چیزی که ما را نکشد قوی‌ترمان می‌کند

دیروز دم غروبی رفتم نون بربری بگیرم تا شب یک تخم مرغ سلطانی بزنیم و لذتش را ببریم. نونوایی خلوت بود. یعنی فقط من بودم و آقای نانوا. نان هم بود. آقای نونوای عزیز مشغول گپ زدن با رفیق شفیق‌اش بود و ومن هم منتظر ایشان تا گپ‌شان تمام شود و یادی از ما بکنند.… ادامه خواندن چیزی که ما را نکشد قوی‌ترمان می‌کند

آیا فرهنگ می‌تواند اقتصادی باشد؟

در صفحه فرهنگ و هنر دنیای اقتصاد دیروز مطلبی خواندم تحت عنوان شهر کتاب پانزده ساله شد؛ تیتر مطلب هم این بود: فرهنگ، چاره‌ای ندارد جز اینکه اقتصادی شود. خواندن این خبر هم برای من تعجب هم برانگیز بود و هم جالب. تعجب برانگیز از این نظر که اهمیت اقتصادی شدن را از زبان مسئولین… ادامه خواندن آیا فرهنگ می‌تواند اقتصادی باشد؟

حمایت از هنر! آری یا نه؟

در این روزهایی که بالاخره یارانه‌ها هدفمند شدند صحبت از یارانه‌ها نُقل هر مجلسی است و البته سوالی بر سر هر سفره‌ای. هر چند موضوع این پست بی‌ارتباط با هدفمند شدن یارانه‌ها نیست، اما موضوع کمی کلی‌تر است. یارانه برای آثار هنری در همه دنیا موضوعی چالش‌برانگیز است. برخی موافق یارانه و کمک‌های دولتی برای… ادامه خواندن حمایت از هنر! آری یا نه؟

اقتصاد به زبان ساده

دنیای اقتصاد در این روزها یک سری مطلب منتشر می‌‌کند تحت عنوان اقتصاد برای همه. والتر ویلیامز استاد اقتصاد دانشگاه جورج میسون به زبانی ساده تلاش کرده تا مهم‌ترین مفاهیم اقتصاد را توضیح دهد. آنها را دنبال کنید. تا امروز ۴ بخش از ۱۰ بخش این مطلب به زبان فارسی در دنیای اقتصاد منتشر شده… ادامه خواندن اقتصاد به زبان ساده

چرا مدیریت در ایران پا نگرفت؟

ابتدا فرض کردم مدیریت در ایران آن طور که در اروپا و آمریکا و ژاپن پا گرفته و کاربردی شده در ایران این چنین نشده است. برای بررسی چرایی این موضوع من به سراغ سالهای ۱۷۵۰ تا ۱۹۰۰ میلادی رفتم و ریشه این موضوع را در آن سال ها بررسی کردم.