زمان برگزاری همایش مدیریت و اقتصاد رسانه تغییر کرد

استقبال فرهیختگان و دانش آموختگان رشته مدیریت رسانه سبب شد مسئولان برگزاری این همایش، زمان آن را به ۶ و ۷ اسفند ماه تغییر دهند.

به گزارش ستاد خبری همایش مدیریت و اقتصاد رسانه، زمان برگزاری دومین همایش مدیریت و اقتصاد رسانه به ششم و هفتم اسفند تغییر یافت. این تغییر به علت استقبال محققان، اساتید و دانشجویان برای ارسال مقاله، تدوین و طراحی مجدد نظامنامه و فرآیند اجرایی همایش و مطالعه و سازماندهی برای ایجاد دبیرخانه دائمی انجام شده است.

دکتر حمیدرضا حسینی دانا، دبیر همایش ضمن بیان این مطلب گفت: تا کنون بیش از یکصد مقاله به دبیرخانه ارسال شده است اما هنوز برخی از اساتید و پژوهشگران موفق به ارسال آثار خویش نشده اند، از این رو تاریخ دریافت مقاله تا ۱۰ بهمن تمدید شده است.

بنا به گزارش ستاد خبری همایش عناوین کارگاه‌های آموزشی نهایی شده و فضای نمایشگاه جنبی نبز مشخص شده است.

دکتر حسینی دانا در این باره هم گفت: برگزاری هشت کارگاه تخصصی با همکاری گروه مدیریت رسانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات با تایید هیات علمی به مجموعه کارگاه‌های آموزشی همایش اضافه شده است.

بعد از اتمام دوره‌های آموزشی، گواهینامه حضور و گذراندن دوره‌های تخصصی نیز به شرکت کنندگان اعطا می‌شود.

لازم به ذکر است این همایش با حمایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران و معاونت مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با هدف بررسی چالش‌ها و راهکارهای مدیریتی و اقتصادی در حوزه رسانه‌ها با حضور اساتید، اندیشمندان، صاحلنظران و دست اندرکاران رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی در تهران برگزار می‌شود .

چند نکته درباره کیفیت برگزاری جشنواره فجر امسال: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر ۱۰

امسال با تغییراتی که در کادر مدیریتی جشنواره فجر صورت گرفته از پیش از برگزاری جشنواره شاهد تفاوت‌هایی هستیم. از جمله در ارتباط با رسانه‌ها و فعالیت‌های ارتباطی تا مواردی مانند ارائه برنامه جشنواره و فروش اینترنتی و مانند آن. اما ایرادی در این بین هست که لازم است اشاره کنم و آن تبلیغات بیش از حد بر روی شخص دبیر جشنواره است. حالا که یک غیر دولتی دبیر جشنواره شده باید غیر دولتی هم رفتار کند که بیشتر فعالیت‌ها‌یش هم چنین بوده است. این ایرادی کوچک و قابل رفع است.

فعالیت‌هایی که تا الان انجام شده خوب است و شایسته تقدیر و پیشرفت رو به جلو قلمداد می‌شود. اما فراموش نکنیم که هنوز کامل نیست. مثلا فرایند پیش فروش اینترنتی وقتی کامل است که هیچ نیازی به حضور فیزیکی نباشد. این که یک بار از طریق اینترنت خرید کنیم و یک بار برای گرفتن بلیط به پردیس ملت برویم یک اشتباه است. این فرایند وقتی کاملا الکترونیک است که هیچ نیازی به حضور فیزیکی نباشد. بنابراین تبلیغ بر روی این که نظم و آرامش در هنگام گرفتن بلیط‌ها حاکم بود و دبیر جشنواره بر کار نظارت داشتند نشان دهنده اثربخش بودن این فعالیت کارا نیست. یک نکته دیگر هم در مورد مکان نامناسب برای تحویل بلیط‌های جشنواره در پردیس ملت بود که به تجربه کاربر توجهی نشده بود. پردیس ملت در جایی قرار دارد که پیاده رفتن به آنجا کمی مشکل است. اگر کسی می‌خواست با ماشین به پردیس برود جایی برای پارک ماشین وجود نداشت و برای چند دقیقه رفتن و برگشتن باید پول پارکینگ می‌داد. این منصفانه نیست؛ یا این که در محل‌های پارک ممنوع ماشین پارک شود که این هم درست نیست.

دیگر این که اعلام شده این جشنواره برای اولین بار بولتن الکترونیک هم منتشر می‌کند و اولین شماره آن هم منتشر شده است. منظور جشنواره از بولتن الکترونیکی هم یک فایل pdf است که حدود ۵ مگ حجم آن است و ۲۹ صفحه A4. وقتی می‌گوییم نشریه الکترونیک باید ابعاد و ظرفیت‌های نشریه الکترونیک را هم مورد توجه قرار دهیم. شاید اگر یک خبرنامه مرتب و تمیز ایمیلی طراحی می‌شد از این کار بهتر بود. یا حتی همین که در سایت جشنواره این مطالب با شکل و گرافیک مناسبی منتشر می‌شد بهتر بود. فایل pdf یک بسته ایستاست و موتورهای جست و جو هم آن را ردیابی نمی‌کنند. نشریه الکترونیک تعریف خود را دارد و مدت‌هاست که دیگر به فایل pdf نمی‌توان نشریه الکترونیک گفت.

به هر حال این‌ها که گفتم دلیل مشکل داشتن این جشنواره نیست و فقط و فقط خواستن بگویم این جشنواره کامل نیست و در صورتی که روابط عمومی جشنواره با تاکید به تبلیغ کارهایی که می‌کند بپردازد ظاهر خوشی نخواهد داشت.

پ.ن.

اواخر فروردین ۸۹ جواد شمقدری معاونت سینمایی وزارت ارشاد بعد از ۷ ماه معاونتی، دفترچه‌ای را منتشر کرد که مانیفست سینمایی او بود. او با این کارش سنتی فراموش شده در سینمای ایران را احیا کرد. زمانی بود که معاونت سینمایی در دهه ۶۰ دفترچه سیاستگذاری را در اختتامیه جشنواره فجر منتشر می‌کرد که می‌شد راهنمای فیلمسازی برای سال پیش رو. اما این حضور دولتی‌ها به مرور به فراموشی سپرده شده بود. عرصه فرهنگ جایگاهی دارد که حضور دولت در آن حساسیت‌های بسیاری دارد. دلیل آن را هم جواد شمقدری در همان دفترچه خوب بیان کرده است: سینمای ایران باید در وجوه هنری، صنعتی، انتقال پیام و جذابیت به تعادل قابل قبولی برسد. نسبت این ۴ ویژگی به دولت مانند نسبت آب است به آتش.

آسوده بخوابید که قلندر بیدار است

یادم هست زمانی بود که رسانه‌های چاپی این کشور تصمیم گرفته بودند حتی در روزهای تعطیل هم منتشر شوند. تازه پر و پیمان‌تر مانند خارج از کشور. اما ببین به کجا رسیدیم که امروز که بین‌التعطیلن است از بین ۴۵ روزنامه فعال کشور فقط ۱۳ تا به زیور طبع آراسته شدند. البته رسانه‌های ما هم حق دارند خب.

پول این فیلم‌ها را چه کسی می‌دهد: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر ۹

اول حرف‌های پژمان لشکری‌پور را ببینید:

تولید نیمی از فیلم‌های بخش مسابقه سینمای ایران با حمایت فارابی

معاون فرهنگی پژوهشی بنیاد سینمایی فارابی گفت: نیمی از فیلم‌های ارایه شده در بخش‌های مسابقه و آیینه سینمای ایران با حمایت و مشارکت بنیاد سینمایی فارابی ساخته شده است.

حمایت از ساخت فیلم‌ها به دو صورت در فارابی انجام می‌شود. زمانی که پروژه‌ها موفق به دریافت پروانه ساخت می‌شوند با توجه به تمایل و نوع درخواست تهیه‌کننده‌ها فیلمنامه‌ها در معاونت فرهنگی فارابی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و براساس فیلمنامه و عوامل پروژه نوع حمایت بنا به درخواست تهیه‌کننده مشخص می‌شود. برخی از تهیه‌کننده‌ها تنها درخواست وام دارند، برخی مشارکت را پیشنهاد می‌دهند و در برخی موارد نوع حمایت با توجه به پارامترهایی که در بالا ذکر شد، توسط فارابی مشخص می‌شود.

فعلا نه در مورد فارابی حرف می‌زنم نه ماهیت آن و نه اهدافش و برنامه‌هایش و نه نقش‌اش و هر چیزی دیگری که مربوط به این سازمان دولتی باشد. فقط یک نکته را با هم مرور کنیم و آن هم نقش پررنگ یک سازمان دولتی در تولید و تهیه فیلم‌های سینمایی این کشور است. نهادی که خودش می‌گوید پول نصف فیلم‌های سینمایی بخش مسابقه جشنواره را داده است. اشکالی که وارد است همین روحیه وابستگی در سینمای ماست. این که نمی‌شود هم ادعای مستقل بودن داشت و هم پول را از دولت گرفت. آخر سینماگری که به جیب دولت نگاه می‌گند چگونه می‌خواهد مستقل باشد. می‌دانید ممکن است کسی بگوید خب اگر سرمایه‌گذاران خصوصی وارد شوند هم همین آش خواهد بود و همین کاسه. بله. احتمالا همین طور خواهد بود، اگر در همین سیستم بیمار صنعت سینما چنین اتفاقی رخ بدهد. اگر روحیه همین روحیه باشد مریدان از گرد این مراد کنده به گرد مراد دیگری می‌گردند.

اما یک تفاوت بزرگ بین دولت و سازمان‌های خصوصی وجود دارد و آن هم این است که دولت هیچ نیازی به هیچ هنرمندی ندارد و از سر شکم‌سیری به هنرمند کمک می‌کند. در این بازی این هنرمند است که به پول دولت نیاز دارد. بنابراین طبیعی است که خواه ناخواه دولت جریان سینمای ایران را به آن سمتی ببرد که خودش می‌خواهد. این سینما سینمایی دولتی خواهد بود و هرگز نه انقلابی می‌تواند باشد نه روشنگر و نه اصلاحگر. سینمای خدمتکار دولت خواهد بود. اما بخش خصوصی مانند دولت یکی یک دانه نیست و دستش هم در هیچ چاه ویل نفتی فرو نیست. بخش خصوصی با همین شکل ناقص‌اش در ایران متنوع‌ است و همان قدر که هنرمند به پول نیاز دارد بخش خصوصی هم به این هنرمندها نیاز دارد تا خودی نشان دهد.

علیرضا سجادپور در گفت و گو با برنامه دو نیم ساعت با خوشحالی گفت که ما زمانی اعلام کردیم که فیلم اجتماعی در اولویت ماست و همه رفتند اجتماعی ساختند و این شد که مازاد فیلم اجتماعی ساخته شد. خب اشکال کار کجاست؟ این که پیش فرض ما این است که دولت یک موجودیت بدون هیچ قصد و غرض و انگیزه‌ای است و صرفا قصد خدمت دارد و بس. ببینید روی صحبت من با هیچ دولت خاصی نیست و کلیت دولت را می‌گویم. چرا سینماگر ما به حرف آقای سجادپور گوش می‌کند و می‌رود فیلم اجتماعی می‌سازد؟ چون پول را او تقسیم می‌کند و او هم الان به فیلم اجتماعی پول می‌دهد. باز دقت کنیم که انقدر کوته‌نگر نیستیم که گمان کنیم پول دست آقا سجادپور است. نه. این روند وقتی شکل می‌گیرد دیگر شکل می‌گیرد و دولت با همه اختلافات‌اش یک کلیت واحد است.

چرا چنین می‌شود؟ چون نصف سینماگرهای ما وابسته‌اند. چون ظاهرا از پول بدشان می‌آید. چون ظاهرا برای پول کار نمی‌کنند. چون آنها فقط و فقط هنر ناب را می‌شناسند. این می‌شود که هنرمند ما که پول برایش مانند اسمشو نبر است می‌شود وابسته دستگاه‌های دولتی. بعد آن وقت ما انتظار داریم این سینماگر بشود منتقد؟ بشود انقلابی. بشود مدافع ارزش‌ها.

این می‌شود که سینماگر ما بفرموده کار می‌کند و بفرموده هم فیلم می‌سازد.

حالا ممکن است بگویی مگر بخش خصوصی چه گلی به سر سینمای ایران زده است جز یک سری فیلم آب دوغ خیاری. بله. تصور من این است که آدم فیلم آب دوغ خیاری بسازد شرف دارد به این که گنجشک‌وار زندگی کند. خوب است سینماگر ما سر موش باشد اما دم شیر نباشد.

دوم این که در همین بخش خصوصی هم با پول‌هایی که از جیب دولت نیامده و صله رحمی نبوده است کارهای خوبی انجام شده. بزرگ‌ترین‌شان موفق‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران. مهم این است که بخش خصوصی ما هم باید یاد بگیرد. یاد بگیرد که نان بدهد اما فرمان را هم درست بدهد. این طور نباشد که در سریالی که با حمایت بانک شهر تولید شده وسط فیلم تبلیغات بانک شهر از زبان یکی از بازیگران سرریز شود و بگوید باید در بانک شهر حساب باز کند تا کارش انجام شود. در جدایی پول را پاسارگاد داد اما لوکیشن فیلم تا جایی که می‌دانم بانک ملی کریمخان بود.

سینما فقط هنر نیست. سینما صنعتی است که آداب دارد. از این آداب خیلی کم می‌دانیم.

بیست و یکمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد

بیست و یکمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات با مطالب متنوعی در حوزه رسانه، روابط‌عمومی و جامعه اطلاعاتی منتشر شد.

در ضرورت ایجاد بانک اطلاعات مدیران و کار‌شناسان ارتباطات، عنوان سرمقاله این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات است که به قلم مدیرمسؤول منتشر شده است.

در صفحات رسانه‌های بیگانه: قرائتی با تحلیل گفتمانی نیز دکتر حسن بشیر موضوع «دیپلماسی دوشخصیتی» و «افسردگی سیاسی» را مورد توجه قرار داده است. نگاهی دیگر به نارسایی‌های چت نوشتاری با عنوان حامل بی‌روح پیام، نوشته نگین حسینی روزنامه نگار و مدرس ارتباطات از دیگر مطالب این مجله است. وی در عین تأکید بر فواید ابزار ارتباطی جدید، مشکلاتی را که «چت آنلاین» در مسیر آشنایی دختران و پسران ایرانی با یکدیگر -با قصد یا بی‌قصد ازدواج- ایجاد کرده را مورد بررسی قرار داده و در توضیحی آورده است: صرفنظر از موضوع چت‌های بی‌هدف و گروهی که بحث جداگانه‌ای می‌طلبد، این مقاله بر آن است تا نارسایی‌های چت متنی را در مسیر ارتباطی دختران و پسران داوطلب ازدواج بررسی کند؛ هرچند که نارسایی‌ها قابل تعمیم به تمامی چت‌هایی است که قرار است محلی برای تبادل نظر راجع به موضوعی پراهمیت باشند.

اما بفرمایید تأثیر! نوشته محمد مهدی کتابدار، نگاهی دارد به تأثیرگذاری تلویزیون‌های فرامرزی بر روزنامه نگاری در ایران. مجموعه برنامه «بفرمایید شام» یکی از برنامه‌های تلویزیون‌های فارسی زبان فرامرزی (ماهواره‌ای) است که تأثیر آن در فضای رسانه‌ای کشورمان آشکارا قابل ملاحظه است و به وضوح ردپای آن را در ادبیات روزنامه نگاری و تیترنویسی مطبوعات و سایت‌های خبری شاهد هستیم. نویسنده این مطلب در نوشته‌اش کدهای مستندی در این مورد ارائه کرده است. گفت‌و‌گوی امیرعباس تقی‌پور و امیر لعلی، مدیرمسؤول و سردبیر ماهنامه مدیریت ارتباطات با دکتر شهیندخت خوارزمی، پژوهشگر، مؤلف و مترجم کتاب‌های توسعه در صفحات گفت‌و‌گوی ویژه بیست و یکمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات به چاپ رسیده است. این گفت‌و‌گو حاوی دیدگاه‌های وی در مورد توسعه، آینده حرکت پرشتاب جهان، ICT، شاخصه‌های جامعه اطلاعاتی و وضعیت علم در ایران است.

سیدتقی کمالی به همراه همکارانش در پرونده جامعه اطلاعاتی ماهنامه، کمپین‌های مجازی را مورد توجه قرار داده‌اند. وی در ابتدای این پرونده و در بخشی از مطلبی به قلم خودش با عنوان چرا کمپین؟ نوشته: کمپین‌ها برنامه‌هایی هستند مبتنی بر هدف و دارای روند مشخص و گاهی همراه با فراز و نشیب‌ها.

نگاهی به حضور کمپین‌ها در فضای مجازی؛ اینجا صدا رسا‌تر است نوشته محیا برکت، اجتماعات مجازی، بیم‌ها و امید‌ها نوشته دکتر سلیمان پاک سرشت استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه بوعلی سینا، گفت‌و‌گوی الهه حسینی با دکتر محمود بابایی مدیر گروه پژوهشی جامعه اطلاعاتی پژوهشکده علوم اطلاعات با عنوان کمپین‌ها؛ نقاط ثقل جامعه اطلاعاتی، گفت‌و‌گوی هاجر شادمانی با دکتر بهزاد دوران عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران با عنوان کمپین‌ها مبارزان اطلاعاتی در فضای مجازی هستند، بررسی نقش رسانه‏‌های اجتماعی در کمپین‏‌های اجتماعی توسط محمد مهدی مولایی، بررسی ورود کمپین‏‌های اجتماعی به فضای مجازی در گفت‏وگوی زینب کوهیار با دکتر علی گرانمایه‏‌پور، تظاهرات مجازی نگاهی هستی‌شناختی به کمپین‌های برخط نوشته مجتبی حاجی جعفری کار‌شناس مرکز پژوهشی سیاست‌های فضای مجازی، دانشگاه تهران، کدام اینترنت، کدام کمپین اجتماعی؟ نوشته مهدی جلیلی و کمپین‌های واقعی و مجازی؛ شباهت‌ها و تفاوت‌ها نوشته مرضیه خلقتی از مطالب این پرونده به شمار می‌روند.

بررسی کم و کیف کتاب‌های تخصصی حوزه روابط عمومی در گذشته، حال و آینده، پرونده‌ای است که پژمان موسوی به اتفاق همکارانش برای این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات آماده کرده‌اند. وی در در بخشی از سرآغاز این پرونده آورده است: باید پذیرفت که محتوای بیشتر کتب روابط عمومی ما «تکراری» است. گفت‌و‌گو با دکتر داوود زارعیان در نقد وضعیت کتاب‌های روابط عمومی، گفت‌و‌گوی آزاده صادقی با دکتر محمد سلطانی فر، دکتر مهدخت بروجردی و دکتر احمد یحیایی ایله‌ای و آسیب‌شناسی کتاب‌های روابط عمومی، گفت‌و‌گوی سمیرا سلطانی با دکتر حمید ضیایی پرور و دکتر نظام بهرامی کمیل و یادداشت دکتر حسینعلی افخمی با عنوان به ۱۰۰ نزدیک می‌شویم از مطالب این پرونده است.

رضا قربانی، مسؤول پرونده رسانه ماهنامه همانگونه که در شماره گذشته وعده داده بود موضوع اقتصاد کتاب را در این شماره مورد توجه قرار داده و به اتفاق همکارانش مطالب مهمی را در این زمینه مورد نقد و بررسی قرار داده‌اند. وی در بخشی از مطلب خود با عنوان چه کنیم که یار مهربان زنده بماند نوشته است: صنعت کتاب در مقایسه با دیگر صنایع رسانه‌ای پیچیدگی بیشتری دارد؛ از این نظر که انتشار کتاب‌ها تا حدی از بخش‌های تجاری‌تر رسانه‌ها فاصله دارند و هنوز انگیزه بسیاری از بازیگران صنعت کتاب، عشق به کتاب و ادبیات است نه جست‌و‌جوی سود و منفعت بیشتر و بیشتر.

تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش صنعت کتاب یا آنچه کتاب را ارزشمند می‌کند؛ صنعت کتاب، از ایده تا محصول نهایی نوشته محمد جواد هنرمند ساری، اسطوره‌ای به نام استیو جابز در دل چند برگ کاغذ نوشته رسول قربانی، فرهنگ «بایست و تماشا کن» در برابر فرهنگ «کتاب را بردار و فرار کن» نوشته فاطمه عسگری آزاد، نقطه نظرات نادر قدیانی رئیس اتحادیه ناشران ایران و محسن پرویز، سخنگوی انجمن قلم در خبرگزاری دانشجویان ایران، گفت‌و‌گوی محمد معماریان با سید عارف علوی، مدیر اداره کل منابع نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با عنوان کتاب باید پول خودش را دربیاورد، بازاریابی در زنجیره ارزش کتاب چه جایگاهی دارد؟ نوشته محمد جواد هنرمند ساری، چرا بازار کتاب از رونق لازم برخوردار نیست؟ ضرورت مطالعه علمی اقتصاد کتاب نوشته دکتر میثم موسایی استاد اقتصاد دانشگاه تهران، گفت‌و‌گو ی فاطمه عسکری آزاد با مهدی فیروزان مدیرعامل شهر کتاب و مدیر شهر کتاب مرکزی با عنوان فرهنگ باید روی پای خودش بایستد، چگونه تغییرات در زنجیره ارزش کتاب داستان همشهری باعث رشد مخاطبانش شد؟ نوشته مینا والی، بررسی دلایل فروش پرفروش‌ترین کتاب سال ۲۰۱۱ توسط لیلا مقدم فر با عنوان جابز تنها دلیل فروش نبود، بررسی دلایل پرفروش شدن کتاب «دا» توسط مریم محبی با عنوان چگونه جریان سازی برای یک کتاب آن را پرفروش می‌کند، رمان‌های عامه پسند همچنان می‌فروشند نوشته قاسم سرافرازی و کتاب‌خوان‌های الکترونیک و تأثیر آن بر صنعت نشر کتاب‌های کاغذی نوشته قاسم سرافرازی از مطالب این پرونده است.

در این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات برای نخستین بار مخاطبان این ماهنامه، ترجمه فصلی از کتاب «صنعت نشر کتاب» را با عنوان بزرگ‌ترین و جذاب‌ترین کسب وکار دنیا با ترجمه محمد معماریان می‌خوانند.

در بیست و یکمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات ترجمه بخش پانزدهم کتاب با عنوان نگارش در روابط عمومی، شیوه نگارش خبرنامه، مجله و مقاله منتشر شده است.

علاقمندان به تهیه ماهنامه مدیریت ارتباطات می‌توانند علاوه بر کیوسک‌های مطبوعاتی، آنرا از طریق خرید آن لاین از سایت www. cmmagazine. ir و یا www. prshop. ir تهیه نمایند.

منبع: ماهنامه مدیریت ارتباطات

یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشواره فجر (۷)

یکی از بچه‌ها دیشب این لینک را به من پیشنهاد کرد: گفت و گو با پیمان معادی. ببینید درش چی هست:

بودجه تولیدی این فیلم چه مقدار بود؟

نزدیک ۴۰۰ هزار دلار.

شما چطور توانستید با این مقدار پول کم که نسبت به یک فیلم عادی در آمریکا نیز ناچیز است چنین فیلمی بسازید؟

ما از هیچ‌ چیز نگذشتیم. ما هرکاری که در توان‌مان بود و خواستیم را انجام دادیم. ما با تجربه‌ترین بازیگران را داشتیم، گران‌قیمت‌‌ترین عوامل فیلم‌سازی را در کنار خود داشتیم، بهترین گریمور‌ها، بهترین مکان‌ها و همه‌چیز. فیلم‌سازی در ایران ارزان‌تر است. نیازی نیست که ۲۰ میلیون دلار برای براد پیت بپردازید.

گران‌ترین بازیگر درایران ۵۰ هزار دلار است این پول در ایران مبلغ چشم‌گیری است. اما برای این فیلم خاص، ما از میزانی از دستمزدمان چشم‌پوشی کردیم چرا که از بازی‌ کردن در آن لذت می بردیم و می‌دانستیم فیلم بسیار خوبی خواهد شد. اینجا هم همینطور است. جورج کلونی در ۱۳ یار اوشن پول بیشتری می‌گیرد تا در فیلم‌های کوچک و حاشیه‌ای. ما همه آقای فرهادی را می شناختیم و می‌دانستیم این فیلم موفق خواهد شد، چرا که موفقیت‌های آقای فرهادی را در گذشته به چشم دیده بودیم. در حال حاضر اگر شما بخواهید در ایران یک فیلم گران درام با دست‌اندرکاران بسیار خوب بسازید برای شما بیشتر از ۵۰۰ هزار دلار هزینه در بر نخواهد داشت.

خب این هم از این. ایران سرزمین فرصت‌های طلایی است. شاید رویایی به نظر بیاید اما می‌بینم روزی را که از هالیوود سرازیر شوند در ایران تا بتوانند فیلم‌های ارزان بسازند. شاید فروش جدایی برای سینمای ایران مبلغ قابل توجهی باشد اما برای سینمای دنیا و مخصوصا آمریکا مبلغ بالایی نیست. همان طور که درآمد ما پایین است هزینه‌هامان هم پایین است و همین هم نشان از این دارد که ما چقدر برای کارهایمان ارزش کمی صرف می‌کنیم. البته همان طور که پیش از این گفتم سینما در ایران هنر و صنعت عجیبی است و خیلی راحت نمی‌توان آن را تحلیل کرد.

اما دو موضوع دیگر.

امسال در جشنواره ۵ فیلم سه بعدی اکران خواهد شد. بی‌صبرانه منتظرم تجربه کنم این فرصت را. هرچند که از تعداد بلیط‌های فروخته شده در روز گذشته می‌شود حدس زد که این فناوری‌ها خیلی مورد توجه فیلم‌بین‌های ایرانی قرار نگرفته است. در مقایسه سینمای ایران و بخش رقابتی آن و آن هم در پردیس‌هایی مانند آزادی و ملت و زندگی بلیط‌های فراوانی فروش رفته است و هنوز برای این ۵ فیلم سه‌بعدی تا دیروز جالی خالی مانده است. این سه پردیس دیروز در همان چند ساعت اول تقریبا بلیط‌های بخش مسابقه‌ای سینمای ایران‌شان فروخته شد و ظرفیت تکمیل شد. یک نکته دیگر هم این بین هست و آن توجه مردم به پرددیس‌ها در مقابل سینماهای معروف به سینما سربازی است. پر شدن ظرفیت خالی این پردیس‌ها در ساعت‌ها اول نشان از اهمیت سیستم مناسب توزیع دارد. هر چقدر که سیستم توزیع در سینمای ما بهبود یابد به همان میزان می‌توان به این سینما امیدوارتر بود.

برویم سراغ سه بعدی.

باز لورمن کارگردان فیلم نه چندان موفق استرالیا و البته موفق مولن‌روژ گتسبی بزرگ را به صورت سه بعدی ساخته است. این کارگردان اولین نفری نیست که سراغ سه‌بعدی ساختن رفته و آخرین آنها هم نخواهد بود. وقتی کسی مانند اسکورسیزی می‌‎‌رود سه بعدی می‌سازد دیگر حساب کار باید دست‌مان بیاید. اما ما کجائیم؟ در روزهای آینده در مورد فناوری حرف بزنیم.

یک چیز دیگر هم اضافه کنم.

پرداخت الکترونیکی و تجربه آن در جشنواره سی‌ام تجربه جالبی بود که به هر حال اشکالات خودش را هم داشت. می‌توانید اینجا را ببینید که چیزی نوشتم در این مورد. به هر حال فناوری‌های نوین تغییرات فراوانی در جشنواره‌ها ایجاد کردند. به رسول گفتم چیزی در این مورد بنویسد و در روزهای آینده می‌توانید آن را در راه پرداخت بخوانید.

هنر بردن بازی ناعادلانه (۲) : یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر ۴

سینما سه‌بعدی، گلدن گلوب، اصغر فرهادی، فروش اینترنتی بلیط جشنواره و پایان تلخ

در جریان هستید که اصغر فرهادی قبل از یک جدایی فیلمی ساخته به نام درباره الی. فیلمی تحسین شده از نظر منتقدان و مورد اقبال مخاطبان سینما. فیلمی که فروخت و مورد توجه قرار گرفت. جمله‌ای در فیلم بود که بسیار این ور و آن ور نقل شد:

یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی‌پایان است.

حالا حکایت امروز ماست. از صبح بچه‌ها دارند اس‌ام‌اس می‌دهند که اصغر جایزه را برد و وقتی رفت روی سن به ایرانی بودن خودش افتخار کرد. از آن طرف هم فارس و دیگر دوستان به دنبال این می‌گردند که عکسی وصله پینه کنند که فرهادی آنجا با زن‌ها دست داده. که بگویند این مرد آداب دیپلماتیک را رعایت نکرده و چه و چه. حال آن که نه اصغر فرهادی دیپلمات است و نه کسی از او انتظار رفتار دیپلماتیک را دارد. دیشب به بعضی از بچه‌ها گفته بودم که بدون شک فرهادی و جدایی جایزه را می‌برد. همان موقع هم گفتم که نگرانم. نگران عصبانیت نظام. این که نظام آستانه تحمل‌اش را هر روز پائین‌تر می‌آورد. این که به همه چیز با شک و تردید می‌نگرد. این که حتی موفقیت یک سینماگر در ابعاد جهانی می‌تواند حوادث مختلفی را رقم بزند.

یکی نیست بگوید بابا این مرد ایرانی است و یک ایرانی رفته تو قلب هالیوود جایزه گرفته. یکی نیست بگوید که بابا این یعنی فرصت. یعنی اگر تلاش کنیم ما هم می‌توانیم پیام‌های جهانی تولید کنیم. این که ما هم می‌توانیم در ابعاد جهانی رسانه داشته باشیم و همه دنیایمان نشود همین جا. وقتی می‌خواهیم انقلاب را صادر کنیم چرا نباید از قدرت رسانه‌ها استفاده کنیم. سینما یکی از رسانه‌های مهم است. بهتر نیست به جای بیرون گود نشستن و لنگش کن گفتن برویم داخل گود و ببینیم چند مرده حلاجیم.

حالا این نگرانی‌ها باعث می‌شود که من، هم از پایان تلخ نگران باشم و هم از تلخی بی‌پایان. حالا همین امروز که می‌توانستیم خوشحال این رویداد باشیم یک پایان تلخ دیگر هم داشتیم: قهوه تلخ تمام شد. این روزها یک دنیا شایعه دور این مجموعه را گرفته بود و امروز روزنامه‌ها خبر از پایان این مجموعه دادند. شاید نام این رویداد را باید بگذاریم فرصتی که از بین رفت و قدرش دانسته نشد. فرصتی که می‌توانست در زمینه تجربه‌های رسانه‌ای ما را یک گام به جلو ببرد با کج‌سلیقگی به محاق رفت. تجربه‌ای که می‌توانست یک عالم درس مدیریت رسانه‌ای برای ما داشته باشد به یک پایان تلخ رسید.

حال این‌ها را بگذار کنار تجربه‌های جدید ما. مثلا بلیط فروشی جشنواره فجر. ما از یک جشنواره چه می‌خواهیم؟ احتمالا چیزهای زیادی نمی‌خواهیم. فقط و فقط می‌خواهیم که استانداردها را داشته باشد و آیا دانستن این که چه فیلمی در چه زمانی و در چه سالنی اکران می‌شود خواسته زیادی است؟ حالا بیا ببینیم که چطور بلیط می‌فروشند. بلیط را اسما اینترتی می‌فروشند اما رسما بعد خرید باید گز کنی و بروی سینما پردیس ملت بلیط‌هایت را بگیری. جالب نیست واقعا! آخه کجای دنیا این طوریه؟ چه کاری است؟ چرا انقدر کند تغییر می‌کنیم. امروز فناوری‌های فراوانی در زمینه فروش بلیط وجود دارد که در همین ایران خودمان هم قابل پیاد‌ه‌سازی است اما ما هنوز اسما الکترونیک می‌شویم و رسما همان رو‌ش‌های سنتی را در پیش می‌گیریم.

حالا این را بگذار کنار ورود سه بعدی به ایران. وقتی جشنواره‌های دنیا مثل کن سه‌بعدی را قبول کردند و سینماگران قدر دنیا رفتند سراغ این تکنولوژی حالا ما هم می‌خواهیم برویم و قرار است چند فیلم سه‌بعدی در این جشنواره اکران شود. حالا این را بگذار کنار این که هنوز سر اکران این فیلم‌ها شهرداری اظهار بی‌اطلاعی می‌کند و این را بگذار کنار دعواهای مدیریتی.

تا وقتی که نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در زمینه فرهنگ دست نظام دولتی باشد همین آش است و همین کاسه. ناراحتی‌ام از این است که این نظام دولتی بعضی‌ جاها لباس نظام خصوصی را پوشیده و نگذاشته که طعم یک نظام خصوصی واقعی را هم بچشیم. به قول افروغ هنوز نمی‌دانند که وکیل مردم هستند نه قیم آنها!

یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر ۲

آیا کلاه قرمزی پرفروش‌ترین فیلم سال ۹۱ خواهد شد؟

کلاه قرمزی جزو پرمخاطب‌ترین فیلم‌های بعد از انقلاب ایران است. این فیلم طرفداران پرشماری دارد و امسال در جشنواره فجر قسمت دیگری از این فیلم را شاهد خواهیم بود. آیا این فیلم پدیده سال ۹۱ خواهد شد؟

عوامل فیلم تلاش می‌کنند تا فیلم برای جشنواره آماده نمایش شود.

برگ برنده‌های فیلم اما چیست؟

اول این که فیلم حاصل تلاش دو ساله نویسنده و کارگردان است و با نیاز‌سنجی مخاطب و همچنین بررسی خواست‌های گروه سنی کودک و نوجوان دو شخصیت مهم دیگر به شخصیت‌های داستان اضافه شده است. تلاش گروه سازنده بر این است تا فیلم نظر قشر کودک و نوجوان که در حال حاضر نسبت به دو دهه گذشته بیشتر شده است را بتواند جلب نماید و با زمان پخش مناسب در سال ۹۱ بیش از ده میلیون نفر را به سوی سینما بکشاند.

دوم موسیقی فیلم که شامل پنج کلیپ است و  توسط محمدرضا علیقلی ساخته و آماده شده است احتمالا یکی از برگ‌های برنده فیلم باشد. مردم ما موسیقی و شادی دوست دارند.

کلاه قرمزی و بچه ننه احتمالا یکی از فیلم‌های پرفروش و مخاطب پسند سال آینده خواهد بود.

دو گفت و گوی خوب دیگر

نمی‌دانم این که شروع کردم تجربه‌های روزانه و روزنوشت‌ها را اینجا می‌نویسم چقدر برای مخاطبان این بلاگ جذاب است. اما فعلا می‌نویسم تا ببینیم این روزنوشت‌ها به کجا می‌رسد.

دیروز هم دو تا گفت و گوی جالب و جذاب داشتم با دو نفر از فعالان حوزه رسانه کتاب در این کشور. صبح به همراه مینا والی خدمت خانم نفیسه مرشدزاده رسیدیم و در مورد دلایل تبدیل کتاب داستان از یک کتاب خوب به یک کتاب عالی حرف زدیم. معیار من برای از خوب به عالی، رشد مخاطبان این کتاب است. گفت و گوی ما یک ساعتی طول کشید و در این گفت و گو خانم مرشد زاده حرف‌هایی را زد که گفتند تا به حال به کسی نگفته بودند. نکته مهم برای من اینجاست که متخصصان مدیریت رسانه کمتر سراغ منابع دست اول و فعالین رسانه می‌روند و چه تجربه‌هایی که دارد خاک می‌خورد و کسی سراغی از آنها نمی‌گیرد. تجربه‌هایی که اگر مستند شود و روی آنها کار شود حتما منجر به دانش مدیریت رسانه به درد بخوری برای این کشور خواهند شد. این گفت و گو را در شماره آینده مدیریت ارتباطات بخوانید.

اما بعد از نماز ظهر به همراه آقا محمد معماریان خدمت آقای علوی رسیدیم. آقای علوی معاون تامین نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور است. این نهاد یکی از بازیگران اصلی حوزه رسانه کتاب در کشور است. در مورد معیارهای انتخاب کتاب‌ها پرسیدیم و ده‌ها سوال دیگر. آقای علوی آمارهای جذابی هم به ما داد که توصیه می‌کنم در شماره بعدی مدیریت ارتباطات ببینید. اما نکته مهم این آشنایی برای من این بود که آقای علوی هم معتقد بود کتاب باید روی پای خودش بایستد. کتاب باید بتواند پول خودش را دربیاود. می‌گفت که آگهی کتاب باید لابلای آگهی بانک‌ها پخش شود. این انتقاد معمولا به صدا و سیمای ما وارد است که در زمینه فرهنگ به طور عام و کتاب به طور خاص ضعیف عمل کرده است. شما برنامه‌های معرفی کتاب را ببینید. عموما برنامه‌های ضعیفی هستند که لابلای برنامه‌ها و برای پر کردن وقت پخش می‌شوند. کمتر تحلیلی هست. کمتر معرفی سیر مطالعاتی است. این گفت و گوی جذاب را هم در مدیریت ارتباطات شماره بعد بخوانید.

اما گروه مجلات همشهری در طبقه همکف خود کافه زیبایی درست کرده که می‌شود آنجا چای و نسکافه‌ای خورد و درد دلی کرد که این را دوست داشتم. به مدیران و کارشناسان خلاق گروه مجلات تبریک می‌گویم. اما باز همان پرسش همیشگی من باقی می‌ماند و این که آیا این کافه پول خودش را در می‌آورد؟

تشکر از همراهان من در پرونده‌های مدیریت رسانه

این شماره در ماهنامه مدیریت ارتباطات یک پرونده جمع و جور در مورد کتاب‌های تکست مدیریت و اقتصاد رسانه فارسی داشتیم. این پرونده حاصل کار تیمی یک جماعت ۷ نفره بود. الان در کتاب‌های فارسی کلا ۹ تا کتاب تکست و دانشگاهی در زمینه مدیریت و اقتصاد رسانه داریم که ما برای بررسی این کتاب‌ها یک مدل داشتیم. اول با توجه به کتاب‌هایی که داشتیم حوزه را به ۳ قسمت تقسیم کردیم: استراتژی، مدیریت و اقتصاد.

در دسته اول معروف‌ترین کتاب دنیا کتاب لوسی کونگ است که دکتر فرهنگی آن را ترجمه کرده است. محمد جواد هنرمند ساری (مدیریت رسانه تهران) دوست دانشمند من، یک گفت و گو با دکتر فرهنگی گرفته و یک مروری هم بر کتاب نوشته است.

در دسته مدیریتی‌ها هم همان طور که همه می‌دانند عنوان رشته مدیریت رسانه بلافاصله آدم را یاد دکتر طاهر روشندل می‌اندازد. او اولین کسی بود که شروع به ترجمه کتاب‌های تکست مدیریت رسانه کرد. حاصل تلاش‌های او ۳ کتاب بوده که کتاب‌های دیگری هم در راه است. محمد معماریان (مدیریت رسانه تهران) دوست دقیق و هوشمند من، یک گفت و گوی خوب با دکتر روشندل گرفته و علاوه بر آن خیلی کوتاه مروری بر سه کتاب او کرده است.

اما آخرین کتابی که با عنوان مدیریت رسانه نوشته شده و مهر تالیف بر خود دارد متعلق به دکتر وحید خاشعی است. او که دانش‌آموخته امام صادق و شهید بهشتی و هیئت علمی علامه است به پرسش‌های فاطمه عسکری آزاد (مدیریت رسانه تهران) پاسخ داده. فاطمه عسکری مرور کوتاهی بر کتاب هم انجام داده است.

اما در بخش سوم یعنی اقتصادی‌ها، بلافاصله همه یاد کتاب معروف پیکارد می‌افتند. مینا والی (مدیریت رسانه علامه) مروری بر این کتاب انجام داده است. اخیرا کتاب‌های دیگری هم منتشر شده است و مریم محبی (مدیریت رسانه علامه) گفت و گویی با نویسنده کتاب یعنی دکتر میثم موسایی دانشگاه تهران انجام داده است. اما در انتهای پرونده و نه کم‌اهمیت‌تر از باقی پرونده، ۲ تا یادداشت عالی به قلم دوست دانای من قاسم سرافرازی (مدیریت رسانه تهران) هست که حتما حتما پیشنهاد می‌کنم بخوانید. قاسم کیسه نقد را به تن کتاب‌ها کشیده و این روحیه نقادی او را دوست دارم.

از این ماه به این جمع ۷ نفره ما خانم لیلا مقدم‌فر (مدیریت رسانه تهران) هم اضافه شده و از این به بعد ما یک تیم ۸ نفره هستیم.

در ادامه دو تا پرونده دیگر داریم. یکی اقتصاد کتاب و آن یکی را هم بعدا می‌گویم. اما پرونده اقتصاد کتاب ادامه یادداشتی است که این شماره در ماهنامه مدیریت ارتباطات نوشتم و پاسخی است بر این پرسش که یک کتاب چگونه می‌فروشد؟ اگر قبول کنیم که کتاب‌ها حاوی‌ پیام‌هایی برای تاثیرگذاری بر مخاطبان هستند، بنابراین کتاب‌ها چاره‌ای ندارند جز این که به فروش بروند. در این پرونده قرار است ببینیم چه اتفاقی می‌افتد که یک کتاب می‌فروشد (تاثیر گذار می‌شود) و یک کتاب نمی‌فروشد (تاثیرگذار نمی‌شود). بین فرستنده و گیرنده هم تاکید ما بر فرستنده است. یعنی این که فرستنده پیامش را چگونه می‌گوید که گیرنده از آن استقبال می‌کند. بهانه پرونده‌مان هم کتاب زندگینامه استیو جابز است.

۲۰ امین شماره مدیریت ارتباطات منتشر شد

بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، دی‌ماه۹۰، به مدیرمسؤولی امیرعباس تقی‌پور و سردبیری امیر لعلی منتشر و بر روی دکه‌های مطبوعاتی قرار گرفت.

اختلال در گردش خون ارتباطات عنوان سرمقاله این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات که به قلم مدیرمسؤول منتشر شده است. دکتر حسن بشیر، در صفحات ثابت خود در این ماهنامه که با عنوان «رسانه‌های بیگانه؛ قرائتی با تحلیل گفتمانی» منتشر می‌شود موضوع «شکار هواپیمای بدون سرنشین آمریکا در خاک کشورمان» را مورد توجه قرار داده و مواضع رسانه‌های مختلف جهان را در این خصوص، بررسی و تحلیل کرده است. بررسی حاشیه مسابقه فوتبال پرسپولیس- استقلال و کناره‌گیری حمید استیلی از سرمربیگری تیم پرسپولیس از دیگر مطالب بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، است که توسط نگین حسینی و با عنوان «هولیگانیسم ورزشی و غربت فرهنگ پهلوانی» قلمی شده است. او در نوشته خود این موضوع را از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار داده است. همچنین، محسن بیات در آخرین شماره از مجموعه مطالب خود با عنوان زبان بدن سیاستمدارن، به تشریح چگونگی افزایش قدرت ارتباطی پرداخته است. رضا قربانی دانشجوی کار‌شناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه تهران، در مطلبی تلاش کرده به این پرسش که، چرا کتاب زندگینامه استیو جابز باید پرفروش‌ترین کتاب سال شود؟ پاسخ دهد. وی وعده داده است در شماره آینده ماهنامه، به همین بهانه و به صورت مفصل به موضوع اقتصاد کتاب پرداخته خواهد شد. گزارش برگزاری جشن فارغ‌التحصیلی نخستین دانش‌آموختگان دانشکده ارتباطات عمان، یادداشت کامل استاد کاظم متولی و درج نامه سعید معادی، مشاور مدیرعامل و مدیر امور سرمایه‌گذاری و شرکت‌های بانک توسعه تعاون در مورد ماهنامه مدیریت ارتباطات از دیگر مطالب این شماره است. در بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، دکتر محمد جواد آقاجری، مدیرکل رسانه‌های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آخرین وضعیت و آمار رسانه‌های خارجی فعال در کشورمان را تشریح کرده است. وی با بیان اینکه خبرنگاران خارجی در ایران آزاد هستند تأکید کرده: بی‌بی‌سی مرتباً برای معرفی نماینده خود با ما مکاتبه می‌کند. این گفت‌وگو حاوی پاسخ‌های آقاجری در مورد نحوه فعالیت خبرنگاران خارجی مستقر در کشورمان، پس از انتخابات سال ۸۸ و همچنین در روز ورود دانشجویان به سفارت انگلیس و… است. اما گفت‌وگوی ویژه این شماره ماهنامه به دلایل مرگ زودرس مطبوعات ایران و توجه به ماهواره از زبان دکتر مهدی محسنیان‌راد، اختصاص یافته است. وی در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: «سفره رسانه‌ای مردم ایران با بسیاری از کشورهای دیگر متفاوت است». او که منتقد این وضعیت است، می‌افزاید: «در سفره کشورهایی مثل کشور ما مطبوعات جایگاه پایینی دارد و به همین دلیل ما سوء‌تغذیه رسانه‌ای داریم». می‌گوید: حکومت جمهوری اسلامی باید تقاص بیش از یک و نیم قرن استبداد بر مطبوعات را بپردازد. او با تأکید بر این‌که تصمیم‌گیران ارتباطات در ایران به توصیه‌های نظریه‌ «بازار پیام»، از جمله بر لزوم پایان دادن به انحصار رسانه‌ای وقعی ننهاده‌اند، یادآور می‌شود: وقتی انحصار باشد، چون رقیبی وجود ندارد، در تأمین نیازهای مردم هم همت نمی‌کند. در این مصاحبه می‌توان دیدگاه‌های بکری از او در مورد حال و روز حوزه‌های مختلف ارتباطات در ایران را دید.

آسیب‌شناسی فضای رسانه‌ای کشور در گفت‌وگو با رسول بابایی، مدیرمسؤول روزنامه همشهری نیز از دیگر گفت‌وگوهای این شماره ماهنامه است که توسط عباس رضایی ثمرین، انجام شده است. رضا قربانی نیز به اتفاق همکارانش در قالب پرونده‌ای مفصل به بررسی و نقد کتاب‌های دانشگاهی مدیریت رسانه، پرداخته‌اند. مروری بر تنها کتاب فارسی استراتژی رسانه: مدیریت راهبردی در رسانه توسط محمدجواد هنرمند و گفت‌وگوی وی با دکتر علی‌اکبر فرهنگی نویسنده همین کتاب، گفت‌وگوی محمد معماریان با دکتر طاهر روشندل اربطانی مترجم اولین نسل کتاب‌های تکست فارسی در زمینه مدیریت رسانه، گفت‌وگوی فاطمه عسگری آزاد با وحید خاشعی، مؤلف کتاب تازه منتشر شده «مدیریت رسانه» و مرور مختصر عسگری بر همین کتاب، مروری بر کتاب «اقتصاد رسانه‌ها، مفاهیم و مسائل آن» توسط مینا والی و گفت‌وگو با دکتر میثم موسایی درباره کتاب «اقتصاد رسانه‌ها» توسط مریم محبی و حاشیه‌های وی بر این کتاب، معرفی و نقد کتاب آشنایی با اقتصاد رسانه توسط قاسم سرافرازی و معرفی و نقد کتاب اقتصاد و رسانه توسط وی، مطالب این پرونده را شامل می‌شود. اما منوچهر دین‌پرست که به تازگی از سفر افغانستان آمده برای خوانندگان ماهنامه مدیریت ارتباطات سوغاتی اختصاصی آورده و آن، پرونده‌ای است در مورد وضعیت رسانه‌ها در افغانستان امروز. در این پرونده که با تعدادی از عکس‌های اختصاصی ماهنامه در این مورد نیز همراه است علاوه بر تحلیل وضعیت کلی رسانه‌ها در افغانستان، به رسانه‌های جدید در این کشور نگاهی انداخته شده و مطالبی با عنوان از چت‌کردن تا درس خواندن افغان‌ها روی وب، افغان‌ها در رسانه‌ها چه چیز را جست‌وجو می‌کنند؟ گفت‌وگو با علی محمد صادقیار، مدیرمسؤول روزنامه انیس، نگاهی به قوانین مطبوعات در افغانستان توسط فرشته امینی، روزنامه‌نگار افغان و گفت‌وگو با لطف‌الله راشد، مدیرمسؤول رادیو صبح بخیر افغانستان منتشر شده است. پورتال‌ها، دروازه ورود به دنیای سایبر، دیگر پرونده این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات است. سید تقی کمالی به اتفاق همکارانش، نقش پورتال‌ها در برقراری ارتباط بهتر با ذینفعان، ‌ انواع پورتال‌ها و ویژگی‌های هر یک، ‌ کارکردهای ارتباطی و اطلاعاتی آن‌ها، فرصت‌آفرینی، ‌ الزامات فنی و پشتیبانی و مختصات تولید محتوا و ضرورت‌های مدیریتی و ارتباطی را مورد بررسی قرار داده‌اند. پورتال‌های سازمانی از مدیریت دانش تا تحقق جامعه اطلاعاتی نوشته سید مهدی طاهری، گفت‌وگوی الهه حسینی با دکتر علیپور حافظی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، گفت‌وگوی هاجر شادمانی با مدیر مرکز ثبت دامنه‌های کشوری، یادداشت محمد هرندی‌پور با عنوان خدمات‌رسانی بر مبنای اطلاع‌رسانی یکپارچه، آنچه باید از پورتال‌ها دانست نوشته یاشار حدیقه سرشت، بررسی کارکردهای اطلاعاتی و ارتباطی ۴ پورتال همتا (پورتال‌های وزارتخانه‌های علوم در کشورهای مالزی، استرالیا، دانمارک و ایران) توسط محیا برکت، ارزیابی و رتبه‏بندی وب‏سایت‏‌ها از طریق جوایز اینترنتی توسط محمد مهدی مولایی و حاکمیت پورتال‌های سازمانی و فرآیندهای راهبری نوشته آرش رامز عناوین این پرونده را تشکیل می‌دهند. همچنین در بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات بخش چهاردهم ترجمه کتاب نگارش در روابط‌عمومی با عنوان انتشار خبر و اطلاعات عمقی با ترجمه علیرضا باستانی منتشر شده است. علاقمندان به تهیه ماهنامه مدیریت ارتباطات می‌توانند علاوه بر کیوسک‌های مطبوعاتی، آنرا از طریق خرید آن‌لاین از سایت www. cmmagazine. ir و یا www. prshop. ir تهیه نمایند.

منبع

مدیریت رسانه چیست؟

داستان مدیریت رسانه در ایران داستان آن مصرع از ابیات ابتدایی مثنوی است: هر کسی از ظن خود شد یار من. واقعیت این است با وجود این که ۱۰ سالی از راه‌اندازی این رشته در دکتری و ۳ سالی در کارشناسی ارشد می‌گذرد هنوز هم که هنوز است ما نمی‌دانیم مدیریت رسانه چی هست و هر کسی برداشتی از این رشته برای خودش دارد. ارتباطاتی‌ها معمولا از زاویه ارتباطات به مدیریت رسانه نگاه می‌کنند و آن را صرفا مدیریت محتوی می‌دانند. مدیریتی‌ها اما این رشته را مدیریت می‌دانند و اضافه رسانه بر آن را نوعی گرایش می‌دانند؛ مثل مدیریت بازاریابی. البته چند سال پیش دکتر روشندل همه این دیدگاه‌ها را در یک مقاله جمع کرده بود که با یک جست و جو در اینترنت آن را پیدا خواهید کرد.

این روزها سرکار خام فاطمه پورمعصوم دست به قلم برده و در رابطه با چیستی مدیریت رسانه در بلاگشان می‌نویسند. تا امروز ایشان در سه مطلب جدا به بررسی رشته مدیریت رسانه پرداخته‌اند که پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید.

مقدمه

آیا فعالیت‌های رسانه‌ای قابلیت کسب و کار شدن را دارا هستند؟ آیا سرمایه‌گذاری بر رسانه‌ها می‌تواند نتیجه مثبت اقتصادی داشته باشد؟

مدیریت رسانه در سایه‌سار مدیریت فرهنگی

مدیریت رسانه در عمل

مجله دانشمند در سال‌های دور

نمی‌دانم این پرونده مجله دانشمند را که مرکز آموزش و پژوهش موسسه همشهری منتشر کرده دیدید یا نه. پیشنهاد می‌کنم ببینید. یک مصاحبه هست در این پرونده با یکی از سردبیران قدیم مجله دانشمند: علی میرزایی که در دهه ۶۰ سردبیر این مجله دوست‌داشتنی بوده و در این گفت و گو از شیوه کارش در آن سال‌ها می‌گوید. این پرونده بسیار خواندنی است اما چیزی که باعث شد این یادداشت را بنویسم زیبایی و جذابیت پرونده نبود. علت یادداشت این است که این پرونده یادم انداخت که ما در دانشگاه در حال سیر در وادی اشتباهی هستیم.

این روزها در دانشگاه‌های ما درس‌ها و سیلابس‌هایی برای مدیریت رسانه به ما عرضه می‌شود که باید آنها را در کوزه گذاشت و آبش را خورد. درس‌هایی که معلوم نیست برای چی ارائه می‌شوند. و دانشحویانی که نمی‌دانند برای چی سر کلاس‌های درس مدیریت رسانه می‌نشینند و مدیرانی که مرد میدان هستند و حتی گوشه چشمی هم به این بچه‌ها ندارند. می‌دانید، حس می‌کنم این روزها بزرگترین دستاورد رشته ما تحویل یک مشت استاد مدیریت رسانه دیگر به جامعه است. نهایت چیزی که می‌شود تصور کرد این است که بعد خواندن این درس‌ها ما هم استاد درس‌هایی می‌شویم که فقط برای ارائه در دانشگاه هستند و بس. درس‌هایی که بیرون در دانشگاه نه کسی تره‌ای برای آنها خرد می‌کند و نه باری را برمی‌دارند. البته برخی دوستان ممکن است ایراد بگیرند که کی گفته درس و مشق و مدرسه برای پول درآوردن و تبدیل شدن به عمل است. پاسخم این است که چه کسی نگفته؟ اصلا برای چی مدیریت رسانه. دوستانی که به کار فکر نمی‌کنند بهتر نبود می‌رفتند و فلسفه هنر می‌خواندند. آخر چیزی که مثل مدیریت رسانه دارد روی کف خیابان لیز می‌خورد و می‌رود جلو چرا در دانشگاه باید اینقدر از واقعیت دور باشد.

خلاصه این که بیش از گذشته خودم را محتاج تجربه‌هایی مانند تجربه دانشمند می‌دانم. تجربه‌هایی که از کف خیابان می‌آیند و برای عمل هستند نه برای حرف و وقت تلف کردن.

چهارمین کتاب فارسی در زمینه مدیریت رسانه و همین طور اقتصاد رسانه

چهارمین کتاب در زمینه اقتصاد رسانه

امروز از دو کتاب جدید در زمینه مدیریت و اقتصاد رسانه در نمایشگاه مطبوعات رونمایی می‌شود.  یکی کتاب آشنایی یا اقتصاد رسانه که ترجمه است و دیگری کتاب مدیریت رسانه که تالیف است. مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها این خبر را منتشر کرده بود:

کتاب «آشنایی با اقتصاد و رسانه» نوشته «گیلیان دویله» و با ترجمه محمد نعمتی و روح‌الله کهن هوش‌نژاد از سوی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها منتشر شد.

نام کتاب: آشنایی با اقتصاد رسانه/ نویسنده: گیلیان دویله/ مترجمان محمد نعمتی و روح‌الله کهن هوش‌نژاد/ قطع: رقعی / شمارگان: ۱۵۰۰ نسخه/ تعداد صفحات: ۳۲۸ صفحه/ قیمت ۴۰۰۰ تومان/ چاپ اول: ۱۳۹۰/ ناشر: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها

به گزارش روابط عمومی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، «اقتصاد و رسانه مفهومی است که با ادغام چارچوب نظری رسانه با تفکر اقتصادی، برای مطالعات اقتصادی یک واحد رسانه‌ای به کار برده می‌شود. در این حوزه مطالعاتی، عوامل تأثیرگذار اقتصادی و مالی بر فعالیت‌های ارتباطی بنگاه‌های رسانه‌ای و صنایع ارتباطات بررسی می‌شود و جریان عرضه و تقاضا در بازار تولید و پخش محتوای رسانه‌ای با کمک الگو‌ها و ابزارهای تجزیه و تحلیل اقتصادی مورد توجه قرار می‌گیرد.

کتاب حاضر تلاش دارد برخی از مهم‌ترین مفاهیم اقتصادی تأثیرگذار بر رسانه را تببین و تشریح نماید. سهولت و بیان روان مفاهیم تخصصی در این کتاب به گونه‌ای است که مطالعه آن را برای خوانندگانی که حتی با علم اقتصاد آشنایی تخصصی ندارند ساده می‌سازد و به سؤالات آنان در ارتباط با تعامل اقتصاد و رسانه پاسخ می‌دهد.

دو فصل نخست کتاب به توضیح تعدادی از مفاهیم گسترده و بنیادین مرتبط با مطالعه اقتصاد می‌پردازد که به عنوان علمی تأثیرگذار بر حوزه رسانه به شمار می‌رود.

هر یک از شش فصل بعدی نیز به بررسی بخش خاصی از فعالیت‌های رسانه‌ای مانند تلویزیون، رسانه مکتوب یا رسانه جدید می‌پردازد.

البته این فصل‌ها به بررسی کامل اقتصاد هر یک از این رسانه‌ها نمی‌پردازند، اما چارچوبی ارائه می‌دهند که در آن دو یا سه مفهوم اصلی اقتصادی یا سؤالات مرتبط با آن بخش صنعتی مورد بررسی دقیق قرار می‌گیرند.

فصل آخر نیز به بررسی نقش اقتصاد رسانه در اطلاع‌رسانی در خصوص مسائل سیاست عمومی اختصاص دارد.

فهرست مطالب کتاب عبارتند از:

– یادداشت ناشر

– مقدمه‌ای بر اقتصاد رسانه

– استراتژی‌های شرکتی

– اقتصاد تبلیغات

– بخش تلویزیونی

– تولید تلویزیونی

– صنعت بین‌المللی فیلم‌سازی

– رسانه چاپ

– رسانه جدید

– اقتصاد رسانه و سیاست عمومی

– منابع

من این کتاب را از غرفه دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در هجدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها تهیه کردم. اما امروز کتاب دیگری در زمینه مدیریت رسانه رونمایی می‌شود که در مورد آن فقط این را می‌دانم که وحید خاشعی نویسنده آن است.

اولین پایان نامه با نمره ۲۰ مدیت‌ رسانه‌ای‌ها

امروز پایان نامه دیگری دفاع شد. سرکار خانم واحد از کارشان دفاع کردند. ایشان در مورد استراتژی‌های یکپارچه ارتباطی در بورس کار کرده بودند. اگر این کار فقط یک نکته برای من داشته باشد تمایز ببین ارتباطات و روابط عمومی در سازمان است. معمولا در جمع‌های روابط عمومی صحبت از استراتژی ارتباطی می‌شود اما تاکید بر همان روابط عمومی است و ارتباطات به عنوان یک کل یکپارچه مورد نظر نیست. اما واحد بر روی ارتباطات در سازمان به عنوان یک کل یکپارچه نگاه کرده و این بسیار ارزشمند است. دکتر روشندل که داور دفاع بودند این کار را یکی از بهترین کارهای رسانه‌ای‌های تهران دانستند. روش کار هم اقدام‌پژوهی بود. در این روزهایی که علمای ارتباطات وقت‌شان را در لای کتاب‌ها می‌گذرانند تا برای عالم و آدم نسخه بپیچند واحد وقت گذاشته و پایش را روی زمین گذاشته است و نیم‌نگاهی به آسمان داشته است.

گویا قرار است این کار در بورس عملیاتی شود و این نشان دهنده این است که رسانه‌ای‌ها محدود به صدا و سیما و روزنامه‌ها و مجله‌ها نیستند.

این موفقیت را به سرکار خانم واحد تبریک می‌گویم.

کتاب دیگری درباره اقتصاد رسانه منتشر شد

با خبر شدم کتاب دیگری در زمینه اقتصاد رسانه منتشر شده است. تا جایی که من می‌دانم این سومین کتابی است که در زمینه اقتصاد رسانه منتشر می‌شود. پیش از تنها کتاب فارسی کتاب اقتصاد رسانه پیکارد بود. چند هفته پیش هم کتاب اقتصاد و رسانه منتشر شد و اکنون هم اقتصاد رسانه‌ها.

کتاب اقتصاد رسانه‏‌ها نوشته دکتر میثم موسایی از سوی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت) در ۲۱۵ صفحه منتشر شده است.

دکتر موسایی درس اقتصاد ارتباطات و رسانه‏‌ها را در علامه تدریس می‌کند.  اقتصاد فرهنگ و اقتصاد رسانه‏‌ها هم از زمینه‌های مورد علاقه اوست. مطالب کتاب بر اساس سرفصل‌های تنظیمی شورای انقلاب فرهنگی تهیه و برای تدریس اقتصاد ارتباطات یا اقتصاد رسانه‏‌ها تنظیم شده است.

تا جایی که من می‌دانم رسانه‌ها موضوع مطالعه علومی مانند جامعه‌شناسی، سیاست، روانشناسی، مدیریت، مطالعات فرهنگی و اقتصاد هستند. در اقتصاد رسانه رسانه مانند یک بنگاه اقتصادی تجزیه و تحلیل می‌شود. تفاوتی که رسانه‌ها با دیگر بنگاه‌ها دارند در نوع تولیدات آنهاست: پیام. پیام باعث می‌شود تا بررسی و تجزیه و تحلیل اقتصادی رسانه‌ها متفاوت از دیگر بنگاه‌ها باشد.

کتاب در ۹ فصل ارائه شده که مقدم‌ه‏ای بر اقتصاد رسانه‏‌ها، تقاضای محصولات رسانه‌‏ای، مقدم‌ه‏ای در عرضه محصولات رسانه‌‏ای، عرضه محصولات رسانه‌‏ای، رفتار بنگاه‌ها و منطق اقتصادی قبول کپی رایت، تعادل در بازار رسانه‌‏ای و عوامل مؤثر بر آن، دولت و یارانه مطبوعات، دولت و یارانه کتاب، دولت، یارانه‏‌ها و اقتصاد سینما به ترتیب فصل‌های ۹ گانه این کتاب را تشکیل می‌‏دهند.

عمومی بودن محصولات رسانه‏‌ای، کپی رایت، بنگاه‌های رسانه‏‌ای، محدودیت درآمد و وقت، تقاضا برای محصولات رسانه‏‌ای در ایران، اهداف بنگاه‌های رسانه‏‌ای، اهداف غیراقتصادی، رقابت انحصاری، انحصار چندجانبه، انواع بنگاه‌های رسانه‏‌ای و محصولات آن‌ها، تابع تولید و هزینه‏‌های تولید، نقش هزینه‏‌ها بر تصمیمات بنگاه رسانه‏‌ای، کاربرد تئوری عرضه برای بنگاه‌های رسانه‏‌ای، تغییر قیمت محصول رسانه‏‌ای، تغییر درآمد مخاطبان، نیز از جمله مباحث مطرح شده در فصول این کتاب هستند.

پ.ن. در تهیه این متن از متن خبرگزاری مهر هم استفاده کردم.

مدیریت رسانه چیست و با تحصیل در دوره مدیریت رسانه به کجا می‌رسیم؟

اولین بار تجربه‌هایم در مورد کنکور مدیریت رسانه را در وبلاگ شهر خدا منتشر کردم. از آن طریق دوستان زیادی علاقمند این رشته شدند و از من در مورد این رشته می‌پرسیدند. آخرین آنها همین چند روز پیش بود که یکی از خوانندگان بلاگ به من لطف داشته و گفته بود:

برام توضیح بدین کلیت رشته مدیریت رسانه چیه؟ تو دوره‌ی ارشد بچه‌ها چی می‌خونن و به چی می‌رسن؟

بسیاری از دوستان لطف داشتند و از من می‌خواستند که خلاصه‌های درسی را منتشر کنم تا همه استفاده کنند. من فکر می‌کنم آنهایی که چیزی یاد می‌گیرند وظیفه دارند آن را در اختیار دیگران هم بگذارند. از امروز طی یک سری نوشته مطالبی در مورد مدیریت رسانه منتشر خواهم کرد. این نوشته‌ها در چهار دسته قرار می‌گیرند:

  • درس‌هایی که برای مدیریت رسانه خواندم
  • کنکور مدیریت رسانه یا چگونه رتبه یک کنکور مدیریت رسانه شوید
  • کتاب‌هایی که پیش از ورود به مدیریت رسانه باید بخوانید
  • درس‌هایی که در مدیریت رسانه خواندم

انتشار کتاب اقتصاد و رسانه

اقتصاد و رسانه
اقتصاد و رسانه

کتاب «اقتصاد و رسانه»، نوشته علی سعیدی، از سوی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها منتشر شد.

نام کتاب: اقتصاد و رسانه /مؤلف: علی سعیدی / شمارگان: ۱۵۰۰ نسخه/ تعداد صفحات: ۱۶۶صفحه /قیمت: ۲۰۰۰ تومان /چاپ اول: ۱۳۹۰/ناشر: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها

به گزارش روابط‌عمومی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، اثر حاضر که توسط علی سعیدی به رشته تحریر درآمده، به ارتباط میان شاخص‌های اقتصادی و مباحث حوزه رسانه می‌پردازد و وجوه آن را از زوایای گوناگون مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد.

در کتاب اقتصاد رسانه، نویسنده در توضیح این حوزه جدید مطالعاتی بیان می‌دارد: اقتصاد رسانه شاخه جدید علمی است که با استفاده از تئوری‌های اقتصادی می‌کوشد فعالیت صنایع و بنگاه‌های رسانه‌ای را توضیح دهد. در این حوزه عوامل تأثیرگذار اقتصادی و مالی بر فعالیت‌های ارتباطی، سازمان‌ها و بنگاه‌های رسانه‌ای و صنایع ارتباطات مورد مطالعه قرار می‌گیرد. محققان این حوزه در تلاش‌اند با استفاده از ابزارهای تحلیل اقتصادی، رسانه‌ها را به عنوان یک صنعت یا بنگاه اقتصادی تحلیل کرده، و منافع و ضررهای حاصل از فعالیت آن‌ها را شناسایی کنند تا در ‌‌نهایت راهکارهایی برای مدیریت کارآ‌تر واستفاده بهینه‌تر از منابع ارائه کنند. در واقع بحث اصلی اقتصاد رسانه‌ها این است که گردانندگان رسانه‌ها با بهره‌یگری از منابع موجود چگونه خواسته‌ها و نیازهای اطلاعاتی و سرگرم‌کننده مخاطبان را برآورده می‌کنند.

این علم عوامل موثر در تولید خدمات و کالاهای رسانه‌ای و تخصیص تولیدات را برای مصرف‌کننده بررسی می‌کند.

نویسنده در این کتاب با زبان رسانه‌ای و در چارچوب ادبیات آن تلاش دارد ضمن تشریح فرآیند‌ها و پیگیری‌های بحث اقتصاد رسانه، مفاهیم مرتبط با این حوزه را به خوبی تبیین نماید تا خوانندگان ضمن بهره‌گیری از منابع و تحلیل‌های ارائه شده، با موضوعات اساسی این حوزه بیشتر آشنا شوند.

اثر حاضر در ۴ فصل به شرح عناوین زیر تدوین شده است:

– یادداشت ناشر

– فصل اول: تأثیرات متقابل اقتصاد و رسانه

– فصل دوم: اقتصاد رسانه‌ها

– فصل سوم: اقتصاد سیاسی رسانه‌ها

– فصل چهارم: رسانه‌ها و اقتصاد در ایران

– منابع فارسی و لاتین

رسانه بزک شده خریداری ندارد!

۱. یکی از مدیران رسانه‌ای کشور چند سال پیش به من می‌گفت ما هر چقدر که محتوی و گرافیک مجله‌هایمان را حرفه‌ای‌تر می‌کنیم تعداد خریدارانمان کمتر می‌شود. در مقابل نشریه‌های غیرحرفه‌ای خریدار بیشتری دارند. این جمله‌های او مبنای آماری داشت.توجیه او هم این بود که مردم ما از چیزهایی که خیلی شیک و حرفه‌ای به نظر برسند می‌ترسند. در مقابل از چیزهای ساده و دم دستی و هلو استقبال می‌کنند.

۲. چند وقت پیش در وبلاگی می‌خواندم که در شهرستان‌ها برای گرفتن پروژه نباید بیش از حد خودتان را حرفه‌ای نشان بدهید. اگر هستید بخشی از آن را بیان نکنید. در شهرستان‌های ما علاوه بر توان و تخصص انجام کار عامل مهم دیگری هم وجود دارد و آن احتمال کلاه گذاشتن شما بر سر مجری است. اگر بیش از حد حرفه‌ای به نظر برسید عدد احتمال برای شما افزایش می‎‌یابد و مردم از شما می‌ترسند.

۳. چند وقت پیش در یک برنامه تلویزیونی نظرسنجی شد و مردم گفتند که بهترین فیلم بعد از انقلاب اخراجی‌ها بوده است. بین ۱۰ تا فیلم پرفروش این مملکت هم سه‌گانه اخراجی‌ها جای محکمی دارند. اخراجی‌ها به گفته بسیاری از منتقدین سینما به هیچ وجه فیلم جدی نیست. فوق فوقش باید اندازه این کمدی‌های آب دوغ خیاری می‌فروخت. اما این کمدی پرفروش‌ترین و پرطرفدارترین فیلم این مرز و بوم است.

۴. بین کسانی که در تلویزیون ما اجرا داشتند و به مرور حذف شدند رضا رشیدپور و فرزاد حسنی از همه معروف‌تر شدند. در مقابل کسانی مثل عادل فردوسی پور و حیدری هنوز برنامه دارند. دو چهره حذف شده بیش ار حد حرفه‌ای خود را نشان می‌دادند. در مقابل فردوسی پور نوعی شیطنت همراه با راستگویی دارد. حیدری هم احترام می‌گذارد به طرف مقابلش. اما رشید و فرزاد دو یک جورهایی لااقل در نزد رسانه‌ای‌ها مظهر تفاخر بودند.

نتیجه‌گیری: تفاخر جایی ندارد. اگر قرار است فخر بفروشی مردم پولی به تو نمی‌دهند. اگر هنرمندی هستی که فقط بلدی منم منم کنی و به مردم فخر بفروشی جایی نداری. حالا اگر کسی این وسط پیدا شود که خودش باشد و خودش، مردم او را قبول می‌کنند. ساده و بی‌آلایش بودن در رسانه کاری است سهل و ممتنع. ممکن است تا مدتی بتوانی پشت نقاب رسانه قایم شوی اما رسانه خیلی زود درون تو را می‌ریزد بیرون. حالا این حکایت ماست. اخراجی‌ها چرا می‌فروشد؟ چون ده‌نمکی خودش است. با همه نابلدی‌ها و ناشیگری‌هایش. این خود واقعی اوست. چرا جدایی نادر از سیمین می‌فروشد؟ چون این خود اصغر فرهادی است. چرا عادل موفق است؟ چون ادا در نمی‌آورد و خود واقعی‌اش است. فکر می‌کنم فرمول نسبتا ساده‌ای شد. اما اندازه‌گیری سادگی و بی‌الایشی کار راحتی نیست. ولی قلب انسان هیچ وقت دروغ نمی‌گوید. شاید این جور وقت‌ها باید به قلب رجوع کرد و خوبی بازار آزاد واقعی هم این است که خیلی زود عیار اندازه‌گیری ما مشخص می‌شود.

دقت کنید که موضوع این نیست که یکی از اجرای عادل خوشش می‌آید و یکی دیگر از فرزاد حسنی. داریم در یک بازه مثلا ۱۰ ساله به ماجرا نگاه می‌کنیم. این حرف هم که، آنهایی که رفتند پارتی نداشتند و آنهایی که ماندند پارتی داشتند هم دردی از ما دوا نمی‌کند. هر جا برویم آسمان همین رنگ است و هیچ چیز زیر این آسمان آبی تازه نیست.

چیزی می‌ماند که ساده و بی‌غل و غش باشد. مثل فوتبال. در فوتبال در طول ۹۰ دقیقه همه چیز روشن است و شفاف. ممکن است عادلانه نباشد، اما شفاف است.

با خنگ‌های رسانه‌ای چه باید کرد؟

توجه: اگر کسی که در این نوشته نقد شده به کسی که این نوشته را می‌خواند شبیه باشد بداند که قصدی در کار نبوده. و اگر آن کس از این نوشته ناراحت شود این مایه تاسف آن کس باید باشد.

۱. گاه و بیگاه، عموما از رسانه ملی و گاهی هم از رسانه‌های دیگر چیزهایی می‌شنویم به نام خبر. چیزهایی که دستمایه خوبی است برای طنز و مسخره کردن ما. چیزهایی که اگر عبید زاکانی زنده بود قید نوشتن موش و گربه را می‌زد و می‌پرداخت به همین داستان‌های پرآب چشم.

۲. خبر آمد مخترع جوان ایرانی موتوری ساخته است که برق تولید می‌کند اما سوخت مصرف نمی‌کند. باید می‌بودی و خبرنگار رسانه ملی را می‌دیدی که سر و دست و پایش را عوضی گرفته بود و از شادی خبری که کار کرده در پوستش نمی‌گنجید. به خیالش راز تبدیل مس به طلا را گزارش می‌کند.

۳. خبر آمد دختر جوان ایرانی از پلاستیک بنزین تولید کرده و همه انگشت به دهان مانده‌اند. گفت به زودی همه از این سوخت استفاده می‌کنند. خبرنگار نپرسید که چطور ممکن است این بنرین که از پلاستیک استخراج شده آلودگی نداشته باشد؟ خبرنگار نپرسید مگر این پلاستیک‌ها از نفت به دست نیامده‌اند، پس چطور آلودگی ندارند؟ خبرنگار نپرسید که چطور می‌شود این سوخت جدید را بشود هم در ماشین‌های بنزینی ریخت و هم دیزلی؟ خبرنگار نپرسید که امکان جایگزینی این سوخت با بنزین ۸۰ درصد است یعنی چه؟ خبرنگار محترم و از نظر من خنگ رسانه‌ای که از بد روزگار و این که از آن دو و نیم میلیون شغل ایجاد شده توسط دولت چیزی به‌اش نرسیده شده خبرنگار رسانه ملی بین این همه سوال با ذوق‌زدگی پرسید: فرمول این سوخت جدید را می‌گوئید؟ دخترک هم پوزخندی زد و گفت فرمولش سریه!

۳. معمولا آنهایی که وارد علوم انسانی می‌شوند باهوش‌تر از همه‌اند. معمولا متوسط‌ها می‌روند مهندس می‌شوند و آچار دست می‌گیرند و لباس کار می‌پوشند، باهوش‌ها هم فکر می‌کنند که چطور می‌شود بهتر زندگی کرد. آنها می‌اندیشند که با زندگی چه باید کرد و باقی مردم هم می‌روند همان کارها را می‌کنند. این باقی شامل مهندس‌ها هم می‌شود.

۴. اینجا اما مهندس‌ها باهوش‌ترند. نه این که مهندس‌ها باهوش‌تر باشند بلکه این جور جا افتاده که باهوش‌ها باید مهندش شوند. بنابراین و با توجه به این که هوش متغیری نیست که به این راحتی کم و زیاد شود، مهندس‌ها باهوش می‌مانند و علوم انسانی‌ها کم‌تلاش‌تر. مهندس‌ها فکر می‌کنند که با زندگی چه باید کرد، بعد علوم انسانی‌ها نقد می‌کنند؛ همه چیز و همه کس را. آن وقت این وسط کسانی پیدا می‌‌شوند که نه مهندسند و نه علوم انسانی. دنبال لقمه‌ای نان حلال می‌گردند و خبرنگاری در این مملکت به سان رانندگی تاکسی است و شاگرد شوفری. نه دانش خاصی می‌خواهد و نه مهارت خاصی. بندگان خدا می‌شوند خبرنگار و مهندس‌های بی‌حوصله هم آنها را مدیریت می‌کنند.

۵. تز کارشناسی من این بود: استخراج پروتئین از ماهی‌های غیرماکول. این تز من هیچ جای دفاعی ندارد. تزی بود که فقط دوره مهندسی من تمام شود. فکرش را که می‌کنم می‌بینم می‌توانستم به کمک همین تز بیایم و با یک خبرنگار مصاحبه کنم و بگویم که من از ماهی‌های غیرماکول پروتئین استخراج کردم و این که این چقدر برای کشور ارز آوری دارد و این حرف‌ها. خبرنگار خنگ هم احتمالا از من نمی‌پرسید که پس این همه مهندس کارکشته خاک کارگاه و کارخانه خورده چرا این کار را نکردند. خبرنگار حتی به ذهنش هم نمی‌رسید که این یک کار تحقیقاتی است و تا کار تحقیقاتی به واقعیت تبدیل شود فاصله‌ای هست به نام امکان صنعتی شدن یک طرح و ایده. ایده‌های درخشان فراوان هستند. اما ایده‌هایی که منجر به خلاقیت می‌شوند کمترند. خلاقیت‌هایی هم که منجر به نوآوری شوند کمتر. تعداد بسیار کمی از ایده‌ها به مرحله کارآفرینی می‌رسند و عملا به بار می‌نشینند. بسیاری از کارهایی که ما در همایش‌ها و از روی کارهای دانشگاهی ارائه می‌کنیم در حد ایده یا شاید یک خلاقیت باشند. خبرنگار عزیز باید فرق این‌ها را بداند و این که محقق عزیز دقیقا چه کرده. این طور نباشد که خبرنگار عزیز هول برش دارد و از کشف نوع جدیدی از قیر در ایران بگوید. دنبال که می‌کنی می‌بینی یک دانشجوی مکانیک یک کار تحقیقاتی روی قیر پلیمری انجام داده است! امروز شاید ۲۰ سالی شود که در شرکتی مثل IBM هیچ اختراعی ثبت نشده. تا به حال فکر کردید که چرا اپل آیپد عرضه می‌کند اما ما کشف و اختراع؟

۵. آی، آدم‌هایی که در ساحل لم داده‌اید، آی آدم‌هایی که از جنگ نرم و رسانه‌های بیگانه می‌نالید؛ بیائید، بیائید. جنگ نرم شما همین جاست. دیوار به دیوار ما و شما.

۶. بدبختی ما گناه دیگری نبود.