گشت و سیاحت در دنیای بی‌مقداری که نامش هست پول

این روزها می‌شود به راحتی تعداد کلمه‌هایی که یک نفر در روز تکرار می‌کند را بشماریم. شبکه‌های اجتماعی هم جایی شده که ما خودمان را افشا می‌کنیم. عده‌ای هم هستند که کلمه‌هایی که ما در صفحه‌هایمان را بیشتر تکرار می‌کنیم را می‌شمارند و تصاویر زیبایی هم برای نمایش این کلمه‌ها می‌سازند.

دوستان من این کار را برایم انجام داده‌اند و در انبوه کلمه‌هایی که استفاده کرده‌ام یک کلمه بیشترین تکرار را داشته است: پول! این چرک کف دست؛ این علت‌العلل هر فساد و تباهی؛ این کمتر از آب دهان بزی که روشنفکر و غیر روشنفکر در یک چیز درباره آن با هم توافق دارند؛ در ظاهر به آن بی‌توجهی می‌کنند و فعلا ما از باطن هیچ کدام خبر نداریم!

پول در طول سال‌ها بی‌ارزش‌‌ترین مفهوم نزد فلاسفه و جامعه‌شناسان و به طرز عجیبی حتی اقتصاددان‌ها بوده است. حسابدارها و بقیه کسانی هم که به پول اهمیت می‌دادند هیچ گاه ننشستند درباره مفهوم پول فکر کنند. اصلا کدام دیوانه‌ای پیدا می‌شود که بخواهد درباره بی‌مفهوم‌ترین مفهوم بشرساخته فکر کند؟ چرا باید وقت شریف را درباره ریشه همه بی‌شرافتی‌ها هزینه کرد؟

این بی‌توجهی تا حدی است که در دنیای جامعه‌شناسی ایران تا همین چند سال پیش کمتر کسی می‌دانست که گئورگ زیمل بزرگ کتابی دارد سترگ به نام فلسفه پول! یا مثلا در عالم اقتصاد ایران کم‌تر کسی بود که خبر از کتاب ملی‌زدایی از پول هایک داشته باشد. اصلا خود هایک را هم تا همین چند سال پیش چند نفر در ایران می‌شناختند؟ یووال نوح هراری هم که سعی کرد فلسفه و تاریخ را به زبان عامه عرضه کند یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که به آن پرداخت مفهوم پول بود. به حدی مفهوم پول در کارهای هراری مهم بود که آن بخش‌ها را از کتاب‌هایش جدا کردند و در یک کتاب جدا به نام پول منتشر کردند.

این توجه زایدلوصفی که این روزها نسبت به پول ایجاد شده برای من که در شبکه‌های اجتماعی‌ام مدام پول پول می‌کنم قطعا باید جذاب باشد؛ ولی هنوز همم مفهوم پول را نمی‌شناسیم. هنوز هم با ترس و لرز به این عجیب‌ترین ساخته دست بشر نگاه می‌کنیم و متفق‌القول هستیم که پول ریشه همه بدبختی‌ها است و اگر پول نبود لابد دنیا به جای بهتری تبدیل می‌شد.

اصلا همه چیز سر پول است و چقدر خوب است که در مدارس و دانشگاه‌های ما وقت دانش‌آموزان و دانشجویان را با خزعبلاتی درباره پول پر نمی‌کنند. پول چرک کف دست است و ما شب تا صبح و صبح تا شب باید با معنویات سرگرم باشیم و شایسته نیست وقت شریف را با فکر کردن به این مفهوم غیر شریف حرام کنیم.

ولی در عمل هرچقدر کم‌تر به پول فکر می‌کنیم بیشتر در زندگی‌مان با آن سروکار داریم. تا حدی که بی‌پولی موتیف تکرارشونده زندگی همه روشنفکرهای ایرانی شده است و حتما چیزی با محوریت بی‌پولی قلمی کرده‌اند. اگر روشنفکر ایرانی را قرار باشد با ۳ ویژگی متمایز کنیم احتمالا یکی از آن ۳ ویژگی بی‌پولی باشد. 

انقدر این نبود و عدم در ذهن روشنفکر جماعت بزرگ شده که بود را فراموش کرده است. مطالب و محتواهایی که درباره پول تولید شده متاسفانه در سطحی‌ترین حالت ممکن است و این در حالی است که ایرانی از صبح تا شب قیمت پول‌های خارجی (ارز) را جست‌وجو می‌کند و بالا و پایین شدن قیمت این پول‌های خارجی قیمت‌های ریالی خیلی‌ چیزها را بالا و پایین می‌کند.

پول انقدر مهم است که مهم‌ترین مسئله سالانه مجلس و ریاست جمهوری دخل و خرج دولت است که نام پرطمطراق لایحه برنامه و بودجه را برای آن انتخاب کرده‌اند. این که به کجا چقدر پول بدهند و این پول را از کجا بیاورند مهم‌ترین چیزی است که یک دولت با مجلس باید سر آن توافق کنند.

در زندگی شخصی ما هم مهم‌ترین چیزی که صبح تا شب برای آن سگ‌دو می‌زنیم پول است. پس یک سوال ساده: چرا تا امروز؛ نه در مدرسه و نه در دانشگاه، حتی یک ساعت درباره مفهوم پول با ما حرف نزده‌اند؟ آیا زمان آن نرسیده که برای این مهم‌ترین مفهوم زندگی وقت بگذاریم؟ شاید چیزی بهتر شد. امتحانش وضع ما را از این چیزی که هست خراب‌تر نمی‌کند.

نویسنده: رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *