نوآوری یا کیفیت! کدام یک مهم‌تر است؟

اگر مطالب رسانه‌های ایرانی و غیرایرانی را دنبال کنید، تب توجه به استارتاپ‌ها را مشاهده می‌کنید. این تب چنان رسانه‌ها را پر کرده که اگر دقت نکنید تصور می‌کنید، مهم‌ترین مسئله امروز مدیریت در جهان استارتاپ‌ها هستند و بس. این موضوع نه فقط در ایران، بلکه در کشوری مثل آمریکا آزاردهنده شده است. این روز‌ها بسیاری می‌خواهند استارتاپ خودشان را راه بیندازند و بسیاری سودای موفقیت‌های مالی و غیرمالی در سر دارند و تصور می‌کنند استارتاپ نام رمز رسیدن به این موفقیت در کمترین زمان ممکن است. این روز‌ها انقدر درباره نوآوری و خلاقیت و پاسخ به نیازی از مردم که هنوز خدمت و محصولی برای آن توسعه داده نشده همه جا صحبت می‌شود که اگر شما بخشی از این فضا نباشید احساس می‌کنید، عقب مانده‌اید از این قافله تغییر. طبیعی است که بنده منکر ارزش استارتاپ‌ها و نوآوری و خلاقیت و هر چیز جدیدی که دنیا را تغییر دهد نیستم و آن چیزی که من را آزار می‌دهد این تب مهارنشدنی است و جالب است که این تب به صورت خاص در فضای فناوری اطلاعات خیمه زده است. در فناوری اطلاعات این تصور که افراد می‌توانند چند نفری از گاراژ یک خانه به بالا‌ترین نقطه موفقیت برسند یک تصور فراگیر است و افسانه‌ای است که بسیاری را در دنیا همراه خودش کرده است. برخی تصور می‌‌کنند فیس‌بوک و چیزهایی مانند آن به آسانی در ایران نیز قابل شبیه‌سازی هستند و کافی است ما‌‌ همان روش‌هایی را برویم که آن‌ها رفته‌اند. غافل از اینکه چیزی مانند فیس‌بوک هماهنگی شدیدی با محیطی که در آن توسعه‌ یافته دارد. فیس‌بوک هماهنگی خوبی با مردمش، سیستم اقتصادیش و حکومتش دارد. بنابراین در صورتی می‌توان یک روش را در محیط دیگری پیاده کرد که تمامی ابعاد مختلف نیز قابل شبیه‌سازی باشند. در شرایطی که حاکمیت در ذات خود با ذات شبکه‌های اجتماعی همراهی ندارد، تصور توسعه یک استارتاپ شبکه اجتماعی معرکه‌گیری در حاشیه یک نمایش بزرگ است.

در این بین گمشدن مفهومی مهم آزردهنده‌تر از گسترش تب استارتاپی است. این روز‌ها کیفیت به کلی از زندگی و کار رخت بسته و تصور می‌کنم کمترین اهمیت را در دنیای گمشده در سرعت امروز دارد. کیفیت در سخت‌افزار و نرم‌افزارهای زندگی و کار مهم‌ترین رسالت یک کسب‌و‌کار است که این روز‌ها کمترین توجه به آن می‌شود. وقتی من از سرویس‌دهنده‌ای که برای وب‌سایتم سرویس هاستینگ می‌خرم و در زمان‌هایی که وب‌سایت با هجوم و ترافیک کاربران روبه‌رو می‌شود به آسانی سرویس را قطع می‌کند، آن هم به این بهانه که بار زیادی به مجموعه آن‌ها وارد کرده‌ام، کیفیت کجاست؟ وقتی من و سرویس‌دهندهایی که از آن‌ها سرویس می‌گیرم قرارداد سطح سرویس نداریم یا اگر داریم به راحتی زیرپا می‌گذاریم، چگونه می‌توانم به افق‌های دور نگاه کنم؟ وقتی تامین‌کننده اینترنت شرکت، به آسانی سرویس خراب به من می‌دهد و کارمند شرکتم به آسانی تفویض اختیار معکوس می‌کند و با خیال راحت به تعطیلات می‌رود، چه انتظاری می‌توان داشت؟ این مشکلات چیزهایی هستند که کیفیت را قربانی می‌کنند و فرقی نمی‌کند که شما چقدر رویای بزرگی در سردارید.

کسب و کار‌ها مشکلات واقعی دارند. همانطور که مردم مشکلات واقعی دارند و آن چیزی که در رفع هر مشکلی از اوجب واجبات است کیفیت است. وقتی ما به کیفیت محل نمی‌گذاریم و به دلایل مختلف از زیربار آن شانه خالی می‌کنیم، صحبت از نوآوری اشتباه است. قبل از نوآوری این کیفیت است که مهم است. ما یا محصول خوب داریم یا محصول بد. هر محصول، هزاری هم که نوآورانه باشد اگر خوب نباشد به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورد. سال‌هاست که این بحث در سینمای ما باب شده که ما فقط فیلم خوب داریم و فیلم بد. تقسیم‌بندی فیلم‌ها به فیلم‌های عامه‌پسند و معناگرا یک تقسیم‌بندی من‌درآوردی بوده که هیچ خیری در آن نیست. همان‌طور که در سینما یا فیلم خوب داریم یا فیلم بد، در دنیای واقعی کسب و کار هم یا محصول خوب داریم یا محصول بد. به نظرم اگر بخواهیم هر خدمت یا محصولی را اندازه‌گیری کنیم معیارهای اندازه‌گیری یک چنین ضریبی دارند:


طراحی: ضریب ۴


کاربردپذیری: ضریب ۳


خلاقیت: ضریب ۲


محتوا: ضریب ۱


به نظر می‌رسد در تب توجه به نوآوری و استارتاپ هر چه بیشتر از طراحی و اهمیت طراحی دور می‌شویم و شیفته ایده خود می‌گردیم. باور کنید که اگر ایده‌ بدی خوب اجرا شود صد‌ها بار بهتر از ایده خوبی است که بد اجرا شود. باز تاکید می‌کنم که با نوآوری و استارتاپ مخالف نیستم و با تبی که باعث کم‌رنگ شدن کیفیت شده مخالفم.

8 دیدگاه برای “نوآوری یا کیفیت! کدام یک مهم‌تر است؟”

  1. یادداشت خیلی خوب و به جایی بود.
    ادبیات و فضای استارتاپی در ایران متأسفانه تبدیل به یک تب شده است.
    برای رسیدن به یک اکوسیستم استارتاپی خوب و کارا، ایجاد تب اولیه خوب است، اما باید به قدم‌های بعد از آن هم فکر کرد.
    درگیر کردن دولت و رسانه‌ها با فضای استارتاپ، بسیار مهم است.

  2. سلام
    چپ می رویم
    راست می رویم
    استارتآپ
    حالا این را استار-تاپ بخوانیم بهتر است یا استارت – آپ!
    مسئله این است!
    ایده های نو و جدید وقتی خواستنی است که بتواند به مرحله ی اجرا در تولید محصول یا خدمت در بیاید و یک اجرا وقتی کاربردی است که بتواند به مرحله ی مصرف بیانجامد و یک مصرف وقتی خوشایند و قابل تکرار است که بتواند در حیطه ی رقابت در بازار، همواره خصیصه هایی چون مطلوبیت، ماندگاری، جذابیت، کیفیت و صد البته “اغنا” و از همه مهم تر گزینه ی بعدی را به دنبال خود داشته باشد؛
    “خیلی مهم است که یک محصول بتواند به مرحله ای دست یابد که توسط مصرف کننده تبلیغ شود، ولاغیر!”
    پس تصور ستاره ی تاپ بودن بین برخی دوستان طرفدار این مقوله خوب است اما کافی نیست. بهتر است کمی به گزینه ی واقعی تر ِ استارت آپ بیاندیشیم!
    استارت زدن و مدام آپ و به روز شدن!
    متاسفانه کج فهمی در کشور ما اپیدمی ناهنجاری های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به دنبال دارد.
    با اجازه ی شما با عطف به متن و کامنت خودم پستی در وبلاگ خواهم نوشت. سپاس از توجه شما.

  3. نوآوری یا کیفیت
    نوآوری میتونه در کیفیت رخ بده، یعنی کیفیت جدید از یک کار
    نوآروی میتونه بدون کیفیت رخ بده، یعنی فقط مدل یک ایده جدید باشه و بعد کیفیتش بهتر شه
    و نوآوری میتونه همزمان با کیفیت باشه که برای ین مثال اپل خوبه

  4. سلام جناب قربانی
    پیشاپیش عذرخواهی مرا پذیرا باشید چرا که وبلاگتان اجازه تماس را نداد و مجبور شدم که از این طریق مزاحم اوقاتتان شوم.
    من دانشجوی کارشناسی رشته حسابداری هستم و قصد دارم که برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد در رشته مدیریت رسانه تحصیل کنم . ممنون میشم ازتون در صورت امکان منابع مفید علمی و تخصصی برای موفقیت در این رشته و همچنین اطلاعات در مورد ویژگی ها و آینده کاری این رشته در تختیار بنده بگذارید.

    از اینکه وقتتون رو گرفتم عذر خواهم.

    mostafa.din@gmail.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *