رسانه بزک شده خریداری ندارد!

۱. یکی از مدیران رسانه‌ای کشور چند سال پیش به من می‌گفت ما هر چقدر که محتوی و گرافیک مجله‌هایمان را حرفه‌ای‌تر می‌کنیم تعداد خریدارانمان کمتر می‌شود. در مقابل نشریه‌های غیرحرفه‌ای خریدار بیشتری دارند. این جمله‌های او مبنای آماری داشت.توجیه او هم این بود که مردم ما از چیزهایی که خیلی شیک و حرفه‌ای به نظر برسند می‌ترسند. در مقابل از چیزهای ساده و دم دستی و هلو استقبال می‌کنند.

۲. چند وقت پیش در وبلاگی می‌خواندم که در شهرستان‌ها برای گرفتن پروژه نباید بیش از حد خودتان را حرفه‌ای نشان بدهید. اگر هستید بخشی از آن را بیان نکنید. در شهرستان‌های ما علاوه بر توان و تخصص انجام کار عامل مهم دیگری هم وجود دارد و آن احتمال کلاه گذاشتن شما بر سر مجری است. اگر بیش از حد حرفه‌ای به نظر برسید عدد احتمال برای شما افزایش می‎‌یابد و مردم از شما می‌ترسند.

۳. چند وقت پیش در یک برنامه تلویزیونی نظرسنجی شد و مردم گفتند که بهترین فیلم بعد از انقلاب اخراجی‌ها بوده است. بین ۱۰ تا فیلم پرفروش این مملکت هم سه‌گانه اخراجی‌ها جای محکمی دارند. اخراجی‌ها به گفته بسیاری از منتقدین سینما به هیچ وجه فیلم جدی نیست. فوق فوقش باید اندازه این کمدی‌های آب دوغ خیاری می‌فروخت. اما این کمدی پرفروش‌ترین و پرطرفدارترین فیلم این مرز و بوم است.

۴. بین کسانی که در تلویزیون ما اجرا داشتند و به مرور حذف شدند رضا رشیدپور و فرزاد حسنی از همه معروف‌تر شدند. در مقابل کسانی مثل عادل فردوسی پور و حیدری هنوز برنامه دارند. دو چهره حذف شده بیش ار حد حرفه‌ای خود را نشان می‌دادند. در مقابل فردوسی پور نوعی شیطنت همراه با راستگویی دارد. حیدری هم احترام می‌گذارد به طرف مقابلش. اما رشید و فرزاد دو یک جورهایی لااقل در نزد رسانه‌ای‌ها مظهر تفاخر بودند.

نتیجه‌گیری: تفاخر جایی ندارد. اگر قرار است فخر بفروشی مردم پولی به تو نمی‌دهند. اگر هنرمندی هستی که فقط بلدی منم منم کنی و به مردم فخر بفروشی جایی نداری. حالا اگر کسی این وسط پیدا شود که خودش باشد و خودش، مردم او را قبول می‌کنند. ساده و بی‌آلایش بودن در رسانه کاری است سهل و ممتنع. ممکن است تا مدتی بتوانی پشت نقاب رسانه قایم شوی اما رسانه خیلی زود درون تو را می‌ریزد بیرون. حالا این حکایت ماست. اخراجی‌ها چرا می‌فروشد؟ چون ده‌نمکی خودش است. با همه نابلدی‌ها و ناشیگری‌هایش. این خود واقعی اوست. چرا جدایی نادر از سیمین می‌فروشد؟ چون این خود اصغر فرهادی است. چرا عادل موفق است؟ چون ادا در نمی‌آورد و خود واقعی‌اش است. فکر می‌کنم فرمول نسبتا ساده‌ای شد. اما اندازه‌گیری سادگی و بی‌الایشی کار راحتی نیست. ولی قلب انسان هیچ وقت دروغ نمی‌گوید. شاید این جور وقت‌ها باید به قلب رجوع کرد و خوبی بازار آزاد واقعی هم این است که خیلی زود عیار اندازه‌گیری ما مشخص می‌شود.

دقت کنید که موضوع این نیست که یکی از اجرای عادل خوشش می‌آید و یکی دیگر از فرزاد حسنی. داریم در یک بازه مثلا ۱۰ ساله به ماجرا نگاه می‌کنیم. این حرف هم که، آنهایی که رفتند پارتی نداشتند و آنهایی که ماندند پارتی داشتند هم دردی از ما دوا نمی‌کند. هر جا برویم آسمان همین رنگ است و هیچ چیز زیر این آسمان آبی تازه نیست.

چیزی می‌ماند که ساده و بی‌غل و غش باشد. مثل فوتبال. در فوتبال در طول ۹۰ دقیقه همه چیز روشن است و شفاف. ممکن است عادلانه نباشد، اما شفاف است.

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

به گفتگو بپیوندید

5 نظر

  1. سلام

    نمی دونم نامه قبلی ام سند شد یا نه ولی دوباره می نویسم

    ۲ تا سوال دارم
    اول اینکه از اینکه در دوران جوانی برتر و معروف شدین چه حسی دارین؟(نگین مهم نیست و هیچ حسی ندارم که ……)
    دوم اینکه من چند ماهه کتاب و فلش کارت ۵۰۴ واژه رو خریدم هر روز تصمیم می گیرم یه درس بخونم اما نمیشه
    قطعا چون برنامه ریزی ام غلطه
    با توجه به اینکه پایه زبانم قویه نظرتون چیه؟ چیکار باید بکنم
    —————
    خیلی خوشحالم کردین که اومدین
    منتظرم

    1. درود
      مستقیم بریم سراغ سوال دوم 🙂
      چه باید کرد؟ باید بخوانید. باور بفرمائید که گفتن این که من بلدم یک جور سم است. رقابت کم نیست و تنها چیزی که باید بگویم این است که همت کنید و مطالعه کنید. نه موسسه کنکور می‌تواند به شما کمک کند نه کتاب‌های یک شبه کنکور دهید و این حرف‌ها. فقط باید وقت بگذارید. همین. راستی تشویقم کردید سری مطالبی که می‌خواستم در مورد مدیریت رسانه بنویسم را شروع کنم. 🙂

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *