کدام مخاطب! کدام مردم! کدام سینما!

این روزها همه به دنبال مقصر مرگ سینمای ایران می‌گردند. پیش‌فرض بسیاری هم استقبال کم مردم از فیلم‌های سینمایی است. در این گیر و دار تا چشم کار می‌کند می‌توان تحلیل‌های آبکی و آب دوغ خیاری مشاهده کرد. تحلیل‌هایی که یا بفرموده و سیاسی هستند و البته بیشتر آنها از سر جهل و ناآگاهی و جوگیری.

ایسنا آماری از قول علم‌الهدی منتشر کرده است. اگر فرض کنیم این آمار صحیح است با یک اکسل و یک نمودار ساده به راحتی دیده می‌شود که روند کلی سینمای ایران چه وضعی دارد. تازه این آمار از سال ۷۰ است. اگر آمار را از سال‌های ۴۰ و ۵۰ شروع کنیم که این روند وحشتناک‌تر هم خواهد بود. این نمودار به این شکل صحیح نیست و باید روند رشد جمعیت را هم در آن لحاظ کنیم. ولی بدون در نظر گرفتن همه این موارد و با مشاهده این نمودار ساده متوجه می‌شویم که روند کلی سینمای ایران چگونه است.

همان طور که در این نمودار واضح است روند کلی سینمای ایران سقوط تعداد مخاطبان در سالن‌های تاریک است. یعنی کسانی که حاضرند برای دیدن فیلم پول پرداخت کنند هر روز کم‌تر می‌شوند. با توجه به رشد جمعیت  و این که هر سال بخشی از جوانان به مخاطبان سینما تبدیل می‌شوند این موضوع به این معناست که کسانی که قبلا به سالن‌های سینما می‌رفتند دیگر پا به این سالن‌ها نمی‌گذارند. حالا باید دلایل این مسائل را بررسی کرد. مواردی مانند تورم، مشکلات اقتصادی مردم، رشد ماهواره و برنامه‌های جذاب، رشد نمایش خانگی و ده‌ها دلیل دیگر باید بررسی شوند. در این میان دم‌دستی‌ترین دلایل ممکن دستاویز رسانه‌نگارانی شده است که در این وسط ابزار کسانی شدند که می‌خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند. به عنوان نمونه این تصویر خبر آب‌ دوغ خیاری یکی از رسانه‌هایی که دوست دارم را ببینید:

در این نظرسنجی کمتر از ۴ هزار نفر شرکت کردند. این نظرسنجی مانند این است که شما بروید خیابان و از مردم بپرسید به نظر شما چرا ارز گران شد؟ به نظر شما چرا این قدر تورم داریم؟ به نظر شما چرا این طور؟ چرا آن طور؟

به نظر می‌رسد این نظرسنجی‌هایی که به سبک برنامه ۹۰ برگزار می‌شود در حال فراگیر شدن هستند و رسانه‌نگاران بدون توجه به موضوع و از سرتفنن به نظرسنجی می‌پردازند. حال آن که نظرسنجی راه و چاه دارد و باید آن را آموخت.

برای تحلیل این که چرا سینمای ایران چنین حال و روزی دارد باید زنجیره ارزش صنعت سینما را بگذاریم جلویمان و برای تک تک عناصر آن تحلیل ارائه کنیم. این که بگوییم این یا آن مقصر این حال و روز هستند درست نیست. علاوه بر این زنجیره ارزش هم در خلا وجود ندارد. برای تحلیل زنجیره ارزش باید آن را در محیط بررسی کرد.

تحلیل در زمینه صنعت سینما با تحلیل در زمینه فیلم‌ها متفاوت است.

از همه این‌ها اگر بگذریم حرف کسانی خنده‌دار است که فروش‌ فیلم‌هایی که گفته می‌شود حوزه آنها را در سینماهایش نمایش نمی‌دهد دستاویز عده‌ای شده که آی ببینید که فیلم‌های تحریمی چقدر می‌فروشند. بعد تحلیل‌های آبکی‌تری هم در رسانه‌ها منتشر می‌شود که خبر از فروش پایین فیلم‌های ساخت حوزه هنری در مقابل فیلم‌های تحریمی حوزه هنری دارند.

باید پرسید در شرایطی که همه داریم غرق می‌شویم مورچه چی هست که کله‌پاچه‌اش چی باشه؟ بماند برای بعد ان‌شاا… .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *