چگونه به خانه ببرم این بار را!

دیروز غروب گردهمایی بزرگ خانواده توسن را برگزار کردم و چقدر الان شادم از شادی بچه‌ها. واقعا سخت بود. رستاک را آورده بودیم؛ رشیدپور مجری بود؛ ریوندی کار طنز کرد و مهم‌تر از همه دکتر فاطمی برای ما صحبت کرد. همین طور دکتر جهانگرد و دکتر اسکندری. شب فراموش نشدنی بود و خسته‌گی از تن من بیرون رفت. اما غرض وصل علم و عمل است. چقدر سخت است که هم بخواهی اجرایی باشی و هم این که علمی کار کنی نه هردنبیل. جوری شده که هر کس که کار اجرایی می‌کند از علم دور است و آنها که دور علم می‌گردند از عمل دورند. دوست دارم تجربه‌های خودم خودم در این مورد را برای شما بازگو کنم اما پیش از ان دوست دارم از تجربه‌های شما بدانم. دوست دارم بدانم خوانندگان این بلاگ فاصله بین علم و عمل را چگونه پر می‌کنند؟ راستی چطور؟ بگوئید تا من انرژی بگیرم و در این مورد دانسته‌هایمان را به اشتراک بگذاریم.

یک دیدگاه برای چگونه به خانه ببرم این بار را!

  1. خلقتی گفت:

    سلام
    منم یک زمانی دغدغه این رو داشتم که علم و عمل همراه هم باشه. واسه همین هم نسبت به هم رشته ای هام از سالهای پایین تری وارد دنیای خبرشدم. روزهای اول هم خیلی سعی کردم که مطابق با دانشی که در دانشگاه به دست اورده بودم در فضای عمل کار کنم ولی از همون روزهای اول فهمیدم نمیشه اینطور کار کرد. می دونید یک شخص به تنهایی نمی تونه تطبیقی بین دانش و عمل توی یک ساختار بزرگ بده. به نظرم اینجا مساله اصلی مدیریت های سازمان های رسانه ای مهمترین اثر رو داره (البته در مورد کار و رشته من)
    اما در این همایش رسانه وشهروندی که شماهم از مقالات برگزیده بودید یک تجربه خیلی خوب کسب کردم که چون تازه است هنوز تحت تاثیرش قرار دارم. ما (دوستم و من) هم مقاله ارائه کره بودیم هم به خاطر چند نفر از دوستانم که در کمیته اجرایی کار می کردن پشت صحنه هم حضور داشتم و احساس فوق العاده خوبی داشتم. فک می کنم اینم یک مصداق از کارهای همزمان عملی وعلمی هست 🙂

  2. دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.