چیزی که ما را نکشد قوی‌ترمان می‌کند

دیروز دم غروبی رفتم نون بربری بگیرم تا شب یک تخم مرغ سلطانی بزنیم و لذتش را ببریم. نونوایی خلوت بود. یعنی فقط من بودم و آقای نانوا. نان هم بود. آقای نونوای عزیز مشغول گپ زدن با رفیق شفیق‌اش بود و ومن هم منتظر ایشان تا گپ‌شان تمام شود و یادی از ما بکنند. گفتم صبر کنم تا صحبت‌شان تمام شود و ببینم چه می‌شود. ۵ دقیقه منتظر ماندم و ایشان سلانه سلانه تشریف آوردند و …

در همین داستان ساده اوضاع ما را می‌شود دید. درست است که نان‌ها گران شده و قرار است گران‌تر هم شود و دلخوشک ما این بوده که با واقعی شدن قیمت‌ها کیفیت افزایش می‌یابد؛ اما نشد که بشه. قیمت‌ها بالا می‌روند اما این به معنای آزاد سازی نیست. هنوز هم نانوای محترم به من به عنوان مشتری احتیاجی ندارد و در واقع این من هستم که محتاج اویم. این منم که انتخاب‌های محدودی دارم. اگر نانوای عزیز با یک حساب سرانگشتی می‌دید ۲ هزار مشتری بالقوه دارد که اگر هوای آنها را نداشته باشد، می‌پرند می‌روند آن وقت یک شربتی هم به من می‌داد تا من به او وفادار شوم. چون اگر من بروم یکی از این ۲۰۰۰ تا کم شده و اگر همین روند را ادامه می‌داد آن وقت دیر زمانی نبود که باید در نانوایی را تخته می‌کرد و می‌رفت پی کارش. مشکل ماجرا همین جاست. او نیازی به من ندارد. این استدلال را در مورد وضع موجود بسیاری از صنایع می‌توان دید. مثلا رسانه‌ها. وضعیت جوری است که خودت بهتر از من می‌دانی. رسانه مورد نظر ما چون رقیب ندارد خیلی حواسش به من مخاطب نیست. یعنی تو هر کاری هم بکنی همین آش است و همین کاسه.

نکته اعجاب برانگیز ماجرا این است که رقابت علی رغم چهره ترسناکی که دارد باعث رشد ما می‌شود. اگر به رقابت به صورت صفر و یکی نگاه کنیم نمی‌توانیم برنده باشیم؛ به قول نیچه چیزی که ما را نکشد قوی‌ترمان می‌کند.

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *