هیچ رویداد اول هفته و آخر هفته مربوط به کارآفرینی مفید نیست!

هیچ رویداد اول هفته و آخر هفته مربوط به کارآفرینی مفید نیست و شرکت در هیچ کدام ارزش افزوده‌ای برای کسی ندارد! احتمالا این ادعای بزرگی است و حالا بعد از چند سال که  از ورود این تب به کشور گذشته می‌توان به آسانی از آن دفاع کرد. شاید اندک فوایدی هم داشته باشند، اما به طور کلی انقدر کم فایده هستند که می‌شود به آسانی از خیرش گذشت. البته طبیعتا ذهن‌‌های آگاه و روشن می‌دانند که این حکم هیچ چیزی درباره تک تک افراد شرکت کننده و درگیر در این رویدادهای متنوع و پرتعداد نمی‌گوید و صرفا به کلیت خود رویداد نظر دارد. چرا رویدادهای مربوط به کارآفرینی، کسب و کار، توسعه کسب و کار و مواردی مانند آن هیچ کمکی به کسی نمی‌کند؟

دلیل آن بسیار ساده و بدیهی است. کارآفرینی چیزی از جنس واقعیت است ولی در این رویدادها تصویری به غایت زیبا، رویایی و البته کاریکاتوری از کارآفرینی کشیده می‌شود. کارآفرینی راهی به سوی پول‌دار شدن معرفی  و مدام به نمونه‌های موفقی در خارج از ایران ارجاع داده می‌شود. چند نمونه وطنی هم این اواخر کشف شده که از فرط استفاده درب و داغان شده‌اند. استارتاپ، کارآفرینی، کسب و کارهای نوپا و کلمه‌های زیبا و دلنشینی مانند آنها جوانان مشتاقی را که آماده‌اند از دانشگاه بزنند بیرون و رویای یک شبه پول‌دار شدن دارند را به سمت خودشان می‌کشد و جوانان خام وارد این فضاهای توخالی می‌گردند. این رویدادها می‌خواهند خلا آموزش مواجه با دنیای جدید و تازه را پر کنند. در حالی که دانشگاه‌ها با همه توانی که دارند در آماده کردن جوانان برای مواجهه با دنیای جدید وامانده‌اند، این رویدادها سودای پر کردن این خلا را دارند. در ظاهر، همه چیز هم قشنگ و زیباست و کلا دور همی خوبی است. چند روزی کنار هم هستیم و خوش می‌گذرد. بعدش هم هر کسی می‌روید سی خودش. تازه یک عالم دوست و رفیق و آشنا پیدا کرده‌ایم و اصلا کسب و کار همین است دیگر. نه؟ همین ارتباطات است که می‌ماند و تازه بعدش می‌شود برنامه دربند و ولنجک و توچال هم گذاشت و بترکانیم! خوش گذشتن در این رویدادها و بعد از آن دلیلی می‌شود که احتمالا کمتر کسی  معترض این فضاها شود.

واقعیت کسب و کار اما چیز دیگری است. بسیاری از کسانی که به دنبال کارآفرینی و پول درآوردن و روی پای خود ایستادن می‌روند به یک توصیه ساده احتیاج دارند و آن این است که سعی کنند در یک کار به خوبی متخصص  و کارکشته شوند و نگاه بزرگی داشته باشند و تصور نکنند آن جوان زیر ۲۰ سالی که پورشه سوار می‌شود از راه کارآفرینی به این ماشین رسیده است. سرعت در دنیای جدید همه چیز را به هم زده و ما تصور می‌کنیم هر چه سریع‌تر باید کارآفرین شویم و پول‌دار. غافل از این که وب‌سایت زدن کارآفرینی نیست. چه بسیارند کسانی که ای‌بی و آمازون و علی‌بابا را یک وب‌سایت می‌دانند و بس. کارآفرینی کار ایجاد کردن برای چند نفر هم نیست. کارآفرینی ابدا چیزی نیست که بسیاری از کسانی که امروز به آنها گفته می‌شود کارآفرین‌های موفق، روزی اصلا به آن فکر هم کرده باشند. نمونه‌های موفق غیر ایرانی و معروف در جهان و حتی نمونه‌های معروف ایرانی هم نه در این دوره‌ها شرکت کردند و نه در برنامه‌هایی که قرار بوده راه و روش پول درآوردن را به آنها یاد بدهند. تمرکز بیش از حد امروز ما بر روی پول دیوانه‌کننده شده است. دیوانه‌کننده!

یک چیز دیگر این که بین کارشناس خوب و خبره بودن، بین مدیر خوب و حرفه‌ای بودن و بین کارآفرین موفق بودن تفاوت فراوانی وجود دارد. افراد زیادی می‌توانند تلاش کنند و کارشناس خوبی باشند. افراد کم‌تری می‌توانند مدیران خوبی باشند و افراد بسیار کمی هستند که می‌توانند کارآفرین‌های موفقی باشند.  دفعه بعدی که خواستید به سودای موفقیت روانه رویدادهای خلق‌الساعه کارآفرینی شوید نگاهی به کسانی بیندازید که سر چک بی‌محل در زندان به سر می‌برند. آنها کارآفرین‌های ناموفق‌اند و حضور در هیچ رویدادی هم نمی‌توانسته آنها را از مسیر اشتباهی که می‌رفتند باز دارد. احتمال شکست در کارآفرینی و روانه زندان شدن بسیار بیشتر از احتمال موفقیت است. خود دانید!

15 دیدگاه برای “هیچ رویداد اول هفته و آخر هفته مربوط به کارآفرینی مفید نیست!”

    1. درود فراوان بر شما
      متن خوب شما را دیدم و بسیار با شما موافقم. متاسفانه انقدر اطلاعات و مطالب غلط درباره کارآفرینی منتشر شده که باید انرژی زیادی گذاشت تا بگوییم کارآفرینی چه چیزهایی نیست.

  1. سلام

    متن شما واقعا روان و جذاب بود، کمتر نوشته ای رو با این شور و اشتیاق مطالعه کرده ام
    ولی آخر نوشته شما هم مانند اکثر فیلم های اصغر فرهادی بود، گنگ و مبهم!
    اینکه خواننده را روشن کنید و به چالش بکشید خوب است ولی…
    ولی ای کاش سر نخی هم به خواننده بدهید که بیشتر سردرگم نشود.

    سپاس

  2. با سلام و احترام
    از چند جهت متن فوق را باهاش مخالفم .

    اول : فضای اکوسیستم کارآفرینی به تمام عناصر و نقشها و رویداد ها احتیاج دارد .
    دوم :ارزش افراد شکست خورده و زندان رفته در فضای کار آفرینی خیلی بیشتر موفق هاست .
    سوم :در این اکو سیستم سعی میشود که به شرکت کنندگان راه های شکست ارزان و سریع نمایش داده شود تا کار به زندان نکشد.
    چهارم : چشاندن طعم و سختی های یک فعالیت ۵۴ ماهه در ۵۴ ساعت کاملا منطقی است
    پنجم : مشکل اینجاست که گروهی که بدون داشتن نیاز و انگیزه و دغدغه مالی برای کلاس و شیک بودن در این رویداد ها شرکت میکنند و صد البته خروجی هم ندارد .
    با تشکر

  3. سلام دوست عزیز
    آیا شما تا به حال در یکی از این رویدادها شرکت کرده‌اید؟ چون خودتان را به جای شرکت‌کنندها‌ قرار دادی و قضاوت کردید. در این رویدادها دقیقا همین حرفای شما را یاد می‌گیرند که کارآفرینی کار یک روز و دو روز نیست. برای همین پرژه‌های چندانی از این رویدادها بیرون نمی‌آید. چون اساسا رویداد آموزشیست نه کارگاه تولید کسب‌و‌کار.
    این رویدادها توهم ایجاد نمی‌کنند جوانان امروز این توهم را دارند. آن‌ها داستان‌های فیسبوک و غیره را شنیده یا در فیلم‌ها دیده‌اند . این رویدادها این توهم را از بین می‌برد و فرد را واقعگراتر می‌کند. طعم شکست را به وی می‌چشاند. کار گروهی را در عمل آزمایش می‌کنند و می‌فهمند که به تنهایی نمی‌توانند کار انجام دهند.
    شما هیچ کدام از این جنبه‌ها را نیدید و فقط بی‌رحمانه از دید خودتان مسئله را بررسی کردید. کاش حداقل با چند نفر از کسانی که شرکت کرده‌ان صحبت می‌کردید.

  4. با سلام من رشته ام کسب و کار است و متوجه حرف شما می شوم.
    قبول کنید که در مورد رشته کسب و کار بی لطفی می شود.من حتی بعضی از جاها روم نمی شود اسم رشته ام را بگویم و می گویم مدیریت بازرگانی قبول شدم.
    ولی صد در صد با صحبت های شما موافقم فارق التحصیلانئاین رشته که اکثرا استادان بنده میباشند به شدت این عقاید واقع بینانه را نفی می کنند.
    دلم می خواست این متن را کپی کنم و برای یکی از استادهایم بفرستم. ولی حیف که خیلی ازش می ترسم.
    بازم متشکرم. حرف دل من و بیشتر همکلاسی هام بود

  5. خاصیت و کارکرد و فلسفه وجودی این رویدادها این است که تب ایجاد کنند و شوقی را در مخاطبینشان ایجاد کنند که وارد جریان شوند، راهنمایی بگیرند و قدم به قدم خودشان را بکشند بالا.
    طبیعتا قرار نیست همه کارآفرین شوند و ایده‌های نابی را اجرایی کنند، ولی قرار است توسط این رویدادها افراد بیشتری درگیر موضوع شوند.

  6. با سلام
    در یکی از رویدادهایی که کافه کارآفرینی در دانشگاه تهران برگزار کرده بود، رئیس مرکز رشد دانشگاه شریف ( سال ٩۴) یه حرف خیلی خوب زد و اینکه باید چند سالی در حرفه و شغلی که رویای کارآفرینی در آن را داری کار کنی و به جایگاه موفقی برسی تا بعد از آن شاید بتوانی کارآفرینی یا همان ارزش آفرینی بکنی. متأسفانه به گفته مدیر سایت عزیز، در تمام این رویدادها دانشجوی خام و بی تجربه را ترقیب به کارآفرینی و شروع کسب و کار میکنند در حالی که نمیداند مذاکره، بازاریابی، تولید محصول و ارائه محصول نهایی به درد بخور به مشتری و …… چه الفبایی دارد. من کاملا با این گفته شما موافقم که بیشتر این رویدادها برای بیشتر شرکت کننده های آن غیر مفید و در بسیاری مواقع مضر است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *