زندگی بدون رسانه‌ها!

گمان می‌کنم اگر انتخاب‌های آدمی درست باشند بالاخره جایی در یک زمانی و یک نقطه‌ای به هم می‌رسند. مثلا شما عاشق فیلم خاصی هستید. همین طور از نگاه منتقدی لذت می‌برید. بسیار محتمل است که اگر این منتقد فهرست فیلم‌های محبوبش را اعلام کند فیلم موردنظر شما هم در آن فهرست باشد. در غیر این صورت به احتمال زیاد جایی اشکالی وجود دارد.

چرا این را گفتم؟ یکی از چیزهایی که ذهنم را مشغول کرده لزوم وجود رسانه‌هاست. رسانه‌ها مانند آب لوله‌کشی و برق انقدر با زندگی روزمره ما یکی شدند که تصور دنیای بدون آب لوله‌کشی زیاد هیجان انگیز نیست. (لطفا از گلگشت‌های چند روزه در دل طبیعت که بدون آب لوله‌کشی هم حسابی به آدم خوش می‌گذرد بگذرید، دارم در مورد زندگی عادی روزمره حرف می‌زنم).

رسانه‌ها همه جا وجود دارند. از داخل خانه‌هایمان گرفته تا کوچه و خیابان و اتوبان. موبایلی که دست ماست یک رسانه است. تابلوی تبلیغاتی کنار اتوبان یک رسانه است. دیگر تلویزیون و رادیو و اینترنت و روزنامه و مجله که جای خود دارند. جهان امروز ما جهان رسانه‌هاست. حالا فرض کنید در چشم به هم زدنی رسانه‌ها از روی زمین محو شوند. چه خواهد شد؟ سه چیز معنی خودشان را از دست می‌دهند:

  1. دموکراسی
  2. اقتصاد بازار آزاد
  3. روشنگری مردم

هنوز این سوال در ذهن من وول می‌خورد که دوست عزیزم محمد معماریان کنفرانس زندگی بدون رسانه را به من معرفی کرد. اینجاست که می‌گویم اگر انتخاب‌های آدم درست باشند بالاخره جایی در یک نقطه‌ای همدیگر را قطع می‌کنند.

دوست دارم در این مورد حرف بزنیم. شما فکر می‌کنید اگر رسانه‌ها از روی زمین محو شوند چه اتفاقی می‌افتد؟