تشکر از همراهان من در پرونده‌های مدیریت رسانه

این شماره در ماهنامه مدیریت ارتباطات یک پرونده جمع و جور در مورد کتاب‌های تکست مدیریت و اقتصاد رسانه فارسی داشتیم. این پرونده حاصل کار تیمی یک جماعت ۷ نفره بود. الان در کتاب‌های فارسی کلا ۹ تا کتاب تکست و دانشگاهی در زمینه مدیریت و اقتصاد رسانه داریم که ما برای بررسی این کتاب‌ها یک مدل داشتیم. اول با توجه به کتاب‌هایی که داشتیم حوزه را به ۳ قسمت تقسیم کردیم: استراتژی، مدیریت و اقتصاد.

در دسته اول معروف‌ترین کتاب دنیا کتاب لوسی کونگ است که دکتر فرهنگی آن را ترجمه کرده است. محمد جواد هنرمند ساری (مدیریت رسانه تهران) دوست دانشمند من، یک گفت و گو با دکتر فرهنگی گرفته و یک مروری هم بر کتاب نوشته است.

در دسته مدیریتی‌ها هم همان طور که همه می‌دانند عنوان رشته مدیریت رسانه بلافاصله آدم را یاد دکتر طاهر روشندل می‌اندازد. او اولین کسی بود که شروع به ترجمه کتاب‌های تکست مدیریت رسانه کرد. حاصل تلاش‌های او ۳ کتاب بوده که کتاب‌های دیگری هم در راه است. محمد معماریان (مدیریت رسانه تهران) دوست دقیق و هوشمند من، یک گفت و گوی خوب با دکتر روشندل گرفته و علاوه بر آن خیلی کوتاه مروری بر سه کتاب او کرده است.

اما آخرین کتابی که با عنوان مدیریت رسانه نوشته شده و مهر تالیف بر خود دارد متعلق به دکتر وحید خاشعی است. او که دانش‌آموخته امام صادق و شهید بهشتی و هیئت علمی علامه است به پرسش‌های فاطمه عسکری آزاد (مدیریت رسانه تهران) پاسخ داده. فاطمه عسکری مرور کوتاهی بر کتاب هم انجام داده است.

اما در بخش سوم یعنی اقتصادی‌ها، بلافاصله همه یاد کتاب معروف پیکارد می‌افتند. مینا والی (مدیریت رسانه علامه) مروری بر این کتاب انجام داده است. اخیرا کتاب‌های دیگری هم منتشر شده است و مریم محبی (مدیریت رسانه علامه) گفت و گویی با نویسنده کتاب یعنی دکتر میثم موسایی دانشگاه تهران انجام داده است. اما در انتهای پرونده و نه کم‌اهمیت‌تر از باقی پرونده، ۲ تا یادداشت عالی به قلم دوست دانای من قاسم سرافرازی (مدیریت رسانه تهران) هست که حتما حتما پیشنهاد می‌کنم بخوانید. قاسم کیسه نقد را به تن کتاب‌ها کشیده و این روحیه نقادی او را دوست دارم.

از این ماه به این جمع ۷ نفره ما خانم لیلا مقدم‌فر (مدیریت رسانه تهران) هم اضافه شده و از این به بعد ما یک تیم ۸ نفره هستیم.

در ادامه دو تا پرونده دیگر داریم. یکی اقتصاد کتاب و آن یکی را هم بعدا می‌گویم. اما پرونده اقتصاد کتاب ادامه یادداشتی است که این شماره در ماهنامه مدیریت ارتباطات نوشتم و پاسخی است بر این پرسش که یک کتاب چگونه می‌فروشد؟ اگر قبول کنیم که کتاب‌ها حاوی‌ پیام‌هایی برای تاثیرگذاری بر مخاطبان هستند، بنابراین کتاب‌ها چاره‌ای ندارند جز این که به فروش بروند. در این پرونده قرار است ببینیم چه اتفاقی می‌افتد که یک کتاب می‌فروشد (تاثیر گذار می‌شود) و یک کتاب نمی‌فروشد (تاثیرگذار نمی‌شود). بین فرستنده و گیرنده هم تاکید ما بر فرستنده است. یعنی این که فرستنده پیامش را چگونه می‌گوید که گیرنده از آن استقبال می‌کند. بهانه پرونده‌مان هم کتاب زندگینامه استیو جابز است.

چرا کتاب زندگینامه استیو جابز باید پرفروش‌ترین کتاب سال ۲۰۱۱ شود؟

در این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات یادداشتی در مورد کتاب زندگینامه استیو جابز نوشتم: بررسی اهمیت فیلسوفی به نام جابز که حتی با مرگش هم پرفروش‌ترین کتاب سال ۲۰۱۱ را به نام خود کرد.

در بخشی از این یادداشت نوشتم:

احتمالا پرفروش شدن کتاب زندگینامه استیو جابز مهم‌ترین اتفاق صنعت چاپ و نشر کتاب در سال ۲۰۱۱ نیست، اما اگر فهرستی از ۳ اتفاق مهم صنعت چاپ و نشر کتاب را جمع کنیم یکی از آن سه اتفاق بی‌شک مربوط به همین کتاب خواهد بود. این کتاب در مدتی اندک جزو پرفروش‌ترین کتاب‌های سال شده و حالا که چند روزی به پایان سال نمانده این امید وجود دارد که پرفروش‌ترین کتاب ۲۰۱۱ شود. این کتاب را والتر آیزاکسن از طریق بیش از ۴۰ گفت و گو با خود استیو جابز و ۱۰۰ نفر از دوستان و دشمنان این مرد نوشته است. این کتاب یک چهار راه و محل تلاقی بسیاری از مردان و زنان رسانه است. اولین آنها خود استیو جابز که شخصیتی تاثیر‌گذار در و بر عالم رسانه بوده است. دومی والتر آیزاکسن است که علاوه بر این که کتاب‌های زندگینامه‌ای معروفی نوشته سردبیر هفته‌نامه تایم و از مدیران سی‌ان‌ان بوده است. فروش خود کتاب و انتشار آن بلافاصله بعد از مرگ جابز هم حکایت از زمان‌شناسی و بازاریابی مناسب ناشر آن دارد. اما چرا این کتاب ارزش بررسی دارد؟

در این یادداشت سعی کردم برخی از این دلایل را مرور کنم و مطابق با زنجیره ارزش کتاب آنها را بشکافم.

شماره ۲۰ ماهنامه مدیریت ارتباطات از امروز در دکه‌ها قابل تهیه است.

۲۰ امین شماره مدیریت ارتباطات منتشر شد

بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، دی‌ماه۹۰، به مدیرمسؤولی امیرعباس تقی‌پور و سردبیری امیر لعلی منتشر و بر روی دکه‌های مطبوعاتی قرار گرفت.

اختلال در گردش خون ارتباطات عنوان سرمقاله این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات که به قلم مدیرمسؤول منتشر شده است. دکتر حسن بشیر، در صفحات ثابت خود در این ماهنامه که با عنوان «رسانه‌های بیگانه؛ قرائتی با تحلیل گفتمانی» منتشر می‌شود موضوع «شکار هواپیمای بدون سرنشین آمریکا در خاک کشورمان» را مورد توجه قرار داده و مواضع رسانه‌های مختلف جهان را در این خصوص، بررسی و تحلیل کرده است. بررسی حاشیه مسابقه فوتبال پرسپولیس- استقلال و کناره‌گیری حمید استیلی از سرمربیگری تیم پرسپولیس از دیگر مطالب بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، است که توسط نگین حسینی و با عنوان «هولیگانیسم ورزشی و غربت فرهنگ پهلوانی» قلمی شده است. او در نوشته خود این موضوع را از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار داده است. همچنین، محسن بیات در آخرین شماره از مجموعه مطالب خود با عنوان زبان بدن سیاستمدارن، به تشریح چگونگی افزایش قدرت ارتباطی پرداخته است. رضا قربانی دانشجوی کار‌شناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه تهران، در مطلبی تلاش کرده به این پرسش که، چرا کتاب زندگینامه استیو جابز باید پرفروش‌ترین کتاب سال شود؟ پاسخ دهد. وی وعده داده است در شماره آینده ماهنامه، به همین بهانه و به صورت مفصل به موضوع اقتصاد کتاب پرداخته خواهد شد. گزارش برگزاری جشن فارغ‌التحصیلی نخستین دانش‌آموختگان دانشکده ارتباطات عمان، یادداشت کامل استاد کاظم متولی و درج نامه سعید معادی، مشاور مدیرعامل و مدیر امور سرمایه‌گذاری و شرکت‌های بانک توسعه تعاون در مورد ماهنامه مدیریت ارتباطات از دیگر مطالب این شماره است. در بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، دکتر محمد جواد آقاجری، مدیرکل رسانه‌های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آخرین وضعیت و آمار رسانه‌های خارجی فعال در کشورمان را تشریح کرده است. وی با بیان اینکه خبرنگاران خارجی در ایران آزاد هستند تأکید کرده: بی‌بی‌سی مرتباً برای معرفی نماینده خود با ما مکاتبه می‌کند. این گفت‌وگو حاوی پاسخ‌های آقاجری در مورد نحوه فعالیت خبرنگاران خارجی مستقر در کشورمان، پس از انتخابات سال ۸۸ و همچنین در روز ورود دانشجویان به سفارت انگلیس و… است. اما گفت‌وگوی ویژه این شماره ماهنامه به دلایل مرگ زودرس مطبوعات ایران و توجه به ماهواره از زبان دکتر مهدی محسنیان‌راد، اختصاص یافته است. وی در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: «سفره رسانه‌ای مردم ایران با بسیاری از کشورهای دیگر متفاوت است». او که منتقد این وضعیت است، می‌افزاید: «در سفره کشورهایی مثل کشور ما مطبوعات جایگاه پایینی دارد و به همین دلیل ما سوء‌تغذیه رسانه‌ای داریم». می‌گوید: حکومت جمهوری اسلامی باید تقاص بیش از یک و نیم قرن استبداد بر مطبوعات را بپردازد. او با تأکید بر این‌که تصمیم‌گیران ارتباطات در ایران به توصیه‌های نظریه‌ «بازار پیام»، از جمله بر لزوم پایان دادن به انحصار رسانه‌ای وقعی ننهاده‌اند، یادآور می‌شود: وقتی انحصار باشد، چون رقیبی وجود ندارد، در تأمین نیازهای مردم هم همت نمی‌کند. در این مصاحبه می‌توان دیدگاه‌های بکری از او در مورد حال و روز حوزه‌های مختلف ارتباطات در ایران را دید.

آسیب‌شناسی فضای رسانه‌ای کشور در گفت‌وگو با رسول بابایی، مدیرمسؤول روزنامه همشهری نیز از دیگر گفت‌وگوهای این شماره ماهنامه است که توسط عباس رضایی ثمرین، انجام شده است. رضا قربانی نیز به اتفاق همکارانش در قالب پرونده‌ای مفصل به بررسی و نقد کتاب‌های دانشگاهی مدیریت رسانه، پرداخته‌اند. مروری بر تنها کتاب فارسی استراتژی رسانه: مدیریت راهبردی در رسانه توسط محمدجواد هنرمند و گفت‌وگوی وی با دکتر علی‌اکبر فرهنگی نویسنده همین کتاب، گفت‌وگوی محمد معماریان با دکتر طاهر روشندل اربطانی مترجم اولین نسل کتاب‌های تکست فارسی در زمینه مدیریت رسانه، گفت‌وگوی فاطمه عسگری آزاد با وحید خاشعی، مؤلف کتاب تازه منتشر شده «مدیریت رسانه» و مرور مختصر عسگری بر همین کتاب، مروری بر کتاب «اقتصاد رسانه‌ها، مفاهیم و مسائل آن» توسط مینا والی و گفت‌وگو با دکتر میثم موسایی درباره کتاب «اقتصاد رسانه‌ها» توسط مریم محبی و حاشیه‌های وی بر این کتاب، معرفی و نقد کتاب آشنایی با اقتصاد رسانه توسط قاسم سرافرازی و معرفی و نقد کتاب اقتصاد و رسانه توسط وی، مطالب این پرونده را شامل می‌شود. اما منوچهر دین‌پرست که به تازگی از سفر افغانستان آمده برای خوانندگان ماهنامه مدیریت ارتباطات سوغاتی اختصاصی آورده و آن، پرونده‌ای است در مورد وضعیت رسانه‌ها در افغانستان امروز. در این پرونده که با تعدادی از عکس‌های اختصاصی ماهنامه در این مورد نیز همراه است علاوه بر تحلیل وضعیت کلی رسانه‌ها در افغانستان، به رسانه‌های جدید در این کشور نگاهی انداخته شده و مطالبی با عنوان از چت‌کردن تا درس خواندن افغان‌ها روی وب، افغان‌ها در رسانه‌ها چه چیز را جست‌وجو می‌کنند؟ گفت‌وگو با علی محمد صادقیار، مدیرمسؤول روزنامه انیس، نگاهی به قوانین مطبوعات در افغانستان توسط فرشته امینی، روزنامه‌نگار افغان و گفت‌وگو با لطف‌الله راشد، مدیرمسؤول رادیو صبح بخیر افغانستان منتشر شده است. پورتال‌ها، دروازه ورود به دنیای سایبر، دیگر پرونده این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات است. سید تقی کمالی به اتفاق همکارانش، نقش پورتال‌ها در برقراری ارتباط بهتر با ذینفعان، ‌ انواع پورتال‌ها و ویژگی‌های هر یک، ‌ کارکردهای ارتباطی و اطلاعاتی آن‌ها، فرصت‌آفرینی، ‌ الزامات فنی و پشتیبانی و مختصات تولید محتوا و ضرورت‌های مدیریتی و ارتباطی را مورد بررسی قرار داده‌اند. پورتال‌های سازمانی از مدیریت دانش تا تحقق جامعه اطلاعاتی نوشته سید مهدی طاهری، گفت‌وگوی الهه حسینی با دکتر علیپور حافظی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، گفت‌وگوی هاجر شادمانی با مدیر مرکز ثبت دامنه‌های کشوری، یادداشت محمد هرندی‌پور با عنوان خدمات‌رسانی بر مبنای اطلاع‌رسانی یکپارچه، آنچه باید از پورتال‌ها دانست نوشته یاشار حدیقه سرشت، بررسی کارکردهای اطلاعاتی و ارتباطی ۴ پورتال همتا (پورتال‌های وزارتخانه‌های علوم در کشورهای مالزی، استرالیا، دانمارک و ایران) توسط محیا برکت، ارزیابی و رتبه‏بندی وب‏سایت‏‌ها از طریق جوایز اینترنتی توسط محمد مهدی مولایی و حاکمیت پورتال‌های سازمانی و فرآیندهای راهبری نوشته آرش رامز عناوین این پرونده را تشکیل می‌دهند. همچنین در بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات بخش چهاردهم ترجمه کتاب نگارش در روابط‌عمومی با عنوان انتشار خبر و اطلاعات عمقی با ترجمه علیرضا باستانی منتشر شده است. علاقمندان به تهیه ماهنامه مدیریت ارتباطات می‌توانند علاوه بر کیوسک‌های مطبوعاتی، آنرا از طریق خرید آن‌لاین از سایت www. cmmagazine. ir و یا www. prshop. ir تهیه نمایند.

منبع

سهم من؛ آذر ماه ۹۰

ستون سهم من، اعلام سهم من است از ماهی که گذشت. من، یکی از هزارانِ عاشق رسانه، دنیا را از دریچه رسانه‌ها می‌بینم. در این دنیای معمولی رسانه‌ها سهم من هستند و در ستون سهم من بهترین تجربه‌های رسانه‌ای خودم را در ماهی که گذشت اعلام می‌کنم. در سهم من همه چیز در سه دسته قرار می‌گیرند: رسانه‌ها؛ پیام‌ها و از چیزهای دیگر.

یک نکته: از ماه پیش علاوه بر متن سهم من پادکست سهم من هم دارم. دومین پادکست سهم من را به زودی منتشر خواهم کرد.

خانم‌ها و آقایان! سهم من آذر ماه تقدیم می‌گردد:

رسانه‌ها

سواد رسانه‌ای

یک تکان‌هایی خوردم و چند تا مقاله نوشتم. اما مهم‌ترین موضوعی مورد تمرکزم در ماه گذشته این بود که چطور می‌توان در یک کسب و کار به گونه‌ای از رسانه‌های اجتماعی استفاده کرد که هم حضور حداکثری داشته باشیم و هم این حضور به نفع سازمان باشد نه به ضرر آن. شاید پایان‌نامه و مقاله‌ای از این دربیاید. اما مهم‌تر از آن این است که بتوانم به صورت عملی و در راستای اهداف سازمانی از این ابزارها استفاده کنم.

کتاب

گفته بودم که ماه گذشته چند کتاب جدید در زمینه مدیریت و اقتصاد رسانه منتشر شد. در شماره جدید ماهنامه مدیریت ارتباطات با بچه‌ها یک پرونده مفصل در این مورد درآوردیم. پیشنهاد می‌کنم حتما بخوانید. اول شنیدم بنیاد هم‌سیب انجمن هواداران ایده‌های خلاقانه کتاب زندگینامه استیو جابز را ترجمه و پیش‌فروش می‌کند. بعد دیدم دنیای اقتصاد و عصر ارتباط هم دارند آن را ترجمه و به صورت پاورقی چاپ می‌کنند. آیا تب کتاب استیو جابز به ایران می‌رسد؟ مهم‌ترین کتابی که تمرکزم را متوجه خودش کرده بود هم کتاب آه بود. رسیده‌ام به خطبه حضرت زینب و مدام آن را می‌خوانم. نمی‌دانم چرا نمی‌توانم از آن رد شوم.

روزنامه

این روزها در روزنامه فناوران گه‌گاهی یادداشت و تحلیل و گزارش می‌نویسم. با توجه به این که یا در حوزه مدیریت و اقتصاد رسانه می‌نویسم یا در حوزه بانکداری و پرداخت الکترونیک دارم آرام آرام خروجی‌هایم را روی این دو حوزه متمرکز می‌کنم. روزنامه همشهری آخر هفته‌ها یک ضمیمه‌ای دارد به نام شش و هفت. به نظرم هنوز جای کار زیاد دارد و مانده تا پخته شود اما تا همین جا هم شنیدم که روزنامه‌های دیگر به دنبال تقلید از این کار همشهری هستند. روزنامه هفت صبح را هم گه‌گاهی می‌بینم. بماند که هر روز از طریق magiran کل روزنامه‌ها را مرور می‌کنم. شرق آخر هفته‌ها چرا این‌قدر گران است!

مجله

شنیدم دو ماه نامه چشم‌ انداز ایران لطف‌ا… میثمی توقیف شد. این آخرین نشریه ملی مذهبی ایران بود. یاد ایران فردا به خیر. روزگاری که هیجان اصل شده بود و جنجال حرف غالب بود، ایران فردا به عمق می‌پرداخت. امروز یکی دیگر از سنگر‌های ملی مذهبی‌ها هم خورد و خاکشیر شد اما راه دادمه دارد.

بیشتر و تقریبا می‌شود گفت تمام مجله‌های گروه مجلات همشهری را مرور می‌کنم. پایداری را دوست دارم. ساده و حرفه‌ای است. آیه را دوست ندارم. ادا در می‌آورد و تکلیفش با خودش مشخص نیست. جوان ضعیف است. بی‌هدف شده. این در و آن در می‌زند. سرنخ هم کج و دار مریز جلو می‌رود. دانستنی‌ها عالی است. دیجیتال فرصت‌سوزی می‌کند. ماه و دیپلماتیک و خردنامه بدک نیستند. اما اقتصاد حرفه‌ای است و جذاب. نمی‌دانم چون اقتصاد دوست دارم این مجله به نظرم خوب است یا نه واقعا این مجله خوب است.

مدیریت ارتباطات را هم مانند همیشه پیشنهاد می‌کنم. در روزهایی که علمای ارتباطات مشکل ارتباطات دارند این مجله فرصتی است که نباید به راحتی از کنارش گذشت.

موسیقی و ‌صدا

نه کشف بزرگی داشتم نه صدایی که بگیرد مرا شنیدم. تک‌آهنگ‌های خوبی بود مانند نه نرو سیروان و تیتراژ سریال شیدایی علی لهراسبی که یک سهم من درش داشت!

فیلم

یعنی الان که ۷۵ درصد سال گذشته باید امسال را سال فیلم ندیدنم بنام. وحشتناک است. هیچ وقت نشده بود که اینقدر کم فیلم ببینم که وقتی می‌خواهم مرور کنم چیزی در چنته نداشته باشم. بگذار این فیلم‌های گلدن گلوب و اسکاری را ببینیم. یک هل می‌خواهم! یک فیلمی بود به نام کشتی شکسته روی ماه، محصول سینمای کره که امید را به ما یادآوری کرد. فیلم را در یک روز کسل از تلویزیون دیدم و چیزی هم در موردش نتوانستم پیدا کنم. اما جالب بود در این روزهای بی‌فیلمی. شنیدم قرار است سونی فیلم زندگی استیو جابز را بسازد. سونی پیش از این فیلم زندگی مارک زاکربرگ را ساخته بود.

رادیو

یک برنامه‌ای هست ظهرها رادیو جوان پخش می‌کند. یعنی دقیقا کپی برابر اصل بی‌بی‌سی! اسم این برنامه چهل تکه است.

تلویزیون

عزاداری‌های پخش شده از تلویزیون مهم‌ترین سهم من از تلویزیون این ماه بود.

اینترنت

پیام‌ها

خبر

روابط عمومی

تبلیغات
یادداشت هومن عطار در روزنامه دنیای اقتصاد شنبه ۵ آذر حکایت نوآوری در ایران و این که در زندگی روزمره‌مان نوآور نیستیم را حتما بخوانید.

شنیدم شرکت معماری CAAT در تهران اقدام به طراحی سازه‌ای کرده است که قرار است این پیام را داشته باشد: انسان یک رسانه است. در این بنا قرار است گالری‌های هنری، کارگاه‌های چندرسانه‌ای، استودیوی موسیقی، گالری عکس، دپارتمان رسانه و هر چیز مرتبط با رسانه را داشته باشند. روی پشت بام هم رستوران و کافی‌شاپ و یک آمفی‌تئاتر خواهد بود. این بنا در تپه عباس آباد است و معماران آن هلنا فنبری و مهدی کامبوزیا هستند.

تفریحات

دیزی پنج‌شنبه‌ها در سفره‌خانه سنتی کریمخان!

تحقیقات رسانه‌ای

صدای موتوزمان به زودی شنیده خواهد شد.

از چیزهای دیگر

این مدرک مدرسی کارآفرینی‌مان را هم گرفتیم و احتمالا به زودی زود بزنیم در خط آموزش کارآفرینی. دوست دارم بروم شهرهای اطراف تهران و مردم را با مفاهیم کارآفرینی و کسب و کار آشنا کنم. این ماه ماه شلوغ داشتم و سهم من احتمالا بیشتر از این بوده. اما به همین اکتفا می‌کنم.