حالا که بهار آمد …

Bahar-media-manager

رویاهای کودکی آدم‌ها، برخلاف خود آدم‌ها که بزرگ و بزرگ‌تر می‌شوند، رنگ می‌بازند و کوچک و کوچک‌تر می‌شوند و جای آن را دغدغه‌ها می‌گیرند. آرام آرام ماشین و خانه و دلار و طلا می‌شوند دغدغه و با توجه به محدودیت پردازنده ذهن آدم و ظرفیت کم اختصاص داده شده به حافظه مغز، هر آدم شروع می‌کند به جارو کردن چیزهای زائد ذهنش. در این شرایط رویاهای کودکی از چیزهای زائد ذهن هستند که خیلی زود جایشان را به دغدغه‌های بزرگ‌تر می‌دهند. آدم نمی‌تواند همه چیز را با هم داشته باشد و ناخودآگاه یاد می‌گیرد که بعضی چیزها را فدای بعضی چیزهای دیگر کند. دغدغه‌ها رویاها را قربانی می‌کنند و زمانی می‌رسد که دیگر رویایی نمی‌ماند. آرام و بسیار نرم آدم به موجودی تبدیل می‌شود که رویایی ندارد. موجودی که رویا ندارد آدم نیست. یک موجود ساده بی‌هدف است که تفاوتی با هیچ موجود دیگری ندارد، فقط در یک چیز. موجود بی‌رویا خطری ندارد، اما آدم بی‌رویا خطرناک‌ترین موجود روی زمین است. انسان‌ها قدرتی در درون خود دارند که هیچ موجود دیگری ندارد. تنها چیزی که باعث می‌شود این قدرت مهارنشده مهار شود رویاها هستند.

آدم‌ها زمانی که کودک هستند و هنوز توان بهره‌برداری از قدرت‌شان را ندارند رویاهای بزرگی دارند. اما زمانی که دست‌شان به قدرت خودشان می‌رسد رویاهایشان را از دست می‌دهند. رویاها اما یک ویژگی خوب دارند و آن این است که بازیافتنی هستند. رویاهای از دست رفته مثل آب ریخته شده روی زمین نیستند. انسان‌هایی که رویاهایشان را از دست داده‌اند می‌توانند دوباره رویاهایشان را بازیابند. بهار فرصتی است برای بازیابی رویاهای فراموش شده.

آیا تلویزیون خصوصی تنها راه نجات تلویزیون در ایران است؟

این روزها تلویزیون خصوصی و لزوم آن نقل محافل رسانه‌ای شده است. به نظر می‌رسد رسانه‌های چاپی علاقمند به موضوع تلویزیون خصوصی شده‌اند. مدتی است خبرهای فراوانی از مشکلات مالی صدا و سیما که در ایران معادل تلویزیون است شنیده می‌شود. با حرفی که ضرغامی در مقابل احمدی‌نژاد زد و خاطره‌گویی که تعریف کرد و از وضع این روزهای صدا و سیمایی‌ها گفت که نشسته‌اند که پول بیاید، مهر تائیدی بر همه خبرهای غیررسمی زده شد که از بی‌پولی صدا و سیما می‌گفتند. ادامه خواندن “آیا تلویزیون خصوصی تنها راه نجات تلویزیون در ایران است؟”

حرف‌های مهم اسعدیان درباره اقتصاد سینما

همایون اسعدیان از حمایت‌های دهه‌ی ۶۰ که زمینه فعالیت‌های بعدی برخی کارگردانها و تهیه‌کنندگان را فراهم کرد، سخن گفت و در پاسخ به برخی اظهارنظرها گفت: « در حال حاضر منفک‌شدن سینما از سیستم دولتی، اصلا امکان‌پذیر نیست.»

همایون اسعدیان در گفت و گویی که با ایسنا داشته حرف‌های مهمی زده که از منظر اقتصاد رسانه اهمیت توجه دارند. برخی از جمله‌ها در ادامه آمده است:

به نظرم در اظهارنظر‌هایی که این‌ روز‌ها درباره‌ی موضوع پول در سینما مطرح می‌شود، شیطنت‌هایی وجود دارد. ادامه خواندن “حرف‌های مهم اسعدیان درباره اقتصاد سینما”

چرا چیزهایی که یزدانی می‌خواند را دوست دارم

آنهایی که رضا یزدانی را از زمانی که هنوز معروف نشده بود می‌‌شناسند ترانه جردن را حتما به یاد دارند:

وقتی که گاز می‌دی،

با ماشین باباجون،

توی سربالاییِ جردن

با موهای چربُ،

قیافه‌ی داغون،

سیگاری کنج لبت روشن ادامه خواندن “چرا چیزهایی که یزدانی می‌خواند را دوست دارم”

چرا حالا از شمقدری دفاع می‌کنم؟

این روزها در رسانه‌ها خبرهای جالبی درباره اسکار منتشر می‌شود. از گفت و گوی اصغر فرهادی گرفته تا حرف‌های شمقدری و برنامه‌های جورواجور درباره علت اسکار بردن آرگو. در یکی از رسانه‌ها آمده بود:

در واکنش به انتقادها به ادعای لابی‌گری در اسکار عنوان شد، شمقدری: رسانه‌ها متوجه نیستند دست به تمسخر می‌زنند.

رئیس سازمان سینمایی وزارت ارشاد درباره اظهاراتش راجع به لابی‌گری جوایز سال گذشته اسکار گفت: بخشی از اصحاب رسانه و سینما متوجه شرایط جدید دنیا نیستند و وقتی با واقعیتی روبرو می‌شوند که نمی‌توانند آن را هضم و فهم کنند، دست به انکار و تمسخر می‌زنند. ادامه خواندن “چرا حالا از شمقدری دفاع می‌کنم؟”

اقتصاد سینما به زبان ساده برای منتقدان

پاسخ‌های کلی بدترین پاسخ‌هاست. در هر دوره‌ای پاسخ‌های کلی برخی سوال‌ها، دست به دست می‌چرخند، که کم‌ترین آفت آنها، توهم دانستن است. به عنوان نمونه ببینید چند بار شنیدید که در جمعی از مشکلات جامعه صحبت شده و در انتها جمع به این پاسخ کلی رسیده که مشکلات ساختاری است؛ یا مشکلات فرهنگی است؛ یا مشکلات زیرساختی است؛ یا مشکلات عمیق‌تر از این حرف‌هاست! ادامه خواندن “اقتصاد سینما به زبان ساده برای منتقدان”