برف روی کاج‌ها: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر

این شد یک چیزی!

با این که برف روی کاج‌ها فیلمی نیست که دوستش داشته باشم و شیفته آن باشم باید بگویم یکی از بهترین فیلم‌هایی بوده که در جشنواره امسال دیدم. تا الان فیلمی مانند ملکه فیلم محبوب من است. اکشن دارد و ریتمی بسیار تند. اما برف روی کاج‌ها همان چیزی است که از معادی انتظارش را داریم. مسیری که در این سال‌ها در سینمای ایران طی کرده و حالا رسیده به اینجا. این نقطه‌ای است که حالا شاهد تولد یک کارگردان هستیم. کارگردانی که از طراحی لباس گرفته تا نوشتن فیلمنامه را در عالم سینما تجربه کرده و این چند سال بازی هم کرده است.

قصه فیلم شاید خیانت باشد شاید هم قضاوت. اما در هر صورت ما با فیلمی روبه‌رو هستیم که روشنفکرنما نیست. یک قصه معمولی دارد و لااقل در سطح خیلی شعار نمی‌دهد.

فیلمنامه: خب نقطه قوت فیلم همین جاست. یک فیلمنامه دقیق و حساب شده با گره‌هایی به جا و به موقع. این فیلمنامه چیزی است که حسرت آن را بابد خیلی از کارگردان‌های بازاری بخورند که چرا چنین فیلمنامه‌هایی ندارند که به فیلم تبدیل کنند. معادی کارگردان با فیلمنامه‌نویسی شروع کرد و فیلم‌های خوبی مانند آواز قو، عطش، کما، کافه ستاره و شام عروسی را نگاشته و حالا رسیده به این فیلم. این فیلمنامه مربوط به ۵ سال پیش است و احتمالا قبل از درباره الی و جدایی نوشته شده است. در هر صورت اینجا اولین گام ساختن یک فیلم خوب درست برداشته شده است.

بازیگران: باید بگوییم که بازیگران خوب سینمای ایران در کنار هم جمع شدند و این کار انجام شده است. البته در کنار بازیگران کارکشته‌ای که هم بازی را بلدند و هم برای مردم شناخته شده هستند زانیار خسروی هم حضور دارد و چه بازی زیبایی از این خواننده خوبمان می‌بینیم. این نشان می‌دهد معادی علاوه بر این که بلد است خوب فیلمنامه بنویسد خوب هم بلد است از بازیگران بازی بکشد.

کارگردانی: پیمان معادی کارگردان در این فیلم متولد می‌شود و حالا باید منتظر فیلم‌های بهتری در ادامه مسیر حرفه‌ای او باشیم. معادی از آن جنس حرفه‌ای‌هایی هستند که از مسیر نوشتن وارد سینما شدند و این شاید نشان از جریان تازه‌ای در سینمای ایران داشته باشد. بسیاری معتقد بودند که سینمای ایران درد فیلمنامه دارد و شاید حالا که فیلمنامه‌نویس‌های خوبی داریم که دارند وارد کارگردانی می‌شوند امیدمان را محکم‌تر کند به این سینمایی که هنوز سرپاست.

بازاریابی: این جا نقطه حساسی است. بشرا فیلم احتمالا با چند فیلم خوب و پرفروشی که ساخته مثل دایره زنگی و چهارشنبه سوری بهتر از هر کسی به ریزه‌کاری‌های بازاریابی برای چنین فیلمی آگاه باشد. این یک فیلم روشنفکرنمایی چاردیواری نیست و نباید به ورطه اشتباهی بیفتد. این فیلمی است برای مردم که خوب ساخته شده است. بازاریابی چنین فیلمی بسیار حساس است.

توزیع: ؟

تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار: امشب از پیمان معادی میزان سرمایه‌گذاری فیلم را پرسیدم و گفت که چیزی در حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان بوده است. جدایی را هم از او پرسیدم که گفت چیزی در حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان بوده است. سید جمال ساداتیان که تهیه کننده فیلم است فیلم‌های خوبی تهیه کرده است مانند چهارشنبه سوری و دایره زنگی.

حاشیه‌ها و حرف و حدیث‌ها: یمان معادی به کافه سینما: فیلمنامه این فیلم را پنج سال پیش نوشته بودم و کاملا هم همان فیلمنامه را دارم می‌سازم و موقعیت در این سال‌ها پیش نمی آمد، ولی امسال موقعیت پیش آمد و دارم کار میکنم. از خط داستانی می‌توانم بگویم یک درام اجتماعی عاشقانه است متعلق به جامعه امروزی؛ از لحاظ روایت فیلم ساده‌ای است منتهی در رابطه با زندگی‌های زناشویی امروز جامعه بحث‌های خاصی را مطرح می‌کند.

شاید مهم‌ترین نگته فیلم سیاه و سفید بودن آن باشد. به نظرم که بد هم نشده.

آیا می‌فروشد: بله. اگر اشکال خاصی پیش نیاید این فیلمی است که سال ۹۱ گیشه‌ها را فتح خواهد کرد. این فیلم به همه آنهایی که می‌خواهند فیلم پرفروش بسازند نشان خواهد داد که چطور باید فیلم خوبی ساخت که بفروشد.

سیمرغ: به نظرم باید برای بهترین فیلم و فیلمنامه و بازیگری و فیلمبرداری نامزد شود. راستی این فیلم یک مهناز افشار جدید هم دارد که حتما داوران او را کشف خواهند کرد.

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *