میمون مسلح به مسلسل نباشیم!

۱

همیشه درباره خودم این نگرانی را داشتم که دچار آفت خرده‌ دانش گردم. احتمالا خرده دانش از خرده شیشه در وجود فرد بدتر باشد و ضرر بیشتری به افراد برساند. درک و دریافت افراد به پیش‌زمینه‌های ذهنی قبلی آنها برمی‌گردد و برمبنای آن همه چیز را تحلیل می‌کنند. به عبارت دیگر مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد! یا آن طور که می‌گویند کافر همه را به کیش خویش پندارد. اگر در دور و برتان زنان زخم‌خورده از نامردان روزگار باشد ممکن است این جمله برایتان مکرر باشد که مردها همه‌شان سروته یک کرباس‌اند و همه‌شان نامردند. در حالی که این زنان محترمه از بین همه مردهای عالم نامردها را انتخاب کردند و جمله درست این است که «همه مردهایی که من می‌شناسم نامرد از آب درآمدند.» بنابراین هرگز نمی‌توان بر مبنای تعداد محدودی مشاهده به نتیجه کلی رسید. رسیدن به نتیجه کلی در علوم اجتماعی پیچید‌گی‌های زیادی دارد. همین پیچیدگی باعث می‌‌شود دو اتفاق رخ بدهد: یکی کسانی که بدون روش علمی به نتیجه‌های درست یا غلط می‌رسند و دیگری کسانی هستند که با کلمه‌بازی سعی می‌کنند خود را عالم و دانشمند جلوه دهند و مثل میمونی که مسلسل دست گرفته نظریه‌های باربط و بی‌ربط را به سروصورت آدم‌ پرتاب می‌کنند. ادامه خواندن “میمون مسلح به مسلسل نباشیم!”