چهارشنبه ۲۷ شهریور ماه ۱۳۹۲

Etemad-92-06-28

چهارشنبه ۲۷ شهریور ماه ۱۳۹۲ یک روز خاص در تقویم است. معمولا تقویم ایرانی پر است از روزهایی که در آنها اتفاق ناگواری افتاده است. معمولا همه ما روزهای فراوانی را به یاد می‌آوریم که پشت سر هم اتفاقات بد و بدتر برای‌مان افتاده است. گویی آرام خودمان را عادت داده‌ایم به این که ناگوار زندگی کنیم. چهارشنبه ۲۷ شهریور ماه ۱۳۹۲، روز خاصی است. نه به این دلیل که بعد از نزدیک به نیم قرن در خارج از ایران قهرمان کشتی جهان شدیم. روز خاصی است نه فقط به این دلیل که کسانی از حصر رهایی یافتند. روز خاصی است نه به این دلیل که یکی از آن سه دانشجو که باقی مانده بود رفتتنی شد. چهارشنبه روز خاصی است نه چون حرکت خودجوشی در این روز اتفاق افتاده یا این که رسانه‌ای تلاش کرده با های و هوی این روز را خاص کند. این روز و خاص بودنش البته تنها مورد توجه روزنامه اعتماد قرار گرفته و آن هم در گزارش‌هایی شتابزده تلاش کرده خاص بودن این روز را بیان کند. روز چهارشنبه روز خاصی است چون:

۱. هیچ کس صبح که از خواب پا می‌شد خودش را برای هیچ کدام از این اتفاق‌های خوبی که افتاد آماده نکرده بود. هیچ کس برنامه‌ریزی نکرده بود. هیچ کس های و هوی نکرده بود. نه کمپینی در کار بود و نه صفحه‌هایی در شبکه‌های اجتماعی و نه سر و صداهایی مزاحم زندگی آرام. اتفاق‌ها خودشان افتادند. البته همه ما می‌دانیم که اتفاق خودش نمی‌افتد. این روز و اتفاق‌هایی که در آن افتاد منطبق با منطق جدید دنیای امروز بود. دنیای که نظم آن را باید در بی‌نظمی جست.

۲. هیچ کس امروز از بیرون آمدن آنها ناراحت نشد و همین طور کسی پشت سر آن که رفت اشکی نریخت و هیچ کس از این که پرچم ایران بالا رفت آزرده نشد. البته هنوز هم هستند تندروهایی که چه این وری و چه آن وری، از آرام شدن اوضاع ناراحت می‌شوند. راحتی آنها در ناراحتی اکثریت است. بازار آن زمانی گرم است که دیگران گرفتار باشند. این دو گانه ما و آنها در این روز شکست. در این روز هر کسی که دلش برای ایران می‌تپد خوشحال بود. حساب آنهایی که به جرز دیوار هم ایراد می‌گیرند جداست. دارم درباره مردم حرف می‌زنم. همان‌هایی که به کم‌ترین‌ها قانع هستند و دستاورد‌شان بیشترین‌هاست. با کسانی که به بیشترین هم قانع نیستند و دستاوردشان کم‌ترینی نیست کاری ندارم.

۳. این روز از چشم تیزبین رسانه ملی دور ماند. رسانه ملی که این روزها میلی‌تر هم شده است، این روز را ندید. جا داشت رسانه ملی این روز را جشن می‌گرفت. سرور می‌داد. به مردم عیدی می‌داد. اما ندید. روزها و سال‌هاست که رسانه ملی از مردم دور شده و مردم را نمی‌بیند. می‌ترسم این ندیدن آرام آرام در دل مردم رسانه هم نفوذ کند. می‌ترسم جزیره‌ای در این کشور پهناور شکل بگیرد که هنرش ندیدن باشد. اما مردم سال‌هاست که از این جزیره عبور کرده‌اند.

۴. مردم سیاسی نیستند. مردم ورزشی‌اند. مردم دوست دارند تیم ورزشی‌شان صعود کند. شده با چنگ و دندان. مردم دوست دارند تیم‌شان مانند بارسلونا باشد. دوست دارند مسی‌ها در تیم‌شان باشند. مردم ایران دوست دارند، پشت کسی بایستند که لیاقت داشته باشد و این روزها مردم ایران، از دل خودشان، کسانی را به جهان معرفی کرده‌اند که تلاش می‌کنند چهره درست ایران را به همه نشان دهند. مردم ایران، فقط مردم روزهای یوم‌الله و انتخابات نیستند. مردم ایران کسانی را می‌خواهند که زندگی‌ را برای‌شان آسان‌تر کنند.

۵. چهارشنبه ۲۷ شهریور ماه ۱۳۹۲ شاید در تقویم‌ها جایی نیابد. در این روز اتفاق غم‌بار بزرگی نیفتاد که بشود این روز را در تقویم تاریخ ثبت کرد. اما یادمان باشد ما برای تاریخ زندگی نمی‌کنیم. تاریخ همان زندگی ماست. چهارشنبه ۲۷ شهریور ماه ۱۳۹۲ روزی بود که مردم ایران زندگی کردند.

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *