حالا که جشنواره تمام شده و برگشتیم به زندگی معمولی لاک‌پشتی

جشنواره فجر تمام شد و سیمرغ هم در آشیانه خود ماند تا شاید سال دیگر صحنه را به آتش بکشد. اما امسال به قول پدر اکبر عبدی به همان شوشه‌ها قناعت کردند و زیادی از طلای خزانه خرج هنرمندان نکردند. باشد که باقیات صالحات باشد. اما در روزهایی این جشنواره تمام شد که به قول احمد توکلی شاهد فیلترینگ مردم‌آزارانه بودیم. این مردم آزاری تا به این حد بود که دوستان عمو فیلتر باف به ما یادآوری کردند که ارتباطات‌مان چقدر شکننده است و هیچ نباید به خودمان غره شویم که ما توانسته‌ایم مرزها را در نوردیم و قله‌های افتخار عنقریب فتح شدن هستند.

یادمان دادند که باید جنگید و تلاش کرد و مانند سیمین فرار را بر قرار ترجیح نداد. باید شاهد نارنجی‌پوشی باشیم که قرار را بر فرار ترجیح می‌دهد. باید ماند و هرچند با بی‌حوصلگی حرف‌ها را زد و تلاش کرد. باید به قول یکی از دوستان به کمک دود مطالب را برسانیم دفتر نشریه. باید یاد گرفت به کمک دود مطالب را ویرایش کرد تا بشود آن چیزی که می‌خواهیم. تا شاید دود سفید از بالای سقف نشریه برود بالا به نشانه آماده شدن یک بسته مناسب. واقعا نباید گله کرد از این مردم‌آزاری. آن هم در روزهایی که همه ما در روزهای جشن‌های ۳۳ هستیم. یادمان دادند که مرد آن است که از پس همه موانع خودساخته و گل‌های مسیر به سلامت عبور کنیم. یادمان دادند که به پیامک‌های مشکوک‌الهویه توجه نکنیم. یادمان دادند که حالا که داریم یاد می‌گیریم با هم حرف بزنیم و به هم کمک کنیم حواسمان باشد که رئیس کیست و چیست.

یادمان دادند که آنهایی که چهره ندارند هنوز می‌توانند پا بگذارند روی رگ‌های ارتباطی و گند بزنند به اعتماد. یادمان دادند که باید سرمان را پایین بیندازیم و بگوییم حق با شماست. ما کی باشیم. یادمان دادند که پرسیدن حق مردن نیست. یادمان دادند که اگر یک گام آمدیم جلو جواب‌مان تودهنی است. یادمان دادند که همراهی ارزشی ندارد و یادمان دادند که که چیزی یاد نگیریم.

بیایید دعا کنیم برای همدیگر و این که فقط و فقط یک چیز را یاد بگیریم. این که همدیگر را تحمل کنیم. این که انقدر سریع عصبانی نشویم. این که ما همه بچه‌های ایران هستیم و دلمان برای این کشور می‌تپد. این که ایران و ایرانی را دوست داریم و همه زندگی ما همین جاست. یاد بگیریم راه سختی نیست این که یاد بگیریم همدیگر را دوست داشته باشیم و با نظر هم مخالف باشیم. یادمان باشد ما از موافق‌مان چیزی نمی‌آموزیم و هر چه آموختیم از مخالف بوده است.

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

به گفتگو بپیوندید

4 نظر

  1. فقط پاراگراف آخر!
    منتها یه چیزی کم داره
    مخالف باید فرصت داشته باشه جملشو کامل کنه و حرف بزنه
    تفکر قالبی درباره مخالف داشته باشیم باعث میشه نذاریم حرف بزنه
    یا دیگه دلش نخواد حرف بزنه
    اینجا یه تابلو نصب شده !

  2. سلام خدمت آقای قربانی
    یه سری راهنمایی و کمک در مورد کنکور ارشد و به خصوص رشته تون می خوام
    من الآن کارشناسی چندرسانه ای دانشگاه هنراسلامی تبریز می خونم و سال سوم هستم
    در مورد منابع ارشد ، رمز موفقیت و رتبه اول شدن ، در مورد خود رشته و … می خوام ازتون سوال بپرسم
    اگه سرعت اینترنت یاری کنه و چت جیمیل فعال شد که چه بهتر اما همین ایمیلی هم می تونیم ازتون استفاده ببرم
    فعلاً با اجازه
    یا علی

  3. آخراش دیگه شدی مطبوعاتی و شعار دادی. اما دو پاراگراف اول خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوب بود

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *