درباره وب ۲.۰ [کارگاه آموزشی روابط عمومی الکترونیک]

دوشنبه این هفته و در روز سوم کارگاه روابط عمومی الکترونیک در سازمان انتقال خون مباحثی در زمینه وب ۲.۰ و کاربردهای آن در روابط عمومی را ارائه کردم. روز اول این کارگاه امیر لعلی و روز دوم آن امیرعباس تقی‌پور ارائه داشتند. مخاطبان این کارگاه مدیران روابط عمومی پایگاه‌های انتقال خون سراسر کشور بودند. این کارگاه فرصتی بود برای آشنایی با دوستان خوبی که در روابط عمومی‌های سازمان انتقال خون کار می‌کنند. آن طور که دوستان روابط عمومی من گفتند از مطالب طرح شده هم راضی بودند. تلاش من این بود که مستقیم سراغ اصل جنس بروم و مطالب کاربردی را با توجه به مفاهیم ارائه کنم.

فایل ارائه این کارگاه را هم می‌توانید از اینجا دانلود کنید.

در ادامه هم خبری مربوط به این کارگاه را مطالعه می‌کنید. 

مدیرعامل سازمان انتقال خون ایران در جمع مدیران روابط عمومی:

 روش های جدید ارتباطی مؤثرتر و بهتر عمل می‌کنند

به دنبال برگزاری کارگاه آموزشی «روابط عمومی الکترونیک» در سازمان انتقال خون ایران، دکتر غلامرضا توگه در جمع مدیران روابط عمومی انتقال خون استان‌های کشورحضور یافت و در خصوص بهره گیری از روش‌های نوین ارتباطی در کنار روش‌های سنتی سخن گفت.

مدیرعامل سازمان انتقال خون ایران با اشاره به روز وحدت حوزه و دانشگاه است گفت: از این مناسبت استفاده می‌کنم و دو نکته را درباره روابط عمومی‌ها و سازمان انتقال خون خاطرنشان می‌کنم؛ وقتی عناوینی را که برای آموزش در این کارگاه آموزشی در نظر گرفته شده، دیدم به نظرم بسیار لازم آمد که این‌ها آموزش داده شود چرا که همه این تکنولوژی‌ها برای کارکردن در فضای فعلی دنیا لازم و شایسته است.

وی افزود: امکانات و روش‌های نوین همانگونه که می‌دانید در دنیای کنونی بسیار تأثیرگذارند و خیلی از پدیده‌های اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. مثلاً در کنفرانس کشورهای صنعتی که دو سال پیش بود می‌دیدم که مهمان‌های ویژه‌ای در آنجا حضور دارند که فعالیت‌هایشان باعث ایجاد تحولات جدی اقتصادی در جهان می‌شود. این افراد مسئولان شبکه‌های اجتماعی بودند.

دکتر توگه سپس افزود: حتی می‌بینیم که در انقلابهای کشورهای عربی و تحولاتی که در یکسال اخیر رخ داد تا چه اندازه این شبکه‌های اجتماعی مؤثر بودند و این نشانگر قدرت نفوذ فضاهای مجازی است.

مدیرعامل سازمان انتقال خون با تأکید بر این مسأله که در کنار روشهای نوینی که استفاده از آن‌ها متداول شده نباید از روش‌های سنتی و کلاسیک در روابط عمومی‌ها غافل شد گفت: این روش‌ها همچنان کارکرد خود را دارند و باید بدانیم که اگر همه چیز مجازی شود خطرات و تهدیدات خود را هم دارد. لذا در کنار شناخت روشهای جدید از روشهای سنتی نباید چشم پوشی کنیم. کشورهایی مثل ما همیشه در تهدید هستند واگر صد در صد بخواهیم به فناوری‌های نوین ارتباطی تکیه کنیم برای ما خطرآفرین است.

دکتر توگه با توصیه همکاران روابط عمومی استان‌ها، به استفاده از روش‌های سنتی مانند ارتباط چهره به چهره و مصاحبه‌ها افزود: در عین حال باید آن توانمندی ذاتی برای بهره گیری مناسب از روش‌های جدید ارتباطی که مؤثر‌تر و بهتر عمل می‌کنند نیز حاصل شود و این گونه آموزش‌ها در جهت تحقق همین هدف است.

دکتر توگه اضافه کرد: سازمان انتقال خون بهر حال یک سازمان مردمی، دولتی و عام المنفعه است و به دور از شائبه‌های تجاری فعالیت می‌کند. همین باعث می‌شود که روابط عمومی‌ها بتوانند با مردم که سرمایه اصلی این سازمان هستند ارتباط خوبی برقرار کنند. خوشبختانه مسئولان در حمایت از این سازمان جدی و متفق القول هستند و این امر موقعیت بسیار خوبی برای سازمان فراهم می‌کند.

مدیرعامل سازمان در ادامه سخنان خود گفت: بازهم از مناسبت امروز استفاده و تأکید می‌کنم که دانشگاه مهد علم جدید و پیشرفت‌ها و تکنولوژی در عرصه‌های مختلف است و حوزه نگاه سنتی به تعلیم و تربیت دارد. جامعه به هر دو این‌ها نیاز دارد. در ایران دانشگاه شاید قدمتی در حدود صد سال داشته باشد اما حوزه‌های علمیه نزدیک به هزارسال پیشینه دارند و در امر تعلیم و تربیت تجربه بسیاری اندوخته‌اند. ما برای تعلیم تعلم و هدایت آحاد جامعه در عرصه‌های مختلف به هر دو نیازمندیم.

ایشان در پایان با تشکر از حضور فعالانه مدیران روابط عمومی استان‌ها در کارگاه آموزشی گفت: امیدوارم بتوانید از تجربیات و امکانات جدید به خوبی استفاده کنید و بتوانید در شناساندن جایگاه شایسته سازمان و فعالیت‌های آن بیش از پیش موفق باشید و در این راستا همگی بتوانیم اهداکنندگان بیشتری جذب و فرهنگ اهدای خون را در جامعه ترویج و نهادینه کنیم.

گفتنی است کارگاه یاد شده از ۲۵ تا ۲۷ آذرماه جاری در سازمان انتقال خون ایران برگزار شد. امیر عباس تقی‌پور، امیر لعلی و رضا قربانی مدرسان این کارگاه سه روزه بودند.

درباره هالیوود و بنیان‌گذاران آن

آنها چه کسانی هستند؟

[highlight color=”eg. yellow, black”]بخشی از یادداشت رضا قربانی (Mediamanager.ir@gmail.com) در پرونده بنیان‌گذاران هالیوود[/highlight]

آنها آدم‌های مرموزی نیستند. شاید عجیب و غریب هم نباشند. آرتیستیک هم نیستند. مطمئنا آدم‌های معمولی هم نیستند. آنها وقت‌شان را با مصرف محصولات متنوع رسانه‌ای هدر نمی‌دهند اما خودشان تولید کننده همین مخصولات هستند و به این کارشان هم عشق می‌ورزند. آنها شاید در یک کلمه کارآفرین باشند. کارآفرین‌هایی که می‌دانند در سیستمی که فعالیت می‌کنند کجای آن هستند و برای بقای سیستم چه باید بکنند. آنها موجودات فضایی نیستند. موجودات زمینی هستند که بقای خودشان را به بقای سیستم گره‌ زده‌اند. به همین دلیل آنها به بهترین مدافعان سیستم تبدیل شده‌اند. آنها برای این کارشان از سیستم چیزی نمی‌خواهند. تنها چیزی که می‌خواهند همین اجازه و فرصتی است که سیستم به آنها داده است. به همین دلیل آنها خود سیستم هستند. می‌توانند جای سیستم بنشینند و به جای او و مانند او فکر می‌کنند. آنها در مواجه با هر چالشی به دنبال پاسخ این پرسش می‌گردند. سیستم چه می‌خواهد؟

آنهایی که هالیوود را می‌گردانند برخلاف تصور دست‌نشانده سیستمی که در آن فعالیت می‌کنند نیستند. آنها مانند پیشنیان‌شان تمام تلاش‌شان را می‌کنند که وارد سیستم شوند. وقتی وارد شدند تمام تلاش‌شان را به کار می‌گیرند تا سیستم را محکم‌تر کنند. بقای آنها به بقای سیستم وابسته است. به همین خاطر آنها به بهترین مدافعان سیستم تبدیل می‌شوند. منظورمان از سیستم هم کلیت ساختار سیاسی و اقتصادی آمریکاست.

مدیران و رهبران هالیوود آدم‌های معمولی اما باپشتکاری هستند که تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا در راستای اهداف سیستم باشند. این در حالی است که سیستم هیچ گاه به صورت مدون نمی‌گوید که چه می‌خواهد. اما مدیران و رهبران هالیوود آن کاری را می‌کنند که سیستم می‌خواهد و در کنار این سود مالی خودشان را هم دارند. اگر کسی بخواهد ضد سیستم باشد به آرامی کنار گذاشته می‌شود.

می‌گویند در یک رستوران اگر یک پیش‌خدمت تندتر و بهتر از بقیه کار کند یا برعکس کندتر و ضعیف‌تر از بقیه کار کند، به گونه‌ای که بقای سیستم خدمتکارها را به خطر بیندازد خود خدمتکارها او را تنبیه می‌کنند و از گروه بیرون می‌اندازند. داستان هالیوودی‌ها هم این چنین است.

متن کامل این یادداشت را در شماره ۳۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات بخوانید.

هالیوود چه مشکلی با اسلام و ما دارد؟

سرها بریده بینی، بی‌جرم و بی جنایت

نویسنده: مینا والی

نمی‌دانم فیلم دیکتاتور را دیده‌اید یا نه، این فیلم با شوخی‌هایش، خوب توانست مردم آمریکا را به سینما بکشاند و ما را که امکان تماشا در سینما را نداریم، به سمت دستگاه‌های ویدئو. قهرمان فیلم شباهت‌هایی به قذافی، دیکتاتور سابق لیبی دارد و در آن به طور واضح شوخی‌هایی با زبان عربی و آداب و رسوم شرقی می‌بینیم و حتی در بخش‌هایی شوخی با برنامه هسته‌ای ایران. همان طور که گفتم فیلم کمدی است، یک کمدی کثیف و مملو از شوخی‌های وقیح که حتی تماشاگران آمریکایی آن هم بعد از دیدن فیلم به کثیف بودن شوخی‌های آن اشاره می‌کردند. اما با وجود این به نظر می‌رسد همچنان این نوع بیان پیام که با شوخی حرف خود را می‌زند، اتفاقا خیلی هم موثر باشد. چرا که بالاخره پیام باید مخاطب داشته باشد، تا به خوبی منتقل شود و چه راهی بهتر از ساخت یک فیلم کمدی جذاب که هم مخاطبان بیشتری جذب کند و هم در نهایت بگوید همه اینها (همه این توهین‌ها) فقط شوخی بود و منظور بدی نداشتیم، به بزرگواری خودتان ببخشید. به نظر می‌رسد برخی کارگردانان غربی خوب می‌دانند چطور فیلمی بسازند که هم سود مالی برایشان داشته باشد و هم حرفشان را افراد بیشتری بشنوند و هم اینکه بهتر در ذهن آنها بماند.

اگر برگردیم به دیکتاتور، آخر فیلم دختری که به عنوان یک عامل صلح و بشردوستی شناخته می‌شود به یک‌باره معلوم می‌شود که این آدم یهودی بوده است و انگار یهود، عامل صلح و نجات بشریت است. به هر حال اگر مانند یک تماشاگر معمولی و تنها برای سرگرمی دیکتاتور را دیده باشیم، شاید خیلی شوخی‌ها و مفاهیم آن زننده نباشد و منظور سازندگان آن را درک نکنیم و حتی همین یهودی بودن ناجی فیلم هم به جایی از ما برنخورد، اما کمی دقت شاید بد نباشد. حتی لازم نیست خیلی وقت‌ها برای کشف یک‌سری مفاهیم و نشانه‌ها در فیلم و سایر محصولات رسانه‌ای خیلی خودمان را به زحمت بیندازیم و بخواهیم نشانه‌های عجیب و غریب را با زحمت فراوان کشف کنیم. بلکه نشانه خوب آن است که جلوی چشم باشد و تماشاگر خیلی برای درک آن به خود زحمت ندهد. سال‌هاست که ما می‌شنویم که غربی‌ها و خصوصا هالیوود در فیلم‌هایش، مفاهیم و تصاویری را نشان می‌دهد که چندان باب میل ما (منظور ایرانیان و مسلمانان) نیست. از توهین به آداب و رسوم مردم خاورمیانه بگیرید تا توهین به مقدسات. عده‌ای می‌گویند سازندگان فیلم در هالیوود برای ساخت چنین فیلم‌هایی از یک قدرت بالایی دستور می‌گیرند و حتی هالیوود برای تولید این فیلم‌ها برنامه‌هایی دارد و در زمان‌های خاصی فیلم‌های متناسب با آن زمان را می‌سازد. عده‌ای هم معتقدند که هالیوود تنها به منافع مالی می‌اندیشد و اهداف سیاسی ندارد.

حتی بر سر این که از چه زمانی ساخت چنین فیلم‌هایی در هالیوود شروع شده است هم بحث است. آیا از همان زمان شکل‌گیری هالیوود، استودیوها برای توهین به پیامبران و شرقی‌ها نقشه‌ای در سر داشتند و برنامه‌ریزی کرده بودند یا اینکه با گذشت زمان و مثلا با پیروزی انقلاب اسلامی ایران این توهین‌ها افزایش پیدا کرد و حالا با موج بیداری اسلامی این توهین‌ها باز افزایش خواهد یافت؟ آنهایی که معتقدند از همان ابتدا هالیوود چنین برنامه‌هایی داشته اشاره‌ای هم به تعدادی از بزرگترین استودیوهای هالیوودی می‌کنند که موسسان آنها یهودی هم بوده‌اند و خب دیگر چه بدتر. گرچه نگاهی به زندگینامه موسسان یهودی هالیوود که اغلب دین‌زده و فراری از یهودیت خود بودند، کمی این اعتقاد را زیر سوال می‌برد. حتی اگر این موسسان هالیوود یهودیان سفت و سختی هم بودند باز هم شک داشتیم که آنها از همان ابتدا قصد توهین به پیامبران الهی را داشته باشند، چرا که این افراد که تقریبا هیچ کدامشان نه سواد درست و حسابی داشتند و نه سابقه فعالیت هنری، تنها به دنبال کسب سود و قدرتمند شدن به این صنعت روی آوردند. آنها بیشترشان از خانواده‌های فقیر رشد کرده و ابتدا در صنعت سرگرمی سرمایه‌گذاری کرده بودند و بعد وارد سینما شده بودند. بنابراین خیلی باورپذیر نیست که این افراد با اهداف مذهبی و سیاسی فیلم ساخته باشند.

متن کامل این یادداشت را در ماه‌نامه مدیریت ارتباطات شماره ۳۱ بخوانید.

بنیانگذارن یهودی هالیوود

نام کمپانی: پارامونت

سال تاسیس: ۱۹۱۲

موسس: آدولف زوکر

اصلیت: مجارستان

مذهب: یهودی

از چی خوشش می‌آمد: ارتقای موقعیت اجتماعی‌اش، پذیرفته شدن در میان هنرمندان مقبول عرصه‌های ادبیات و تئاتر

از چی بدش می‌آمد: باختن، دروغ شنیدن

قبلش چه کار می‌کرد: تجارت خز، سرگرمی

درموردش چه می‌گویند: نامنعطف، سخت‌گیر، خونسرد، خوددار

فیلم‌های معروف کمپانی: پدرخوانده، آناستازیا، زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند، فیلم‌های هیچکاک از جمله سرگیجه و روانی، تایتانیک، سوپر ۸، شاترآیلند، مورد عجیب بنجامین باتن، زودیاک، شغل ایتالیایی، کونگ‌فو پاندا، ایندیانا جونز، مرد آهنی، ترانسفورمرز، فارست گامپ، ترومن شو

نام کمپانی: یونیورسال

سال تاسیس: ۱۹۱۲

موسس: کارل لیملی

اصلیت: آلمانی- ۱۸۶۷

مذهب: یهودی

از چی خوشش می‌آمد: شهرت و تایید توسط دیگران، شرط‌بندی

قبلش چه کار می‌کرد: پادویی، خرمن کردن گندم، کار دفتری، حسابداری

فیلم‌های معروف کمپانی: ای‌تی موجود فرازمینی، ژوراسیک پارک، کینگ‌کنگ، یک ذهن زیبا، آمریکن پای، گنگسترهای آمریکایی، رابین هود، شیندلر لیست، میامی وایس، صورت زخمی، کازینو، بچه دزدی، فرزندان انسان

نام کمپانی: مترو گلدوین میر

سال تاسیس: ۱۹۲۴

موسس: لوییس بی. میر

اصلیت: روسیه – ۱۸۸۴

مذهب: یهودی

از چی خوشش می‌آمد: کامل بودن و خودنمایی افراطی

قبلش چه کار می‌کرد: جمع کننده آهن قراضه

درموردش چه می‌گویند: افراطی، پدرسالار، خودپرست گزافه‌گو، احساساتی

فیلم‌های معروف کمپانی: برباد رفته، دکتر ژیواگو، شبکه، مجنون، دختری با خالکوبی اژدها (با همکاری کلمبیا)، کازینو رویال (با همکاری کلمبیا)، سریال‌های پلنگ صورتی، تلما و لوئیس.

نام کمپانی: برادران وارنر

سال تاسیس: ۱۹۲۳

موسس: آلبرت، هری، سم و جک وارنر

فیلم‌های معروف کمپانی: کازابلانکا، شاهین مالت، سوپرمن، بتمن، تام و جری (سریال)، ۱۱ یار اوشن، هری پاتر، ماتریکس و ارباب حلقه‌ها، شوالیه تاریکی، سایه‌های تاریکی برمی‌خیزد، جی ادگار، شرلوک هولمز (بازی سایه‌ها)، تلقین، هنرمند، بانی و کلاید، پرتقال کوکی، بعدازظهر سگی، همه مردان رییس جمهور، ماموریت، رابطه‌های خطرناک، رفقای خوب، نابخشوده، مسیر سبز، عزیز میلیون دلاری، جدامانده، نامه‌هایی از ایوو جیما، مایکل کلایتون، نقطه کور، میلیونر زاغه‌نشین

 

جک وارنر

از چی خوشش می‌آمد: آبروریزی (خصوصا اگر آبروی برادرش باشد)

قبلش چه کار می‌کرد: خواننده گروه‌های محلی، سوپرانوی گروه دوره‌گرد وودویل

درموردش چه می‌گویند: گستاخ، کمدین ناموفق، زمخت، بدزبان، سطحی، خودنما، کله‌شق و اعصاب خردکن

 

هری وارنر

از چی خوشش می‌آمد: وحدت خانواده

قبلش چه کار می‌کرد: شاگردی در مغازه پدرش، فروش دوچرخه

درموردش چه می‌گویند: دقیقا عکس جک، عاقل، محافظه‌کار، حواس جمع، ساده، خودمانی، خوش‌مشرب، وفادار به خانواده و اخلاق‌گرای متعصب

نام کمپانی: کلمبیا

سال تاسیس: ۱۹۱۹

موسس: هری کان

اصلیت: آلمان، متولد ۱۸۹۱ نیویورک

مذهب: یهودی

از چی خوشش می‌آمد: قدرت

قبلش چه کار می‌کرد: آواز خواندن در تئاتر، کارمند کشتیرانی، کلاهبرداری به شیوه‌های مختلف

درموردش چه می‌گویند: قلدرمآب، خودپسند، استراتژیستی زبردست

فیلم‌های معروف کمپانی: کازینو رویال، داوینچی کد، اسپایدرمن، ۲۰۱۲، دختری با خالکوبی اژدها، رزیدنت اویل: قصاص، جک و جیل، مانیبال، شبکه اجتماعی، همه مردان شاه، لارنس عربستان، دکتر استرنج‌لاو یا: چگونه یاد گرفتم که نگرانی را از خود دور کنم و به بمب عشق بورزم، مردی برای تمام فصول، راننده تاکسی، کریمر علیه کریمر، آخرین امپراتور، رهایی از شاوشنگ

 

مینا والی (Mina.vali@gmail.com)

متن کامل را در شماره ۳۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات بخوانید.

چرا مدیران رسانه مدیریت رسانه نمی‌‌خوانند؟

معروف‌ترین معلم و محقق استراتژی رسانه در جهان از فاصله علم و عمل مدیریت رسانه می‌گوید

چرا مدیران رسانه علاقه‌ای به مدیریت رسانه ندارند و در این رابطه چه می‌توان کرد؟

لوسی کونگ

مدرسه بازرگانی بین المللی یونکوپینگ، سوئد

مترجم: طیبه خداوردی

Taybe. khodaverdi@gmail. com

یک مثل قدیمی می‌گوید: «مراقب آنچه آرزو می‌کنید باشید، چون ممکن است دقیقاً‌‌ همان را دریافت کنید.» بر اساس آنچه که مدت‌ها گفته شده، ماموریت رشته ما (مدیریت رسانه) باید ساختن پلی میان تئوری و عمل باشد، پس طی ۱۸ ماه گذشته دقیقاً همین کار را باید انجام می‌دادم و این خود تجربه‌ای تأمل‌برانگیز بود.

اگرچه نخستین شغل حرفه‌ای من در انتشار کتاب بود، جایی که با تلاش بسیار درجات شغلی را از دستیار ویراستار به مدیر چاپ طی کردم، در میانه راه مسیرم را عوض کرده و «به سوی» حیطه آکادمیک قدم نهادم، جایی که با تلاش بسیار PhD و کسب قابلیت‌ها را پشت سر گذاشتم. طی این روند، تا حد زیادی ابزارهای غیر رسمی مدیریتی را که در انتشارات «رندوم‌هاوس» (که تا اندازه‌ای ابداع خودم و تا اندازه‌ای هم از کتاب‌های کسب ‌و کار ربوده بودم)‌‌ رها کرده و مفاهیم پیچیده‌تری را برای مدیریت در رسانه اتخاذ کرده بودم.

تن‌ها طی ۱۸ ماه گذشته جزئی از هیأت نظارت بر خدمات عمومی رادیو تلویزیون سوئیس شدم، نقشی نیمه وقت که با این وجود مسئولیت سنگین حقوقی توسعه استراتژی را برعهده داشتم. چند ماه بعد، از من خواسته شد تا در طراحی و اجرای یک دوره پیشرفته رهبری برای بخش خلاقیت در انگلستان همکاری کنم. بنابراین تا اندازه‌ای به «آن سوی قبلی» بازگشتم.

به نظرم هر دو این ابداعات بر اساس کارهای آکادمیک‌ام صورت گرفته است. هرچند، زمانی‌که به آن سوی قبلی بازگشتم، تقریبا خیلی سریع برایم روشن شد که دانش آکادمیک مشابه، در حقیقت خیلی با موضوع مرتبط نبوده -قطعاً این امر بدون یک بازسازی کامل صورت نمی‌گرفت؛ کاری که درست مانند اقتباس تمام مولفه‌هایی بود که آن را به عنوان یک بورسیه آکادمیک «آبرومند»

می‌ساخت.

مواد آکادمیک بیش از اندازه انتزاعی و مبهم به نظر می‌رسند، تا بتوان آن‌ها را در عمل مورد استفاده قرار داد، و پر از واژگان غیر قابل نفوذند.

لوسی کونگ در ادامه می‌گوید:

بنابراین با استفاده از فرصتی که برای ارتقای حوزه‌ کاری‌ام ایجاد شد، اینجا در «کلام کارگزار» نتایج کلیدی که در دوران خودم جهت ایجاد پل میان جهان‌های تئوری و عمل بدان رسیده‌ام را ارائه می‌کنم.

متن کامل این یادداشت خواندنی را در شماره ۳۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات بخوانید.