آشنایی من با دکتر مهدی محسنیان راد مانند بسیاری دیگر به کتاب ارتباط شناسی بازنمی‌گردد. آشنایی من به برنامه‌ای بازمی‌گردد که دوست دوران مدرسه او یعنی اسمعیل میرفخرایی برای شبکه چهار تلویزیون ساخت و اگر اشتباه نکنم در ۱۰ قسمت عصر جمعه‌های چند سال پیش از تلویزیون پخش شد. این برنامه اولین برخورد من با دکتر محسنیان راد بود. نام برنامه هم ارتباطات ایرانی. از اینجا به بعد بود که بیشتر و بیشتر به سراغ خواندن متن‌های ارتباطاتی رفتم و یکی از مهم‌ترین آنها ارتباط شناسی محسنیان راد بود. بعدا در چند همایش او را دیدم و با او گپ زدم و گفتم که چقدر دوست دارم در دوره دکتری شاگرد او باشم. احتمالا مانند بسیاری دیگر از جوانک‌هایی که هر روز آرزویی می‌کنند من را دیده باشد و در ذهن او جایی نداشته باشم. هنوز شاگرد او نبوده‌ام اما از نوشته‌هایش بسیار یاد گرفته‌ام. امروز این متن استاد گرامی‌ام دکتر ساروخانی را دیدم. دکتر ساروخانی زمانی استاد محسنیان راد بوده است و اکنون در این متن از او تعریف کرده است. توصیه می‌کنم متن را حتما بخوانید و اگر علاقمند بودید دوشنبه آینده در مراسم تجلیل از دکتر محسنیان راد شرکت کنید.

دکتر باقر ساروخانی: دکتر محسنیان راد شایسته‌ همهٔ تقدیرهاست

در پی انتشار خبر برگزاری مراسم تجلیل از خدمات علمی دکتر مهدی محسنیان راد به تعمیق و گسترش دانش ارتباطات، دکتر باقر ساروخانی استاد دانشگاه تهران و پدر جامعه‌شناسی نوین پیام تبریکی صادر کرد.

متن کامل این پیام که در اختیار دبیرخانه دائمی همایش روابط عمومی الکترونیک قرار گرفته، بدین شرح است:

به نام خدای خرد آفرین، خرد آفرین را هزار آفرین

سی و هشت سال پیش بعنوان مسؤول سمیناری در باب رسانه‌ها و فرهنگ در دانشگاه تهران با جوانی آشنا شدم که خود از شرکت کنندگان برجستهٔ آن سمینار بود. او به همراه دکتر کاظم معتمد‌نژاد و صدرالدین الهی، مقاله‌ای ارائه نمودند با عنوان «بررسی محتوای برنامه‌های رادیو ایران»؛ نام او مهدی محسنیان راد بود.

در آن سخنرانی آوردند: «سست شدن معتقدان دیرین سنت‌ها و مبانی کهن در جامعه‌ای چون ایران که از چند دههٔ پیش به مرحلهٔ توسعه گام نهاده، مجالی گسترده برای تأثیر وسایل ارتباط جمعی بین گروههای مختلف جامعه بوجود آورده است. امروزه نمی‌توان بدون اینکه ابتدا سهم عظیم رادیو، تلویزیون و حتی فیلمهای کارتونی را درنظرگرفت به سنجش تأثیرات محیط و خانواده به کودک پرداخت، زیرا پس از زبان هر ملت، گیرندگی پیامهای مشترک رادیویی و تلویزیونی مهم‌ترین وجه اشتراک ملت‌هاست».

این سخنان را در مقدمهٔ کتاب اندیشه‌های بنیادین در علم ارتباطات آوردم و تصور می‌کنم در زمرهٔ نخستین اندیشه‌ها در باب دگرگونی‌های اجتماعی و عوامل موثر برآن در جامعه ایران بود. از این پس در هر دگرگونی بزرگ یا کوچک می‌بایست سهم رسانه‌ها را دید. به بیان دیگر، هرگز هیچ پدیدهٔ اجتماعی را نمی‌توان بخوبی تبیین کرد اگر رسانه‌ها و نقش و جایگاه آنانرا در آن ارزیابی ننموده باشیم. بدرستی آغاز راه بود و در آن، مشعلداری جوان، رهبری می‌نمود.

پس از آن نوبت کلاس‌های درس بود. در درس روش‌شناسی جوانی در کلاس سمینار داد که کلام گرمش مرا جذب نمود. در خلال ۵۴ سال خدمت معلمی بسیاری از دانشجویان در کلاس‌ها سمینار داده بودند و این سمینار در زمره موفق‌ترین آنان بود. نام این دانشجو نیز مهدی محسنیان‌راد بود.

در مرحلهٔ بعد رسالهٔ دکترایی شرکت داشتم که انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی را با هم مقایسه می‌نمود. موضوع جذاب بود. کار بدرستی، با دقت و تمام نیرو فراهم آمده بود و سرانجام نیز با امتیاز بالایی دفاع شد، نام این جوان دکتر مهدی محسنیان راد بود.

در همه مراحل شاهد رشد انسانی بودم که شایستهٔ همهٔ تقدیرهاست. انسانی برومند، اندیشمند، کوشا و بسیار پویا. بالا‌تر از همه، مالامال ازاحساس و عواطف انسانی.

او هرگز به آثار علمی ارزشمندش ننازید و او هرگز شور انسانی خود را از دست نداد.

لافارگ، منتقد تیز بین رئالیست‌های فرانسوی در باب روش تحصیلی یکی از نوابغ رئالیست آلمانی ‌نوشته:

«او تنها به پژوهش قشری اکتفا نکرد، بلکه در عمق فرو رفت، اجزاء ترکیب کننده را در دایره تأثیرات متقابل شناخت. او هرگز در تحقیقات خود یک پدیده را به عنوان امری منفرد ننگریست بلکه دستگاه بغرنج دنیایی را که جاودانه در حال گردش است، در بوتهٔ آزمایش نهاد».

دکتر مهدی محسنیان‌راد را چنین دیدم، او هرگز مخاطبان رسانه‌ای را انسانهایی منفعل نیافت، بلکه در هر آن تلاش ‌کرد تا ذهن پویای آنانرا به عرصهٔ شناخت رساند. او هرگز رسانه‌ها را در انتزاع ندید بلکه کوشید تا آنرا در گردونهٔ دنیای پیچیده و هرروز در گردش جامعه بازیابی کند.

دکتر مهدی محسنیان‌راد را در زمرهٔ یادگارهای عمر خود می‌دانم و به او و تلاش و توانش افتخار می‌کنم؛ این بیت خواجه‌ی شیراز را تقدیم به دوست بزرگوارم دکتر مهدی محسنیان‌راد می‌نمایم.

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم

صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم

باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور

با خاک کوی دوست برابر نمی‌کنم

باقر ساروخانی

تهران، اردیبهشت نود و یک

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *