نگاهی به مهم‌ترین درس‌ها و روندهای سال ۹۸ که در سال ۹۹ به ما کمک می‌کند راه را از بی‌راه تشخیص دهیم

توضیح ضروری: این متن را ۳ ماه پیش نوشتم؛ ولی هنوز هم چیزهای جالبی دارد. این متن را زمانی نوشتم که خبری از کرونا نبود ولی فکر می‌کنم مرور متنی از زمانی که کرونا‌زده نبودیم هم چیزهای خوبی در خودش دارد.

جزو کسانی هستم که تصور می‌کنم لحظه تحویل سال هیچ اهمیتی ندارد! اصلا چه معنا دارد که یک لحظه از یک زمان اهمیتی بیشتر از بقیه زمان‌ها داشته باشد؟ تحویل سال هم زمانی است مانند همه زمان‌های دیگر و تغییری اگر بخواهد رخ بدهد با رفتن و آمدن سال‌ها رخ نمی‌دهد. اگر قرار بر تغییر بود که تا امروز بارها و بارها تغییر کرده بودیم؛ این در حالی است که سال‌ها از پی هم می‌آیند و می‌‌روند و هیچ چیزی از این گذر بر ما اثر نمی‌کند؛ این دقیقا وضعیت ما است و فناوری. 

فناوری به تنهایی نمی‌تواند بر ما اثر بگذارد و اگر بخواهیم سال را مرور کنیم حتما باید به این موضوع توجه داشته باشیم که روایت آن چیزی که در سال رخ داده می‌تواند صرفا به این صورت باشد که چنین شد و چنان و تمام. سال ۹۸ هم کم اتفاق نداشتیم که می‌شود آن را با سوز روایت کرد و شمع محفل یاران شد که در سال ۹۸ چنین شد و چنان. 

از آن سو این سال را هم می‌توان مثل همه سال‌های دیگر دید؛ ادامه یک مسیر منطقی: تقابل موافقان تغییر و مدافعان وضع موجود. در این سال شاید این تقابل در فناوری به بیشترین حد خودش نسبت به سال‌های قبل رسید و البته این دلیلی نمی‌شود که این تقابل در سال ۹۹ بیشتر هم نشود. با چند سال تاخیر نسبت به کشورهای توسعه یافته در ایران ابزارها و فناوری‌ها باعث خیلی از اتفاقات می‌شوند؛ دوستی‌ها و دشمنی‌ها را پررنگ‌تر می‌کنند. طبقات جدید خلق می‌شوند و کسب‌وکارهای تازه‌ای به جهان اضافه می‌شوند.

سال ۹۸ سال مرگ دیجیتال بود و بسیاری از امیدها ناامید شد. منتها اگر نخواهیم از این زاویه به سال ۹۸ نگاه کنیم و از آن چیزی که در این سال رخ داد به تحلیلی برسیم که در سال ۹۹ چه چیزی مهم خواهد بود آن را در ادامه بیان می‌کنم.

۴ کلیدواژه مهم برای درک سال

با توجه به آن چه در سال ۹۸ رخ داد و در جواب این که در آینده چه چیزی مهم است و چه خواهد شد، چهار کلیدواژه به ما کمک می‌کند؛ یکی اینکه Business As A Platform و Bank As a Platform به‌عنوان زیرمجموعه آن، یکی از رویکردهای آینده است. به نظر من تمام کسب‌وکارهای آینده به پلتفرم تبدیل خواهند شد؛ فارغ از اینکه فناوری‌ها این پلتفرم را به شکل متمرکز فراهم کنند یا غیرمتمرکز! از دید مردم، اینکه چه پلتفرمی را به کار بگیرند مهم نیست؛ مهم این است که به جای سازمان‌ها با پلتفرم سروکار داشته باشند.

قطعا در آینده شاهد این مساله خواهیم بود. خیلی از بیزنس‌های ما به پلتفرم تبدیل می‌شوند؛ مثلا بانک، بیمه، فروشگاهی مثل دیجی‌کالا و کل خدمات. تمام کسب‌وکارها برای مدیریت سرویس ایجاد می‌شوند و در آینده تغییر مشهودی را در آنها شاهد خواهیم بود؛ چه در حوزه دولتی و چه سرویس‌دهنده‌های کوچک خصوصی و کسانی که از جنس تولید نیستند و فقط سرویس می‌دهند.

در آینده سرویس‌گیرنده‌ها نیز به Process As A Service تغییر ماهیت می‌دهند. یکسری سرویس‌دهنده داریم که شامل بانک‌ها و بیمه‌ها و فروشندگان هستند و یکسری سرویس‌گیرنده که مثلا کارخانه ذوب‌آهن است. این سرویس‌گیرندگان، هم می‌توانند کاربر C باشند و هم کاربر B؛ یعنی خود مصرف‌کنندگان هم می‌توانند یک مصرف‌کننده باشند. انواع تولیدی‌ها و انواع مردم مشخصا به سمت Process As A Service می‌روند؛ یعنی خودشان ماهیت فرایندی پیدا می‌کنند و فرایندهای عام‌شان را درون پلتفرم‌های بالادستی می‌گذارند. الان بانکی که پلتفرم شده، این امکان را مهیا می‌کند که فرضا فولاد مبارکه تمام کارهای بانکی‌اش را با فرایندهایی که خودش می‌خواهد انجام دهد.

این یعنی آنکه کل ساختار سرویس‌گیرنده نیز به پلتفرم تبدیل می‌شود؛ انگار من یک ERP داشته باشم که تمام فرایندهای سرویس‌دهندگان داخلش باشد و خودم تعیین کنم که چگونه از بانک سرویس بگیرم. این یعنی عوض‌شدن کل ساختار سرویس‌دهنده. PFMها یا سیستم‌های مدیریت مالی و مدیریت عملکردی نیز می‌توانند به‌صورت شخصی درست شوند یا در قالب وردپرس قرار گیرند و هر طور که ما دوست داریم، با هر کسی که بخواهیم کار کنیم. این تغییر شکل خیلی جدی خواهد بود.

فرض کنید می‌خواهید بیمه عمر بگیرید. الان باید طبق فرایندهای بیمه ایران کار کنید، ولی این بیمه ایران فقط یک پلتفرم می‌شود که شما در PFM خودتان روش سرویس‌گرفتن از بیمه ایران را طبق فرایندی که دوست دارید تعریف می‌کنید. فرایندهای شخصی خیلی کمتر از سازمان‌ها قابلیت سفارشی‌سازی دارند. در سازمان می‌توانند نحوه حقوق‌دهی، نحوه وام‌دهی، مدیریت پرسنل، اعتبار اسنادی، مشارکت و خیلی چیزهای دیگر را به نحو دلخواه خودشان تعریف کنند. تمام این اتفاقات دارد می‌افتد، ولی هنوز تاثیر محسوس آن را ندیده‌ایم.

سومین کلیدواژه من مربوط به P2P است که مفاهیم تحول‌آفرینی را به میان می‌آورد. چهارمین مساله مهم آینده مربوط به اعتماد یا Trust است.

تاثیر P2P در مدل‌های کسب‌وکار و در مدل‌های اقتصادی خیلی مهم است. P2P و مفهوم اعتماد به هم نزدیک‌اند، ولی دو مفهوم مستقل به‌شمار می‌روند. اگر بخواهیم راجع به P2P حرف بزنیم، باید از منظر تنوع سرویس‌دهی و سرویس‌گیری به آن نگاه کنیم. وقتی از P2P می‌گوییم یعنی Any to Any و Multi to Multi. قشنگی P2P به همین است که خیلی سرویس‌دهنده به خیلی سرویس‌گیرنده خدمت بدهند. این مفهوم خیلی بزرگ است؛ یعنی تمام انحصارها از یک جا به بعد برداشته می‌شود؛ فرقی نمی‌کند. شما چندین سرویس‌دهنده و چندین سرویس‌گیرنده دارید و به این ترتیب، فضای رقابتی شیرین و هیجان‌انگیزی به وجود می‌آید.

بعضی رقابت‌ها کشنده هستند، ولی برخی رقابت‌ها کاملا شیرین. هر وقت می‌خواهیم راجع به P حرف بزنیم باید به مثال «دِه» برگردیم. آیا در دِه رقابت نیست؟ هست؛ ولی آیا رقابت کشنده است؟ نه، ته رقابت‌ها سازنده است؛ با هم دوست هستند، همدیگر را می‌شناسند ولی رقابت هم می‌کنند و به یکدیگر هم کمک می‌کنند. دنیای اقتصاد و سرمایه‌گذاری امروز با کسی شوخی ندارد؛ رقابت خیلی جدی است؛ هر کسی می‌رود که دیگران را نابود کند و بازار را بگیرد. در فضای P2P رقابت به این شدت نیست. اقتصاد رفتاری، در انسان بیشتر نمود دارد تا در کسب‌وکارها!

این اقتصاد رفتاری در سطح C و P نقش خیلی پررنگ‌تری نسبت به B دارد. در سطح B در اتاق دربسته می‌نشینید و فقط دغدغه‌های کسب‌وکار را می‌فهمید؛ ولی در روابط شخصی و تصمیم‌گیری‌های شخصی، اصول رفتاری حاکم است. شرکت‌ها کمتر می‌توانند به این نکات دقت کنند. در حوزه P2P روحیه تندیِ خشن کسب‌وکاری تا حدی گرفته می‌شود و کسب‌وکار از مفهوم «مرگ و زندگی» بیرون می‌آید؛ می‌تواند در قالب یک مشارکت مسالمت‌آمیز باشد.

بدون دیدگاه برای نگاهی به مهم‌ترین درس‌ها و روندهای سال ۹۸ که در سال ۹۹ به ما کمک می‌کند راه را از بی‌راه تشخیص دهیم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *