نقش تاریخی اما فراموش شده دستشویی در مدیریت راهبردی

واقعیت ماجرا به روزی برمی‌گردد که برای بخشی از یک دوره آموزشی ۱۰ روزه مدرسی کارآفرینی چند روزی در دانشکده عظیم‌الشان علوم اجتماعی تهران نزول اجلال کردیم. به هر حال حق بدهید که حدود ۱۰ ساعت در جایی بودن آدمی را که اسیر طبیعت خود است نیازمند موال می‌کند. البته بنده خودم به کلمه توالت یا دستشویی اعتقاد دارم و نمی‌گویم موال. دوستی دارم که بس این کلمه را گفته ناخودآگاه این کلمه در ذهنمان نقش می‌بندد. اصلا خیلی هم مهم نیست. مهم این است که شما منظور بنده را گرفتید. علی ای‌الحال در اولین برخورد ما با توالت‌های این دانشکده فخیم، شد آن چه که شد. باورتان نمی‌شود. درب‌های موال مذکور فاقد کلید بود و از امکانات معمول یک دستشویی بی‌بهره بود. ما که در ربع قرن زندگی خجالتی بودن شغل دوممان بوده، پا در هوا مانده بودیم که چه کنیم. شما تصور کن که یک دست‌مان به در و دست دیگر در جستجوی آفتابه. به قول شاعر رقصی چنین میانه میدانم آرزوست. سرتان را درد آوردم. خلاصه این که ما در برخورد با این پدیده مافوق بشری چنان حالتی به‌مان دست داد که گویی اشتر به حالت شعر است و طرب. همان جا بود که این ایده در ذهنمان نضج گرفت که برویم و رابطه بین کیفیت توالت‌ها و کیفیت مدیریت سازمان‌ها را بررسی کنیم. به نظرمان رسید احتمالا از طریق دیدن وضعیت دستشویی‌های یک سازمان می‌توان به عمق مدیریت آن سازمان پی برد. حالا این که یک توالت در چه وضعیت‌هایی می‌تواند باشد و هر وضعیتی نماینده چه نوع مدیریتی است خودش موضوع یک پایان نامه دکتری است. عرصه را برای اهل فن باقی می‌گذاریم. اما به صورت سرانگشتی می‌توان دید که اگر دستشویی یک سازمان مرتب و تمیز باشد احتمالا افراد با علاقه در آن سازمان کار می‌کنند. حالا اگر دستشویی خیلی تمیز نبود نشان دهنده این است که یک اشکالی وجود دارد. حالا نه این که این وحی منزل باشد و لاغیر. نه ممکن است در زمان بازدید و سفر توالتی ما و بر حسب تصادف محل مزبور دچار مشکلاتی باشد. اما اگر قدم در عرصه‌ای نهادیم که عرب در آن محل نی می‌زند باید پای صحبت نی نشست که صدایی خوشتر از صدای نی ندیدم آن وقت است که می‌گویم:

بشنو از نی چون حکایت می‌کند

از جدایی‌ها شکایت می‌کند

این قاعده سرانگشتی بود و همین جا اعلام می‌کنم که هیچ مدرکی دال بر تائید این مدعا وجود ندارد و این حرف صرفا در حد یک فرضیه است. اما اگر قدم در راهی نهادید که دیدید محل مزبور تمیز و برازنده نیست ولی محل مورد نظر اختصاصی مدیریت جدای از دیگران است و این محل چنان زیباست که تو دانی و این حرف‌ها، آن وقت باز به صورت سرانگشتی می‌توان پی به مدیریت دولتی و آمرانه محل برد.

پ.ن. دوست داشتم تحقیقی در سطح دانشگاه‌های تهران کار کنم با این موضوع: تحلیل محتوی دستشویی‌نوشته‌ها. احتمالا حجم نوشته‌ها و اندیشه پشت آنها انقدر نیست که کار به تحلیل گفتمان کشیده شود و شاید همین تحلیل محتوی هم جواب ما را بدهد. من که تجربه موال‌های شریف و تهران را داشته‌ام بسیاری از اخبار مهم را از روی در و دیوار همین دستشویی‌ها گرفتم. خدا خیرشان دهاد. هم این وری‌ها را و هم آن وری‌ها را که از زمان‌شان به بهترین نحو ممکن استفاده می‌کنند؛ حتی در دارالفکر هم بی‌کار نیستند بنده خداها. اگر یکی همین شماره‌های ثبت شده در داخل این دستشویی‌ها را جمع کند و با این بندگان خدا تماس بگیرد خودش می‌تواند سوژه یک دوجین فیلم مستند باشد.

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

به گفتگو بپیوندید

6 نظر

  1. آقا چرا اینقدر سیاه نمایی می کنی!
    خارج از شوخی میشه تا یه جاهایی این فرضیه رو تایید کرد.
    البته ناگفته نماند چند تا از بچه ها شمرده بودن ۹۴ تا دستشویی داره دانشکده علوم اجتماعی

  2. اولا تا آنجا که بنده اطلاع دارم، مبال است نه موال!
    ثانیا، دیوارنوشته ها اتفاقا یک حوزۀ تحقیقی خیلی ناب و جذاب است؛ حالا برای خارجی ها روی دیوار (قدیم ها با ذغال و جدیدها با اسپری)، برای ما پشت دیوار دستشویی. خارجکی اش هم میشود گرافیتی. نمونه های جالبی از این دست دیده ام.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *