به‌جای دنبال کردن لحظه‌به‌لحظه قیمت بیت‌کوین سعی کنید فناوری پشت بیت‌کوین را درک کنید

روی آموزش خودتان سرمایه‌گذاری کنید نه حدس و گمان

در ارتباط با بیت‌کوین این روزها آدم‌ها سه دسته‌اند: آن‌ها که «سمپات» بیت‌کوین هستند و تصور می‌کنند چاه نفت کشف کرده‌اند؛ آن‌ها که علیه بیت‌کوین هستند و ایمان راسخ دارند بیت‌کوین حبابی بیش نیست و دیر یا زود زمین می‌خورد؛ دسته اندکی هم هستند که نه له بیت‌کوین‌اند نه علیه آن. این دسته سعی می‌کنند فناوری و کسب‌وکار پشت بیت‌کوین را درک کنند. این دسته مثل دیوانه‌های سفته‌باز مدام خبرهای بالا رفتن قیمت را مرور نمی‌کنند و ترس پایین آمدن قیمت هم ندارند. این دسته روی خودشان سرمایه‌گذاری می‌کنند و روی آموزش خودشان؛ دقیقاً مانند کسانی که در نیمه اول دهه نود میلادی سعی کردند توسعه وب را یاد بگیرند. این‌ها کسانی بودند که بعداً به بزرگ‌ترین کارآفرین‌های دنیای دیجیتال تبدیل شدند.

بیت‌کوین هم‌ چنین وضعیتی دارد و احتمالاً در سال‌های آینده ابعاد بیشتری از این دستاورد فناوری را درک خواهیم کرد. منتها الان چه‌کار باید کرد؟ باید بنشینیم و ادای سفته‌بازها و دلال‌ها را درآوریم و به این فکر کنیم که برویم در بیت‌کوین سرمایه‌گذاری کنیم یا نکنیم؟ این به نظرم دم‌دستی‌ترین انتخاب در برابر یکی از مهم‌ترین روندهای فناوری چند سال اخیر است. عاقلانه‌ترین کار این است که زمان بگذاریم و روی آموزش خودمان سرمایه‌گذاری کنیم. دیدن بیت‌کوین به عنوان یک ابزار سرمایه، سرمایه‌گذاری بر روی حدس و گمان است. ممکن است سود خوبی کنیم و ممکن است ضررهای بدی نصیب ما شود. منتها اگر روی آموزش خودمان سرمایه‌گذاری کنیم این سرمایه‌گذاری از دست رفتنی نیست. در این یادداشت سعی می‌کنم به این موضوع بپردازم که وقتی درباره بیت‌کوین صحبت می‌کنیم داریم درباره چه چیزی حرف می‌زنیم. ادامه خواندن “به‌جای دنبال کردن لحظه‌به‌لحظه قیمت بیت‌کوین سعی کنید فناوری پشت بیت‌کوین را درک کنید”

حرف‌هایی که شنیده نمی‌شود

۱. من دوستانی دارم و دوستانم هم دوستانی دارند. این واقعیت ظاهراً ساده اساس کسب‌وکاری است که در ۷ سال گذشته آن را از هیچ ساخته ام. در این ۷ سال همه‌چیز ساده هم پیش نرفته است. در این مسیر شاهد انواع چوب لای چرخ گذاشتن ها بوده‌ام. به‌عنوان مدیر یک کسب‌وکار کوچک انواع چالش‌ها را با بخش‌های مختلف داشته‌ام. به همین دلیل همیشه سعی کردم از دولت و دولتی‌ها فاصله بگیریم و به آنهایی که ادعاهایی بزرگ بادکنکی دارند بااحتیاط نزدیک شوم. از آن‌طرف درزمینهٔ منابع انسانی انبوه مشکلات بیداد می‌کند. ازیک‌طرف می‌گویند در کشور بی‌کاری است و از طرف دیگر نمی‌توان نیرویی پیدا کرد که حداقل‌ها را برای کار کردن داشته باشد. بازار کار پرشده از افراد پرادعایی که تلاش زیادی برای آموزش خودشان نمی‌کنند. حرف من هم دقیقاً اینجاست: آموزش. ادامه خواندن “حرف‌هایی که شنیده نمی‌شود”

این روزها همه از استارت‌آپ می‌گویند؛ بگذارید بایستیم و از خودمان بپرسیم که استارت‌آپ چیست؟

چند سالی می‌شود که واژه استارت‌آپ وارد فرهنگ عامه مردم شده است. حتی اگر این واژه را نشنیده‌اند و حتی اگر چیزی هم درباره آن ندانید اما احتمالاً از مزایای آن بهره‌مند شده‌اید. منتها این سال‌ها این واژه به‌شدت مورد سوءاستفاده قرارگرفته و هرکسی که نمی‌دانسته دارد چه‌کار می‌کند گفته من یک استارت‌آپ راه انداخته‌ام. بااینکه استارت‌آپ‌ها کسب‌وکارهای کوچکی هستند که پتانسیل این را دارند که ظرف چند سال و به‌صورت نمایی رشد کنند، ولی هر کسب‌وکار کوچکی استارت‌آپ نیست. یک موضوع مهمی وجود دارد و آن این است که تاریخچه نظریه‌های مدیریتی حدود ۱۰۰ سال است؛ اما مفاهیم مدیریت کمتر قابل تطبیق بر استارت‌آپ‌ها حداقل در ۲ سال اول آنها است؛ به عبارتی نظریه‌های برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، هدایت و کنترل مدیریت قابل‌استفاده در استارت‌آپ‌ها نیستند. ادامه خواندن “این روزها همه از استارت‌آپ می‌گویند؛ بگذارید بایستیم و از خودمان بپرسیم که استارت‌آپ چیست؟”

آیا فضای مجازی قانون‌پذیر است؟

دوستانم در ماهنامه خوب مدیریت ارتباطات از من خواسته‌اند که دراین‌باره بنویسم که آیا فضای مجازی قانون‌پذیر است یا نه؟ مطابق معمول روزنامه‌نگاری در ایران وقت زیادی را صرف تنبلی و از زیر کار در رفتن کرده‌ام و در انتها بعد از پیگیری‌های فراوان دبیر تحریریه محترم ماهنامه به این نتیجه رسیدم که تنبلی بس است و باید کاری کرد. اجازه دهید بدون رودربایستی‌های معمول و مرسوم جامعه علمی ارتباطات در ایران همین اول کار حرف آخر را بزنم. در این سال‌ها روزنامه‌نگارانی مانند من، دانشجویان و با عرض پوزش اساتید بزرگوار بنا را بر تنبلی گذاشته‌اند و کاری نکردن. به همین دلیل سؤال‌های بی‌پاسخ فراوانی وجود دارد که جامعه علمی با روش علمی به سراغ آن‌ها نرفته است. وقتی صحبت از جامعه علمی می‌کنم طبیعی است که نظر به مجموع فعالیت‌ها دارم وگرنه در این سال‌ها تک‌وتوک فعالیت‌های جدی انجام شده که نمی‌توان از کنار آن‌ها به‌آسانی گذشت. آن چیزی که این میان اهمیت دارد این است که این تنبلی به‌زودی کار دسته همه ما خواهد داد؛ چون کار کمی کرده‌ایم و دانش کمی تولید کرده‌ایم و در آینده نزدیک روندها ما را با خودشان خواهند برد. امروز فضای رسانه‌ای ایران به‌شدت واکنشی شده و کمتر زمانی پیش می‌آید که فضای رسانه‌ای حرفه‌ای ایران منشأ تأثیر و جریان سازی باشد. امروز کسانی به کمک ابزارهای نوین ارتباطی توانسته‌اند تأثیرگذار باشند که ظرفیت‌های رسانه را نمی‌شناسند؛ اخلاق رسانه‌ای برایشان اهمیتی ندارد؛ مسئولیت اجتماعی ندارند و صرفاً به دنبال کلیک بیشتر و بیشتر و بیشتر هستند. برخی به این افراد می‌گویند اینفلوئنسر. تجارت کلیک هم این روزها در ایران مانند جهان به عرصه جذابی تبدیل‌شده و کسب‌وکارهای مختلفی در ایران رشدِ کرده‌اند که تخصصشان این است که کلیک‌های مردم در فضای مجازی را هدایت می‌کنند. رسانه‌های رسمی از صداوسیما گرفته تا روزنامه‌ها و نشریه‌های چاپی هم سراسیمه به دوروبرشان نگاه می‌کنند و تصویری از آینده ندارند. ادامه خواندن “آیا فضای مجازی قانون‌پذیر است؟”