کرونا نام یک ویروس مرگبار است نه منشا خیر و حرکت

این مطلب را اولین بار برای ماهنامه مدیریت ارتباطات نوشتم و در آن تلاش کردم در زمینه کرونا و فناوری‌های مالی صحبت کنم.

رضا قربانی / کارشناس ارشد مدیریت رسانه

اول؛ کرونا نه منشا خیر است و برکت و نه دشمن شماره یک بشریت؛ کرونا نه تاریخ را به دو نیمه تقسیم می‌کند نه یک موضوع گذرا است. کرونا بی‌خردی انسان معاصر را در صورتش کوبید و برای اولین بار هیچ نژاد و نوع و طبقه‌ای از این سیلی در امان نماند! آنها که عادت کرده بودند سیلی بزنند و فرهنگ سیلی بر همه رفتارشان و افکارشان حاکم شده بود هم برای اولین بار سیلی خوردند؛ آن هم از موجودی نادیدنی. کرونا صرفا نام یک ویروس مرگبار است. بعضا برخی کرونا را با تحریم اشتباه می‌گرفتند و تصور می‌کردند که همان گونه که تحریم‌ها باعث شدند تغییر و تحولات جدی در اثر نداشتن و محرومیت کلید بخورد کرونا هم چنین کاری را کرد.

کرونا به ما نشان داد که ما مردم جهان چقدر بی‌نظم و بی‌برنامه هستیم و چقدر مدهوش پیشرفت‌های خودمان شده‌ایم. کشورهایی هم که غرور بیشتری داشتند در ابتدا بیشتر آسیب دیدند ولی همین کشورها بعد از این که از شوک اولیه بیرون آمدند راه برون‌رفت را پیدا کردند در حالی که بسیاری مانند ما هنوز در گیرودار تبلیغات هستیم. متاسفانه کرونا از طریق واکسن و دارو از بین می‌رود و تبلیغات اثری بر این ویروس ندارد یا حداقل تا امروز چنین اثری ثابت نشده است!

دوم؛ بنا بر نکته اول کرونا نه موتور محرک بوده است و نه توان تغییر دارد. کرونا یک ویروس است که می‌تواند حال انسان‌ها را و جانشان را بگیرد. کرونا نه تحول دیجیتال را رقم می‌زند و نه تنها آن را تسریع می‌کند. ممکن است به دلیل اجبار از تحول دیجیتال به تهوع دیجیتال برسیم و دیجیتال لقلقه زبان ما شود منتها تغییر درست رقم نمی‌خورد. منطق اشتباه بسیاری این است که تصور می‌کنند نیاز مادر اختراع است؛ این حرف غلط است که اگر دست بود مردم مصر بولدوزر را اختراع می‌کردند که آن گونه برای ساختن اهرام نمیرند! نیاز مادر اختراع نیست. بلکه آن چیزی که مادر اختراع است میل سیری‌ناپذیر برای افزایش کیفیت زندگی است.

تغییر توسط روح‌های ناآرامی رقم می‌خورد که وضع موجود را نمی‌پسندند و همه چیز را به خدمت می‌گیرند که وضع موجود را تغییر دهند. مدافعان وضع موجود در هر نقطه جغرافیایی و هر زمانی توجیه‌گر هستند و هرگز این انگیزه را ندارند که تغییری را رقم بزنند. هر تغییری از یک نارضایتی آمده است. هرگز دیده نشده کسی که راضی بوده است تغییری را رقم بزند! آن که راضی است به حفظ وضع موجود راضی است و نیازی به تغییر نمی‌بیند. 

سوم؛ فناوری‌های مالی و یا آن طور که برخی می‌نامند فین‌تک، از یک عدم رضایت جمعی آمده است. سال ۲۰۰۷ خطا بودن بسیاری از دیدگاه‌ها و تئوری‌های اقتصاددان‌ها و مالی‌چی‌ها ثابت شد. در انگلستان مروین کینگ که رئیس بانک انگلستان در زمان بحران مالی و اعتباری بود کتابی نوشت بعد از پایان ریاستی بر این نهاد رگولاتور پولی کشور انگلستان و گفت که ما اشتباه کردیم. نام کتاب او پایان کیمیاگری بود. اگر کیمیاگرها در سال‌های قبل تلاش کردند که از مس طلا استخراج کنند و نتوانستند در قرن ۲۰ام بانکدارها توانستند از هیچ چی پول خلق کنند. انقدر این موضوع بدیهی انکار شده است که همه مردم پذیرفته‌اند که پس فعالیت‌های بانکداری حتما اتفاق‌های مهمی رخ می‌دهد.

امکان ندارد که پول از هیچ چی خلق شود و حتما پشتوانه‌ای دارد. افسانه پشتوانه داشتن پول چنان به صورت فراگیر پذیرفته شده است که آنهایی که به پشتوانه داشتن پول اعتقاد دارند همان‌هایی هستند که پشتوانه پول هستند! به عبارتی پول هیچ پشتوانه‌ای ندارد جز مردمی که فکر می‌کنند پول پشتوانه دارد! این دور باطل شکاف‌هایی را خلق می‌کند که بانکدارها می‌توانند سوار آن شوند و در همه جای جهان با ابزارهای گوناگون از این شکاف‌ها برداشت‌‌شان را انجام دهند. پول بزرگ‌ترین فریب تاریخ بشریت است.

چهارم؛ فین‌تک یک حرکت دسته جمعی در پی یک نارضایتی جمعی بود. آنهایی که وضع موجود را درک کردند و فهمیدند که چه کلاه گشادی سرشان رفته است از طریق خلق ابزارها و کسب‌کارهای گوناگون سعی کردند راه دیگری را باز کنند. این راه دیگر در رشته‌های گوناگون خودش را نشان داد؛ از ابزارهای پرداخت آنلاین و بانکداری به شیوه جدید گرفته تا ابزارهایی مانند بیت‌کوین همه و همه پاسخی به بی‌خردی‌های بشر بوده‌اند. بنابراین بهره‌برداری و رشد این ابزارها و کسب‌وارها در دوران کرونا را نباید به پای کرونا نوشت.

کرونا نتیجه بی‌خردی‌های بشر بود همان‌گونه که بحران مالی و اعتباری نتیجه بی‌خردی‌های بشر بود. بنابراین همان‌گونه که واکسن کرونا را نتیجه خیر و برکت حاصل از کرونا نمی‌دانیم بلکه پاسخ و تلاش برخی برای حل کردن یک بحران می‌دانیم، فناور‌ی‌های مالی نیز چنین هستند. سازوکارهای مالی موجود در جهان فقر را تشدید می‌کند و نابرابری و بی‌‌عدالتی را گسترش می‌دهد. متاسفانه ما نیز در ایران همین ساختارهای موجود در جهان را به خدمت گرفته‌ایم و قاعدتا فقر و بی‌عدالتی حاصل از این سیستم را به بدترین شکل ممکن تجربه خواهیم کرد.

پنجم؛ و در نهایت این که بله؛ کسب‌وکارهای فناوری در سال کرونا رشد کردند؛ نه به خاطر کرونا بلکه به این دلیل که منطق درستی داشتند. آنها منطق تغییر را داشتند. آنها ناراضی بودند و از این که تن به وضع موجود بدهند راضی نبودند. به همین خاطر کسب‌وکارهای فناوری مالی تلاش می‌کنند جهان را به شیوه دیگری تفسیر کنند و قطعا در سال‌های آینده مردم بیشتری هستند که این تغییر و تحول را درک کنند و با آن همراهی کنند. هما‌ن گونه که پشتوانه پول افسانه پشتوانه داشتن پول است و مردمی که به این افسانه باور دارند؛ اگر افراد بیشتری پشت این ایده قرار بگیرند که راه دیگری هم وجود دارد برای مدیریت مسائل مالی، طبیعی است که جهان جور دیگری خواهد شد.

توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *