دسته‌ها
یادداشت‌

کرگدن‌های ذهنی ۳

کرگدن‌های ذهنی

کرگدن‌ها اگر نقاشی می‌کردند، احتمالا در همه نقاشی‌هایشان یک شاخ، دقیقا وسط نقاشی می‌کشیدند. شاخی که کرگدن حواسش به آن نیست و دنیا را همیشه با آن می‌بیند. این شاخ جلوی دید کرگدن را نمی‌گیرد، ولی دنیای او را متفاوت می‌کند. امانوئل کانت به این شاخ می‌گوید عینک ذهن. باور بفرمائید همه ما کرگدن‌هایی هستیم که دنیا را با عینک‌های ذهنی خودمان می‌بینیم. این فلسفه ستون کرگدن‌های ذهنی است. هر بار در این ستون با یک کرگدن ذهنی از شما پذیرایی خواهم کرد.

بسیاری از ما هر روز صد‌ها و شاید هم هزار‌ها تصمیم می‌گیریم. گاهی این تصمیم‌ها را با منطق و حساب و کتاب می‌گیریم و گاهی هم از روی شهود و کاملا حسی. ما مدام در حال قضاوت کردن هستیم و ممکن است گاهی حتی به فرایند قضاوت کردن هم توجه نکنیم. کرگدن ذهنی قرار است تلنگری باشد برای انسان امروز که گمان می‌کند می‌تواند بی‌طرفانه قضاوت کند.

پارادوکس زنون

معمای هفته پیش در این مورد بود که چرا با اینکه در عالم واقع منطقا یک دونده از یک لاکپشت جلو می‌زند اما در عالم منطق به نظر این اتفاق منطقی نیست.‌‌ همان طور که می‌دانیم لاکپشت موجود سریعی نیست. هر چند اول باید تعریفمان از سرعت را مشخص کنیم اما با توجه به نسبی بودن سرعت واضح است که یک دونده از یک لاکپشت سریع‌تر است. آن چیزی هم که تجربه ما به ما می‌گوید این است که لاکپشت نمی‌تواند به پای دونده برسد. اما چیزی که در مورد معمای شماره پیش باید بگوئیم این است که نویسنده خطای‌شناختی مرتکب شده است. او فرض کرده می‌توان مکان را تا بی‌‌نهایت تقسیم کرد اما زمان را از قلم انداخته است. جمع بی‌‌نهایت عدد کوچک هم لزوما بی‌‌نهایت نمی‌شود. در واقع نویسنده فرض کرده مکان را می‌توان تا بی‌‌نهایت تقسیم کرد. اما این تقسیم‌بندی را برای زمان در نظر نگرفته است. اگر مکان را بتوان تا بی‌‌نهایت تقسیم کرد مطمئنا زمان را هم می‌توان. جمع بی‌‌نهایت قطعه کوچک زمان و مکان هم بی‌‌نهایت نمی‌شود. این تناقض‌نما یا پارادوکس را اولین بار فیلسوف یونانی زنون مطرح کرد. او می‌خواست ماهیت متناقض تفکر بشری را نشان دهد. او با این معما‌ها تا مدت‌ها مردم را گذاشته بود سر کار. او می‌خواست بگوید که جهان یک کل یکپارچه است و قابل تقسیم به اجزای کوچک‌تر نیست. اما ما امروز می‌دانیم که جهان و هر چه در اوست از اجزایی کوچک درست شده است به نام اتم. البته دانشمندان می‌گویند که اتم‌ها هم خود از اجزایی کوچک‌تر به نام پروتون و نوترون و الکترون تشکیل شده‌اند. این اجزا هم خودشان از اجزایی کوچک‌تر تشکیل شده‌اند. اینجا جایی است که زمانی قلمرو فلسفه بود، اما امروز قلمرو فیزیکدانان است. با همه این‌ها، تناقض‌هایی که زنون مطرح کرد هنوز پابرجا هستند و اینکه آیا واقعیت یک پیوستار است و یا از تکه‌های بی‌‌نهایت کوچک تشکیل شده است.

یک مساله لاکپشتی دیگر

معروف است که مردی عادل روزی از بیابانی می‌گذشت. بسیار گرسنه شده بو که در بیابان به لاکپشتی بزرگ و زیبا برخورد. او سوپ لاکپشت دوست داشت. بنابراین بی‌توجه به خواهش و التماس و زاری لاکپشت این بنده خدا را در کیسه کرد و به خانه رفت و یک دیگ آب جوش آماده کرد. او چون عادل بود وقتی جانور را از کیسه بیرون آورد مستقیم داخل آب جوش نینداخت. یک بامبو را روی دیگ گذاشت و لاکپشت را وسط دیگ روی بامبو قرار داد. بعد به لاکپشت گفت اگر توانستنی بدون اینکه توی دیگ بیفتی از روی بامبو به لبه دیگ برسی آزادت می‌کنم!

معمولا همه لاکپشتهایی که ما می‌شناسیم پیر و فرزانه هستند و خودشان ختم روزگارند. اما لاکپشت ما راه دیگری نداشت. یا باید خودش را نجات می‌داد یا می‌شد سوپ لاکپشت. تمام توانش را به کار گرفت و هر طور که بود خودش را به لبه دیگ رساند. مرد عادل از توانایی لاکپشت هیجان‌زده شده بود با شور فراوان گفت: دوباره! دوباره!

لاکپشت چه اشتباهی کرده بود؟

از رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

۲ دیدگاه دربارهٔ «کرگدن‌های ذهنی ۳»

سلام
پاسخ شما درباره مساله زنون صحیح نمی باشد
و اما پاسخ
واحد یکپارچه هرگز قابل تقسیم از لحاظ عملی و ذهنی نمی باشد.

پاسخ دادن به پورمعصوم لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *