چه می‌کند من و تو!

هنوز یادم هست روزی را که برای اولین بار در وبلاگ دکتر ضیایی‌پرور در مورد شبکه من و تو خواندم. زیاد دور نیست. به سال هم نمی‌رسد. هنوز بحث ویکی‌لیکس مثل الان سرد نشده بود. هنوز بحث فارسی وان داغ بود و سریال‌هایش و آخر عاقبت ویکتوریا که مادربزرگ من در یکی از دهات‌های شمال بیشتر از حال زمین کشاورزی یا به قول ما شمالی‌ها بیجارسرش نگران آن بود. ناراحت می‌شد از این که نتوانسته سریال را دنبال کند. همان زمان‌ها بود که مثل قارچ یک مشت شبکه سرگرمی اعلام وجود کردند و یکی پس از دیگری به خانه‌های ما آمدند. در بین این شبکه‌ها من و تو یک چیز دیگر بود. من و تو با ظاهر حرفه‌ای خودش و سادگی برنامه‌ها یک برگ برنده داشت: برای درک برنامه‌های من و تو نیاز نبود فشار زیادی به ذهن وارد کرد. این برنامه‌ها حرفه‌ای‌گری را در ظاهر غیرحرفه‌ای خودشان دنبال می‌کردند. جوری برنامه ارائه می‌کردند که برای ما خیلی سابقه نداشت. خبر را جوری می‌گفتند که گویی در حال گپ زدن با هم هستند و ما هم در حال شنیدن صحبت‌های یک جمع صمیمی. راجع به من و تو خیلی زیاد می‌شود کار کرد. من و دوستانم به صورت متمرکز بر روی برنامه بفرمائید شام کار کردیم. این برنامه تاثیر بیشتری از باقی برنامه‌های این شبکه بر مردم گذاشته. به عنوان نمونه در روزنامه‌های دنیای اقتصاد، همشهری، البرز و سایت‌های مختلف تیترهای مختلفی زدند که با بفرمائید شروع می‌شد و با کلمه‌ای مانند جنوب شهر یا فوتبال ناب تمام می‌شد. معمولا رسانه‌نگارهایی که حواسشان به محیط‌شان هست برای تیتر زدن از عنوان کتاب‌ها یا سریال‌ها و فیلم‌هایی که گل کرده‌اند استفاده می‌کنند. این استفاده فراوان از ترکیب‌های مختلف بفرمائید همه نشان از جا افتادن این برنامه در میان مردم دارد. شنیدم دارند بفرمائید شام ایرانی می‌سازند. (راستی مگر بفرمائید شام من و تو کجایی است که این یکی ایرانی است؟!) بیرنگ هم گویی پشت ماجراست. خودش گفته تقلید نمی‌کنم. عنوان برنامه هم بفرمائید شام ایرانی است. (فکر کن ایرانی در مقابل من و تو!) در آن هنرمندان عرض اندام می‌کنند. این کمی دست و دلم را می‌لرزاند. شاید موفق شوند؛ شاید. اما ما که روی تلویزیون واقع‌نما (reality tv) کار کردیم گفتیم که این برنامه یک جور استفاده از ژانر واقع‌نمایی است و اشتباه است که از یک برنامه موفق الگو برداریم. بهتر است که ژانر را بشناسیم و از قابلیت‌های آن استفاده کنیم. همان جا هم گفتیم که این مهم دست نخواهد داد مگر این که رقابت به وجود بیاید. رقابت درون سازمانی هم از اساس چیز مسخره‌ای است. این تصور که در درون خود تلویزیون رقابت داشته باشیم دور از ذهن است. اینجا همه با هم رفیق‌‌اند و رقابتی در کار نیست هر چی هست رفاقت است. حالا کی دست بدهد که در مقابل تلویزیون رقیبی وجود داشته باشد خدا می‌داند. ولی آن روز همه چیز به نفع همه خواهد شد و مهم‌تر از همه برای خود تلویزیون خوب می‌شود.

پ.ن. بهانه این نوشته نه کار تحقیقاتی روی بفرمائید شام که این تصویری بود که در آخرین سفرم در جاده عباس آباد گرفتم. تصویر خود گویاست.

بفرمائید شام!
بفرمائید شام!

منتشر شده توسط رضا قربانی

که یک روزنامه‌نگاری فناوری است. برای اطلاعات بیشتر صفحه درباره مدیر رسانه را ببینید.

به گفتگو بپیوندید

2 نظر

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *