یک سوال در مورد wikileaks

احتمالا آوازه رسواگری‌های سایت Wikileaks را شنیدید. من کاری به جزئیات افشاگری‌ها ندارم. در مورد فرم این کار سوالات زیادی در ذهنم وجود دارد. این روزها اهمیت ویکی‌لیکس برای ما فقط انتشار اسناد علیه حاکمان آمریکا نیست. بلکه در بسیاری از این اسناد از ایران هم نام برده شده. مقامات رسمی ایران این را به یک شوخی تعبیر کردند.

چرا wikileaks  تا الان هر چقدر که از نظام سرمایه داری سند و مدرک رو کرده بود پایه های نظام آنها سست نشده بود اما تا وقتی گردونه به ما رسید wikileaks بد شد. چرا تا دیروز افشاگرهایش را با آب و تاب از خبر سرارسری تلویزیون جوری بخش می کردیم که گویی سند رسوایی غرب به امضا و تائید دادگاه های رسمی رسیده است.
ویکی‌لیکس تا زمانی که اسنادی علیه آمریکا منتشر می کرد حتر در خبر سراسری تلویزیون هم محبوب بود و دوست ما. حالا احتمالا فیلتر خواهد شد و می شود دشمن. چه باریک است مرز دوستی  تا دشمنی با ما با ما. مشکل اینجاست که ما خودمان را مرکز دنیا می بینیم. ما گمان می کنیم همه چیز ارتباطی با ما دارد. همه علم و دانششان را از دانشمندان ما وام گرفته اند. همه تمام اختراعاتشان را از ما گرفتند. اصلا بقیه یک مشت بربر لخت عور بودند که وقتی دانش ما را به غارت بردند شدند این چیزی که هستند.

از روز اولی که wikieaks خبرساز شد برای من این سوال بود که عکس العمل دولت های غربی چه خواهد بود؟ با خودم فکر می کردم آیا در این آسیاب نوبت ما هم خواهد شد؟ آن روز ما چه خواهیم کرد؟

ما هنوز فلسفه چنین شبکه هایی را درک نکردیم. هنوز اگر کسی از غرب و نظام سرمایه داری انتقاد کند به سرعت به دوست و برادر ما تبدیل می شود. هنوز هم داشتن دشمن مشترک برای ما به منزله هدف مشترک است. در حالی که ما فرسنگ ها با این آدم ها فاصله داریم. ما به چیزی و ارزش هایی اعتقاد داریم که به موقع همین آدم‌ها پنبه آن را هم می‌زنند. ما با کسانی در یک صف قرار می‌گیریم که آنها را نمی شناسیم. متاسفانه ما حتی دشمن را هم نمی شناسیم.

حالا یک سوال دیگر؛ اگر این سط یک کسی یک سند جعلی درست کرد و فرستاد روی این سایت تکلیف چه می شود؟ آیا اصلا می توان به چنین سایتی با چنین مدیریتی اعتماد کرد؟ آیا چنین آبروی مردم را ریختن باعث بی ارزش شدن آبرو نمی‌شود؟ آیا  این چنین به دنبال مطالب و موضوعات محرمانه بودن بنیان های زندگی را به هم نمی‌ریزد؟ آیا اگر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات وارد دعوایی با هم شدند ما هم حتما باید در سر یا ته پیاز جایی برای خودمان دست و پا کنیم؟

همه این‌ها سوال است و باید روی آنها خوب فکر کنیم. وگرنه زمانی می رسد که دیگر دیر شده.

خلاصه این که می‌خواهم بپرسم چقدر باید به چنین افسارگسیختگی‌هایی بها داد؟ آیا دموکراسی با این ابزارها خودش به بزرگترین دشمن دموکراسی تبدیل نمی‌شود؟

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

به گفتگو بپیوندید

5 نظر

  1. جریان اطلاعات در دموکراسی، مانند اقتصاد در سرمایه داری، قبض و بسط دارد: به علت آشفتگی بازار اطلاعات و بالا رفتن اطلاعات غیرمعتبر، مردم دیگر به هر منبعی اعتماد نمیکنند. لذا مجاری اطلاع رسانی معتبر محدود می شوند و آن منبعهایی که اعتبار خود را ثابت کرده اند باقی میمانند. عدۀ معدود منابع اطلاع رسانی معتبر، میشوند سگ نگهبان منافع عمومی. اما این عدۀ معدود به تدریج تحت نفوذ قرار میگیرند. مردم احساس میکنند سگ نگهبان درست عمل نمی کند. پس دوباره منابع موازی اطلاع رسانی شکل میگیرند. معتبرهایشان، آنها که بتوانند اعتماد مخاطب را جلب کنند باقی می مانند. و این پروسه ادامه دارد.
    دموکراسی خودش را نمیخورد.

  2. @معماریان
    من کمی بدبین هستم. هر چند که دموکراسی انقدر هوشمند هست که سوپاپهای اطمینانی برای خودش داشته باشد، اما بعضی وقت ها برایم جالب می شود که چطور در دموکراسی های غربی انواع اعتراضات را تحمل می کنند و کار به کشت و کشتار نمی کشد. اما در بسیاری کشورهای دیگر یک اعتراض معمولی به سرعت به اعتراض به ریشه ها تبدیل می شود. مطمئن نیستم اما تصورم این است که اعتراض ها در دموکراسی معمولا اساسی نیست. معمولا خود دموکرسی زیر سوال نمی رود. اما چه می شود که در کشورهایی کمتر توسعه یافته ریشه ها به سرعت به لرزه می افتند؟ حالا جایی مثل ویکی لیکس فقط نقش فشار و اصلاح این سگ های نگهبان (به قولی رسانه ها) را دارد؟ آیا این وسط آبروی حاکمان و دولتمردان ریخته نمی شود؟ آیا چنین هتک حرمتی جایز است؟ آیا اصلا چنین پدیده ای ارزش توجه دارد یا نه ما را در دنیای از اطلاعات غرق خواهد کرد؟
    به قولی شب دراز است و قلندر بیدار. آیا ما آسوده بخوابیم؟

  3. اینکه در دموکراسی ها به «اساس و ارزشهای بنیادین نظام» حمله نمیشود علتش این است که همه پذیرفته اند این بنیان را. که دموکراسی باشد قاعدۀ بازی مان. (اینکه این پذیرش، ایدئولوژیک است یا مصلحتی، جبری است یا اختیاری، البته محل تأمل است.) اینکه اینقدر مسئلۀ حل شدن و ادغام شدن مهاجرین در فرهنگ این کشورها مهم است هم به این مسئله برمیگردد. نمیخواهند کسی قاعدۀ بازی را به هم بزند.
    اما مسئلۀ آبرو و هتک حرمت که میگویی، برای آنها به نحو دیگری تعریف می شود و حل می شود. اگر منظورت ورود به حریم خصوصی افراد است، که آنجا هم جرم است و اتفاقا خیلی هم محکم جلویش می ایستند. در همان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا در دورۀ قبل که اوباما پیروز شد، وقتی خبر آمد که فلان مسؤول بلندپایۀ جمهوریخواه که اخلاق گرا محسوب میشوند در آن گفتمان، دخترش نامشروع باردار شده است (و اگر در آن پازل حساب کنی، این خبر اتفاقا خیلی هم سیاسی است)، همه حتی خود اوباما محکم موضع گرفتند که خوب، این مسئله خصوصی آنهاست، چه ربطی دارد به بازی سیاست؟
    اما اگر منظورت حریم عمومی و اقدامات سیاسی و افشای آنهاست، دو وجه دارد. افشای «واقعیات» و «تهمت زدن.» بخش اول که خوب، بنیان دموکراسی است. اما بخش دوم مسئلۀ مهمی است. ما و آنها به دو شیوۀ مختلف با تهمت برخورد می کنیم. در سیستم آنها، اتفاقا شایعه پراکنی و تهمت زدن سابقۀ زیادی دارد. مثلاً چرخ گردون واشنگتن که اساسا ستونی بود برای تهمت زدن به این و آن.
    ما سعی می کنیم مسئلۀ تهمت را با کنترل «فرستندۀ خبر» حل کنیم، آنها با کنترل «گیرندۀ خبر.» اولی که روشن است، توضیحا در مورد دومی اینکه هنجار مخاطب این است که در برابر تهمت بی اعتبار موضع میگیرد و آن را نمیپذیرد (حداقل حالت ایده آلش این است). حالا این تهمت بی اعتبار میتواند انتشار خبر خلاف واقع باشد، یا پروپاگاندا به همان معنای پاره حقیقت گویی که محمد هنرمند می گفت. لذا جامعه در برابر چنین هتک حرمتی واکسینه می شود، یا حداقل باید بشود!
    نهایتا مسئلۀ غرق شدن در دنیای اطلاعات یا همان «انفجار اطلاعات» به تعبیر شهید آوینی، مسئله ای است که هنوز پیامدهای آن به درستی روشن نیست، و به قول خودت، شب دراز است و قلندر (ان شاء الله) بیدار.

  4. با سلام.. راستش این شبهه رو شاید خیلیا داشته باشن.. منتها عکس العملی که کشورهای مختلف و در راسشون آمریکا با این قضیه داشتن کمی باعث میشه که به صحت اطلاعات این سایت بیشتر اعتماد کرد. چون آمریکاییا در توجیه علت حمله شون اشاره کردن که این افشاگریها باعث افزایش حمله به شهروندان آمریکایی میشه و اصلن اصالت سندها رو زیر سئوال نبردن.. حقیقت مطلب اینه که ویکی لیکس با این ترفندش نسل جدیدی از اتفاقات رو در آینده جهان رقم میزنه.. آینده ای که سیاستمدارا به راحتی نمیتونن دروغ بگن و باید مبتنی بر اسناد راه پیشرفتشون رو هموار کنن.. به نظر میرسه که نسل جدیدی از سیاستمدارا در راه باشن.. به شخصه از جرات و تفکر متفاوت و بنیان برانداز موسس ویکی لیکس خوشم اومده و صرف نظر از اتفاقات پیش رو مطمئنم که این اتفاق نهایتاٌ بسود جامعه بشری خواهد بود. البته بهتره که اصحاب رسانه بیان و کمی بیشتر این قضیه رو موشکافی کنن..

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *