محرمانه تهران: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر

فیلم را در حالی دیدم که صدا و تصویر با هم سینک نبود و این آزاری مضاعف در تماشای این فیلم بود. خود فیلم به اندازه کافی تجربه آزاردهنده‌ای بود. نقد و بررسی این یکی فیلم سیاسی جشنواره بماند برای بعد. ترجیح می‌دهم این بخش از نوشته علی معلم را نقل کنم که همه حرف‌ها را به کمک همین چند کلمه زده است:

سینمایی که مستغنی است و سفارش از مردم نمی‌گیرد همین می‌شود. سینمای کارمندی، که بعضی مفتخر به آن هستند . که حتی به سفارش‌دهنده‌اش خیانت می‌کند. آن یکی با استعانت از پول‌های دولتی می‌رود از رییس‌جمهور حرف بزند هم مردم را مسخره می‌کند و هم رییس‌جمهور را نابود می‌کند، دیگری می‌خواهد از دخالت خارجی‌ها در امور رسانه‌ها حرف بزند و برای نشریات فرهنگی دلسوزی کند، هم موضوع را نابود می‌کند و دروغ جلوه می‌دهد، هم به اهل مطبوعات توهین می‌کند. آن یکی زور می‌زند که به کاهدان جاهلانه اومانیسم عقب‌مانده بزند نگران برادران عراقی می‌شود تا خرج مهمات‌اش کند، حضرتی اوضاع را مناسب می‌بیند، با رانت دولتی و نظارتی هر چه قبلا می‌توانسته در فیلم‌های سطحی‌اش نشان بدهد در کمال دست و دلبازی عرضه می‌کند. بعضی‌ها هم که کارمندان خوبی برای سفارش‌دهنده‌ها هستند و یا از اخلاق فردی دم می‌زنند و راه حل را در تعارف آش و تیتاپ و چایی جستجو می‌کنند یا تازه بعد از سی سال می‌خواهند از توبه عرق‌خورها به شعائر مذهبی برسند. ای دل غافل!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *