شرمنده؛ من تفویض اختیار نمی‌کنم

امروز مطلبی در دنیای اقتصاد دیدم که پیشنهاد می‌کنم حتما بخوانید. (اختیاراتی که بهتر است واگذار شوند)

این موضوع داغی قدیمی را برای من زنده کرد. من باید اعتراف کنم که به دلیل کمال‌گرایی مطلق جزو افرادی هستم که توانایی تفویض اختیار را ندارم. این موضوع معمولا به ضرر من تمام شده است. من همان طور که در این مقاله گفته شده برای انجام بهتر و با کیفیت‌تر امور ترجیح می‌دهم بسیاری از کارها را خودم یک تنه انجام دهم. مثلا در انتشار نشریه بیشتر مواقع ترجیح می‌دهم خودم کار صفحه‌آرایی را به عهده بگیرم؛ با این که صفحه‌آرا نیستم و اصلا قرار نیست به عنوان صفحه‌آرا شناخته شوم. ترجیح می‌دهم خودم کار ویرایش فنی و ادبی را انجام دهم؛ در حالی که ویرایشگر نیستم. ترجیح می‌دهم خودم کار خبرنگاری تک تک خبرها را به عهده بگیرم؛ ولی خبرنگار نیستم. ترجیح می‌دهم خودم کار ساخت مولتی‌مدیا را به عهده بگیرم اما سازنده مولتی‌مدیا نیستم. و الخ.

این حسن و عیبی توامان برای من داشته: حسنش این که من به انبوهی از تخصص‌های مرتبط مسلط شدم که اکنون می‌توانم خودم را رسانه‌نگار بدانم. اما عیب آن باعث شده از نظر زمان همیشه در فشار باشم. کمتر می‌توانم روی آرامش را ببینم. بایستی استرس فراوانی را تحمل کنم. و مهم‌تر از همه این که بسیاری مواقع کیفیت کارم پائین‌تر از آن چیزی است که واقعا توان آن را دارم.

البته عدم تفویض اختیار باعث شده از توانایی‌های مدیریتی من کاسته شود. بگذارید اول مدیریت را تعریف کنم: مدیریت یعنی رسیدن به اهداف سازمانی با استفاده از منابع به کمک ۴ فعالیت اصلی برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل با کارایی و اثربخشی. یکی از اصلی‌ترین کارهای هر مدیری برنامه‌ریزی است. کسی که در جزئیات امور درگیر شود دیگر نمی‌تواند برنامه‌ریزی مناسبی انجام دهد. او هم مانند دیگران روزمره می‌شود و دیگر جایی برای آینده نمی‌ماند.

این بار خودم را ریختم بیرون. لطفا شما هم بگوئید. چقدر اهل تفویض اختیار هستید؟ چقدر از کسانی که تفویض اختیار نمی‌کنند و همه کارها را برای خودشان می‌خواهند ناراضی هستید؟

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

به گفتگو بپیوندید

5 نظر

  1. بنابراین شما همیشه به عنوان یک کار راه‌بینداز شناخته می‌شوی و اگر توانایی مدیریت رو هم داشته باشی ترجیح می‌دهند همان کار راه‌بینداز بمانی.

  2. پیشنهاد میکنم این کتاب هندبوک توسعۀ مدیریت که دارم ترجمه میکنم رو بخون تا بفهمی چه خیانتی داری در حق زیردستهات، کل سازمان و مهمتر از همه خودت میکنی!

  3. در ضمن، میتونی زاویه دیدت رو عوض کنی، و ببینی که اتفاقا ضدکمالگرایی داری کار میکنه. این مسئله، مشکل شناختی-مفهومیه (به اثر کارت دقت نمیکنی). رجوع شود به همان کامنت قبلی.

  4. بسیار عالی بود من کاملاً این متن را مطالعه نمودم یعنی برای جوانان عزیز موثر تمام خواهد شد

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *