نیمچه نقدی بر فیلم «پل چوبی»

Pole-Chobi

‍مشکلی که من با «پل چوبی» دارم!
فیلم دقیقا از همان جایی می‌خورد که داستانش درباره آن است. دو بار در فیلم مستقیم اشاره می‌کند که گاهی وقت‌ها نقشه‌هایت و طرح‌هایت با اجرا جور در نمی‌آید. آن چیزی که ایده ذهنی توست در اجرا نمی‌نشیند. این فیلم ایده‌های خوب و درخشانی دارد که از اجرای نامتناسب و عمیق نشدن‌هایش ضربه می‌خورد. اگر نویسنده و کارگردان می‌رفتند آن ور دیوار‌هایی که مردم را هراسان و همیشه منتظر بچه‌هایشان نشان می‌دهند، اوضاع فرق می‌کرد. فیلمساز مانند مردم پشت دیوارها مانده. فیلمساز جایی که باید از دیوارها می‌گذشته متاسفانه مانده و این فیلم را ناقص کرده. اجرا را ضعیف کرده. چیزی که طرح می‌کنم سیاسی نیست. دارم در مورد مهندس تجربی حرف می‌زنم که معلوم نیست چه دردی دارد؟ درد عشق؟ درد مبارزه سیاسی؟ درد عشق بی‌سرانجام؟ درد خیانت؟ از چه چیزی می‌خواهد فرار کند؟ آن ویلای زیبای شمال، آن ماشین شاسی بلند، آن آپارتمان شیک، آن شغل، آن خانواده حاجی و خیلی چیزهای دیگر همه و همه دلایلی برای ماندن هستند. نگاه فیلم مانند نگاه مانی به پول و ثروت است که به نظر دمده می‌آید، اما گویا هنوز می‌شود، از آن داستانی درآورد! مانی نمی‌داند که چرا ظروفچی بودن را رها کرده و آمده که در خرابه‌ای زندگی کند و کد بزند و اجاره خانه‌ای بدهد و اندکی هم سرمایه‌گذاری کند؟ پیام این که به مانی گفته می‌شود برود به حاجی بگوید ظروفچی است که به عشقش برسد چیست؟ این که باید در برابر زمانه ایستاد یا سرخم کرد؟ فیلمساز مطمئنا ایده‌ای داشته است. اما این ایده در فیلم وجود ندارد. فیلم آن درون یک شیر را ندارد. فیلم مثل شیری است که اندام قوی دارد اما این اندام قوی کافی نیست. یک میل درونی لازم است که در این فیلم وجود ندارد. یک یکپارچی لازم است که در این فیلم خبری از آن نیست. تکه تکه‌های فیلم به یکدیگر نچسبیده‌اند و قرار است از فیلم خوشمان بیاید و حالمان خوب شود چون بعضی می‌خواهند حال‌مان خوب نشود. فیلم چیزی که کم دارد را از بیرون انتظار دارد.

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *