کرگدن‌های ذهن‌هایمان را رها کنیم به امان خدا

سال‌ها پیش علی قنواتی مدیر مجموعه مجلات همشهری بود؛ از احسان عمادی و احسان لطفی خواست کارگاهی راه بیندازند و در آن سرگرمی تولید کنند. پیش از کارگاه سرگرمی، کارگاه داستان راه افتاده بود. نفیسه مرشدزاده در راس این کارگاه بود. خانم مرشد زاده و دوستانش در این کارگاه داستان تولید می‌کردند؛ کارگاه سرگرمی هم قرار بود سرگرمی تولید کند. قرار بود در مورد سرگرمی تحقیق و توسعه انجام شود. بنچ‌مارکینگ شود. بست پراکتیس‌ها بررسی شود. ببینیم چه کردند و چه می‌توان کرد. قرار بود چیزهای جدیدی کشف شود. این دو احسان عزیز من را صدا کردند ولی زود گذاشتند و رفتند. علی ماند و حوضش!

از روز اول در فکر انتشار نشریه‌ای برای سرگرمی بودم. اما گروه مجلات به همبن راحتی زیر بار نمی‌رفت. علی قنواتی سخت‌گیری زیادی داشت. هر چند بعدا این سخت‌گیری به یک سهل‌گیری عجیبی تبدیل شد اما من دیگر در مجلات نمانده بودم. اصراری نداشتم نشریه‌ای منتشر کنم که مختص سرگرمی باشد. هنوز خیلی چیز‌ها گنگ بود. هنوز نمی‌دانستیم منظور از سرگرمی چیست. نمونه‌های وطنی کار را خراب کرده بودند و خلاقیت جایی در آن‌ها نداشت.

قنواتی از ایده‌های ما خوشش آمده بود و از ما حمایت می‌کرد. برای تمام مجله‌های گروه شروع کردیم به تولید سرگرمی. من هم محمد امین جعفری را به جمع اضافه کردم. همین طور علیرضا عبدالوهابی. دو تا از بچه‌های خلاق شریفی که علاقمند به سرگرمی بودند و بعدا هر دو برای ادامه تحصیل از ایران رفتند و بار دیگر علی ماند و حوضش.

ایده انتشار نشریه ره به جایی نبرد و همه توان ما شد تولید سرگرمی برای گروه. حسینی آمد. قنواتی رفت. مدتی هم با حبیبی کار کردیم که او هم رفت کتابخانه ملی. ما هم دیگر‌‌ رها کردیم.

بعد که رفتم به مرور بساط سرگرمی برچیده شد. علیرضا جدول در می‌آورد. محمد که علاوه بر عکاسی هنرهای دیگری هم داشت، کار را ادامه داد.

اما بازی به عنوان یک رسانه اهمیت فراوانی دارد و مطمئنم راه خودش را پیدا خواهد کرد.

بازی مثل کرگدن می‌ماند. می‌تواند رام و آرام باشد و زمانی هم که سرکش شود هیچ کس توان مقابله با آن را ندارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *