چگونه هدف‌گذاری کنیم؟ +اینفوگرافی

به پیشنهاد دوستان خوبم علی نعمتی شهاب و مسیح کریمیان تغییراتی در ادامه انتشار مطالب مدیریتی راهنمای مدیریت خواهم داشت. سعی می‌کنم از مولتی‌مدیا بیشتر استفاده کنم.

این بار به سراغ کتاب هدف‌گذاری رفتم. این کتاب را انتشارات آریانا منتشر کرده است و در وب‌سایت این ناشر در مورد این کتاب آمده است:

هدف‏گذاری؛ تعیین اهداف، موضوعی چالشی است. چگونه اهداف خود را از میان بی‌شمار اهداف ممکن، برای خود، گروه کاری خود و یا کارکنان تحت مدیریت خود انتخاب کنید؟ در این کتاب با مرور فرایند هدف‌گذاری، ایده‌ها و نکته‌های مهمی برای غلبه بر چالش‌های هدف‌گذاری شرح داده شده است. شفافیت اهداف، تعریف اهداف گروه کاری بر مبنای تغییرات صنعت و سازمان، تعیین اولویت‌ها در زمانی که اهداف با یکدیگر تعارض دارند، و استفاده از نقاط قوت گروه برای تحقق اهداف مورد نظر، بخشی از مطالبی است که در این کتاب به آنها پرداخته‌ شده است.

در مورد هد‌گذاری مطالب زیادی می‌توان گفت و نوشت. اما این بار و با کمک مطالب این کتاب یک اینفوگرافی آماده کردم که می‌توانید در ادامه آن را مشاهده کنید.

مطالب راهنمای مدیریت در وبلاگ مدیر رسانه با استفاده از مطالب کتاب‌های راهنمای مدیران هاروارد ادامه خواهد داشت. اگر این مطالب را دوست دارید و پیشنهاداتی برای بهتر شدن آن دارید حتما پای این مطلب کامنت بگذارید.

 

7 دیدگاه برای “چگونه هدف‌گذاری کنیم؟ +اینفوگرافی”

  1. سلام
    وبلاگ فوق العاده ای دارید.
    البته از یک فارغ التحصیل شریف جز این هم انتظاری نیست!
    شریفی ها در هر رقابتی با موفقیت همراه خواهند بود، حتی در وبلاگ نویسی!
    چند وقتی است که پیگیر مطالب وبلاگ شما هستم. از این طریق میخواستم عرض ادبی کرده باشم و آرزی توفیق!

  2. سلام.
    یعنی خلاصه هدف باید قابل اندازه گیری، ملموس، عملی، در بازه زمانی محدود و مرتبط باشه.
    اگر هدفی کیفی باشد چطور؟ مثلا کسب رضایت مشتری، شاید بتوان گفت: تعداد مشتری، تکرار خرید و مواردی مشابه که قابل اندازه گیری هستند، اما همیشه نمیتوان عنصری کیفی را کمی سنجید… مثلا رضایت والدین! آن وقت بنظرتان نمیشود گفت میتوان از قابلیت اندازه گیری گذشت و درعوض قوت بخشیدن بر سایر ابعاد یک هدفگذاری خوب، مثل ملموس کردن هدف و نشانه ها، تاکید بیشتری داشت؟ یعنی میشود راهی برای تشخیص طی طریق و نزدیک شدن به هدف پیدا کرد؟ درسته؟

    1. درود
      بله. همین طور است. ما در روش تحقیق هم دو نوع دارم: کمی و کیفی. هم در روش کیفی و هم در روش کمی اندازه‌گیری داریم. اما یک زمان این اندازه‌گیری به کمک یک خط‌کش ساده انجام می‌شود و زمانی پچیده‌تر و با کمک گویه‌های متعدد. برای اندازه‌ گیری هم باید متغیرها را بشناسیم. زمانی برای اندازه‌گیری از متغیرهای اسمی و کیفی استفاده می‌کنیم و زمانی از متغیرهای کمی و نسبی. مثلا زمانی که می‌گوییم حالم خیلی خوب است یا خوب است داریم آن را اندازه‌ می‌گیریم. این یک نوع اندازه‌گیری است و زمانی هم که می‌گوییم دمای هوا۳۲ درجه سلسیوس است نوعی دیگر. مهم اندازه‌گیری است. چیزی را که نشود اندازه‌گیری کرد برای ما مهم نیست.

  3. پس اندازه گیری نسبی هم مورد نظر است. اما در این صورت چه چیزی را نمیشود اندازه گیری کرد؟ بنظرم در این صورت برای هرچیزی راهی برای سنجش پیدا میشود شاید بهتر باشد بگوییم آنچه اندازه گیری آن دشوار است از آن بگذریم و هدف دیگری انتخاب کنیم؟

    1. درود
      جمله آخرتان را نمی‌توانم تایید یا رد کنم. اما خب اگر هدفی را نتوان اندازه گرفت که نمی‌توانم موفقیت و شکست در آن را متوجه شد. البته آدم می‌تواند رویا و جشم‌اندازی برای خودش داشته باشد که لزوما قابل اندازه‌گیری نیست. اما آن رویاست. هدف از رویا می‌آید و باید قابل اندازه‌گیری باشد. مثلا یک نفر رویایی دارد: می‌خواهد مربی بزرگی شود. این رویاست. هدف نیست. قابل اندازه‌گیری نیست. اما می‌تواند با گذاشتن چنین هدفی آن را بسنجد: تیمش باید قهرمان لیگ شود. این هدف است و قابل اندازه‌گیری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *