نیمچه نقدی بر سریال پایتخت ۲

paytakht

 این روزها تحلیل‌های فراوانی در رسانه‌ها درباره موفقیت سریال پایتخت ۲ منتشر می‌شود. ظاهرا طبق آمارها سریال پایتخت ۲ که در روزهای نوروز امسال از صدا و سیما پخش شده مورد توجه مردم قرار گرفته و جزو معدود برنامه‌هایی بوده که مردم آن را دنبال می‌کردند.درباره این سریال و دلایل موفقیت آن تحلیل‌های فراوانی منتشر شده و خواهد شد. احتمالا در روزها آینده شاهد تقدیر از عوامل سریال هم خواهیم بود.

در هر حال فارغ از این که این سریال را دوست داشته باشیم یا نه، آن را موفق بدانیم یا نه، در مورد این سریال یک چیز را باید بپذیریم و آن این است که پایتخت تجلی همه آن چیزهایی بود که این روزها صدا و سیمای ما ندارد. پایتخت ۲ چیزهایی را داشت که صدا و سیما ندارد.پایتخت ۲ بسیار نرم و آرام و آهسته به کنار مردمش رفته بود. اگر از برخی حرف و حدیث‌هایی که درباره لهجه مازنی این سریال گفته و شنیده می‌شود بگذریم، این سریال جزو معدود برنامه‌های صدا و سیماست که تلاش کرده فرای مرزبندی‌های خوب و بد مرسوم صدا و سیما برود و از مصلحت‌سنجی‌های سلیقه‌ای پا آن سوتر گذاشته و ما شاهد سریال تلویزیونی هستیم که از دل این جامعه بیرون آمده است. به طرز عجیب و باورنکردنی ما شاهد یک مجموعه تلویزیونی هستیم که با مردمش بیگانه نیست. آدم‌هایش ماورایی و خارجی نیستند. این‌ها آدم‌هایی هستند که مابه‌ازای آنها در جامعه امروز ایران قابل ردیابی و شناسایی هستند.

یکی از بهترین بخش‌های این سریال بخش نوشتن نامه به رئیس‌جمهور است که حکایت از دقت و تیزبینی در جزئیات زندگی ایرانی دارد. جزئیاتی که روشنفکرها و همین طور حزب‌اللهی‌ها کم‌تر فرصت دیدن آنها را دارند. گروه‌هایی که در دو سر اکستریمم جامعه هستند با دبی فراوانی در حال عبور همه چیز از عینک‌هایشان هستند و این عینک‌ها مجهز به فیلترهایی است که اجازه عبور هیچ چیزی که با ایدئولوژی آنها نخواند را نمی‌دهد. روشنفکرهای امروز همان چیزی را می‌بینند که می‌خواهند و حزب‌الهی‌ها هم همان چیزی که دوست دارند. در این بین آن چیزی که دیده نمی‌شود ایران و جامعه ایرانی و ساختار حاکم بر زندگی این روزهای ماست. این دیدن چیزی است که صدا و سیمای ما فاقد آن است. تقریبا در هیچ بخشی از صدا و سیمای ایران شاهد مشاهده جامعه ایرانی نیستیم. صدا و سیمای ایران به دستگاه رقت‌انگیزی تبدیل شده که به نمایش بی‌ارزش‌ترین و پیش‌ و پاافتاده‌ترین حرف‌ها می‌پردازد و از نمایش واقعیت‌ها انقدر دور است که گلابی از سیب.

گفتم که پایتخت ۲ همه آن چیزهایی را داشت که صدا و سیما ندارد ولی این را هم اضافه کنم که در شهر کورها یک چشم پادشاه است. نقدهای فراوانی بر این سریال وارد است که به آنها نپرداختم.

یک نکته دیگر در مورد این سریال هم این که به نظر نمی‌رسد تولید این سریال نتیجه منطقی یک فرایند مشخص در تولید سریال در صدا و سیما باشد و بیشتر از این که محصولی از سازوکارهای موجود در صدا و سیما باشد، خروجی موقت یک مجموعه آدمی است که در طول زمان در کنار هم قرار گرفتند. هیچ دانشی در صدا و سیما ذخیره نشده و با رفتن عوامل اصلی این سریال از کنار یکدیگر آسمان به همان رنگی بازمی‌گردد که بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *