خدایا ما را ببخش که والی‌ها را فراموش می‌کنیم

Vali-L

امروز روز زن است. باید از مقام زن گفت. اما حال و روزم به من می‌گوید از مردی بگویم که تیپ ایده‌آل یک مدیر ایرانی است و متاسفانه ما او را کم‌ شناخته‌ایم و کم می‌شناسیم و تلاشی هم برای شناختش نمی‌کنیم. یکشنبه ۸ اردیبهشت سال‌روز درگذشت حاج عبدالله والی بود. این روزها انقدر درگیر روز «مرگی‌هایی» شده‌ایم که از آن چه اصل است دور می‌شویم. عبدالله والی به عنوان نماد مدیریت جهادی شناخته می‌‌شود. درباره او نوشته‌اند:

در سفر هرمزگان وی با منطقه محروم بشاگرد از توابع شهرستان میناب آشنا شد و آن را گزارش کرد. در سال ۱۳۶۱ او طی حکمی رسمی برای محرومیت زدایی از منطقه بشاگرد از سوی نماینده ولی فقیه در کمیته امداد مأموریت پیدا کرد که به آن منطقه رفته و وضعیت منطقه را بهبود ببخشد. او طی حدود ۲۲ سال و با اجرای طرح‌های گسترده عمرانی، مردم محروم بشاگرد را از فقرهای مختلف رهانید و چهره قبلی این منطقه را به کلی گرگون کرد. او بر اثر ۱۲ بار ابتلا به بیماری مالاریا (که به دلیل وضع نامناسب بهداشتی منطقه در آنجا شیوع داشت) سلامتی خود را نیز در این راه از دست داد و تا پایان عمر از عوارض ناشی از این بیماری رنج می‌برد.

والی پس از حضور ۲۳ ساله‌اش در بشاگرد در ۸ اردیبهشت ۱۳۸۴ در سن ۵۶ سالگی در اثر سکته قلبی جان باخت و پیکر او در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

سید محمد خاتمی ریاست جمهوری (وقت) بعد از ۱۲ روز از درگذشت عبدالله والی در دیدار با مردم بشاگرد گفت:

امروز هنگامی من خدمت شما هستم که این عزیز بزرگوار که چندین سال در کنار شما بود امروز به جوار رحمت حق رفته‌ است و مطمئن هستم که نتیجه خدمات و زحمات او را خداوند با رحمت و عنایت واسعه خود به او خواهد داد.

فیلمی از این مرد را در ادامه ببینید:


موسسه جهادی

درباره او نوشته‌اند:

حاج عبدالله والی به عنوان یکی از اسوه‌های برتر زندگی جهادی در راستای اطاعت از ولایت شناخته می‌شوند. ایشان به اشاره حضرت امام (ره) در سال ۶۱ جبهه را رها کردند و به منطقه محروم بشاگرد هجرت کردند. بیست و سه سال در سمت مسئول کمیته امداد حضرت امام (ره) در این منطقه خدمت کردند و با کمک خیرین، بسیار فراتر از مسئولیت‌های سازمانی، این دیار محروم را به آبادانی نسبی رساندند.

Vali

دو خاطره هم از او دیدم که نقل می‌کنم:

پول مردم پول مردم است نه پول تو جیبی

تا آنجا که من اطلاع داشتم، درآمد او از محل بازنشستگی بانک بود. وقتی یاران بشاگرد به دیدنش می‌آمدند به نحو احسن پذیرایی می‌نمود و در موقع رفتن از باب قدردانی هدیه‌ای عنایت می‌کرد. این هدیه بنا به آنچه در بشاگرد بود تنوع داشت. گاهی یک صندوق پرتقال، گاهی چند بسته خرما و… امّا نکته مهم که شاید بسیاری از مهمان‌ها خبر نداشتند. این بود که پول این هدایا را از جیب شخصی خود می‌داد. هیچ وقت از کمیته امداد هزینه نمی‌کرد. پول صندوق میوه را حساب می‌کرد و به حساب کمیته واریز می‌نمود. یادم هست یک سال سیصد هزار تومان بابت این هدایا پرداخته بود و حال این‌که مهمان‌ها آمده بودند، طرحی را راه‌اندازی کنند یا در ساخت مدرسه‌ای کمک کنند یا … هیچ کدام مهمان‌های شخصی او نبودند.

ساعت کار مدیر

ساعات کار یک مدیر کل تعریف دارد. از ساعت ۸ صبح مثلا تا ۴ بعداز ظهر. امّا کار حاج عبدالله ۲۴ ساعته بود. حتی اگر کسی نیمه شب هم می‌آمد و کاری داشت، حاجی نه تنها رو ترش نمی‌کرد، بلکه اگر می‌شد کار او را حل می‌کرد. خود را وقف خدمت به مردم بشاگرد کرده بود. بارها شاهد بودیم که افراد گرفتار نیمه شب درب اتاق او را می‌زدند. یکی می‌گفت حاجی به دادم برس که زنم زایمان دارد و دیگری… امّا هیچ وقت حاجی نمی‌گفت حالا نیمه شب است برو صبح بیا.

ta-khomeyni-shahr

جلد اول کتاب تا خمینی‌شهر در ۵۵۶ صفحه، حاصل بیش از دو سال کار کمیته انتشارات و تبلیغات مؤسسه جهادی است، به روایت زندگی حاج عبدالله والی، این بزرگ‌ مرد جهاد و زندگی جهادی، تا اردیبهشت سال شصت‌وشش می‌پردازد. ایشان از سال شصت‌ویک وارد بشاگرد شده‌اند و این پنج سال، دورانی است که در اوج غربت و کمبودهای گوناگون، گام‌های اساسی برای آبادانی مادی و معنوی بشاگرد برداشته شده است. مطالب کتاب در عین جذابیت متن، کاملاً مستند و عمده آنها به نقل از نزدیکان حاج عبدالله، یا اسناد به‌جامانده از آن زمان روایت شده‌اند. در انتهای کتاب سی سند و دویست‌ویک عکسِ مربوط به بازه زمانی کتاب آورده شده است. این تصاویر با کمک متن، چهره واضحی از این دوره مجاهده حاج عبدالله برای خواننده ترسیم می‌کند. این مجلد آبان ماه هشتادونه به چاپ رسیده است.

پ. ن. این روزها در حال خواندن این کتاب هستم. ناراحتم از این که مدیران رسانه ما به دلیل تنبلی دنبال چه سوژه‌هایی نمی‌وند و ناراحتم از این که به عنوان یک مخاطب دنبال چه محتواهایی نمی‌روم. خدا ما را ببخشد.

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

به گفتگو بپیوندید

2 نظر

  1. درود بر اقا رضای عزیز. به خصوص در این زمانه که تهمت و دروغ و افشاگری دزدی هایی که تمامی هم ندارد فضا را غبار الود و دلگیر کرده است گفتن از حاج عبدالله والی چقدر زیبا و هم ضروری است. خدا بیامرزد این بزرگ عزیز را

دیدگاه خود را بنویسید

پاسخ دادن به رضا قربانی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *