ترجمه مقاله ای از دراکر

هر چند سال یک بار در غرب تحولی عمده به وجودمی‌آید. در چند دهه،جامعه در همه جهات و ابعاد نظیر جهان‌بینی‌ها، ارزش‌های اساسی، ساختارهای سیاسی و اجتماعی، هنر ونهادهای کلیدی خود را مورد بازبینی قرار داده ونظم جدیدی می‌گیرد.

بر اثر این تحولات پنجاه سال بعد جهان جدیدی به وجود می‌آید و افرادی که در جهان جدید دیده به جهان می‌گشایند جهانی را که پدربزرگ و مادربزرگ‌شان در آن زندگی کردند و والدینشان در آن متولد شدند را، حتی نمی توانند تصور هم بکنند.

این مطلب بخشی از مقاله ای از پیتر دراکر است که ویرایش اول ترجمه من از این مقاله را می توانید از اینجا دانلود کنید.

عصر ما نیز یک دوره گذار است.با این تفاوت که این تحول و گذار این بار محدود به جامعه و تاریخ غرب نمی‌شود.در حقیقت یکی از تغییرات عمده این است که در این دوره دیگرجامعه غربی و تمدن غربی وجود ندارد و به جای آن تاریخ جهانی و تمدن جهانی پدیدار شده است.

این تغییر و تحولچه با ظهور یک کشور غیر غربی مانند ژاپن به عنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی شروع شود و چه با ظهور نخستین کامپیوتر(که یک منبع اطلاعاتی است) در هر صورت موضوع بحث برانگیزی است.

اما به نظر من شروع آن می تواند لایحه حقوقی سربازان باشد که به موجب آن هر سرباز آمریکایی که از جنگ جهانی دوم باز می‌گشت امکانات مالی برای حضور در دانشگاه برایش فراهم بود. چیزی که سی سال پیش و در پایان جنگ جهانی اول هیچ معنایی نداشت.لایحه حقوقی سربازان و پاسخ مشتاقانه‌ای که از جانب برخی نظامیان آمریکایی دریافت کرد نشانه‌ای برای انتقال به یک جامعه دانش محور بود.

در این جامعه، دانش منبع اولیه‌ای برای تمامی مسائل اقتصادی افراد محسوب می‌شود.زمین، کار و سرمایه(عوامل تولید در اقتصاد سنتی) ناپدید نمی‌شوند، بلکه به عوامل ثانویه تبدیل می‌شوند.آنها می‌توانند به دست آیند و به آسانی نیز به دست آیند، مشروط بر اینکه دانش تخصصی شده وجود داشته باشد.اگرچه در همین زمان دانش تخصصی شده به خودی خود هیچ چیزی را تولید نمی‌کندو تنها می‌تواند هنگامی مثمر ثمر باشد که در یک وظیفه یا کار ادغام شود.

چرا یک جامعه دانش محور همچنین یک جامعه سازمان‌ها نیز هست:هدف و کارکرد هر سازمان اعم از تجاری و غیر تجاری آمیخته کردن و ادغام دانش تخصصی شده به یک وظیفه عمومی است.

اگر تاریخ را راهنمای خود قرار دهیم این انتقال یا گذار تا سال ۲۰۱۰یا۲۰۲۰کامل نخواهد شد.از این رو پیش بینی جزئیات این جهان در حال ظهور توام با ریسک است.اما معتقدم پیش بینی اینکه چه پرسشهای جدیدی برخواهد خواست و موضوعات عمده در کجا قرار خواهند گرفت با درجه بالایی از اطمینان امکان پذیر است.

به طور خاص ما اکنون موضوعات و تنشهای اصلی که جامعه سازمانها با آن مواجه است را می دانیم این منازعات عبارتند از:تنشهایی که منشا آن نیاز عموم به ثبات و در مقابل آن نیاز سازمانها به بی ثبات کردن است،تنشهایی که از طریق رابطه بین سازمانها و افراد و مسئولیتهایی که هر کدام در قبال دیگری دارند ناشی می شود، منازعاتی که منشا آن نیاز سازمانها به استقلال و از سوی دیگر نیاز جامعه به خیر و صلاح عمومی است.تنشهایی که ناشی می شود از تقاضا برای مسئولیت اجتماعی سازمانها.تنش بین متخصصان با دانش تخصصی شده و کار تیمی. تمام این موارد نگرانیهای عمده‌ای خواهد بود برای سالهایی که پیش رو است به ویژه در کشورهای توسعه یافته.

این تنشها و منازعات به وسیله فلسفه یا قانون حل نمی شوند بلکه آنها از جایی که از آن نشات گرفته اندحل خواهند شد:در افراد یا سازمانها و در دفترمدیران.

ویرایش اول این مقاله را می توانید از اینجا دانلود کنید.

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *