا که بستر بیشتر مطالعات و تحقیقات ارتباطاتی است، با کارکرد تلویزیون در جامعه‌ای همچون ایران کاملاً متفاوت است. حتی در داخل این دو جامعه نیز می‌توان کارکردهای بعضاً حتی متناقضی برای تلویزیون پیدا کرد. به عنوان مثال، در خانواده‌ای ایرانی و نسبتاً مرفه که هر عضو دارای تلویزیون مختص خود در اتاقی شخصی است، این وسیله ارتباطی همان کارکردی را ندارد که در خانه محقر و پرجمعیت کارگری ساده. بنابراین شواهد عادی حکایت از آن دارد که در بیان ویژگی‌ها، تأثیرات و کارکردهای وسایل ارتباطی، متغیرهای دیگری نیز نقش فعالی دارند که باید در تحقیقات ارتباطی مورد توجه قرار گیرند.

در این میان البته برخی کارکردهای خاص رسانه‌های جمعی همچون تلویزیون و ماهواره، در بسیاری از جوامع خود را به یک شکل نشان می‌دهند. تماشای فوتبال جام جهانی روی صفحه تلویزیون‌های کوچک و قدیمی شهرهای فقیرنشین کشوری آفریقایی همچون غنا همان‌قدر مؤثر و قدرتمند است که وقتی این مسابقات روی صفحات تلویزیون‌های بزرگ در میدان‌های اصلی برلین پخش می‌شود. در هر دو حالت، سرگرمی جالبی به نام فوتبال به واسطه گیرنده‌های زمینی و ماهواره‌ای، به وسیله‌ای قدرتمند برای تقویت امید، خوشحالی و همدلی میان اعضای یک جامعه یا ملت تبدیل شده است با این تفاوت که در جامعه‌ای همچون غنا حضور فیزیکی و نزدیک اعضا در کنار یکدیگر ملموس‌تر است تا در میدان اصلی برلین که بینندگانی متنوع و حتی با ملیت‌های مختلف برای مدت کوتاهی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و به نوعی همدلی و صمیمیت در تجربه‌ای مشترک می‌رسند و بعد میدان را خالی می‌کنند. همان‌طور که اشاره شد، اصل ایجاد همدلی و احساس نزدیکی در هر دو حالت به شکلی بروز می‌کند، منتها در زمینه‌های اجتماعی متفاوت. در اینجاست که وسایل ارتباطی سنتی به کارکرد ارتباطات چهره به چهره نزدیک می‌شوند و نه تنها جلو انفعال و دوری اعضای جامعه‌ای ثابت (محلات فقیرنشین آفریقایی) یا اجتماعی ناپایدار (میدان برلین) را می‌گیرند، بلکه صمیمت میان اعضا را برای مدتی کوتاه هم که شده، بیشتر می‌کنند.

نگاه دو:

در دهه‌های اخیر، کارکرد وسایل ارتباط جمعی در پیوند با وسایل ارتباط الکترونیک عمیق‌تر و پیچیده‌تر شده است. اعضای جوامعی که به هر دو رسانه سنتی و جدید دسترسی دارند، وقایع مهم را از تلویزیون تماشا می‌کنند و سپس نظرات و احساسات خود را در شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر فن‌آوری دیجیتال تبادل می‌کنند. در این فرآیند نسبتاً پیچیده، اعضای جوامع در عین اینکه انفعال و استقلال خود را حفظ کرده‌اند، نیاز خود را برای احساس تعلق به جمع و وابستگی به اجتماعی حقیقی یا مجازی تامین می‌کنند. به عبارت دیگر، رسانه‌های سنتی و جدید در ترکیب با یکدیگر، معجونی از «فرد مستقل» و «فرد متعلق به جمع» را پدید آورده‌اند که نشان می‌دهد این دو گونه رسانه، نه تنها دشمن یکدیگر و از بین برنده هم نیستند، بلکه به نوعی در صدد تکمیل یکدیگر و رفع نیازهای چندبعدی و بعضاً متناقض کاربران خود هستند.

نگاه سه:

سرانجام نخستین جایزه اسکار در تاریخ سینمای ایران در دستان هنرمند اصغر فرهادی قرار گرفت. پخش جهانی مراسم اسکار از تلویزیون‌های کابلی و ماهواره‌ای، میلیون‌ها بیننده را از سراسر جهان در ساعات مختلف شبانه‌روز پای گیرنده‌ها نشاند تا شاهد معتبرترین مراسم سینمایی جهان باشند. گروهی از ایرانیان نیز به واسطه‌های مختلف شاهد این مراسم بودند و گروهی دیگر نیز در نخستین ساعات صبحگاهی روز دوشنبه هشتم اسفند (یک روز پس از مراسم اسکار) از راه پیامک یا شبکه‌های خبری و اجتماعی، خبر خوش را دریافت کردند.

ایرانیانی که توانستند به‌طور مستقیم شاهد پخش مراسم و لحظه اعطای جایزه به اصغر فرهادی باشند، هرچند هریک در خانه‌های خود نشسته و جدا از اجتماعی بزرگ‌تر قرار داشتند، میل به پیوستن به جمع و تقسیم شادی با دیگران را در خود احساس کردند. تخلیه انرژی احساسی پس از واقعه‌ای ملی، همچون برنده شدن تیم فوتبال یا گرفتن جایزه‌ای معتبر، از نیازهای فطری انسان‌ها در تمامی جوامع است. شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر فن‌آوری دیجیتال این ویژگی را دارا هستند که در فقدان شکل‌گیری این‌گونه اجتماعات، به این نیاز عمومی پاسخ دهند. اگر به هر دلیلی همچون دوری جغرافیایی، گرفتاری شغلی یا مسائل دیگر امکان گردهمایی فیزیکی برای اعضای یک جامعه فراهم نباشد، شبکه‌های اجتماعی محلی برای تقسیم شادی‌ها و غم‌های دوستان و اعضای شبکه هستند. به این ترتیب، پس از گرفتن جایزه اسکار به دست اصغر فرهادی، جامعه ایرانیانی که به شبکه‌های اجتماعی دسترسی بیشتری دارند، این اتفاق فرخنده را جشن گرفتند و شادی خود را با هم تقسیم کردند تا بار دیگر نشان داده شود که رسانه‌های سنتی و جدید در ترکیب با یکدیگر قادرند به مزیت ارتباطات مستقیم و رو در رو دست یابند و بخشی از نیازهای فطری آدمی را برای تخلیه انرژی و تقسیم شادی‌ها تأمین کنند.

نگاه چهار:

سینما همیشه وسیله‌ ارتباطی خاصی تلقی شده است؛ خاص از آن جهت که ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که با هیچ وسیله جمعی دیگری قابل قیاس نیست. در حالی‌که برخی محققان معتقدند سینما به خودی خود، بازهم در جهت انفعال اعضای یک جامعه فرضی عمل می‌کند، سینمای جهانی‌شده اصغر فرهادی وقتی که از مرز سالن‌های نمایش ایرانی گذشت، نشان داد که نه تنها انفعال‌آور نیست بلکه نزدیک‌کننده روح و روان ایرانیانی است که دل در گرو مهر وطن دارند.

از سوی دیگر، گرچه اسکار در موطن اصلی خودش، ایالات متحده آمریکا، جنبه موفقیتی شخصی و فردی دارد، در خارج از این کشور دستاوردی ملی و متعلق به مردم یک کشور تلقی می‌شود. به همین سبب در شبی که ستاره‌های هالیوود یکی از پس از دیگری مجسمه اسکار را به نشانه موفقیتی فردی در دست گرفتند، اصغر فرهادی با خود یک ملت را روی صحنه آورد و دستاورد خود را نه شخصی و نه گروهی، بلکه متعلق به تمامی ایرانیان دانست. شادباش به اصغر فرهادی، گروه فیلم جدایی نادر از سیمین و تمامی ایرانیان.

منبع: ماهنامه مدیریت ارتباطات

اعضای سومین دوره هیات مدیره انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی انتخاب شدند

سومین مجمع عمومی انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی دوشنبه ۲۲ اسفند ماه به منظور انتخاب اعضای هیات مدیره جدید برگزار شد.

ه گزارش روابط عمومی انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی این مجمع در محل شورای انجمن های علمی کشور با حضور اساتید دانشگاه و فعالان جامعه اطلاعاتی و نماینده وزارت علوم،‌ تحقیقات و فناوری برگزار و گزارش های اجرایی، ‌مالی و بازرسی از فعالیت دومین دوره هیات مدیره ارائه شد.

در ادامه برگزاری این مجمع و با انتخاب اعضای انجمن دکتر کاظم معتمدنژاد، دکتر یونس شکرخواه، دکتر هادی خانیکی، دکتر حسام‌الدین آشنا، دکتر داوود زارعیان، دکتر حسن نمکدوست و دکتر جعفر مهراد به‌عنوان اعضای جدید هیات مدیره برای یک دوره سه ساله انتخاب شدند.

ادامه خواندن “اعضای سومین دوره هیات مدیره انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی انتخاب شدند”

این گفت و گوی مدیریت ارتباطات با دکتر فیاض را از دست ندهید

در این شماره ویژه مدیریت ارتباطات من و قاسم سرافرازی عزیز به سراغ دکتر ابراهیم فیاض رفتیم و با او در مورد سینمای این روزهای ایران گپ زدیم. به نظرم گفت و گوی خوب و خواندنی شده. در ادامه چند تا جمله و تیتر از این نوشته تقدیم می‌شود.

————————–

انتقاد شدید ابراهیم فیاض استاد دانشگاه تهران از وضعیت سینمای ایران: هر چه سیاه‌تر، پیشرفته‌تر و این ساختار سینمای ماست.

من و کیارستمی به میرکریمی گفتیم «نفهمیدی چه‌کار کردی».

محمود دولت آبادی نمی‌تواند از کلنل جلوتر بیاید.

در جشنواره فیلم فجر به فیلمی که آمریکایی‌پسند و اسکارپسند است رأی می‌دهند.

آقای فرهادی خیلی زود تمام خواهد شد. مثل گلشیفته فراهانی و مخملباف.

مسعود فراستی به عروسک تلویزیونی نقد تبدیل شده و به هر فیلمی فحش می‌دهد.

جشنواره فجر جهانی ما به فیلمی رأی می‌دهد که خانواده‌های آمریکایی‌ حاضر نیستند به تماشای آن بروند.

یک سیاست‌گذاری جدی در پس جایزه دادن به این فیلم- جدائی نادر از سیمین- از سوی غرب وجود دارد.

ادامه خواندن “این گفت و گوی مدیریت ارتباطات با دکتر فیاض را از دست ندهید”

ویژه‌نامه نوروزی ماه‌نامه مدیریت ارتباطات منتشر شد

ویژه‌نامه نوروزی ماهنامه مدیریت ارتباطات- اسفند ۹۰ و فروردین ۹۱- به مدیرمسؤلی امیرعباس تقی‌پور و سردبیری امیر لعلی، در ۱۶۸ صفحه منتشر شد.

«بهاریه ارتباطات»، «چهره سال رسانه»، «چهره سال جامعه اطلاعاتی»، «موسیقی»، «سینما»، «تحلیل ماه»، «رویدادهای سال در حوزه ارتباطات»، «ادبیات» و «اندیشه» از پرونده‌ها و سرفصل‌های مطالب این ویژه‌نامه نوروزی است. همچنین در این ماهنامه، پرونده‌ای به مناسبت سالگرد زلزله و سونامی ژاپن با عنوان «اطلاع‌رسانی در بحران» منتشر شده است.

ضرورت اقدام‌پژوهی در حوزه «مدیریت ارتباطات» عنوان سرمقاله این شماره «مدیریت ارتباطات» به قلم مدیرمسؤل است.

در این ویژه‌نامه یادداشت‌های اختصاصی پرفسورکاظم معتمد‌نژاد، پرفسوریحیی کمالی‌پور، دکترسعیدرضا عاملی، دکتر شهیندخت خوارزمی، دکتر یونس شکرخواه، دکترامیدعلی مسعودی، دکتر فریدون وردی‌نژاد، دکترعلی اصغر محکی، دکتر اسماعیل قدیمی، دکتر مجید رضاییان،دکتر داوود زارعیان، دکتر مهدی کرباسیان،غلامرضا کاظمی‌ دینان، محسن پاک‌آیین، دکتر محمود ترابیان، ابراهیم رستمیان مقدم، محمود احمدی، نگین حسینی، دکترحمید ضیایی‌پرور،سعید معادی، علی حیدری،دکتر امیر مسعود مظاهری وسعید شهبازی در قالب «بهاریه‌ ارتباطات» منتشر شده است.

«چهره سال فعالان رسانه‌ای کیست؟» و «چهره سال فعالان جامعه اطلاعاتی کیست؟» پرسش‌های مربوط به مطالبی است که توسط مریم محبی و سید تقی کمالی تهیه شده و با درج نظرات ۱۱۷ نفر از اساتید، کارشناسان و فعالان این دو حوزه در مورد انتخاب چهره‌های برتر رسانه و جامعه اطلاعاتی در سال ۹۰ و دلایل انتخاب آنهاست.

اما دکتر حسن بشیر نیز در سلسله مطالب خود در «مدیریت ارتباطات» که با عنوان «رسانه‌های بیگانه: قرائتی با تحلیل گفتمانی» منتشر می‌شود، مهم‌ترین محورهای گفتمانی رسانه‌های بیگانه در سال ۱۳۹۰ را بر مبنای گزارش‌های خبری مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.

«جایگاه تبلیغات تجاری در اقتصاد امروز ایران» عنوان پژوهش دکتر محمود دهقان طزرجانی است که برای نخستین بار در «مدیریت ارتباطات» منتشر شده است. او در این پژوهش ابتدا نگاهی گذرا بر اصول حاکم بر سه مکتب اقتصاد دولتی، اقتصاد سرمایه‌داری و اقتصاد اسلامی داشته و سپس به جایگاه تبلیغات تجاری در این سه مکتب اقتصادی پرداخته است.

«تقدیس الفبای فارسی در تاجیکستان»، تیتر انتخاب شده برای گفت‌وگوی امیرعباس تقی‌پور با دکتر علی‌اصغر شعردوست، سفیر ایران در دوشنبه است. شعردوست در گفت‌وگوی اختصاصی با ماهنامه مدیریت ارتباطات به بیان زوایایی از اهمیت توسعه زبان فارسی در این کشور و دلایل روی آوردن برخی از کشورهای حوزه قفقاز و آسیای مرکزی به الفبای لاتین پرداخته است.

«رویدادهای مهم رسانه‌ای و ارتباطی در سال ۹۰؛ هر ماه یک رویداد» از دیگر مطالب این ویژه نامه به قلم فاطمه عسگری آزاد و همکارانش است. پدیده رسانه‌های اجتماعی: جنگ دو قطب، ویکی‌لیکس: هیاهوی بسیار برای هیچ، افزایش شبکه‌های تلویزیونی صداوسیما، سوهان اعصابی به نام تلویزیون، حضور هنرمندان ایرانی در سطح جهان و حواشی آن، کلمه‌ها روی لوح‌ها جان می‌گیرند؟، ازدواج سلطنتی بریتانیا؛ بزرگ‌ترین شوی دنیا، افتخار رسانه‌ای نشاندن پهپاد نصیب العالم شد، پ نه پ! گسترش هم پیدا نکنم؟ تقلید از شبکه‌های ماهواره‌ای در رسانه‌های داخلی، رونق فیلم‌های سه بعدی: می‌خواهم زنده بمانم و حضورستارگان سینما روی صحنه از رویدادهای مهمی است که نویسندگان نشریه به اختصار پیرامون هر یک از آنها به ارائه دیدگاه خود پرداخته‌اند.

«تک‌نگاری بر سینمای امروز، از هنر تا صنعت» عنوان مطلب ورودیه پرونده «سینما»ی این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات است که به همت رضا قربانی و همکارانش، آماده شده و در آن زوایای مختلف این صنعت مورد توجه قرار گرفته است. بررسی صنعت سینما در گفت‌وگوی فاطمه عسگری آزاد و رضا قربانی با محمدعلی حسین‌نژاد -تهیه‌کننده و محقق اقتصاد سینما، گفت‌وگوی لیلا مقدم‌فر با پرویز اجلالی -جامعه‌شناس- در مورد سینما و چالش‌های تغییر سبک زندگی، بررسی آسیب‌ها و فرصت‌های تولید و توزیع در سینمای ایران نوشته‌ مریم محبی، گزارش محمدجواد هنرمند ساری و گفت‌وگوی وی با داوران جشنواره فیلم فجر درباره افت محسوس مخاطبان سینما و اظهارات داود رشیدی،جمال شورجه،علیرضا رئیسیان و داود میرباقری در این خصوص، آشنایی با معروف‌ترین وب سایت سینمایی کل جهان، گفت‌وگوی قاسم سرافرازی با دکتر ابراهیم فیاض استاد دانشگاه تهران در مورد سینمای ایران، بررسی کتاب ستارگی: صنعت میل و طلب توسط محمد معماریان، بررسی ۱۰ فیلم ایرانی که که بیشترین فروش سینمای بعد از انقلاب را داشته‌اند توسط مینا والی، تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش صنعت سینما از شکل‌گیری ایده تا دیده شدن فیلم توسط محمدجواد هنرمند ساری، فن‌آوری چه بر سر صنعت سینما می‌آورد، بررسی آماری دلایل کم رونقی سینمای ایران و طبع متفاوت مردم و منتقدان سینمایی در کنار یادداشت نگین حسینی با موضوع سینمای اسکاری اصغر فرهادی از نگاه ارتباطاتی از مطالب این پرونده است.

مدیریت ارتباطات شماره ۲۲ و ۲۳

منوچهر دین‌پرست در سرویس اندیشه ماهنامه مدیریت ارتباطات به اتفاق همکارانش به بررسی زوایای زندگی «مارشال مک ‌لوهان» پرداخته است. نگاهی به زندگی و آثار مارشال مک‌لوهان نوشته‌ محسن آزموده، رسانه گرم و سردبه روایت مک لوهان ترجمه جمشید زمانی، گفت‌وگوی فاطمه باباخانی با دکتر غلامرضا آذری، درباره مک‌لوهان و آثارش در ایران، واکاوی ایده «دهکده جهانی» در گفت‌وگوی وی با دکتر هوشنگ عباس‌زاده، گفت‌وگوی ابراهیم عبدالله‌زاده با دکتر منصور ساعی درباره اندیشه‌های مارشال مک لوهان و ترجمه گفت‌وگو با مارشال مک‌لوهان با عنوان رسانه هنوز هم پیام است توسط محمد میرزایی عناوین مطالب این پرونده است.

موسیقی و شکل‌گیری ارتباطات با مخاطب عنوان پرونده هنری ویژه‌نامه‌ »مدیریت ارتباطات» است. در این پرونده با لوریس چکناواریان آهنگساز و رهبر ارکستر، پری ملکی، کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده تار، مجید انتظامی آهنگساز، محمدرضا لطفی آهنگساز و نوازنده تار، اعضای گروه کامکارها، ارسلان کامکار آهنگساز، فرهاد فخرالدینی آهنگساز، داریوش پیرنیاکان نوازنده تار و سه‌تار، درویش‌رضا منظمی نوازنده کمانچه، همایون خرم آهنگساز و نوازنده ویولون، صدیق تعریف خواننده، حسن ناهید نوازنده نی و هوشنگ ظریف نوازنده تار، گفت‌وگو شده است. این گفت‌وگوها را یاسر یگانه، محمد صفاجویی، آمن خادمی و مجتبی دانشی انجام داده‌اند.

همچنین در این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، پرونده‌ای به نویسندگی و مترجمی نگین حسینی به مناسبت سالگرد زلزله و سونامی ژاپن در اسفندماه گذشته منتشر شده که در آن نگاهی عمیق به عملکرد رسانه‌های جمعی ژاپن و آمریکا در این حادثه شده است. رسانه‌ها روی فرمان خوابشان برد، رکورد تلویزیونی برای زلزله و سونامی ژاپن،دو ضرورت در پوشش خبری بحران، گفت‌وگو با رئیس مرکز ملی آمادگی بلایا در دانشگاه کلمبیا در مورد خبرنگاری در زمان زلزله و گفت‌وگو با افشین والی‌نژاد، خبرنگار ایرانی مستقر در توکیو، مطالب این پرونده را تشکیل می‌دهند.

اما تأملی بر سبک زندگی در عصر فن‌آوری‌های مدرن، موضوع اصلی پرونده جامعه اطلاعاتی را تشکیل می دهد. موضوعات این پرونده عبارتند از: به کدام شیوه زندگی را زندگی می‌کنید؟ نوشته‌ سیدتقی کمالی، انقلاب ارتباطات یا واژگونی سبک زندگی؟ نوشته‌ آزاده مرنی، سبک زندگی مجازی در آمریکا: کلیسای سایبری ترجمه‌ی زهره خوارزمی، بررسی «انقلاب فن‌آورانه در عصر اطلاعات» در گفت‌وگوی سیدتقی کمالی و الهه حسینی با نانسی بایم استاد دانشگاه کانزاس آمریکا، گفت‌وگوی هاجر شادمانی با اردشیر انتظاری استاد جامعه‌شناسی با عنوان بی‌هنجاری، بیماری اجتماع ایرانی در عصر اطلاعات، بررسی تأثیر تبلیغات در تغییر سبک زندگی مخاطبان در گفت‌وگو با علیرضا حسینی پاکدهی توسط ناصر غضنفری، گفت‌وگوی الهه حسینی با پروفسور حسین باهر با عنوان سبک زندگی به صورت ظواهر تمدن و بواطن فرهنگ نمایان می‌شود، بازخوانی سبک زندگی در دنیای ارتباطات توسط سید فریبرز موسوی، شبکه‌های اجتماعی آنلاین و گسترش سبک زندگی جهان‏وطنانه نوشته محمد مهدی مولایی، گفت‌وگوی هاجر شادمانی با دکتر نعمت‌الله فاضلی با موضوع بازاندیشی مثبت رسانه‌ای و تغییر سبک زندگی ایرانی، گفت‌گو با دکتر ناصر فکوهی توسط نجیبه محبی و تشریح آثار و پیامدهای فن‌آوری‌های نوین بر جامعه ایرانی توسط دکتر علی‌اصغرکیا.

«خاطرات؛ رسانه‌های صبور» نیز در پرونده‌ ادبیات و به همت حمید نورشمسی منتشر شده است. نظرسنجی درباره برترین آثار مکتوب مستند در دهه ۸۰ توسط صادق وفایی، درباره خاطره و داستان نوشته محسن فرجی، عطش و آتش خاطرات نوشته‌ی سید قاسم یاحسینی و داستان روی شانه‌های خاطره سوار است نوشته‌ علی‌الله سلیمی را می‌توانید در این پرونده بخوانید.

همچنین بخش شانزدهم ترجمه‌ کتاب «نگارش در روابط‌ عمومی» نوشته‌ی تامس.اچ.بیوینز با ترجمه علیرضا باستانی در این شماره منتشر شده است.

اما پایان بخش ویژه‌نامه نوروزی ماهنامه مدیریت ارتباطات، قسمت اول خاطرات علی‌اکبر عبدالرشیدی با عنوان قصه ناتمام است.

این ویژه‌نامه از شانزدهم اسفند ماه و از طریق پیشخوان مطبوعات و یا سایت www.prshop.ir قابل تهیه است.

کتاب جدیدی در حوزه مدیریت رسانه‌های مجازی

مدیریت در فضای نوین ارتباطی
نویسنده: لطف الله سیاهکلی و محسن فردرو
ناشر: انتشارات محسن-عباسی
تعداد صفحات: ۱۸۱
نوبت و سال انتشار: چاپ اول – ۱۳۹۰

مطالعه دیدگاه‌ها و نظریات اندیشمندان پیرامون عصر حاضر نشان می‌دهد: جهان در چند دهه گذشته به سرعت تغییر کرده است و شدت این تغییرات نیز روز به روز افزایش می‌یابد؛ بطوریکه یکی از ویژگیهای عصر حاضر وجود همزمان دو فرهنگ در جوامع است. فرهنگی که قدیمی و سنتی محسوب می‌شود و فرهنگی که جدید و مدرن محسوب می‌شود. این اتفاق در حوزه رسانه‌ها نیز روی داده است. رادیو و تلویزیون، سینما و روزنامه‌ها را که رسانه‌های امروزی می‌دانیم، نسبت به رسانه‌های جدید‌تر که با عنوان رسانه‌های نوین (new media) نامگذاری شده‌اند بایستی رسانه‌های دیروز دانست. کتاب‌ها و دانش ارتباطات نیز به سرعت تغییر کرده‌اند. گرچه همه دانش‌ها و فن آوری‌ها ریشه مشترک دارند، اما شدت تحولات آنچنان است که نظریه‌های اجتماعی یا ارتباطی، فرصت گسترش و تحلیل نمی‌یابند و بصورت مستمر و مداوم نظریات جدیدی به آن‌ها می‌پیوندد. در این شرایط مدیریت بر رسانه‌ها و فن آوری‌های نوین مانند شخصی به نظر می‌رسد که از پنجره قطار سریع السیر مدرن به بیرون می‌نگرد. اندیشمندانی که بر قطار تحولات سوار شده‌اند برای داشتن تحلیل از صحنه‌ای که در پنجره روبرویشان به سرعت می‌گذرد بایستی توانایی خود را افزایش دهند. افزایش توانایی نیازمند داشتن تحلیل و شناخت الگوهای تحول و تغییر و تبیین هوشمندانه از تحولات است. برای داشتن تحلیل از این تحولات که بصورت بحرران‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی نمود می‌یابند مجبوریم، مروری بر گذشته و حال و پیش بینی از آینده داشته باشیم. این بررسی به ما کمک می‌کند تا تصویری که به سرعت از پنجره قطار تحولات به آن می‌نگریم شناخته شده‌تر و واضح‌تر بوده و تصوری از آنچه در بیرون وجود دارد و در ایستگاه قطار به آن می‌رسیم برایمان فراهم شود.

بدین ترتیب برای زندگی و مدیریت در شرایط نوین به دانش و برنامه ریزی جدیدتری نیاز داریم و این نیاز‌ها در تمام حوزه‌های زندگی بشر وجود دارد. ارتباطات عنصر مهم و اساس زندگی امروز بشر است و عدم آشنایی با ابعاد جدید و گسترده آن ضررو زیان‌های فراوان به همراه خواهد داشت. در این کتاب سعی شده با جمع آوری اطلاعات و بررسی و تحلیل نظریه‌ها و دیدگاههای اندیشمندان داخلی و خارجی، با شیوه‌ها و روش‌های جدید مدیریت در فضای نوین ارتباطی آشنا شویم.

تمدید مهلت ارسال مقاله به هفتمین همایش روابط‌ عمومی الکترونیک

دبیرخانه دایمی همایش روابط‌عمومی الکترونیک با صدور اطلاعیه‌ای از تمدید مهلت ارسال مقاله به هفتمین دوره این همایش خبر داد.

در این اطلاعیه آمده است: ضمن تشکر از تمامی استادان، دانشجویان و عموم کارگزاران روابط‌عمومی که خواستار تمدید مهلت ارسال مقاله به هفتمین همایش روابط‌عمومی الکترونیک شده بودند تا با استفاده از فرصت تعصیلات نوروزی، آخرین تحقیقات و پژوهش‌های خود را به نتیجه برسانند اعلام می‌ شود، این تاریخ تا بیستم فروردین ماه ۹۱ تمدید شد.

در ادامه این اطلاعیه آمده است: محور کلی مقالات همایش هفتم، «روابط‌عمومی الکترونیک؛ تجارب و کارکردها» تعیین شده است تا ضمن کابردی‌تر کردن مطالب و مقالات دریافتی، امکان تحقق بخشیدن به انتظارات مخاطبان همایش، مبنی بر لزوم پاسخگویی به پرسش‌هایی که در عمل ایجاد می‌شود، فراهم شود.

بر این اساس در هفتمین همایش روابط‌عمومی الکترونیک، بررسی تجارب ملی و بین‌المللی بانک‌ها، مؤسسات مالی و اعتباری و بیمه‌ها در حوزه روابط‌عمومی الکترونیک، بررسی کارکردهای روابط‌عمومی الکترونیک در استقرار دولت الکترونیک در وزارتخانه‌ها و سازمان‌های ارائه‌کننده خدمات و بررسی کارکردهای روابط‌عمومی الکترونیک در ارتقای فضای کسب‌وکار بنگاه‌های صنعتی و تجاری در دستور کار دبیرخانه قرار گرفته است.

این دبیرخانه از استادان، کارشناسان و علاقمندان روابط‌عمومی، خواست نتیجه مطالعات و تحقیقات خود را پیرامون موضوعات مطرح شده و در قالب مقاله به آدرس اینترنتی دبیرخانه info@eprcenter.ir ارسال کنند.

در هفتمین همایش‌ روابط‌ عمومی‌ الکترونیک همچون دوره‌های پیشین از نویسندگان مقالات برتر تجلیل خواهد شد.

این همایش۲۵ اردیبهشت ماه سال ۹۱ در هتل المپیک تهران برگزار خواهد شد.

خبر چیست؟

پ.ن. اینجا مطلبی نوشته بودم که متاسفانه الان نیست. در اولین فرصت دوباره متن دیگری خواهم نوست.

با اینترنت نجنگیم

حتی نمی‌دانم اولین بار این جمله را کجا شنیدم. اما همان اولین باری که شنیدم عاشقش شدم: سه تا کلمه ساده و یک دنیا حرف. اصلا نمی‌دانم این ترکیب را اولین بار چه کسی و با چه هدف احتمالی ساخته است، اما مناسب حال و روز این روزهای ماست و خیلی هم روزمره نیست. شاید چند سال دیگر هم معنای خودش را داشته باشد اما به نظر همیشه تازه می‌آید. از ۶ ماه پیش که بلاگ درون سازمانی یکی از شرکت‌های خصوصی را شروع کردم تا به امروز این جمله سردر بلاگ بوده است. روز اول برنامه خاصی برای این جمله نداشتم، اما به مرور که تجربه رسانه‌های اجتماعی را در یک محیط کوچک پیدا کردم، آرام آرام دستگیرم شد که چرا مردم با اینترنت می‌جنگند. بله. دقیقا اینترنت منظورم است. ببینید هیچ وقت دیده و شنیده نشده که طرفداران محیط زیست به جنگ اتوموبیل‌ها بروند. اما اینترنت پدیده غریبی است. اینترنت خود شیطان است. قدرتی در اینترنت وجود دارد که تاکنون در تاریخ بشری سابقه نداشته است. البته همین قدرت روی دیگری هم دارد و آن بی‌قدرتی محض است. اینترنت همان قدر که مهم است همان قدر هم بی‌ارزش است.

این روزها اگر در خیابان‌های این شهر دودگرفته پرترافیک قدم بزنید حتما چشمتان به حرکت پرشتاب ساخت و سازها خواهد افتاد. گویی کارگران ساختمانی و آق مهندس‌های سبیلوی سیگاری شکم‌دار پرادو مشکی سوار یک‌هو از زیر زمین سبز شدند آمدند افتادند به جان این ساختمان‌های قدیمی و دارند تند و تند برای خدمت به خلق خانه می‌سازند. این روزها از کنار این ساختمان‌هایی که با شتاب هر چه بیشتر خراب می‌شوند و جایشان ساختمان‌هایی بلند مرتبه سبز می‌شوند که رد می‌شوم فکر می‌کنم اینترنت چقدر برای این آق مهندس‌ها اهمیت دارد؟ ته ته‌اش احتمالا یک سر زدن به مثقال دات آی آر فیلتر شده و نهایتا هم سری به نیک صالحی و دیدن آخرین تصاویر سحر قریشی و دوستان!

آمارهای مرکز آمار می‌گوید از هر ۱۰ تا ایرانی ۷ تاشان سال تا سال دست به کی‌بورد نمی‌شوند که چیزی در اینترنت ببینند. حالا تولید بین آن سه نفر باقی‌مانده هم که جای خود دارد. آن وقت چرا این روزها اینترنت جبهه جنگ جدید است؟ جبهه جنگ که نه خود جنگ است.

این روزها با بچه‌ها دلمان خوش است و فکر می‌کنیم می‌توانیم رسانه‌هایمان را تکانی بدهیم. لااقل ما هم زنبیل گذاشتیم و در صف خواستگارها ایستاده‌ایم. با خودمان فکر می‎کنیم می‌توانیم طرحی نو دراندازیم. پرونده صنعت کتاب در می‌آوریم و از قول مدیر سه‌لتی اعلام می‌کنیم که پول باید کتاب خودش را در بیاورد … ببخشید … کتاب باید پول خودش را دربیاورد. پرونده صنعت سینما درآوردیم و می‌گوییم چطور می‌توان کاری کرد که این سینما روی پای خودش بایستد. آن وقت خبر می‌رسد چشمه تعطیل شده است. نه این که برویچ چشمه پسرعمه‌ها و یا پسر عموهای من باشند و یا این که سر یک سفره‌ای باهاشان نشسته‌  بودم و الان اشک می‌ریزیم بر این تعطیلی. نه. خداییش ناراحت هم نشدم. همان حسی را داشتم که به دوستی گفتم ساراماگو مرد و گفت مگر زنده بود! یعنی من حس آن دوستم را داشتم که متعجب شده بود؛ نه از خبر مردن ژوزه بلکه از شنیدن خبر زنده بودنش تا همین چند روز پیش. حالا من هم تعجب می‌کنم که مگر ما انتشاراتی فعالی داشتیم و صنعت کتابی که حالا تعطیل شده. آن طرف‌تر خانه سینما خراب می‌کنند و جایش یک ارگان سه‌لتی دیگر به پا می‌کنند و مدیر سه‌لتی فکر می‌کند سینما کارخانه کنسرو سازی لوبیا است و از فردا می‌تواند حرف‌های گنده‌ای را که سی و سه سال است مانده تو گلویش بریزد توی قوطی بدهد دست خلق‌ا… مصرف کنند و همراه شوند عزیز! آن وقت مردم هم به‌به و چه‌چه که چه لوبیای حکیمانه‌ای.

آن وقت کسی هم به روی خودش نمی‌آورد که برنامه محبوب قلب‌های این روزهای مردم بفرمائید شام است که باید ببینی تا بدانی دارد چه می‌کند با ما مردم. آن وقت کارگردان و الگوی بچه‌گی ما می‌رود از روی دست این‌ها برنامه می‌سازد و حتی نامش را هم تغییر نمی‌دهد که خدای نکرده کسی فکر نکند این برنامه دیگری است. نه! این همان برنامه است: همون! اما نسخه سوپرمارکتی‌اش. از آن طرف می‌رویم پیش استاد گرانمایه و از او در مورد چهره رسانه در سال ۹۰ می‌پرسیم و استاد بزرگوار بی‌سوادی خودش و عدم اطلاعش از جریان‌های روز رسانه را چماغی می‌کند بر سر ما که جمع کنید این بساط را. از آن طرف دخترکی همیشه منتقد می‌گوید جمع کنید بسا‌ط‌تان را. خانه سینما و نشر چشمه تعطیل می‌کنند و شما اندرخم این هستید که صنعت کتاب و سینما چند من است؟

شعری بود که قدیم‌تر‌ها دوستش می‌داشتم و خواننده‌ای هم آن را به ترانه تبدیل کرده بود. البته من نمی‌دانم اول شعر را خواندم یا اول ترانه را شنیدم اما این طور شروع می‌شد: روزگار غریبی است نازنین. بعدا انقدر جاهای باربط و بی‌ربط این شعر را دیدم و شنیدم که دیگر حالم ازش به هم می‌خورد. جوجه تازه رسیدن و در آستانه مرغ شدن و از خانه قهر کرده می‌رفت گندم شاپ و با خروس بی‌حیا می‌نشست و سرش را بین پرهایش می‌گرفت و می‌گفت روزگار غریبی است نازنین و خرس یا همان خروس در فکر …

همیشه گفتم و هنوز هم می‌گویم که شنیدن کلمه نمی‌شود و نمی‌گذارند و نمی‌شه مال هنرمند جماعت نیست. هنرمند نمی‌شه و نمی‌گذارند و نمی‌شود را دستمایه هنرش می‌کند و بعد می‌گوید کردیم و شد. همان‌طور که خواننده این سطور می‌بیند فرق است از نظر نگارنده بین هنرمند و فیلمساز و نقاش و رقاص و … با هنرمند!

به قولی هنر آن است که خود ببوید نه آن که دیگری بگوید.

همه این‌ها را گفتم و همه بهانه برای این همه گفتن هم همین یک خط بود:

دوست من

بیا

با اینترنت نجنگیم

پ.ن. این را نوشتم و داشتم می‌فرستادم میدان مین که دستم به حافط و دلم سوی شوق گوگل کردم و دیدم گوگل به جای با اینترنت نجنگیم پیشنهاد می‌دهد با اینترنت بجنگیم! بابا دمت گرم!

برگزاری دومین همایش مدیریت و اقتصاد رسانه دراردیبهشت ۹۱

درنخستین نشست اعضای شورای سیاستگذاری دومین همایش بین المللی مدیریت و اقتصاد رسانه، دبیر و زمان قطعی برگزاری این همایش تعیین شد.

به گزارش روابط عمومی دومین همایش بین المللی مدیریت و اقتصاد رسانه، درنخستین نشست اعضای شورای سیاستگذاری این همایش که درآخرین روز بهمن ماه و درشرکت پیام رسا (وابسته به شهرداری تهران) برگزارشد، حاضران پس ازبررسی اهداف ومحورهای این همایش، درمورد تعیین دبیر شورای سیاستگذاری و زمان برگزاری به بحث و تبادل نظر پرداختند.

درپایان این همایش دکترحسن خجسته، معاون برنامه ریزی و نظارت سازمان صداوسیما به عنوان دبیر شورای سیاستگذاری این همایش انتخاب شد.

همچنین براساس تصویب اعضاء مقرر شد دومین همایش مدیریت و اقتصاد رسانه، ۱۶ و ۱۷ اردیبهشت ۹۱ درمحل دانشکده علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی شود.

نمایندگان ارشد یونسکو، معاونت سینمایی وزارت ارشاد، روابط عمومی شهرداری تهران، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، سازمان اکو و تنی چند از پیشکسوتان رشته ارتباطات ازجمله دکترعلی اکبر فرهنگی (استاد دانشگاه و پدرعلم مدیریت رسانه و پایه گذار این رشته در ایران) ازاعضاء شورای سیاستگذاری حاضر در این نشست بودند.