نیمچه نقدی بر مجموعه کلاه قرمزی ۹۲

آن بخشی که آقای مجری قصه‌های عامیانه را برا ی بچه‌ها می‌خواند و هر کدام از آنها ایرادات جدی به قصه می‌گیرند افشره و «فل‌ و سفه» کل این مجموعه است.این که دوران روایت‌های قدیمی به پایان رسیده است. دوران کدو قلقله زن و خاله سوسکه مدت‌هاست که تمام شده است.

در روزهای عید فرصتی دست داد چندباری با برادر ششم ابتدایی‌ام چند دست «پرو اوولوشن سوکر» بازی کردم و هر بار با اختلاف هفت هشت گل به او باختم. یادم می‌آید زمانی که اندازه او بودم به سیب‌زمینی می‌گفتم دیب‌دمینی و روزی ۱۰ دقیقه بازی با آتاری آن هم در کلوپ محل لابلای بوی عرق بچه‌ها، نشسته روی نیمکت چوبی آرزویی بود برایم. اما این روزها همه چیز و البته همه کس تغییر فراوانی کرده‌اند. اگر زمانی بود که آشنایی ما با مظاهر دنیای مدرن بسیار طول می‌کشید و همه چیز سر صبر و حوصله و با آرامش انجام می‌شد این روزها دیگر فرصت ایستادن و نگاه کردن نیست. همه چیز در حال شدن است و کسانی که رویکرد حاشیه‌نشینی را برای خود انتخاب کرده‌اند نهایتا خود را از این شدن کنار کشانده‌اند. شدنی که افشره زندگی در این فضای جدید است. شدنی که اطراف ما را احاطه کرده است. شدنی که اگر درست درک نشود همه ما را از آن چیزی که می‌خواهیم دور و دورتر می‌کنیم.

زندگی به سبک سالم و بهداشتی و تمیز و مرتب و ترویج این نگاه با روش‌های قدیمی و روایت‌های تاریخ مصرف گذشته امکان ندارد. این که سریال کلاه قرمزی در جذب مخاطب این چنین موفق عمل می‌کند به این دلیل است که عوامل این مجموعه تلاش کردند روایتی متفاوت و البته مناسب و متناسب با زندگی امروز انتخاب کنند. هنر سازندگان این مجموعه هم این بوده که خودشان اسیر این سرعت و به هم‌ریختگی نشدند و تلاش نکردند با استفاده‌ی ادا و اطواری از مظاهر دنیای مدرن خودشان را همگام با تغییر نشان دهند. این محصول کسانی است که مردم‌شان را دوست دارند. کلاه‌ قرمزی افشره کسانی است که با سونیت به جامعه و مردمش نگاه نمی‌کنند.

کلاه قرمزی از گنجینه‌های صدا و سیمای ایران است. این صدا و سیما گنجینه کم ندارد، اما سازوکاری که از گنج‌ها نگهداری کند ندارد. به همین دلیل هم شاهد خودنمایی هرچندوقت یک بار این سریال در سینما هستیم و فیلم‌هایی که توسط عوامل این مجموعه ساخته می‌شوند به پرفروش‌ترین فیلم‌هایی سینمایی ایران تبدیل شده‌اند و کسی نمی‌گوید که این دستاوردی است برای صدا و سیما. پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمای ایران از دل همین صدا و سیما بیرون آمده‌ و صدا و سیما کم‌ترین نصیب را از این افتخار برده است. صدا و سیما باید قدر جواهرهایش را بیشتر بداند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *