دسته‌ها
یادداشت‌

سهم من؛ آذر ماه ۹۰

ستون سهم من، اعلام سهم من است از ماهی که گذشت. من، یکی از هزارانِ عاشق رسانه، دنیا را از دریچه رسانه‌ها می‌بینم. در این دنیای معمولی رسانه‌ها سهم من هستند و در ستون سهم من بهترین تجربه‌های رسانه‌ای خودم را در ماهی که گذشت اعلام می‌کنم. در سهم من همه چیز در سه دسته قرار می‌گیرند: رسانه‌ها؛ پیام‌ها و از چیزهای دیگر.

یک نکته: از ماه پیش علاوه بر متن سهم من پادکست سهم من هم دارم. دومین پادکست سهم من را به زودی منتشر خواهم کرد.

خانم‌ها و آقایان! سهم من آذر ماه تقدیم می‌گردد:

رسانه‌ها

سواد رسانه‌ای

یک تکان‌هایی خوردم و چند تا مقاله نوشتم. اما مهم‌ترین موضوعی مورد تمرکزم در ماه گذشته این بود که چطور می‌توان در یک کسب و کار به گونه‌ای از رسانه‌های اجتماعی استفاده کرد که هم حضور حداکثری داشته باشیم و هم این حضور به نفع سازمان باشد نه به ضرر آن. شاید پایان‌نامه و مقاله‌ای از این دربیاید. اما مهم‌تر از آن این است که بتوانم به صورت عملی و در راستای اهداف سازمانی از این ابزارها استفاده کنم.

کتاب

گفته بودم که ماه گذشته چند کتاب جدید در زمینه مدیریت و اقتصاد رسانه منتشر شد. در شماره جدید ماهنامه مدیریت ارتباطات با بچه‌ها یک پرونده مفصل در این مورد درآوردیم. پیشنهاد می‌کنم حتما بخوانید. اول شنیدم بنیاد هم‌سیب انجمن هواداران ایده‌های خلاقانه کتاب زندگینامه استیو جابز را ترجمه و پیش‌فروش می‌کند. بعد دیدم دنیای اقتصاد و عصر ارتباط هم دارند آن را ترجمه و به صورت پاورقی چاپ می‌کنند. آیا تب کتاب استیو جابز به ایران می‌رسد؟ مهم‌ترین کتابی که تمرکزم را متوجه خودش کرده بود هم کتاب آه بود. رسیده‌ام به خطبه حضرت زینب و مدام آن را می‌خوانم. نمی‌دانم چرا نمی‌توانم از آن رد شوم.

روزنامه

این روزها در روزنامه فناوران گه‌گاهی یادداشت و تحلیل و گزارش می‌نویسم. با توجه به این که یا در حوزه مدیریت و اقتصاد رسانه می‌نویسم یا در حوزه بانکداری و پرداخت الکترونیک دارم آرام آرام خروجی‌هایم را روی این دو حوزه متمرکز می‌کنم. روزنامه همشهری آخر هفته‌ها یک ضمیمه‌ای دارد به نام شش و هفت. به نظرم هنوز جای کار زیاد دارد و مانده تا پخته شود اما تا همین جا هم شنیدم که روزنامه‌های دیگر به دنبال تقلید از این کار همشهری هستند. روزنامه هفت صبح را هم گه‌گاهی می‌بینم. بماند که هر روز از طریق magiran کل روزنامه‌ها را مرور می‌کنم. شرق آخر هفته‌ها چرا این‌قدر گران است!

مجله

شنیدم دو ماه نامه چشم‌ انداز ایران لطف‌ا… میثمی توقیف شد. این آخرین نشریه ملی مذهبی ایران بود. یاد ایران فردا به خیر. روزگاری که هیجان اصل شده بود و جنجال حرف غالب بود، ایران فردا به عمق می‌پرداخت. امروز یکی دیگر از سنگر‌های ملی مذهبی‌ها هم خورد و خاکشیر شد اما راه دادمه دارد.

بیشتر و تقریبا می‌شود گفت تمام مجله‌های گروه مجلات همشهری را مرور می‌کنم. پایداری را دوست دارم. ساده و حرفه‌ای است. آیه را دوست ندارم. ادا در می‌آورد و تکلیفش با خودش مشخص نیست. جوان ضعیف است. بی‌هدف شده. این در و آن در می‌زند. سرنخ هم کج و دار مریز جلو می‌رود. دانستنی‌ها عالی است. دیجیتال فرصت‌سوزی می‌کند. ماه و دیپلماتیک و خردنامه بدک نیستند. اما اقتصاد حرفه‌ای است و جذاب. نمی‌دانم چون اقتصاد دوست دارم این مجله به نظرم خوب است یا نه واقعا این مجله خوب است.

مدیریت ارتباطات را هم مانند همیشه پیشنهاد می‌کنم. در روزهایی که علمای ارتباطات مشکل ارتباطات دارند این مجله فرصتی است که نباید به راحتی از کنارش گذشت.

موسیقی و ‌صدا

نه کشف بزرگی داشتم نه صدایی که بگیرد مرا شنیدم. تک‌آهنگ‌های خوبی بود مانند نه نرو سیروان و تیتراژ سریال شیدایی علی لهراسبی که یک سهم من درش داشت!

فیلم

یعنی الان که ۷۵ درصد سال گذشته باید امسال را سال فیلم ندیدنم بنام. وحشتناک است. هیچ وقت نشده بود که اینقدر کم فیلم ببینم که وقتی می‌خواهم مرور کنم چیزی در چنته نداشته باشم. بگذار این فیلم‌های گلدن گلوب و اسکاری را ببینیم. یک هل می‌خواهم! یک فیلمی بود به نام کشتی شکسته روی ماه، محصول سینمای کره که امید را به ما یادآوری کرد. فیلم را در یک روز کسل از تلویزیون دیدم و چیزی هم در موردش نتوانستم پیدا کنم. اما جالب بود در این روزهای بی‌فیلمی. شنیدم قرار است سونی فیلم زندگی استیو جابز را بسازد. سونی پیش از این فیلم زندگی مارک زاکربرگ را ساخته بود.

رادیو

یک برنامه‌ای هست ظهرها رادیو جوان پخش می‌کند. یعنی دقیقا کپی برابر اصل بی‌بی‌سی! اسم این برنامه چهل تکه است.

تلویزیون

عزاداری‌های پخش شده از تلویزیون مهم‌ترین سهم من از تلویزیون این ماه بود.

اینترنت

پیام‌ها

خبر

روابط عمومی

تبلیغات
یادداشت هومن عطار در روزنامه دنیای اقتصاد شنبه ۵ آذر حکایت نوآوری در ایران و این که در زندگی روزمره‌مان نوآور نیستیم را حتما بخوانید.

شنیدم شرکت معماری CAAT در تهران اقدام به طراحی سازه‌ای کرده است که قرار است این پیام را داشته باشد: انسان یک رسانه است. در این بنا قرار است گالری‌های هنری، کارگاه‌های چندرسانه‌ای، استودیوی موسیقی، گالری عکس، دپارتمان رسانه و هر چیز مرتبط با رسانه را داشته باشند. روی پشت بام هم رستوران و کافی‌شاپ و یک آمفی‌تئاتر خواهد بود. این بنا در تپه عباس آباد است و معماران آن هلنا فنبری و مهدی کامبوزیا هستند.

تفریحات

دیزی پنج‌شنبه‌ها در سفره‌خانه سنتی کریمخان!

تحقیقات رسانه‌ای

صدای موتوزمان به زودی شنیده خواهد شد.

از چیزهای دیگر

این مدرک مدرسی کارآفرینی‌مان را هم گرفتیم و احتمالا به زودی زود بزنیم در خط آموزش کارآفرینی. دوست دارم بروم شهرهای اطراف تهران و مردم را با مفاهیم کارآفرینی و کسب و کار آشنا کنم. این ماه ماه شلوغ داشتم و سهم من احتمالا بیشتر از این بوده. اما به همین اکتفا می‌کنم.

از رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

۲ دیدگاه دربارهٔ «سهم من؛ آذر ماه ۹۰»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *