دسته‌ها
رسانه‌ مدیریت رسانه یادداشت‌

پول این فیلم‌ها را چه کسی می‌دهد: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر ۹

اول حرف‌های پژمان لشکری‌پور را ببینید:

تولید نیمی از فیلم‌های بخش مسابقه سینمای ایران با حمایت فارابی

معاون فرهنگی پژوهشی بنیاد سینمایی فارابی گفت: نیمی از فیلم‌های ارایه شده در بخش‌های مسابقه و آیینه سینمای ایران با حمایت و مشارکت بنیاد سینمایی فارابی ساخته شده است.

حمایت از ساخت فیلم‌ها به دو صورت در فارابی انجام می‌شود. زمانی که پروژه‌ها موفق به دریافت پروانه ساخت می‌شوند با توجه به تمایل و نوع درخواست تهیه‌کننده‌ها فیلمنامه‌ها در معاونت فرهنگی فارابی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و براساس فیلمنامه و عوامل پروژه نوع حمایت بنا به درخواست تهیه‌کننده مشخص می‌شود. برخی از تهیه‌کننده‌ها تنها درخواست وام دارند، برخی مشارکت را پیشنهاد می‌دهند و در برخی موارد نوع حمایت با توجه به پارامترهایی که در بالا ذکر شد، توسط فارابی مشخص می‌شود.

فعلا نه در مورد فارابی حرف می‌زنم نه ماهیت آن و نه اهدافش و برنامه‌هایش و نه نقش‌اش و هر چیزی دیگری که مربوط به این سازمان دولتی باشد. فقط یک نکته را با هم مرور کنیم و آن هم نقش پررنگ یک سازمان دولتی در تولید و تهیه فیلم‌های سینمایی این کشور است. نهادی که خودش می‌گوید پول نصف فیلم‌های سینمایی بخش مسابقه جشنواره را داده است. اشکالی که وارد است همین روحیه وابستگی در سینمای ماست. این که نمی‌شود هم ادعای مستقل بودن داشت و هم پول را از دولت گرفت. آخر سینماگری که به جیب دولت نگاه می‌گند چگونه می‌خواهد مستقل باشد. می‌دانید ممکن است کسی بگوید خب اگر سرمایه‌گذاران خصوصی وارد شوند هم همین آش خواهد بود و همین کاسه. بله. احتمالا همین طور خواهد بود، اگر در همین سیستم بیمار صنعت سینما چنین اتفاقی رخ بدهد. اگر روحیه همین روحیه باشد مریدان از گرد این مراد کنده به گرد مراد دیگری می‌گردند.

اما یک تفاوت بزرگ بین دولت و سازمان‌های خصوصی وجود دارد و آن هم این است که دولت هیچ نیازی به هیچ هنرمندی ندارد و از سر شکم‌سیری به هنرمند کمک می‌کند. در این بازی این هنرمند است که به پول دولت نیاز دارد. بنابراین طبیعی است که خواه ناخواه دولت جریان سینمای ایران را به آن سمتی ببرد که خودش می‌خواهد. این سینما سینمایی دولتی خواهد بود و هرگز نه انقلابی می‌تواند باشد نه روشنگر و نه اصلاحگر. سینمای خدمتکار دولت خواهد بود. اما بخش خصوصی مانند دولت یکی یک دانه نیست و دستش هم در هیچ چاه ویل نفتی فرو نیست. بخش خصوصی با همین شکل ناقص‌اش در ایران متنوع‌ است و همان قدر که هنرمند به پول نیاز دارد بخش خصوصی هم به این هنرمندها نیاز دارد تا خودی نشان دهد.

علیرضا سجادپور در گفت و گو با برنامه دو نیم ساعت با خوشحالی گفت که ما زمانی اعلام کردیم که فیلم اجتماعی در اولویت ماست و همه رفتند اجتماعی ساختند و این شد که مازاد فیلم اجتماعی ساخته شد. خب اشکال کار کجاست؟ این که پیش فرض ما این است که دولت یک موجودیت بدون هیچ قصد و غرض و انگیزه‌ای است و صرفا قصد خدمت دارد و بس. ببینید روی صحبت من با هیچ دولت خاصی نیست و کلیت دولت را می‌گویم. چرا سینماگر ما به حرف آقای سجادپور گوش می‌کند و می‌رود فیلم اجتماعی می‌سازد؟ چون پول را او تقسیم می‌کند و او هم الان به فیلم اجتماعی پول می‌دهد. باز دقت کنیم که انقدر کوته‌نگر نیستیم که گمان کنیم پول دست آقا سجادپور است. نه. این روند وقتی شکل می‌گیرد دیگر شکل می‌گیرد و دولت با همه اختلافات‌اش یک کلیت واحد است.

چرا چنین می‌شود؟ چون نصف سینماگرهای ما وابسته‌اند. چون ظاهرا از پول بدشان می‌آید. چون ظاهرا برای پول کار نمی‌کنند. چون آنها فقط و فقط هنر ناب را می‌شناسند. این می‌شود که هنرمند ما که پول برایش مانند اسمشو نبر است می‌شود وابسته دستگاه‌های دولتی. بعد آن وقت ما انتظار داریم این سینماگر بشود منتقد؟ بشود انقلابی. بشود مدافع ارزش‌ها.

این می‌شود که سینماگر ما بفرموده کار می‌کند و بفرموده هم فیلم می‌سازد.

حالا ممکن است بگویی مگر بخش خصوصی چه گلی به سر سینمای ایران زده است جز یک سری فیلم آب دوغ خیاری. بله. تصور من این است که آدم فیلم آب دوغ خیاری بسازد شرف دارد به این که گنجشک‌وار زندگی کند. خوب است سینماگر ما سر موش باشد اما دم شیر نباشد.

دوم این که در همین بخش خصوصی هم با پول‌هایی که از جیب دولت نیامده و صله رحمی نبوده است کارهای خوبی انجام شده. بزرگ‌ترین‌شان موفق‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران. مهم این است که بخش خصوصی ما هم باید یاد بگیرد. یاد بگیرد که نان بدهد اما فرمان را هم درست بدهد. این طور نباشد که در سریالی که با حمایت بانک شهر تولید شده وسط فیلم تبلیغات بانک شهر از زبان یکی از بازیگران سرریز شود و بگوید باید در بانک شهر حساب باز کند تا کارش انجام شود. در جدایی پول را پاسارگاد داد اما لوکیشن فیلم تا جایی که می‌دانم بانک ملی کریمخان بود.

سینما فقط هنر نیست. سینما صنعتی است که آداب دارد. از این آداب خیلی کم می‌دانیم.

از رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

۱ دیدگاه دربارهٔ «پول این فیلم‌ها را چه کسی می‌دهد: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر ۹»

پاسخ دادن به amin لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *