دورکارها به نزدیک کاری برگشتند!

این روزها یاد این شعر می‌افتم که هر کسی کو دور ماند از اصل خویش بازجوید روزگار وصل خویش. دورکارهای عزیز برگشتند سرکار و احتمالا از این به بعد باید نزدیک کاری کنند. (خبرگزاری مهر) نمی‌دانم شما یادتان می‌آید یا نه؛ احتمالا یادتان می‌آید. همین پارسال بود که با آب و تاب انگاری یک عنصر جدید به جدول تناوبی اضافه شده در کوی و برزن از فواید دورکاری گفته شد و این که راه توسعه است این دورکاری. همان زمان هم نوشتم که این طرح شکست خورده است و کلا نارس به دنیا آمده. این طرح پیش‌نیازهایی دارد که هیچ کدام در کشور ما و در اداره‌های ما نبود. اما اینجا مدیران دل شیر دارند. نه این که به دنبال سود و ترازنامه و این حرف‌ها نیستند و همه‌اش به دنبال طرح‌های بسیار بسیار کلان هستند هرگز دغدغه‌ها مالی و کوچک ندارند. در این شهر مدیران می‌توانند با یک ویار لعنتی دیواری خراب کنند و دوباره مدیری دیگر دیواری بسازد جایی دیگر. مدیری دیگر می‌آید و دیوار خراب می‌کند و همان جای قبلی دیواری جدید بنا می‌کند. ما هم همیشه گوش به زنگ آخرین مدیر هستیم و مدیر عزیز می‌شود خدای ما. بماند؛

فعلا دورکارهای عزیز

برگردید،

از خانه‌ها بیایید بیرون

کارها را با هم شروع کنیم و این‌ها.

پ.ن. هزینه رفته شدن آبروی مفهومی مانند دورکاری که احتمالا زمانی می‌توانست مفید باشد را چه کسی می‌دهد؟ آیا با تصور منفی که در ذهن مردم از دورکاری جا افتاده آیا اگر کسی تصمیم درستی بگیرد و بخواهد برای حل مسائل بنگاهش از این ایده استفاده کند باید تاوان ندانم کاری عده‌ای دیگر را بدهد؟ هر چقدر می‌رویم جلوتر چقدر سخت‌تر می‌شود همه چیز!

یک دیدگاه برای “دورکارها به نزدیک کاری برگشتند!”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *