بزرگ‌ترین آفت کسب و کارهای کوچک چیست؟

حالا که اینجا ایستاده‌ام، گاهی برمی‌گردم و به گذشته نگاه می‌کنم، به تجربه‌هایی که در یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های پیش‌روی فناوری در ایران داشتم، به تجربه‌هایی هم که چند سال گذشته در شرکت کوچک خودم به دست آوردم، بهتر می‌توانم آسیب‌های محیط‌های کسب و کارهای کوچک در ایران را بشناسم. حالا که به گذشته نگاه می‌کنم به خوبی این موضوع برایم روشن می‌شود که کار در یک شرکت بزرگ بسیار متفاوت با یک شرکت کوچک است. این گزاره انقدر که واضح به نظر می‌رسد واضح و روشن نیست. به طرز فاجعه‌باری سیستم آموزشی ایران دانشجویان را آماده فعالیت در سازمان‌های بزرگ می‌کنند و به طرز تاسف‌بارتری کم‌ترین آموزش‌ها برای فعالیت در شرکت‌های کوچک داده می‌شود.

Start-Up

ادامه خواندن “بزرگ‌ترین آفت کسب و کارهای کوچک چیست؟”

یک نکته درباره تاثیر شمقدریسم بر سینمای ایران و پرورش منتقدیسم

حالا که شمقدری رفته و به جایش ایوبی به سازمان سینمایی آمده فرصتی شده تا دوران ۸ ساله گذشته مورد نقد جدی قرار گیرد و شمقدریسم به زیر سوال برود. اما به نظرم نقد اشتباه، ادامه همان مسیر شمقدریسم و درک نکردن آن چیزی است که باعث شد ۸ سال به پدیده شمقدریسم سر و کله بزنیم که مطمئنا فراتر از شخص شمقدری است که او ۴ سال در این پست بود اما پدیده او ۸ سال حاکمیت داشت. برخیمی‌گویند اخراجی‌ها محصول دوره شمقدریسم است. طبیعی است که درباره الی و جدایی نادر از سیمین هم محصول همین دوره است. پس نمی‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که دوره بد شمقدریسم منجر شدی به محصولی بد مانند اخراجی‌ها. البته اگر اخراجی‌ها را بد بدانیم! در همین دوره جدایی نادر از سیمین تولید شده و درباره الی. اگر این آخری را محصول تلاش فردی می‌دانیم آن را هم باید محصول تلاش فردی بدانیم. اگر از توقیف این یکی صحبت می‌کنیم آن یکی هم راحت اکران نشده. اگر هوشمندی و زیرکی فرهادی فیلمش را خودش را از افتادن در ورطه توقیفی نجات داده آن جا هم رندی ده‌نمکی او را از بیرون ماندن از صنعت سینما نجات داده است. اگر برای این یکی همه سر و دست شکستند، برای آن یکی جز حاتمی کیا کسی تره هم خورد نکرد. بنابراین این مقایسه‌ها غلط اندر غلط است. اما برخی اخراجی‌ها را با راه آب ابریشم و فرزند چهارم مقایسه می‌کنند که واضحا قیاس مع‌الفارغ است. اگر آن سمت پای دولت در کار نیست این سمت پول دولت در میان است. شنیدم کسی اقبال به اخراجی‌ها را نشانه بیماری جامعه می‌دانست. به نظرم کسی که مردمش را بیمار می‌داند خودش بیمار است. کسی که در بین مردم بیمار زندگی می‌کند و تصور می‌کند این مردم بیمار هستند مازوخیستی است و هر چه سریع‌تر بهتر است فکر به حال خودش بکند. ادامه خواندن “یک نکته درباره تاثیر شمقدریسم بر سینمای ایران و پرورش منتقدیسم”

درباره دو گاف کانون ایران نوین در خسته‌کننده‌ترین رویداد ورزشی ایران

AD

دقایقی پیش بازی پیش‌کسوت‌های پرسپولیس و آس میلان تمام شد. پیش از این تبلیغات فراوانی برای این بازی شده بود. گفته می‌شد سالن ۱۰۰ هزار نفری آزادی مملو از تماشاگر خواهد شد در حالی که نصف استادیوم هم پر نشده بود. کسانی که بازی را مشاهده کردند هم دیدند که چه بازی ضعیفی بود و اسطوره‌ها و افسانه‌های فوتبالی چگونه در کمتر از یک نیمه فروریختند و حتی بعد از دقیقه ۲۰ بازی توان دویدن هم نداشتند. کیفیت پایین بازی و قضاوت درباره آن را به عهده کارشناسان فوتبال می‌گذاریم. دو گاف به نظرم جالب بود که در انبوه مواردی که درباره این بازی به آن می‌توان پرداخت قابل بررسی است.

Kanon-Iran-Novin

۱. در تبلیغات این بازی گفته شده بود که این بازی بزرگ‌ترین رویداد ورزشی ایران است. قضاوت درباره بزرگ‌ترین رویداد ورزشی ایران را با مشاهده بازی می‌توان انجام داد. واقعیت این است که در ایران در سال‌های گذشته رویدادهای ورزشی بسیاری بزرگ‌تری نسبت به این رویداد برگزار شده و البته هیچ کدام ادعای بزرگ‌ترین بودن نداشتند و اساسا طرح بزرگ‌ترین بودن در زمینه رویدادهای ورزشی بی‌معنی است و بیشتر یک حیله تبلیغاتی است که بعد از انجام رویداد و مشاهده حقارت رویداد تنها چیزی که به یادگار می‌گذارد نفرت از تبلیغات است. برخی گمان می‌کنند تبلیغات یعنی دروغ. یعنی حرف بدون اساس. در حالی که تبلیغات ترغیب مردم به مصرف یک کالا یا خدمت با روش‌های خلاقانه است. برخی گمان می‌کنند دروغ گفتن یا اغراق در تبلیغات اشکالی ندارد در حالی که تبلیغاتی که آغشته به دروغ است، در نهایت هم به ضرر خود تبلیغات است هم به ضرر تبلیغات کننده و هم به ضرر همه کسانی که این گونه تبلیغ می‌کنند. ادامه خواندن “درباره دو گاف کانون ایران نوین در خسته‌کننده‌ترین رویداد ورزشی ایران”