دسته‌ها
رسانه‌ مدیریت رسانه یادداشت‌

فناوری اطلاعات ما را به کجا می‌برد؟

از یکی از دوستان می‌شنیدم که معتقد بود فناوری اطلاعات یک سازمان مغز آن سازمان است. تاکید شدید این دوست فرهیخته من به به فکر فرو برد که آیا واقعا چنین است؟ آیا فناوری اطلاعات مغز یک شرکت است؟ پاسخی برای این سوال ندارم. پیش از این چنین فکری داشتم اما روز به روز بیشتر به آدم‌ها ایمان می‌آورم. این که مهم‌ترین بخش یک سازمان آدم‌های آن هستند و مغز سازمان هم روابط بین این آدم‌هاست. فناوری اطلاعات شاید ابزاری باشد برای ساده‌فهم‌تر کردن این روابط.

چند وقت پیش در یکی از سازمان‌های معظم دولتی کشورمان، برای گرفتن پولی رفته بودم. در پروژه‌ای شرکت کرده بودم و پشیمان شده بودم. این حق را هم داشتم که از هر جایی که خواستم انصراف بدهم. من هم به دلیل عدم انجام تعهدات سازمان مربوطه عطای حضور در پروژه را به لقایش بخشیدم و خواستم که پولم را پس بگیرم. از نظر منطقی این کار نیاز به صرف زمانی چند ساعته بیشتر ندارد. از نظر کاغذبازی اداری هم این کار بایستی سه چهار روزی طول می‌کشید و نهایتا چند بار از این اتاق به آن اتاق رفتن و امضای کسانی که تاکنون آنها را ندیده‌ام. اما در واقعیت این چنین نشد. انجام این امر روتین و مشخص نزدیک به دو ماه وقت گرفت و در نهایت هم از طریق چک و چانه و لابی و من بمیرم تو بمیری پول بی‌زبان را پس گرفتیم. همه این‌ها در حالی بود که سازمان مربوطه به تعهدات خود عمل نکرده بود. مشکل کجا بود؟ در این سازمان معظم چند وقتی بود که سیستم کارتابل الکترونیکی راه افتاده بود. چیزی که دعا می‌کنم کاش هیچ وقت وارد این سازمان نشده بود. مشکلات متعددی وجود داشت که اگر از همه آنها فاکتور بگیرم مهم‌ترین‌شان عدم آشنایی کاربران با سیستم بود. شاید بگوئید به مرور زمان یاد می‌گیرند. در عمل و در طول این دو ماه من هیچ تفاوتی در نحوه استفاده کاربران مشاهده نکردم و همیشه این دوستان با سیستم دعوا داشتند. پیش از این  و به دلیل کاغذی بودن همه چیز فرایندهای اشتباهی حاکم شده بود و کار بالاخره جلو می‌رفت اما الان کارها قفل می‌شد. آن هم چنین کار روتینی! شاید بگوئید فرایندهای اشتباه به این طریق و با خونریزی در طول زمان اصلاح می‌شود. واقعیت این است که به نظر می‌رسد این کارکنان خدوم در حال یاد گرفتن سوراخ‌های سیستم هستند و به نظر نمی‌رسید فرایندهای صحیح در حال پیاده شدن باشد. در نهایت هم کار من با یک دستور مدیریت محترم انجام شد و یعنی همه آن دو ماه دنبال نخود سیاه بودم.

این یک نمونه از پیاده‌سازی سیستم‌های پیشرفته فناوری اطلاعات در جایی است که فرهنگ آن وجود نداشته است و صرفا کاریکاتوری از فناوری اطلاعات را شاهد هستیم.

اما در حالت پیشرفته‌تر این ماجرا و در جایی که کمی به جلو گام برداشته‌اند مشکلات دیگری وجود دارد که آنها جای بررسی دارد. واقعیت این است که ما در عمل هنوز در بسیاری از سازمان‌هایمان به این مرحله نرسیدیم و دچار مشکلات اولیه هستیم. اما واقعیت این است که آیا فناوری اطلاعات و ارتباطات ما را به سرمنزل مقصود خواهد رساند یا نه؟ سوال‌های جدی در دنیا مطرح است و ما هنوز اندرخم یک کوچه‌ایم. سرعت تغییرات انقدر زیاد شده که گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم نکند دنباله‌رو مطلق تجربه‌های به ظاهر موفق شده باشیم! تجربه‌هایی که در موفقیت آنها اما و اگر فراوان وجود دارد.

این متن را هم پیشنهاد می‌کنم بخوانید: قدم بعدی شبکه اجتماعی، اجتماعی شدن در دنیای واقعی است.

از رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *