کوله‌پشتی برای سال ۹۳

BaHaR

به پیشنهاد امیر مهرانی بزرگوار این یادداشت را نوشتم. امیر مهرانی جریانی را راه انداخته و من هم سعی کردم بخشی از این جریان دوست داشتنی باشم.

۹۲ سال عجیبی بود؛ احتمالا برای همه ما، حداقل از نظر تغییرات اجتماعی و سیاسی عجیب بود. زمستان سال ۹۱ به این فکر می‌کردم که آینده ما چه خواهد شد  و مدام به این  می‌رسیدم که باید دولتی  سر کار بیاید که طیف وسیعی از مردم پشتش باشند. آن زمان تصور می‌کردم این اتفاق نمی‌افتد و فقط یک معجزه می‌تواند ما را نجات دهد؛ و باور کردنی نبود. معجزه اتفاق افتاد. و همه آنهایی هم که ممکن است بگویند ما کاری به مسائل اجتماعی و سیاسی نداریم، دیدند که زندگی چقدر می‌تواند آسان شود، اگر آرامش و تدبیر حاکم گردد. سال ۹۲ اما برای من از این هم سال عجیب‌تری بود. این که  از یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری اطلاعات ایرانی بیرون بزنم و شرکت خودم را داشته باشم، به من نشان داد که راه‌اندازی یک کسب و کار و سرپا نگه داشتن آن یک معجزه است و ما چقدر هر روز شاهد معجزه‌ایم. یادم می‌آید که با اعضای هیئت مدیره شرکت ساعت‌ها بر سر این بحث می‌کردیم که باید برای یک نقش فردی با سطح مشخصی از توانایی‌ها و مهارت‌ها را وارد مجموعه کنیم و این قدر  هم باید حقوق بدهیم و می‌ترسیدیم از این کار. و دل به دریا زدیم و معجزه خودش اتفاق افتاد. اگر از این سال عجیب بخواهم چند تا چیز  گلچین کنم که بماند برایم در سال ۹۳ بدم نمی‌آید این‌ها را انتخاب کنم:

هنر شروع کردن: من مانند بسیاری دیگر تنبلم در شروع کردن. جز برخی موارد خاص درباره سینما، تقریبا هر چیز دیگری من را به گارفیلد تبدیل می‌کند. بعضی از همکاران من درباره‌ام می‌گویند که رضا قربانی از کارهای سخت فراری است و واقعا هم این چنین است. تنبلی ذاتی دارم که برای خودم هم عجیب است. کاری هم نمی‌توانم بکنم. اما امسال چند جایی به موقع و خوب شروع کردم و اگر شروع کنم  باید تا انتها بروم. هیچ بچه‌ای را نمی‌توان به زور فرستاد که درس بخواند و تازه انتظار داشت که شاگرد اول شود. اما اگر بچه‌ای درک کند که اگر درس نخواند جایش در گاراژ و لولیدن در بین روغن و قیر و کثافت است، احتمالا با انگیزه بالایی به مدرسه می‌رود. همیشه سعی کردم  بچه‌ای باشم که گاراژم را درک کنم و حواسم باشد که اگر شروع نکنم جایم کجاست.

هنر تمام کردن: این یکی از آن یکی هم مهم‌تر است و من هم مانند برخی، کارهای فراوانی را شروع کرده‌ام و تمام نکرده‌ام. چند جایی امسال خودم را زیر فشار گذاشتم و کار‌ها را تمام کردم. برای شروع کردن و تمام کردن اما، چند چیز دیگر لازم است.

دوستانی که دوستانه در کنار تو کار کنند: احتمالا به همان اندازه دوستانی که دوستانه در کنارم در گروه رسانه‌ای شفق کار می‌کنند، کسانی هم هستند که فرصت کنارشان بودن را از من دریغ کردند. در هر حال شروع کردن و تمام کردن نیاز به‌ دوستانی دارد که در چشمانشان شوق زندگی جاری باشد. فرقی نمی‌کند؛ مثلا علی بیات، فیلمبردار، بیتا قنبری، تدوین‌گر، نیلوفر تهرانی گرافیسیت،  رسول قربانی تولیدکننده  محتوا، اشکان حسین‌پور مدیر پرژوه‌، و بچه‌های دیگرر. این مهم است که در کنار خودت دوستانی را داشته باشد که شوق زندگی دارند. امسال در کنار این بچه‌ها زنده‌تر از قبل شدم. حتی مهشید مظلوم هم که آخر سال هوای شیراز به سرش زد و رفت که فعلا در شیراز بماند در من شوق زندگی را بیشتر از قبل کرد. در لیوان کوچک آب یک قطره جوهر کافی است که ذات کل لیوان آب را تغییر دهد!

احترام: به شدت از محیط‌های کاری که بوی نفرت و نفاق و دورویی و زیرآب‌زنی و پشت هم حرف زدن از آنها به مشام می‌رسد فراری‌ام و این عجیب کالایی است که در دکان هر عطاری یافت نمی‌شود.

مشتری شاه نیست و دیکتاتور است: امسال ایمان آوردم به این که برای هر کاری اول از همه باید تشخیص بدهم که صاحب کارم کیست و چه می‌خواهد و فلسفه‌اش از درخواستش چیست. همه کسانی که مشتری من و همکارانم در شفق هستند نیازی دارند و خواسته‌ای دارند. ما در شفق محصولی نمی‌فروشیم که حتی در رویاهای‌مان روزی را ببینیم که مردم برای خریدش صف می‌بندند. ما خدمت می‌فروشیم و روی دیگر خدمت نارضایتی است. خدمت کردن هرگز کسی را راضی نمی‌کند و بنابراین نه تنها همیشه حق با مشتری است، بلکه مشتری یک دیکتاتور است. بیشتر مردم در برابر دیکتاتورها شورش می‌‌کنند اما راه‌های بهتری برای کنار آمدن با دیکتاتورها وجود دارد.

 

چیزهای دیگری هم هست که به نظرم همین‌ها کفایت می‌کند. اما رویا!

من رویای ساده‌ای دارم: خانواده بزرگ. امسال با آمدن دخترم بهار خانواده‌ام کمی بزرگ‌تر شد. بزرگ‌ شدن همیشه سخت است و من دوست دارم خانوده‌ام پرتعدادتر و بزرگ‌تر شود. هر چند که ساده نیست اما مانند دانش‌آموزی هستم که فعلا باید چیزهای زیادی یاد بگیرم.

4 دیدگاه برای “کوله‌پشتی برای سال ۹۳”

  1. سلام ، خواهشی از شما دارم
    اگر امکان داره لطفا تمام فایل هایی تصویری و متنی (تمامی فیلم برداری های که چه در متن اصلی خوده همایش رخ داده و چه در کارگاه های آموزشی) درهفتمین همایش تجارت و اقتصاد الکترونیکی هست رو اگر زحمتی نیست برای من به ایمیلم بفرستید ممنون می شم من خودم هرچی گشتم پیدا نکردم تا اینکه فهمیدم بیشترین مطالبی که در این خصوص نوشته شده توسط شما هست بازم شرمنده
    [email protected]

    یا اگر امکان داره سایتی به من معرفی کنید تا خودم برم بگردم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *