آیا رسانه‌ها بیش از حد برای ما مهم شده‌اند؟

Media
Media

به نظر می‌رسد این روزها رسانه‌ها برای ما مهم‌تر از آن چیزی شده‌اند که باید باشند. انتظار ما از رسانه‌ها بیشتر از یک رسانه است. حتی گاهی پیام رسانه‌ها بسیار مهم‌تر از آن چیزی می‌شود که هست. نمونه این برخورد را می‌توان در جریان‌های از نقد فیلم این روزها در ایران مشاهده کرد. این روزها بسیاری از منتقدان فیلم‌ها بدون توجه به فیلم به عنوان یک رسانه، یک هنر، یک کانال ارتباطی یا هر چیز دیگر و با استناد به یکی دو جمله در فیلم‌ها در مورد آن‌ها قضاوت می‌کنند. این قضاوت‌ها هم معمولا نمادشناختی (البته بدون رعایت اصول اولیه و ابتدایی آن و بسیار من‌درآوردی) است. در نتیجه فیلم دیگر مهم نیست که چگونه ساخته شده. چطور ساخته شده. چقدر سینمایی ساخته شده. مهم این می‌شود که این فیلم نمادی از فلان امر مگو می‌شود و در نتیجه مجوزهای ذهنی برای حرکت‌هایی فراتر از تعامل با یک فیلم صادر می‌شود. متاسفانه این امر زمانی اتفاق می‌افتد که رسانه‌ها مهم‌تر از آن چیزی که هستند، دیده بشوند. اتفاقی که به نظر می‌افتد برای ما افتاده است. چند نمونه را بررسی کنیم.

داستان کاریکاتور روزنامه شرق و تعطیلی این روزنامه و عکس‌العمل‌ها. گفته می‌شود هادی حیدری در طرحی که روز سه‌شنبه در صفحه آخر روزنامه شرق منتشر شده قصد داشته به رزمندگان دفاع مقدس توهین کند. کاری به این ندارم که کارتونیست شرق شیطنت کرده یا نه. کاری به این ندارم که تصویر کارتون شرق چه چیزی را تداعی می‌کند. به هیچ کدام کاری ندارم. سوال من این جاست که یک کاغذپاره به نام روزنامه این همه ارزش توجه دارد؟ اگر ندارد که هیچ. اگر دارد لطفا یکی به من بگوید چرا به جز دنیای اقتصاد فروش باقی روزنامه‌های اقتصادی ایران به ۱۰۰۰ نسخه هم نمی‌رسد؟ آیا روزنامه‌ها برای این نیستند که خوانده شوند؟ اگر قرار است خوانده شوند آیا نباید خریده شوند؟ آیا فیلم‌های سینمایی خیلی مهم‌اند؟ اگر نه که هیچ. اگر هستند یکی به من بگوید پس چرا فروش فیلم‌های سینمایی در ایران و آمار مخاطب چنین فاجعه‌بار است؟ پس این فیلم‌ها را کجا می‌بینند و در مورد آنها حکم‌های ذهنی صادر می‌کنند؟

داستان آقای احمدی‌نژاد و روزنامه‌نگار بی‌بی‌سی. گفته می‌شود خبرنگار بی‌بی‌سی از احمدی نژاد در مورد تعداد فراوان همراهان او پرسیده و احمدی‌نژاد هم در جواب گفته […] خوردند این حرف را می‌زنند. البته بعدا مشخص شد چنین نبوده و احمدی‌نژاد در پاسخ گفته اوه اوه! واقعا یکی نیست بپرسد مرد حسابی، آقای روزنامه‌نگار محترم، مردم را چی گیر آوردی که همه را این چنین گذاشتی سر کار؟ تو فکر کردی کی هستی که از رئیس‌جمهور یک مملکت وسط راه سوال پرسیدی و بعد طرف چنان به تو بگوید که انگار یک فحش رکیک داده است. یعنی جوری هم ادا و اطوار در می‌آورند بندگان خدا گویی نمی‌دانند فحش چیست! حالا خبرنگار محترم خواسته ما را بگذارد سر کار، آیا ما هم باید برویم سر کار؟ ما چرا می‌رویم سر کار؟

داستان یه حبه قند و معرفی برای اسکار و تحریم اسکار. ابتدا فیلم یه حبه قند برای اسکار معرفی شد. بعد شمقدری پیشنهاد کرد امسال اسکار را تحریم کنیم. در ادامه حسینی وزیر ارشاد هم گفت امسال اسکار بی‌اسکار. اسکار اگر مهم است که هیچ. اگر مهم نیست چرا این همه سر و صدا. اگر اسکار رویداد مهمی است این چه حکایتی است که ما باید از رویدادهای مهم کناره بگیریم. اگر نیست که این همه سر و صدا برای چیست؟ ما داریم چه بلایی سر خودمان می‌آوریم؟ چرا تصور می‌کنیم اگر اسکار را تحریم کنیم دیگر ماشین فیلم‌سازی آمریکا فلج می‌شود؟

داستان درخواست‌های مردمی و فیلترینگ مردمی گوگل. در مورد این حرکت خودجوش توضیح بیشتری نمی‌دهم.

داستان ۳۰۰. چند سال پیش فیلمی مزخرف از نظر سینمایی ساخته شد که گفته شد فیلمی ضد ایرانی است. جنبش‌های فراوانی آن زمان علیه فیلم در ایران شکل گرفت. قرار است قسمت دوم این فیلم ساخته شود. همین چند سال پیش بود که در خیابان‌های انقلاب مردم سر و دست می‌شکستند تا فیلم ضد ایرانی ۳۰۰ را تهیه و تماشا کنند. راستی چرا این قدر به ما توهین می‌کنند؟ آیا ما عصبانی هستیم و هر چیزی را به نشانه توهین می‌گیریم؟ آیا ما در جایگاهی هستیم که دنیا به مرحله توهین به ما رسیده است؟ آیا این پیش‌درآمد جنگ دنیا با ماست.

به نظر می‌رسد جنگ اصلی در درون ماست. در درون هر یک از ما تناقض‌های فراوانی نهفته است که خودش را این طوری نشان می‌دهد. این روزها رسانه‌ها مهم‌تر از آن چیزی می‌شوند که هستند. رسانه نهایت نهایت چیزی است مثل کاغذ توالت. باور بفرمایید رسانه یک کالای مصرفی است. مثل هر کالای دیگری مصرف می‌شود و بالاخره هم تمام می‌شود. این ما هستیم که به رسانه‌ها ارزش می‌دهیم. رسانه بدون مخاطب هیچ معنایی ندارد. اگر هزاری هم فحش بدهد، وقتی مخاطب نداشته باشد، خود به خود از بین می‌رود. اگر مخاطب داشته باشد و فحش بدهد و مخاطب راضی نباشد، آرام آرام خودش را اصلاح می‌کند یا از بین می‌رود. رسانه‌ها تافته جدا بافته زندگی بشری نیستند. رسانه یک چیز پیش و پا افتاده معمولی است که قرار است برای زندگی بهتر به ما کمک کند. همین!

یک دیدگاه برای “آیا رسانه‌ها بیش از حد برای ما مهم شده‌اند؟”

  1. آره ، واقعا.
    خیلی جالب هست با رسانه هر طور که رفتار کنی باهات رفتار می کنه
    نمونه اش هم دنیای مطبوعات ، دنیای مجازی.
    و از همه مهم تر دنیای مجازی بویژه محیط پلاس تو ایران .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *