چه می‌کند من و تو!

هنوز یادم هست روزی را که برای اولین بار در وبلاگ دکتر ضیایی‌پرور در مورد شبکه من و تو خواندم. زیاد دور نیست. به سال هم نمی‌رسد. هنوز بحث ویکی‌لیکس مثل الان سرد نشده بود. هنوز بحث فارسی وان داغ بود و سریال‌هایش و آخر عاقبت ویکتوریا که مادربزرگ من در یکی از دهات‌های شمال بیشتر از حال زمین کشاورزی یا به قول ما شمالی‌ها بیجارسرش نگران آن بود. ناراحت می‌شد از این که نتوانسته سریال را دنبال کند. همان زمان‌ها بود که مثل قارچ یک مشت شبکه سرگرمی اعلام وجود کردند و یکی پس از دیگری به خانه‌های ما آمدند. در بین این شبکه‌ها من و تو یک چیز دیگر بود. من و تو با ظاهر حرفه‌ای خودش و سادگی برنامه‌ها یک برگ برنده داشت: برای درک برنامه‌های من و تو نیاز نبود فشار زیادی به ذهن وارد کرد. این برنامه‌ها حرفه‌ای‌گری را در ظاهر غیرحرفه‌ای خودشان دنبال می‌کردند. جوری برنامه ارائه می‌کردند که برای ما خیلی سابقه نداشت. خبر را جوری می‌گفتند که گویی در حال گپ زدن با هم هستند و ما هم در حال شنیدن صحبت‌های یک جمع صمیمی. راجع به من و تو خیلی زیاد می‌شود کار کرد. من و دوستانم به صورت متمرکز بر روی برنامه بفرمائید شام کار کردیم. این برنامه تاثیر بیشتری از باقی برنامه‌های این شبکه بر مردم گذاشته. به عنوان نمونه در روزنامه‌های دنیای اقتصاد، همشهری، البرز و سایت‌های مختلف تیترهای مختلفی زدند که با بفرمائید شروع می‌شد و با کلمه‌ای مانند جنوب شهر یا فوتبال ناب تمام می‌شد. معمولا رسانه‌نگارهایی که حواسشان به محیط‌شان هست برای تیتر زدن از عنوان کتاب‌ها یا سریال‌ها و فیلم‌هایی که گل کرده‌اند استفاده می‌کنند. این استفاده فراوان از ترکیب‌های مختلف بفرمائید همه نشان از جا افتادن این برنامه در میان مردم دارد. شنیدم دارند بفرمائید شام ایرانی می‌سازند. (راستی مگر بفرمائید شام من و تو کجایی است که این یکی ایرانی است؟!) بیرنگ هم گویی پشت ماجراست. خودش گفته تقلید نمی‌کنم. عنوان برنامه هم بفرمائید شام ایرانی است. (فکر کن ایرانی در مقابل من و تو!) در آن هنرمندان عرض اندام می‌کنند. این کمی دست و دلم را می‌لرزاند. شاید موفق شوند؛ شاید. اما ما که روی تلویزیون واقع‌نما (reality tv) کار کردیم گفتیم که این برنامه یک جور استفاده از ژانر واقع‌نمایی است و اشتباه است که از یک برنامه موفق الگو برداریم. بهتر است که ژانر را بشناسیم و از قابلیت‌های آن استفاده کنیم. همان جا هم گفتیم که این مهم دست نخواهد داد مگر این که رقابت به وجود بیاید. رقابت درون سازمانی هم از اساس چیز مسخره‌ای است. این تصور که در درون خود تلویزیون رقابت داشته باشیم دور از ذهن است. اینجا همه با هم رفیق‌‌اند و رقابتی در کار نیست هر چی هست رفاقت است. حالا کی دست بدهد که در مقابل تلویزیون رقیبی وجود داشته باشد خدا می‌داند. ولی آن روز همه چیز به نفع همه خواهد شد و مهم‌تر از همه برای خود تلویزیون خوب می‌شود.

پ.ن. بهانه این نوشته نه کار تحقیقاتی روی بفرمائید شام که این تصویری بود که در آخرین سفرم در جاده عباس آباد گرفتم. تصویر خود گویاست.

بفرمائید شام!
بفرمائید شام!

خلاصه مقاله من در همایش رسانه و آموزش شهروندی

آن چه که در ادامه آمده است خلاصه مقاله‌ای است با عنوان ارائه مدلی برای آموزش شهروندی بر مبنای پادکست بلوتوثی است که مقاله برگزیده همایش رسانه و آموزش شهروندی شده است. این مقاله را با خانم‌ها مینا والی و آذر مجدانیان نوشتم.

پادکست که یکی از انواع رسانه‌های اجتماعی است به ارائه فایل‌های صوتی از طریق اینترنت گفته می‌شود. آمارهای ارائه شده در این مقاله نشان دهنده رشد سریع استفاده از پادکست در کشورهای توسعه یافته است. با بررسی تحقیقات انجام شده در زمینه رسانه‌های اجتماعی در می‌یابیم که رابطه نزدیکی بین رسانه‌های اجتماعی و یادگیری وجود دارد. به دلیل مشکلات زیرساخت در ایران، رسانه‌های اجتماعی و به طور خاص پادکست در بین عامه مردم رایج نشده است. اما با استفاده از بسترهای موجود و ایجاد اندک تغییراتی در مدل پخش پادکست در جهان، می‌توان از این رسانه اجتماعی به عنوان ابزاری موثر در آموزش شهروندی استفاده کرد. به صورت خاص در تهران و به صورت عام در دیگر شهرهای ایران، مردم ساعت‌های فراوانی را در مکان‌های عمومی شهری مانند فرهنگسراها، پارک‌ها، و دیگر اماکن شهری به سر می‌برند. با توجه به مدل ارائه شده در این مقاله و استفاده از پخش کننده بلوتوثی در این مکان‌ها و با توجه به ضریب نفوذ بالای موبایل در ایران می‌‌توان از طریق پخش فایل‌های پادکست در این مکان‌ها به ارائه پیام‌هایی منطبق با اهداف آموزش شهروندی پرداخت. پخش فایل‌های پادکست به شیوه ابتکاری و از طریق ابزارهای بلوتوثی و استفاده از آن بر روی گوشی‌های همراه مزایای فراوانی در راستای آموزش شهروندی دارد.

خلاصه مقاله من در همایش رسانه و جنگ نرم

آن چه که در ادامه آمده چکیده مقاله‌ای با عنوان جنگ نرم به سبک بفرمائید شام؛ کارکرد برنامه‌های واقع‌نما در بازتعریف سبک زندگی ایرانی است. این مقاله را بنده و آقایان محمد معماریان و محمد هنرمند نوشتیم که مقاله برتر در این همایش شده است.

هدف این مقاله دستیابی به مدل تاثیرگذاری برنامه ماهواره‌ای بفرمائید شام و بررسی جهت و مقدار این تاثیر است. تلویزیون واقع‌نما در زمره‌ی محبوب‌ترین برنامه‌های تلویزیونی در دنیا به شمار می‌رود. این سبک از برنامه‌سازی توان قابل توجهی برای تعریف و بازتعریف الگوها، هنجارها، رفتارها و نگرش‌های مخاطبان دارد. برنامه‌ی بفرمایید شام از نمونه‌های پرطرفدار این سبک است که به تازگی توسط شبکه‌ی ماهواره‌ای من و تو ۱ پخش می‌شود و با استقبال قابل توجه مخاطبان ایرانی مواجه شده است. در این مقاله، محققان از طریق مرور ادبیات تلویزیون واقع‌نما تلاش کرده‌اند کارکردهای قابل توجه این برنامه در بازتعریف سبک‌ زندگی ایرانی را شناسایی کنند. همچنین در این مقاله بخش‌های مختلف بفرمائید شام مورد تحلیل گفتمان و محتوا قرار گرفته و تلاش شده است تا مدل تاثیرگذاری این برنامه مطابق با کارکرد و اهداف آن تبیین و ارائه شود. هدف نگارندگان این مقاله، افزایش سواد رسانه‌ای و تقویت تفکر تحلیلی و انتقادی در مردم است.

چرا پول عامل بسیار مهمی در فرهنگ است؟

اول؛ خبر دخالت دولت و به هم زدن معامله گلزار حرف و حدیث‌های فراوانی داشت.

دوم؛ معتقدم عدالت باید در همه جای این جامعه دیده شود. همان طور که یک بازیگر دستمزد بالا می‌گیرد دیگران هم باید دستمزد بالا داشته باشند یا حداقل متناسب.

سوم؛ معتقدم عدالت پدیده‌ای تظاهری است (این را از دکتر جمالی گرفتم) و هیچ وقت شما موفق نخواهید شد عدالت را پیاده کنید و سرنوشت همه آنهایی که سعی کردند عدالت را پیاده کنند چیزی بهتر از ملت‌های کمونیستی نمی‌شود.

چهارم؛ پدیده تظاهری را مثل هوشمند شدن ماشین‌ها می‌بینم. در واقع ماشین‌هایی که ما با آنها کار می‌کنیم هوشمند نیستند بلکه تظاهر به هوشمندی می‌کنند. مثلا در مورد کامپیوتر با تعریف یک زبان مشترک به کامپیوتر فهمانده‌ایم که طبق الگوریتم‌هایی عمل کند. حالا فرقی نمی‌کند کامپیوتری که من با آن طرفم چیزی بیشتر از یک مشت سیم و سیلیکون (!) نیست. کامپیوتر جوابی را به من می‌دهد که من از او انتظار دارم و این یعنی هوش تظاهری.

پنجم؛ عدالت به عنوان یک پدیده تظاهری بعد از انجام یک سری الگوریتم‌ها خود به خود اتفاق می‌افتد. همان طور که عمری نتوانستی مردم به صرفه‌جویی عادت بدهیم، مطمئنا اجرای عدالت هم با هدف گرفتن آن عملی نخواهد بود. عدالت یا سر جای خود بودن هر چیزی و هر کسی خود به خود اتفاق خواهد افتاد. همان طور که از زمانی که قرار شده قیمت نزدیک به واقعیت خدماتی که می‌گیریم را بپردازیم به یاد درست مصرف کردن افتاده‌ایم.

ششم؛ برخورد با معامله یک بازیگر ظاهرا به سود عدالت است. در باطن نتیجه این کار به بی‌عدالتی منجر خواهد شد. بعد سال‌ها فهمیدیم که مردم بهتر از عهده انجام امور برمی‌آیند. به زبان اقتصادی یعنی این بازار و سازوکارهای آن است که باید اصل باشند. یعنی به جای عدالت که فریبنده است باید به سراغ بازار رفت. آن هم بازار آزاد. در این بازار آزاد هر عملی عکس‌العملی دارد. من کار می‌کنم و ارزش می‌آفرینم بنابراین حق دارم سود به دست آورم. حالا این ارزشی که ایجاد شده چه قیمتی دارد را باید مردم تعیین کنند نه دولت. دولت اگر پایش را وسط بگذارد این موازنه را به هم می‌زند. آن وقت به حکم فرهنگ و ارزش‌ها، سلیقه‌ها حکومت خواهند کرد.

هفتم؛ بازار آزاد در ظاهر جذاب نیست. اما در عمل با پیاده شدن بازار آزاد و تعیین قیمت برای هر چیزی از جمله محصولات فرهنگی آن وقت اگر بازیگری ۱ میلیارد بیرزد لابد ۱ میلیار می‌ارزد و سیاهی لشکر هم ارزش خودش را خواهد داشت. آن وقت باید نشست و تحلیل کرد و دید که چند تا بازیگر داریم که اگر در فیلمی باشند فیلم میلیاردی می‌فروشد. وقتی چند تا بازیگر محدود داریم بنابراین قیمت بازیگر بالا خواهد بود. حالا اگر دیدیم که یک خروار از این بازیگرها داریم و حق انتخاب فراوان، بالطبع قیمت بازیگر کاهش می‌یابد.

هشتم؛ پول هر جایی که وارد شود و هر کسی هم معادل ارزشی که ایجاد می‌کند دریافت کند، نتیجه آن خود به خود عدالت خواهد بود. دکتر روشندل عزیز درباره نظریه عدالت که صحبت می‌کرد می‌گفت در دانشکده کارگران خدمات خودشان را با اعضای هیئت علمی مقایسه می‌کنند و احساس بی‌عدالتی به آنها دست می‌دهد. دکتر می‌گفت برخی از آنها حتی می‌گویند اعضای هیئت علمی تازه از بیرون هم پروژه می‌گیرند که ما نمی‌توانیم!

نهم؛ اگر جریمه کپی یک اثر فرهنگی قیمت بالایی داشت، آن وقت شاهد حراج مال مردم در پیاده‌روهای شهر نبودیم.

دهم؛ چهار پنج سال پیش، دانشکده اقتصاد شریف دکتر غنی نژاد گفت که اخلاق بعد از پیاده شدن اصول بازار آزاد خود به خود به وجود خواهد آمد. آن روز سعی کردم این حرف را بفهمم. الان کمی از این حرف را فهمیده‌ام. بگوئید بروند پای منبر بازار آزاد شاید چهار پنج سال بعد اتفاقی بیفتد!

دوستان، لطفا نظرتان را بگوئید.

رسانه‌های جدیدتر از جدید

مجله جهانی رسانه اخیرا منتشر شده است. پیشنهاد می‌کنم حتما آن را ببینید. اما پیشنهاد من سرآشپز یک مقاله بسیار جالب است با عنوان رسانه‌های جدیدتر از جدید. خلاصه آن در ادامه آمده است و متن کامل را هم می‌توانید از اینجا بخوانید.

من در این مقاله به شکل گیری رسانه های جدیدتر از جدید می پردازم تا فرآیند تحولات ارتباطات نوین را پی گیری کنم. تعداد کاربران و میزان نفوذ “ رسانه‌های جدیدتراز جدید ” ـ یعنی رسانه‌های جدیدتر از رسانه‌های جدید، مانند توییتر، فیس‌بوک و یوتیوب هستند که مصرف‌کنندگان را به تولیدکنندگان تبدیل می‌کنند، و آثارشان به‌طور رایگان در دسترس همه قرار می گیرد. این فرآیندی است که در اواخر سال ۲۰۰۹ و در سال۲۰۱۰ به رشد خود ادامه داده و کماکان ادامه می دهد. برخی از پیامدهای این رشد عبارتند از: تیراژ روزنامه‌های کاغذی، درآمد تبلیغاتی و تعداد صفحات آنها به‌طور بارزی کاهش یافته است.

از سوی دیگر تعداد بینندگان شبکه‌های خبری و سرگرمی تلویزیون کاهش یافته‌اند. یوتیوب و فیس‌بوک ستارگان جدیدی، چون سوزان بویل، آفریده‌اند و زندگی حرفه‌ای ستارگان سنتی‌ای، چون بتی وایت را در جهان غرب رونق بخشیده‌اند. پس از زلزله ویرانگر هاییتی، فیس‌بوک و توییتر، کمک فراوانی به کسب اطلاعات مهم درباره پیامدهای آن کردند. ولی رسانه‌های جدید جدید، نه تنها به‌مثابه یاری‌رسان انسان‌های رنج‌دیده استفاده شده‌اند، بلکه به وسیله فرقه‌های سیاسی (مانند کانال طالبان) نیز به‌‌مثابه ابزار برای پروپاگاندا بر روی یوتیوب مورد استفاده قرار گرفته‌اند،. رسانه‌های سنتی نیز به تلاش خود برای عرضه جایگزین‌هایی برای رسانه‌های جدید جدید ادامه می‌دهند. هم‌اکنون انتشارات دانشگاه آکسفورد، کتابشناسی‌های آن‌لاینی که به‌وسیله پژوهشگران حرفه‌ای گردآوری شده‌ را عرضه می‌کند. برخلاف صفحات ویکی‌پدیا که هرکسی روی وب می‌تواند در آن بنویسد یا آن را ویرایش کند. اما ویکی پدیا همچنان در حال جذب میلیون‌ها خواننده است که هریک از آنها می‌تواند یک نویسنده و یا یک ویراستار آنی باشد. از این نظر، تاثیر رسانه‌های جدید جدید همچنان در حال افزایش است و روی محتوای رسانه‌های قدیمی‌تر تاثیر می‌گذارند. در سال ۲۰۱۰، در یک برنامه تلویزیونی یک تصویر متحرک از موفقیتهای ایجاد فیس‌بوک و نیز موفقیتهای یک شبکه تلویزیونی بزرگ در ایالات متحده (سی‌ بی اس) پخش شد که براساس توییت‌های یک فرد تهیه شده بود. کتابخانه کنگره در ایالات متحده آمریکا، هم اکنون در حال آرشیو کردن همه توییت‌هاست. این کار نشان می‌دهد که توییت ـ به‌مثابه محصول رسانه‌های جدید جدید ـ اهمیت فراوانی در کار، سرگرمی و زندگی‌های ما دارد. افزایش توییت‌ها در سال گذشته، بی‌ شک، آغاز نقشی است که آنها در سال‌های پیش‌رو، در جهان خواهند داشت.

کلید واژه ها :بتی وایت، فیس‌بوک، رسانه‌های جدید، رسانه های جدید جدید، روزنامه‌ها، سوزان بویل، طالبان، تلویزیون، توییتر، ویکی‌پدیا، یوتیوب.

کاری که رسانه‌ها با ما می‌کنند

فیلم Inception کریستوفر نولان علاوه بر تمام ایده‌های درست اجرا شده‌ای که دارد، یک ایده کلیدی جذاب دارد: رویاهایی هستند که شما سرآغاز آنها را نمی‌شناسید؛ این رویاها متعلق به خودتان نیستند، بلکه توسط دیگری در ذهن شما کاشته شده‌اند. شاید این فیلم تخیلی باشد و در عالم واقع داستان فیلم مصداق عینی نداشته باشد، اما مشابه همین رویا کاشتن با رسانه‌ها به واقعیت تبدیل می‌شود. رسانه‌ها رویاهایی را در ذهن ما می‌کارند که مربوط به ما نیستند. یک رسانه حرفه‌ای جوری یک رویا یا ایده یا نظر را در ذهن ما می‌کارد که ما گمان می‌کنیم از اول مال خودمان بوده. برای مقابله با این رویا کاشتن می‌گویند باید سواد رسانه‌ای مردم افزایش پیدا کند. سواد رسانه‌ای پادزهر مقابله با Inception است.

چند وقت پیش در منزل یکی از دوستان بحث لاغری مطرح شد و من گفتم که این شیفتگی بی‌پایان خانم‌ها برای لاغری کاری است که رسانه‌ها با ما کرده‌اند. راستش را بخواهید ما زمانی که بسیاری از شبکه‌های ماهواره‌ای نبوداند را یادمان رفته و گمان می‌کنیم از اول این‌ها بوده‌اند. در بازاریابی هم اصلی هست که شما باید احساس نیاز ایجاد کنید. حالا اگر این بیدار کردن احساس نیاز یک حس واقعی را بیدار و ارضا کند هیچ اما بسیاری از مواقع حسی بیدار می‌شود و نیازی ایجاد می‌گردد که ما بدون آن هم با کیفیت بالایی قادر به زندگی بودیم. رسانه‌ها ما را وارد بازی کثیفی می‌کنند که تنها راه مقابله با آن افزایش سواد رسانه‌ای مخاطب است. متاسفانه ما گمان می‌کنیم همین که وارد عصر رسانه‌های تعاملی شده‌ایم دیگر مخاطب هوشیار است و انتخابگر و بنابراین درست انتخاب می‌کند. اما در نهایت مخاطب آن چیزی را انتخاب می‌کند که قدرت‌های اقتصادی و سیاسی می‌خواهند. آقای افخمی استاد ارتباطات علامه در همایش رسانه‌های اجتماعی و کتاب حرفی زد که به دلم نشست: رسانه‌های اجتماعی به تنهایی باعث افزایش مطالعه نمی‌شوند و در صورتی که مردم آگاهانه با آن برخورد نکنند به یک ابزار تفریح تبدیل می‌شوند. راستش را بخواهید رسانه‌های اجتماعی ابزار مهمی برای یادگیری هستند. اما من کمتر کسی را دور و برم دیدم که از این ابزارها برای یادگیری استفاده کند. چرا؟ فرهیخته‌ترین دوستان من هم رسانه‌های اجتماعی را جایی برای وقت گذرانی می‌دانند. وقت گذرانی که هر دقیقه آن پولی می‌شود در جیب آقای زاکربرگ و دوستان. آنها برای ما دنیایی به غایت زیبا را تصویر می‌کنند و ما در ازای آن دنیای خیالی وقتمان و در نهایت زندگی‌مان را می‌دهیم.

پ.ن. ۱ برای فردی مانند من که قرار است با اصول فاینانس، اقتصاد، آمار و مدیریت و این چیزها به رسانه‌ها نگاه کند زدن این حرف‌ها بعید است. من باید از مصرف حرف بزنم و این که آمارها چه می‌گویند. راستش آدم‌های اقتصادی هم دل دارند و گاهی وقت‌ها دلشان به فکر مخاطب است نه عددهایی که قرار است همین طور بالا و بالا و بالاتر بروند.

پ.ن. ۲ حتما این فهرست را ببینید و حداقل به چندتایی از آنها سر بزنید. شاید بعدا گفتم که منظورم از گذاشتن این فهرست در این پست چیست.

آیا فرهنگ می‌تواند اقتصادی باشد؟

در صفحه فرهنگ و هنر دنیای اقتصاد دیروز مطلبی خواندم تحت عنوان شهر کتاب پانزده ساله شد؛ تیتر مطلب هم این بود: فرهنگ، چاره‌ای ندارد جز اینکه اقتصادی شود.

خواندن این خبر هم برای من تعجب هم برانگیز بود و هم جالب. تعجب برانگیز از این نظر که اهمیت اقتصادی شدن را از زبان مسئولین می‌شنیدم؛ جالب از این لحاظ که بالاخره تعداد کسانی که از اقتصادی شدن فرهنگ صحبت می‌کنند هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود.

بخش‌هایی از این خبر در ادامه آمده است:

فرهنگ و هنر- نشست گرامیداشت خبرنگاران به مناسبت پانزده سالگی شهر کتاب برگزار شد. مهدی فیروزان، که در کافه کتاب شهر کتاب مرکزی در خیابان شریعتی سخن می‌گفت به سرفصل‌های ایده‌هایش از زمان تصدی مسوولیتش به عنوان مدیرعامل شهرکتاب‌ اشاره کرد و گفت: پشت‌گرمی اصلی ما رسانه‌ها است.

امروز شهرکتاب تقریبا پانزده ساله شده است. این گفته به این معنا است که تقریبا پانزده سال از زمان تاسیس اولین شهر کتاب در خیابان زرتشت می‌گذرد. ازسوی دیگر امروز جشن پنج سالگی آغاز فعالیت‌های مرکز فرهنگی شهرکتاب است. فیروزان افزود: نکته سومی که می‌خواهم نظرها را به آن جلب کنم همین فروشگاهی است که این نشست در آن برگزار می‌شود و تا چندی بعد افتتاح رسمی خواهد شد. تقریبا سه سال طول کشید تا این فروشگاه از یک ساختمان قدیمی ساخته شود. تمامی استانداردهای ممکن جهانی را برای یک فروشگاه کتاب در این محل رعایت کرده‌ایم. می‌توانم ادعا کنم، تقریبا جایی در جهان با این استانداردها ساخته نشده است. در این محل محصولات فرهنگی برای تمامی سنین عرضه می‌شود. به‌رغم این‌ها، اینترنت وعرضه محصولات صنایع دستی و لوح‌های فشرده موسیقی از دیگر امکانات این محل است. به تعبیری این فروشگاه یک سوپرمارکت فرهنگی است. وی گفت: این مساله احتمالا ازسوی برخی با بدبینی نگریسته خواهد شد. اما بگذارید مساله‌ای را روشن کنم. فرهنگ، چاره‌ای ندارد جز اینکه اقتصادی شود. به همین دلیل من از حذف یارانه‌های محصولات فرهنگی دفاع می‌کنم. فیروزان با اشاره به اینکه در مدیریت شهرکتاب اقتصاد فرهنگ را تجربه کرده است، گفت: این فروشگاه با این امکانات محصول چهل سال فعالیت من در حوزه فرهنگ ساخته شده است. امروز من معتقدم فرهنگ باید به لحاظ اقتصادی به دولت متکی نباشد. من در توسعه به سیستم باز اعتقاد دارم. همه مشتریان شهرکتاب در سراسر ایران مدیران شهرکتابند. ایده‌های اینان باعث گسترش ما می‌شود. وی افزود: ما در مدیریت شهرکتاب یک تئوری داشتیم که مبنی بر حذف یارانه به عرضه بوده است. این حرف من به آن معنا است که یارانه باید از عرضه حذف و به تقاضا انتقال داده شود. درعین حال برای این کار باید نیاز به کتاب را در جامعه به وجود بیاوریم. وی در توضیح این موضوع گفت: ما نباید به ناشر برای چاپ کمک کنیم یا از او کتاب بخریم. این کار انبارها را پر می‌کند. ما باید نیاز به کتابخوانی و لذت کتاب را طوری ایجاد کنیم تا عرضه براساس آن شکل بگیرد. کتاب باید از صورت کالایی برای کنکور یا مختص به قشر مرفه جامعه بیرون بیاید.

۱۰ جلد برتر مجلات سال ۲۰۱۰ به انتخاب تایم

۱. جلد مجله رولینگ استون، نوامبر

تیتر: امینم، بازگشت از جهنم است.

قدرت این جلد در عکس بسیار زیبای و مبهم و رازآلود آن نهفته است.

۲. جلد مجله نشنال ژئوگرافیک، آوریل

تیتر: آب، جهان تشنه ما

قدرت این جلد در طراحی گرافیکی طبیعی قطرات آب نهفته است. آدم دلش می‌خواهد مجله را بتکاند تا آب‌ها بریزد زمین.

۳. جلد وال‌پیپر، اوگوست

تیتر: شماره ویژه دستباف

قدرت این جلد در استفاده از روزنامه‌نگاری شهروندی است. مدیران این نشریه برای این شماره ویژه درخواست طراحی جلد ر از خوانندگان می‌کنند و این جلد از بین ۲۱ هزار طرح انتخاب شده است.

۴. جلد مجله W، نوامبر

بی‌ادب!

۵. جلد مجله نیویورکر، مارس

تیتر: بیعت

قدرت این جلد در تصویرسازی آن نهفته است. زنی که دور سرش را پرندگان رنگی پرجنب و جوش پر کرده اند. این تصویر یک جور ادای احترام به الکساندر مک‌کوئین، طراح مد است که چند هفته قبل از این جلد خودکشی کرده بود. او زمانی کلاهی از پروانه‌ها طراحی کرده بود. تضاد بین سردی تصویر زن و جنب و جوش و هیجان پروانه‌ها این تصویر و این جلد را زیبا ساخته است.

۶. جلد مجله مَد، می

تیتر: اوباما را دوست داشتم!

آلفرد پسر سرخ‌مویی که بیش از هر کاراکتر دیگری بر روی جلد یک مجله ظاهر شده است. اوباما بک بار به شوخی گفته بود گوش‌های من هم مثل آلفرد است. ماژیک مشکی دست آلفرد و چند حرفی که به پیراهنش اضافه کرده کاهش محبوبیت اوباما در بین مردم آمریکا را نشان می‌دهد.

۷. هارپرز بازار، آوریل

تیتر: چی جدیده: دمی مور

راه‌پله‌هایی که راه به جایی نمی‌برند. در ساحل دریا، دمی مور در حال غذا دادن به یک زرافه است. خدای من اینجا چه خبر است!

۸. جلد مجله ESPN، اکتبر

تیتر: شماره ویژه بدن

بی‌تربیت!

۹. جلد مجله اکونومیست، اکتبر

تیتر: رشد کن لعتنی!

اکونومیست یکی از خلاقانه‌ترین راه‌های ممکن برای نمایش رکود جهانی را انتخاب کرده است. بارقه‌های امیدی نسبت به رشد به وجود آمده است.

۱۰. جلد مجله مارتا استوارت لیوینگ، نوامبر

شماره ویژه زیبایی

بررسی ابعاد رسانه‌ای‌ و سیاسی ویکی‌لیکس

امروز در نشست بررسی ابعاد رسانه‌ای‌ و سیاسی ویکی‌لیکس در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشتم. در این گردهمایی جمع زیادی از اساتید حضور داشتند و مطالبی که در سه ساعت و نیم جلسه مطرح شد بسیار آموزنده بود. به نظر من یکی که این جلسه انقدر پویا بود که گذر زمان را متوجه نشدم.

بر مبنای یادداشت‌هایم در این جلسه برداشت‌هایم از مطالب این جلسه را به زودی منتشر می‌کنم. در سایت این مرکز هم در مورد این جلسه نوشته شده بود:

هدف اعلام شده ویکی‌لیکس به ادعای گردانندگان آن، افشای پرونده‌های فساد مالی و ظلم در سراسر جهان است. با درز بیش از ۹۰ هزار مدرک سری ارتش آمریکا از طریق ویکی لیکس، ماجرای ویکی لیکس رسانه‌ای شد. اسناد یاد شده از ژانویه ۲۰۰۴ تا دسامبر ۲۰۰۹ را در بر می‌گرفت و شامل گزارش‌های منتشر نشده از کشته شدن غیرنظامیان و نیز عملیات پنهان کماندوهای آمریکایی علیه رهبران طالبان بود. انتشار این مدارک، توسط ویکی لیکس- که به دلیل انتشار اسناد و مدارک حساس درباره دولت‌ها و سازمان‌های سرشناس، شهرتی جهانی پیدا کرده- تازه‌ترین مورد از مجموعه افشاگری‌هایی است که تاکنون توسط این سایت منتشر شده است. لذا نظر به اهمیت اسناد منتشر شده توسط این سایت در روزهای اخیر و موضع‌گیری‌های مختلف در این خصوص، نشست تخصصی در سالن نشست‌های تخصصی مرکز تحقیقات استراتژیک برگزار می گردد.

مواردی که قرار بود در جلسه مطرح شود در ادامه آمده که البته بیشتر از این‌ها مطرح شد.

  • واکاوی ابعاد سیاسی افشاگری ویکی‌لیکس / دکتر ناصر هادیان
  • سناریوهای محتمل در موضوع ویکی‌لیکس / دکتر محمد سلطانی‌فر
  • شیوه‌های دسترسی و نشر اطلاعات توسط ویکی‌لیکس / دکتر حمید ضیایی‌پرور
  • بررسی کرونولوژی ویکی‌لیکس / سیاوش صلواتیان
  • بررسی اهمیت اسناد منتشر شده توسط ویکی‌لیکس / افسانه احدی

گزارش کامل همایش را در اینجا ببینید.

ویکی لیکس شیوه‌ای جدید در جنبش اعتراضی

امروز، سه شنبه ۲۳ آذر ماه، جلسه برررسی ابعاد سیاسی و رسانه‌ای ویکی‌لیکس در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد. هدف این جلسه دو چیز بود:

  • ریشه‌یابی این قصه؛
  • این که ایران کجای این موضوع قرار دارد.

در ادامه این مطلب برداشت های شخص خودم از مطالب مطرح شده در این جلسه را نوشتم. حرف هایی که در این جلسه ردو بدل شده دستاویز برای من بوده تا اندیشه های متفاوت در مورد ویکی لیکس را بیاورم و گرنه این مطلب گزارش واو به واو این جلسه نیست.

سناریو‌های محتمل و اصلی که در مورد ویکی لیکس در این جلسه بررسی شد این سه سناریو بود:

  1. ویکی لیکس توطئه آمریکایی‌هاست. (اکثر سخنرانان جلسه این فرضیه را رد کردند)
  2. چون سندی در مورد اسرائیل در این سایت نیست پس کار کار خود اسرائیلی‌هاست. (خیلی طرفدار نداشت اما بالاخره مطرح است)
  3. این کار توسط گروهی ناشناخته انجام شده است. شناخت این گروه به اندازه تغییراتی که در جهان ایجاد کرده اند اهمیت ندارد.

تاریخچه ویکی لیکس

سیاوش صلواتیان (استاد دانشگاه صدا و سیما) به کمک prezi ارائه‌ای به شکل فلش آماده کرده بود؛ با عنوان a short choronology of wikileaks. جذاب بودن این فلش و اطلاعات صلواتیان باعث شد زمان ۱۰ دقیقه‌ای ارائه او تا نیم ساعت تمدید شود.

یک نکته در میان حرف‌های صلواتیان این بود که بعد از سال ۲۰۱۰ که ویکی لیکس بعد از ۳ ماه تعطیلی راه‌اندازی شد دیگر مبتنی بر وب ۲.۰ نبود. ویکی لیکس برخلاف سابق دیگر ویکی نیست.

سناریوهای محتمل در موضوع ویکی لیکس

دکتر سلطانی فر (رییس گروه رسانه‌ای مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام) روش استفاده شده در ویکی لیکس را نشت هدایت شده اخبار خواند. در تاکتیک نشت هدایت‌شده اخبار اولاً افشاگری صورت می‌گیرد، ثانیاً بازخورد مطالب از جامعه مخاطب اخذ می‌شود. ثالثاً با استفاده از روش زمان‌بندی قسمت‌های بعدی با استفاده از بازخورد قسمت‌های قبل در زمان مناسب بعدی افشاگری می‌شود.

سلطانی فر گفت که ویکی لیکس شرایطی ایجاد می‌کند که Democracy به Emocracy تبدیل می‌شود. اکنون سیاست دیپلماسی د در جهان تغییر کرده و نگاه و تئوری post-CNN توسط ویکی لیکس محقق شده است. این یعنی تاثیر رسانه‌ها بر دیپلمات‌ها و دیپلماسی.

دکتر سلطانی فر سناریوهای مطرح در مورد ویکی لیکس را این گونه خلاصه کرد:

  1. نگاه خوش‌بینانه: با استفاده از فضای وب ۲.۰ و با استفاده از قوانین سوئد افشاگری و نشت اخبار و اطلاعات انجام شده است. ویکی‌لیکس در یک نگاه خوش‌بینانه، سایتی است که با استفاده از فضای وب ۲.۰ و استفاده از فضای آزاد رسانه‌ای در کشوری مثل سوئد که طبق قوانین آن افشاگری حداکثری را حمایت می‌کند و با استفاده از اطلاعات محرمانه از کانال‌های مختلف قصد افشا و بر هم زدن فضای قدرت در صحنه دیپلماسی جهانی را داشته و مردم را نیز تشویق به نشت  اطلاعات کشورهای خود می‌کند.
  2. توهم توطئه: قدرت‌های بزرگ غربی مقدار کمی از اطلاعاتشان را منتشر کردند تا در ادامه و به شکل رایگان افرادی در دیگر کشورها برای آنها جاسوسی کنند. در واقع ابتدا نوعی خودزنی کردند اما چون سیستم آنها مقاوم‌تر از بسیاری کشورهای شکننده جهان است انتشار اطلاعات این چنینی باعث تضعیف بسیاری از کشورها می‌شود. در یک نگاه بدبینانه و بر اساس تئوری توهم توطئه می‌توان اظهار نمود که این سایت توسط قدرت‌های بزرگ غربی ایجاد شده تا اطلاعات کشورهای مختلف را که در گذشته از طریق جاسوس‌ها و عوامل اطلاعاتی کسب می‌نمود را جاسوسی و افشا کند. با این نگاه این سایت یک شبکه جاسوسی اینترنتی مجانی برای غربی‌هاست که برای پنهان کردن خود در ابتدا کمی هم اطلاعات خود را افشاگری کردند تا صحنه افکار عمومی به ابعاد پشت پرده آنها پی نبرد.
  3. جهت کم کردن رد پای غرب در بسیاری از مسائل جهان است. در همین راستا، افشای ۴۰۰ هزار سند فوق محرمانه و ۹۱ هزار صفحه از اطلاعات سری عراق و افغانستان تنها به جهت کم کردن رد پای غرب از این صحنه است. (کمتر کسی قبول می‌کند مسیر این اطلاعات آن‌قدر باز باشد که یک سرباز ۲۳ ساله به جهت ضبط موسیقی به آنها دسترسی پیدا کند)
  4. جایگزینی بحران‌ها: قرار است جایگزین بحران‌های شود. در واقع بحران ویکی لیکس باعث دور شدن توجه‌ها از مشکلات اقتصادی می‌شود. جایگزینی بحرانی با بحران دیگر. از یک نگاه دیگر سناریویی است که در آن غرب می‌خواهد برای نجات از مهلکه اقتصادی با یک‌سری بحران‌های سیاسی آن را تغیر داده تا در یک فضای آرام اقتصادی به بازسازی شرایط خود بپردازد.
  5. بر هم زدن فضای سیاسی کشورهای جهان سوم برای برهم زدن نظم این کشورها. سناریوی افشاگری در کشورهای جهان سوم پس از افشاگری غربی‌ها حرکتی است که در آینده دامنگیر این کشورها می‌شود. غرب بخوبی می‌تواند در فضای رسانه‌ای و غیرسیاسی مردم خود از این مهلکه فرار کند ولیکن کشورهای جهان سوم که طاقت این‌نوع افشاگری‌ها را ندارند با افشای سندی قصد بر هم زدن ساختار سیاسی خود را مطالبه می‌کنند (با این نگاه ویکی‌لیکس مسیری را برای بر هم زدن فضای سیاسی کشورهای جهان سوم دنبال خواهد کرد)

اما ما چه نباید بکنیم؟

  1. توهم توطئه
  2. بزرگ‌نمایی آن اسنادی که موافق ماست و عکس آن.
  3. مردم به لایه‌های سطحی ویکی‌ لیکس نپردازند. بایستی سواد رسانه‌ای مردم را افزایش دهیم تا در برابر این اطلاعات مقاوم باشند.

بررسی فنی سایت ویکی لیکس

دکتر ضیایی پرور (کارشناس رسانه‌) در صحبت هایش به ۱۰ سوال پرداخت:

  • گردانندگان و حامیان بین المللی ویکی لیکس چه کسانی هستند؟
  • منابع اطلاعاتی ویکی لیکس چیست؟
  • برادلی مننینگ چه نقشی در انتقال اطلاعات به ویکی لیکس داشته است؟
  • فرآیند کسب و تایید اطلاعات توسط ویکی لیکس چگونه است؟
  • روش های ارسال اطلاعات به ویکی لیکس چگونه است؟
  • شبکه سیپرنت چیست؟ چه کسانی به آن دسترسی دارند؟
  • سرور اصلی سایت ویکی لیکس در کجاست و چه مشخصاتی دارد؟
  • چه حجم اطلاعات در ویکی لیکس منتشر شده است؟
  • سایتهای آیینه ای ویکی لیکس کدامند؟
  • چه حملات اینترنتی به ویکی لیکس انجام شده است؟
  • چه حملات اینترنتی به دفاع از ویکی لیکس انجام شده است؟
  • چرا ویکی لیکس همچنان به حیات خود ادامه می دهد؟

خود سایت هم منابع اطلاعاتی‌اش را نمی‌شناسد. در این سایت با روش‌های پیچیده به جمع‌‌آوری اطلاعات می‌پردازند و بررسی صحت و سقم آنها توسط برخی از روزنامه‌نگاران و توسط همان روش‌های سنتی روزنامه‌نگاری تحقیقی است.

شبکه سایپر نت منبع اصلی این اطلاعات است.

سرورهای اصلی این سایت در سوئد قرار دارد و در دیگر نقاط دنیا هم سرورهای پشتیبان دارد.

با توجه به بسته شدن دامین ویکی‌ لیکس سایت‌های آئینه‌ای به بازانتشار دوباره اطلاعات آن دست می‌زنند. مثلا این سایت ایرانی.

چه تاثیری در سیاست می گذارد؟

خانم افسانه احدی (کارشناس مسائل سیاسی) هم در مورد اهمیت پدیده ویکی‌لیکس در عصر جدید صحبت کرد. از این جا به بعد بار سیاسی ویکی لیکس بررسی شد. تا این جا بار رسانه ای ویکی لیکس بررسی شده بود.

بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۲ نهاد اطلاعاتی آمریکایی از نظر اطلاعاتی یکپارچه شدند و این دسترسی به اطلاعات را برای نفوذگران آسانتر ساخت.

سایت ویکی لیکس از نظر تبعات منفی بی‌اعتمادی در دیپلماسی به وجود خواهد آورد.

دکتر هادیان (استاد دانشگاه) هم نظارت اطلاعات و یا حفاظت اطلاعات را مطرح کرد.

هادیان گفت که با توجه به ابهام در ماجرا تکثر در مفهوم بندی وجود دارد و هر کسی داستان خودش را دارد.

این سایت سیاست خاصی را دنبال می‌کند. اما چه سیاستی؟

باید تکیه را بر روی اطلاعات منتشر شده نهاد و میزان و وزن‌دهی هر کدام را مشخص کرد. سندها سند است و شکی در انها نیست اما خب که چی؟ هر سندی آیا ارزش خوانده شدن دارد؟ نمی‌توان زیاد بر روی این سندها تکیه کرد. این سندها ممکن است برمبنای برداشت ناقص یک فرد باشد. تئوری توطئه علی‌رغم این که سعی می‌کند توصیح ساده‌ای بدهد و برای ذهن‌های ساده هم بسیار خوشایند است اما رد آن هم چندان ساده نیست. ویکی لیکس توطئه نیست. آمریکا ضررکننده اصلی این ماجراست و مدیریت انتشار این اسناد توسط یک دولت کار آسانی نیست و کنترل ان هم ممکن نیست.

اما درس‌های ویکی لیکس برای ما:

  • تمایل به پنهانکاری در آینده ضررهای فراوانی برای ما خواهد داشت.
  • دید واقعی و روشنی نسبت به همسایه‌هایمان داشته باشیم.
  • از طریق این اسناد دید دیپلمات‌های آمریکایی مشخص می‌شود.
  • در آینده از اطلاعات ویکی لیکس در دعواهای جناحی استفاده نکنیم.

آصفی سخنگوی پر تکذیب هم در جلسه حضور داشت و حضور این آدم بار شوخی‌های دیپلماتیک را در جلسه بالا برد. اما تحلیل آصفی چه بود؟

  • کار کار آمریکاست؟ نه. با هادیان موافق بود و معتقد بود دولت آمریکا پشت این ماجرا نیست.
  • هکرهای یک لاقبای پاپتی (خود آصفی همین جور گفت). به نظر نمی‌آید. نه.
  • یک گروه خاص. چه کسی کمترین ضرر را از ویکی لیکس دیده؟ اسرائیل. باید بیشتر به این فرضیه فکر کرد. هر چند ممکن است این گروه خاص به یک گروه خود سر اشاره داشته باشد. خب همه جا گروه‌های خود سر حضور دارند.

اما نکته مهم این که ویکی لیکس در سطح عموم مردم مطرح نبوده است.

پس چه باید کرد؟

در سطح کلی رسانه‌ای ما بایستی با بی‌اعتنایی با ویکی لیکس برخورد کنیم. یعنی عدم موضع‌گیری و بی‌اعتنایی کامل. خب نظر بنده هم با نظر آقای آصفی نزدیک است.

آصفی البته گفت که از این به بعد احتیاط و محافظه کاری در ادبیات دیپلماتیک حاکم می‌شود.

دکتر عادلی معاون پیشین اقتصادی وزارت امور خارجه هم در جلسه بود.

در پاسخ به آقای سلطانی‌فر گفت که پشت ماجرای ویکی لیکس از نظر اقتصادی چیزی نیست. چون منحنی بحران اقتصادی دنیا برگشته است و دیگر نیازی به ایجاد بحران برای کم‌اهمیت جلوه دادن بحران دیگر نیست.

تئوری توطئه ساده‌تر و قابل فهم‌تر است.

اما مهم این است که ویکی لیکس یک شیوه جدید در جنبش اعتراضی است

در گذشته جنبش‌های اعتراضی مسلحانه و مخفیانه بود.

بعد از دهه ۷۰ میلادی جنبش‌های مسالمت آمیزی مانند تظاهرات شیوه غالب بود.

به عنوان نمونه اعتراض دو خبرنگار از لوموند و گاردین به اجلاس جهانی داووس. در فضای مجازی افراد خودشان هستند و به نظر می‌رسد این ویژگی باعث شکل‌گیری این جنبش شود. البته که ممکن است این جنبش جهت‌گیری سیاسی خاصی هم داشته باشد که بر ما مکشوف نیست. جالب است که دیپلماسی ایران معمولا همراهی با جنبش‌های اعتراضی است بدون این که بداند این گروه‌ها چه می‌خواهند. مثلا ما ابتدا از مخالفان داووس حمایت کردیم بعد که آنها ما را سنگ روی یخ کردند شل شدیم.

درست است که در ویکی لیکس چیز جدیدی نگفتند اما چیز جدیدی بود که شنیدیم کشورهای همسایه خواهان حمله به ایران نبودند. بعد افشای این اختلافات فضای دیپلماسی جدید تغییر می‌کند.

دکتر موسوی (معاون بین‌الملل دانشگاه تهران) هم در جلسه حضو ر داشت و صحبت کرد.

در نظام امروز نباید مسائل را خطی دید. آمریکا بیشترین ضربه را خورده است اما مدیریت بحران می‌کند.

هیچ مقام آمریکایی نگفت که این اسناد دروغ است اما آن را تائید هم نکرد. این‌ها سیستم آمریکا را پایدارتر می‌کند. هیچ کدام از این اسنادی که منتشر شده امنیت ملی آمریکا را به خطر نمی‌اندازد. ممکن است دولت آمریکا با ویکی لیکس تعامل داشته باشد. در کوتاه مدت امریکا بازنده ویکی لیکس بود اما در بلند مدت این موضوع به نفع آمریکا خواهد بود.

اما دوران بعد از ویکی لیکس چگونه خواهد بود؟

بازگشت دوباره بازیگران غیر دولتی، بازیگر جدیدی به نام بازیگر آزاد وارد شده است..

ایران به سرعت اسناد ویکی لیکس را تکذیب کرد که کار اشتباهی بود. عمق این اسناد بسیار کمتر از تصویر وحشتناکی است که از ایران در دنیا ساخته شده است. ایران باید از تغییر بازی بترسد. بازیگران آزاد در حال تغییر بازی هستند و تعامل دولت ایران با مردم باید تغییر کند.

صادقی هم در جلسه حضور داشت و ویکی لیکس را نقطه عطفی در تحولات آینده دانست. روندهای مهم در جهان از این قرار بودند:

  1. بحران‌های جهانی
  2. فروپاشی شوروی
  3. جهانی شدن
  4. ۱۱ سپتامبر
  5. بحران اقتصادی
  6. و اکنون نشت اطلاعات طبقه‌بندی شده.

۷ فرض در مورد ویکی لیکس:

  1. یک ماجراجویی سیاسی بوده است.
  2. ابتکار عملی که منجر به شکل دهی یک سازمان جهانی می‌شود.
  3. قدرت‌های بزرگ پشت آن هستند و علت آن ایجاد یک بحران برای پوشش بحرانی دیگر است.
  4. انهدام و تغییر در خاورمیانه
  5. گرفتن ابتکار جهانی توسط آمریکا؛ در این میان کشوری که قدرت زایش و خودترمیمی داشته باشد مدیر جهان خواهد بود.
  6. نقش اسرائیل در خراب کردن چهره اوباما. مانند ماجرای مونیکا در مورد کلینتون.
  7. تفکر پست مدرنی که شکل گرفته و از همه این‌ها مهم‌تر است. اطلاعات به صورت آزاد و بدون طبقه‌بندی گردش کند. دیگر کسی نخواهد توانست از تمامیت‌خواهی اطلاعاتی استفاده کند.

به تقسیم‌بندی نظارت و حفاظت اطلاعات دکتر هادیان باید پخش اطلاعات را هم اضافه کرد. اطلاعاتِ

  1. خصوصی
  2. عمومی
  3. ملی
  4. بین‌المللی

اگر آمریکایی‌ها بتوانند مدیریت جهان را به عهده بگیرند آنگاه امنیت یک اصل می‌شود و تعریف جدیدی را مطرح خواهند کرد. نظام جهانی به سمت جدیدی با تدوین قوانینی برای نشت اطلاعات خواهد رفت که بتواند قانونا با آن برخورد کند.

مهندس قویدل هم در جلسه حضور داشت.

  1. دفاع از توهم توطئه: این همه سرور پشتیبان ویکی لیکس چگونه به وجود آمده است؟
  2. جریان آزاد اطلاعات را از طریق فیلترینگ نمی‌توان محدود کرد.
  3. جهانی شدن: یک استرالیایی در سرورهای سوئدی و ساکن انگلیس با حساب‌های بانکی در سوئیس.

این مطالب بسیار پراکنده بود. اما ماده خامی برای تحقیقات بعدی در مورد ویکی لیکس است. به زودی فایل های صوتی این جلسه را هم منتشر خواهم کرد.

مطالب مرتبط:

صلواتیان: بیشترین اسناد ویکی‌لیکس درباره عراق، ترکیه و ایران است

رییس گروه رسانه‌یی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص: دوران محرمانگی در جهان به پایان رسیده است

ضیایی‌پرور: ویکی لیکس یک بمب دیجیتالی است

احدی: وجهه دولت اوباما در داخل و خارج صدمه دیده است

هادیان: اسناد ادعایی ویکی‌لیکس نشان‌دهنده نگاه در خفای آمریکا به سایر کشورهاست

آصفی: وجود لابی صهیونیست در پشت ماجرای ویکی‌لیکس ممکن است

این یک متن سیاسی نیست

این متن را قبلا و در روزهایی که حادثه میدان کاج رسانه‌ای شده بود نوشتم اما از انتشار آن منصرف شدم. گمان کردم اتفاقی موردی بود و تا همان حد هم بیش از حد مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته. اما دوباره حادثه‌ای مشابه در کرج اتفاق افتاد. اعدام شهلا جاهد هم در همین روزها باعث شده که دوباره بنشینم و فکر کنم که ما با این همه ایده‌های بزرگ و دهان پرکن آیا به راستی اسیر و گرفتار مسائل روزمره هستیم.

ماجرای قتل میدان کاج شاید در میان هیاهوی رسانه‌ای مدعیان مدیریت جهان گمشده باشد. البته شاید باشند کسانی که به عمق فاجعه فکر کرده باشند. این ماجرا یک بار دیگر نشان داد که دغدغه اصلی ما در این کشور نه راست و دروغ بودن کشتار یهودیان در جنگ جهانی است نه ستادن حق ملت‌های همیشه در صحنه آمریکای جنوبی. کاش فارغ از حل و فصل مسائل کلان جهانی کمی هم به مسائل اجتماعی می‌پرداختیم و کمی از پول‌های آن کیسه مبارک را خرج برادران و فرزندانمان در این مرز و بوم می‌کردیم. این ماجرا به تنهایی نشانگر ابعاد گوناگونی از زندگی این روزهای ماست:

ناموس و ناموس‌پرستی کورکورانه

کاری به این که واقعیت این ماجرا چیست ندارم. اما کلماتی مانند دزد ناموس برایتان آشنا نیست. بله! محاکمه در خیابان مسعود کیمیایی را شاید دیده باشید. به شکل عجیبی این ماجرا به داستان این فیلم نزدیک است. در آنجا هم اسم رمز دزد ناموس است. آنجا هم مانند میدان کاج ناموس همه چیز است و هیچ چیز نیست. ناموسی که لیاقت دارد به خاطر آن آدم کشت؛ ممکن است به خاطرش اعدام شوی؛ اما از این به بعد دیگر کاری به این ناموس محترم نداری. فکر می‌کنید چند نفر از ما اگر در شرایطی مانند قاتل قرار بگیریم دست به چنین اعمالی نمی‌زنیم. البته بماند که گویا ماجرا کمی پیچیده‌تر از یک ناموس‌پرستی ساده بود. اما این کلمه ناموس در دیدگاه‌های ما به دنیا شدیدا تاثیرگذار است. حالا این را بگذارید کنار تماشای هر روزه سریال‌های فارسی وان. بیشتر این سریال‌ها کلمبیایی است. آیا می‌دانید کلمبیا چه گونه کشوری است؟ کشوری که در آن فرسنگ‌ها با این مفاهیم ناموسی ما فاصله دارند. کشوری که در آن خیانت همسر آنچنان که نزد ما پیچیده است نزد آنها پیچیده که نیست هیچ بلکه امری هر روزه است. البته ما در اینجا کی باشیم که بخواهیم مردم همیشه در صحنه آمریکای جنوبی را متهم به بی‌ناموسی بکنیم! اما حواسمان باشد که چه از نظر هیئت حاکمه و چه از نظر تماشای سریال‌های تلویزیونی با مردمی دمخور شدیم که ارضای نیازهای هر روزه برایشان اصل است و ابایی از نمایش این ارضای نیازشان ندارند. بالاخره شما که غریبه نیستید و با یک گوگل ساده فضای آمریکای لاتین دستتان می‌آید. الان من کاری ندارم که کدام درست است و کدام غلط. اگر بخواهیم هگلی به ماجرا نگاه کنیم، تز ناموس پرستی ایرانی در مقابل آنتی تز بی‌خیالی ناموسی لاتینی قرار می‌گیرد. از سنتز این دو به گمان من از خودبیگانگی شدیدی حاصل می‌شود که مصداقش را می‌توانی در ماجرای میدان کاج ببینی. این مشتی از خروار است. در این ماجرا از یک طرف بوی خیانت و رابطه غیراخلاقی طرفین وجود دارد از طرف دیگر حس ناموس پرستی و غیرت و حفاظت از ناموسی که ناموس نیست. این ماجرا کمی پیچیده‌تر از حالت‌های عادی ناموس‌ پرستی است.

کلاه‌برداری و استفاده از اعتماد دیگران

گویا در این رابطه چند نفره خیانت‌های متفاوتی وجود داشته. چند نفر از شما پسرهایی را می‌شناسند که در آن واحد دوست‌دخترهای متعددی دارند؟ یا بالعکس. امری که به نظر می‌آید وجود دارد اما آماری در مورد آن موجود نیست. در حالت کمی پیچیده‌تر باید برویم سراغ چند همسری. مردانی که چند همسر اختیار می‌کنند و زنانی که قانونا نمی‌توانند اما … . اعتماد بین روابط ما وجود ندارد. متاسفانه ما با هم ارتباط برقرار نمی‌کنیم بلکه به خواندن قصد و غرض همدیگر مشغولیم. گمان می‌کنیم هیچ کس قدر اعتماد ما را نمی‌داند و در مقابل سعی می‌کنیم ما هم قدر اعتماد طرف مقابل را ندانیم. در شرایطی که همه ما مبلغ ارزش‌ها هستیم، سعی می‌کنیم به ارزشی پایبند نباشیم.

عدم توانایی تصمیم‌گیری برای حل مسائل معمولی و در دسترس

این به عکس‌العمل مردم برمی‌گردد. گمان می‌کنم هنوز متوسط جامعه ما انقدر بالغ نیست که در مقابل مسائل پیش و پا افتاده عکس‌العمل مناسب نشان دهد. این در واقع به عدم توانایی ما در حل و فصل مسائل پیش و پا افتاده زندگی‌مان هم برمی‌گردد. ما داعیه مدیریت جهان را داریم اما در هر سطحی معمولا دچار مشکلات متعددی هستیم. از سطح خانواده بگیر تا سازمان‌ها و همین طور دولت. متاسفانه دور و بر ما پر شده از مدیر. اما خبری از کارشناسان خبره نیست. کسانی که کار را انجام دهند کمند. در مقابل مدیران فراوانی داریم که می‌خواهند کار را مدیریت کنند حال آن که از مدیریت مسائل شخصی و روزمره خود هم ناتوان هستند. ما به انواع تئوری‌های کلان مدیریتی مجهز شده‌ایم و چشم‌اندزا بسیاری از ما گوگل است و مایکروسافت. اما از زندگی سازمانی معمولی غافل شده‌ایم. به دنبال پیاده‌سازی مدل‌ها مختلفی از  EFQM گرفته تا انواع ISO ها و ITIL و چی و چی هستیم، در کلام روزمره ما کلمه سطح سرویس بالا و پائین می‌جهد، اما در انتها همه از هم ناراضی هستیم. راستی کی از کی راضی است؟ چرا این همه می‌دویم و همه کارهایمان را خوب انجام می‌دهیم اما سرآخر کارها خوب انجام نمی‌شوند؟ چرا کارایی داریم اما اثربخشی نداریم؟

یک سوال!

حالا بگذارید من یک سوال بپرسم: آیا اگر کسی تلفنی مزاحم همسر و مادر و خواهر شما شود فحش خواهر و مادر نثارش می‌کنی و اگر بتوانی … می‌کنی؟

صحنه‌ای بود در نان، عشق، موتور هزار که عموی عروس عکس‌العمل خواستگار را نسبت به متلک گفتن به همسرش در خیابان پرسید. خواستگار محترم و فارغ‌التحصیل برق و الکترونیک امیر شریف فرمودند پلیس ۱۱۰ را در جریان می‌گذارم. شما جای عمو بودید نمی‌گفتید خاک تو اون سرت. چند صحنه جلوتر مرد لوتی داستان در این موقعیت قرار می‌گیرد و سینمایی را به هم می‌زند. آیا همه با تحسین به او نگاه نمی‌کنیم؟ حالا اگر این وسط خونی ریخته شده بود و ماجرا بار تراژیک می‌گرفت چه؟

اینجاست که باید این سوال اساسی را پرسید که تاثیر رسانه‌ها بر کسب معرفت چیست؟

صفحه حوادث روزنامه‌ها با این توجیه منتشر می‌شوند که اگر مردم در مورد اتفاقاتی که در دور و برشان می‌افتد بیشتر بدانند کمتر دچار حادثه می‌شوند. اکنون وقت پرسش از اثربخشی صفحه‌های حوادث روزنامه‌هاست. شاید صفحه‌های حوادث کارا بوده‌اند و شاید مردم آنها را خوانده‌اند اما آیا اثربخش هم بوده‌اند.

پ.ن. خواب عجیبی دیدم. خواب دیدم نشر چشمه تعطیل شده و جایش لباس فروشی زده‌اند. من آنجا بودم. آن وسط گیج و حیران.

آیا موفقیت قهوه تلخ باز هم تکرار می‌شود؟

به نظر من قهوه تلخ موفق بوده است. برخی آن را با دایی جان ناپلئون ناصر تقوایی مقایسه می‌کنند. خیلی‌ها هم قبول دارند که این بهترین کار مهران مدیری است. علاوه بر این‌ها این سریال مدیوم جدیدی برای سریال دیدن را در ایران مطرح کرد. سریالی که دیگر مانند سریال‌های تلویزیون مردم در یک زمان و روبه‌روی تلویزیون‌هایشان آن را تماشا نمی‌کنند. مردم حق دارند در هر ساعتی که خواستند سریال را ببینند. تا جایی هم که می‌دانیم کپی برداری از این سریال قابل صرفنظر کردن است. با توجه به تخمین‌ها هم درآمد زیادی کسب کرده است. (قهوه تلخ چقدر درآمد خواهد داشت؟). خب همه این‌ها گواهی است بر موفقیت این سریال.

اما چه چیزی باعث شده این سریال موفق باشد؟ آیا ابعاد مختلف این تجربه تکرار‌پذیر است؟ مثلا یکی از همین ابعاد احترام مردم به کپی‌رایت و عدم کپی سریال. آیا بعد این سریال دوباره چرخ بر همان محور همیشگی خواهد چرخید؟

این تجربه که ما فرصت آن را داریم که در وسط‌های آن به سر می‌بریم تجربه‌ای مهم و قابل بررسی برای متخصصان رسانه است. شما چه فکری می‌کنید؟

زندگی بدون رسانه‌ها!

گمان می‌کنم اگر انتخاب‌های آدمی درست باشند بالاخره جایی در یک زمانی و یک نقطه‌ای به هم می‌رسند. مثلا شما عاشق فیلم خاصی هستید. همین طور از نگاه منتقدی لذت می‌برید. بسیار محتمل است که اگر این منتقد فهرست فیلم‌های محبوبش را اعلام کند فیلم موردنظر شما هم در آن فهرست باشد. در غیر این صورت به احتمال زیاد جایی اشکالی وجود دارد.

چرا این را گفتم؟ یکی از چیزهایی که ذهنم را مشغول کرده لزوم وجود رسانه‌هاست. رسانه‌ها مانند آب لوله‌کشی و برق انقدر با زندگی روزمره ما یکی شدند که تصور دنیای بدون آب لوله‌کشی زیاد هیجان انگیز نیست. (لطفا از گلگشت‌های چند روزه در دل طبیعت که بدون آب لوله‌کشی هم حسابی به آدم خوش می‌گذرد بگذرید، دارم در مورد زندگی عادی روزمره حرف می‌زنم).

رسانه‌ها همه جا وجود دارند. از داخل خانه‌هایمان گرفته تا کوچه و خیابان و اتوبان. موبایلی که دست ماست یک رسانه است. تابلوی تبلیغاتی کنار اتوبان یک رسانه است. دیگر تلویزیون و رادیو و اینترنت و روزنامه و مجله که جای خود دارند. جهان امروز ما جهان رسانه‌هاست. حالا فرض کنید در چشم به هم زدنی رسانه‌ها از روی زمین محو شوند. چه خواهد شد؟ سه چیز معنی خودشان را از دست می‌دهند:

  1. دموکراسی
  2. اقتصاد بازار آزاد
  3. روشنگری مردم

هنوز این سوال در ذهن من وول می‌خورد که دوست عزیزم محمد معماریان کنفرانس زندگی بدون رسانه را به من معرفی کرد. اینجاست که می‌گویم اگر انتخاب‌های آدم درست باشند بالاخره جایی در یک نقطه‌ای همدیگر را قطع می‌کنند.

دوست دارم در این مورد حرف بزنیم. شما فکر می‌کنید اگر رسانه‌ها از روی زمین محو شوند چه اتفاقی می‌افتد؟

دانلود مقاله‌های مجله مطالعات کسب و کار رسانه‌‌ها از ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸

مجله مطالعات کسب و کار رسانه‌‌ها (Journal of Media Business Studies) از سال ۲۰۰۴ منتشر می‌شود.و تاکنون ۱۸ شماره از آن منتشر شده است. این نشریه را Jönköping International Business School در سوئد و به زبان انگلیسی منتشر می‌کند. نکته جالب در مورد ترتیب زمانی انتشار آن است: سه سال اول ۲ شماره در سال، دو سال دوم ۳ شماره در سال، و از سال ۲۰۰۹ چهار شماره در سال. یاد طرح‌های بلندپروازانه‌ای می‌افتم که در این مملکت کلنگش زمین زده شده و قرار بوده در پایان آن آپولو هوا کنیم. اما زهی خیال باطل. ما ماندیم و حوضمان. خوشم می‌آید از این که ابتدا کارها را آسان شروع می‌کنند و بعد که روی دور افتاد آرام آرام سرعتش را بیشتر می‌کنند. عاشق این تئوری هستم که می‌گوید ما نمی‌توانیم کارهای بزرگ انجام دهیم. نهایتا شاید بتوانیم کارهای کوچک را بزرگ انجام دهیم. این دوستان سوئدی هم کار با کیفیت عرضه کردند و بعد کمی کیفیت را افزایش دادند.

… بگذریم.

مقاله‌های ۵ سال اول این نشریه به رایگان در اینترنت منتشر شده است. به علاقمندان مدیریت و اقتصاد رسانه‌ها پیشنهاد می‌کنم فایل pdf این مقاله‌ها را دانلود و مطالعه کنند.

توجه: ممکن است ترجمه عنوان مقاله‌ها صحیح نباشد. عنوان انگلیسی مقاله‌ها هم در کنار عنوان فارسی آنها آمده است. این مقاله‌ها هر کدام حدود ۲۰ صفحه است و حسابی به درد علاقمندان، پژوهشگران و دانش‌جویان رسانه می‌خورد. سردبیر این نشریه هم پروفسور تانکارد معروف است!

دوره ۱، شماره ۱، بهار ۲۰۰۴

ارزیابی تغییر بازار شبکه تلویزیون: بر اساس تجزیه و تحلیل منابع شبکه‌هایپخش تلویزیونی(دانلود فایل)

Assessing the Changing Network TV Market: A Resource-Based Analysis of Television networks

Disintermediation و Reintermediation در زنجیره ارزش ضبط صدا: دو مطالعه موردی (دانلود فایل)

Disintermediation and Reintermediation of the Sound Recording Value Chain: Two Case Studies

شرکت Viacom: یک مطالعه موردی در مدیریت رسانه فراملی (دانلود فایل)

Viacom Inc.: A Case Study in Transnational Media Management

گونه‌شناسی ریسک در سازمان‌های رسانه‌ای فامیلی (دانلود فایل)

A Typology of Risk in Family Media Enterprises

دوره ۱، شماره ۲، پاییز ۲۰۰۴

یک تجزیه و تحلیل اکتشافی از استراتژی‌های واگذاری شرکت‌های عمده رسانه‌ای (دانلود فایل)

Lightening the Load: An Exploratory Analysis of Divestiture Strategies of Major Media Firms

مصرف‌کنندگان مشترک مجله: رابطه رضایت مشتری و کیفیت محتوی (دانلود فایل)

Consumer Magazine Subscription: The Roles of Customer Satisfaction and Content Quality

ارزیابی مصرف‌کنندگان شبکه‌های کابلی زیرمجموعه یک برند: مطالعه موردی شبکه Discovery (دانلود فایل)

Consumer Evaluations of Cable Network Brand Extensions: A Case Study of the Discovery Channel

دوره ۲، شماره ۱، بهار ۲۰۰۵

معضل و آینده تلویزیون ماهواره‌ای استانی در چین (دانلود فایل)

The Dilemma and Future of Chinese Provincial Satellite Television

سقف شیشه‌ای همچنان ادامه دارد: رهبران زن در شرکت‌های ارتباطی (دانلود فایل)

The “Glass Ceiling” Persists: Women Leaders in Communication Companies

رهبری منابع انسانی در محیط با پویایی بالا: بر اساس تجزیه و تحلیل سه شرکت انتشاراتی (دانلود فایل)

Human Resource Leadership in Highly Dynamic Environments: Theoretically Based Analyses of 3 Publishing Companies

دوره ۲، شماره ۲، پائیز ۲۰۰۵

بررسی پویایی نسبت قدرت بین ایستگاه‌های رادیویی در آمریکا (دانلود فایل)

Exploring the Dynamics of Power Ratios among U.S. Radio Stations

قانون پرداخت برای برنامه‌های تلویزیونی و تاثیر آن بر پرداخت (دانلود فایل)

Pay TV Piracy and its Effects on Pay TV Provision

استراتژی‌های کمپانی‌های رسانه‌ای فراملی در چین عضو WTO: رویکرد سه رهبر جهانی (دانلود فایل)

Transnational Media Corporations’ Strategies in Post-WTO China:The Approaches of Three Global Leaders

خصوصیات منحصر به فرد و پویایی کسب و کار محصولات رسانه‌ای (دانلود فایل)

Unique Characteristics and Business Dynamics of Media Products

دوره ۳، شماره ۱، بهار ۲۰۰۶

دموگرافی خوانندگان روزنامه: عوامل و الگوهای مصرف در آمریکا (دانلود فایل)

Demographics of Newspaper Readership: Predictors and Patterns of U.S. Consumption

تبلیغات و توسعه رسانه: اتصال گمشده (دانلود فایل)

Advertising and the Development of Media: The Forgotton Connection

دیجیتال باشید: ارزیابی ۲۵ کمپانی برتر رسانه‌ای آمریکا و استراتژی‌های دیجیتال آنها (دانلود فایل)

Doing Digital: An Assessment of the Top 25 U.S. Media Companies and Their Digital Strategies

استراتژی‌های برای چاپ دیجیتال موفق (دانلود فایل)

Strategies for Successful Digital Printing

دوره ۳، شماره ۲، پائیز ۲۰۰۶

تقابل یا مصالحه؟ وضعیت اسف‌بار برندهای رسانه‌ای کوچک در فضای بازار مجموع صفر (دانلود فایل)

Confrontation or Concilliation? The Plight of Small Media Brands in a Zero-Sum Marketplace

تاریخچه و توسعه پژوهش‌های اقتصاد رسانه‌ها در چین (دانلود فایل)

The History and Development of Media Economics Research in China

توسعه روش‌های دوباره مصرف کردن محتوی در صنعت نشر آلمان و آمریکا (دانلود فایل)

Dissemination of Content Reutilization Practices in the German and U.S. Book Publishing Industry

مدیریت یک فعالیت مشترک: یک مطالعه موردی از نقش‌ها و تضادهای مشارکت‌کنندگان (دانلود فایل)

Managing a Joint Venture: A Case Study of Participants’ Roles and
Conflicts

دوره ۴، شماره ۱، بهار ۲۰۰۷

تلویزیون موبایلی در ایتالیا: زنجیره ارزش و مدل‌های کسب و کار اپراتورهای مخابرات (دانلود فایل)

Mobile Television in Italy: Value Chains and Business Models of Telecommunications Operators

آیا مدیریت رسانه مهم است؟ مشخص کردن محدوده، منطق، و موضوعات مهم برای تحقیق در آینده برای شکل‌دهی این رشته دانشگاهی (دانلود فایل)

Does Media Management Matter? Establishing the Scope, Rationale, and Future Research Agenda for the Discipline

یک تغییر پارادایم در تبلیغات و تاثیر آن بر رسانه‌های تبلیغاتی-حمایتی (دانلود فایل)

A Paradigm Shift in Advertising and its Meaning for Advertising- Supported Media

رسانه‌های و کارآفرینی: چه باید بدانیم و به کجا باید برویم؟ (دانلود فایل)

Media and Entrepreneurship: What Do We Know and Where Should We Go?

دوره ۴، شماره ۲، تابستان ۲۰۰۷

استراتژی شرکت‌های رسانه‌ای فراملی: بر مبنای آزمون منابع اتحاد جهانی و الگوها (دانلود فایل)

Video Strategy of Transnational Media Corporations: A Resource-Based Examination of Global Alliances and Patterns

تاثیر اینترنت بر رفتار جستجوی اطلاعات مصرف‌کنندگان در آمریکا (دانلود فایل)

Impact of the Internet on Consumer Information Search Behavior in the United States

مرگ طبیعی، اتانازی و خودکشی: رحلت مشترک توافقنامه‌های عملی  (دانلود فایل)

Natural Death, Euthanasia, and Suicide: The Demise of Joint Operating Agreements

مروری بر مفاهیم مالیات بر مصرف در فروش دانلودهای دیجیتال در اتحادیه اروپا (دانلود فایل)

An Overview of Consumption Tax Implications on the Sale of Digital Downloads in the European Union

دوره ۴، شماره ۳، پائیز ۲۰۰۷

ترجیحات مصرف‌کننده نسبت به دانلودهای تجاری موسیقی (دانلود فایل)

Consumer Preferences Towards Commercial Music Downloads

تئوری مصرف اقتصاد خرد و استفاده از رسانه‌های شخصی: شواهد تجربی از آلمان (دانلود فایل)

Microeconomic Consumption Theory and Individual Media Use:Empirical Evidence From Germany

درآمدی بر روزنامه الکترونیک: تعیین گروه‌های هدف اولیه (دانلود فایل)

Introducing the E-Newspaper: Identifying Initial Target Groups

یک تست کیفیت چه ارزشی دارد؟ تاثیر بودجه‌های تبلیغاتی بر تولید رای و هزینه کردن مصرف‌کننده (دانلود فایل)

What is A Quality Test Worth? The Influence of Advertising Budgets on Product Ratings and Consumer Spending

تبلیغات؟ بله لطفا، اما تنها زمانی که انتخاب خودم است (دانلود فایل)

Advertising? Yes Please, But Only When It’s My Choice

دوره ۵، شماره ۱، بهار ۲۰۰۸

رشد و توسعه شرکت‌های رسانه‌ای جدید و نوپا (دانلود فایل)

Growth and Development of New and Young Media Firms

قابلیت‌های کسب و کار شرکت‌های رسانه‌ای کارآفرینانه کوچک: تولید مستقل تلویزیون کودکان در کانادا (دانلود فایل)

Business Capabilities of Small Entrepreneurial Media Firms:Independent Production of Children’s Television in Canada

نمودار موفقیت‌ها و نوآوری در صنعت موسیقی: آیا شکل سازمانی اهمیت دارد؟ (دانلود فایل)

Chart Success and Innovation in the Music Industry:Does Organizational Form Matter?

قابلیت‌های مدیریت پروژه در صنعت جدید رسانه (دانلود فایل)

Project Management Capabilities in the New Media Industry

هرگز نگو هرگز: متصدیان و تازه‌واردین در حضور معماری نوآوری (دانلود فایل)

Never Say Never: Incumbents and Newcomers in the Presence of Architectural Innovation

آشنایی با کارآفرینی در رسانه‌های سنتی (دانلود فایل)

Understanding Entrepreneurship in Traditional Media

دوره ۵، شماره ۲، تابستان ۲۰۰۸

تفکیک مشتریان و تعامل: دو چالش CRM در خدمات پخش عمومی (دانلود فایل)

Customer Differentiation and Interaction:Two CRM Challenges for Public Service Broadcasters

آینده تبلیغات تلویزیونی: نه آنقدر تلخ که قبلا گفته شده (دانلود فایل)

The Future of TV Commercials: Not as Bleak as Proclaimed

روزنامه بر روی قطعه‌های کاغذ الکترونیک: یک سناریو مدل از مدل‌های کسب و کار ممکن (دانلود فایل)

Newspapers on Electronic Paper Devices:  A Scenario Modelof Possible Business Models

اسکی بر روی یخ  نازک: استراتژی‌های ترویج چهارمین شبکه محل در المپیک ۲۰۰۶ (دانلود فایل)

Skating on Thin Ice: Promotional Strategies of a 4th Place Networkin the 2006 Olympics

دوره ۵، شماره ۳، پائیز ۲۰۰۸

چرا تلویزیون Cume مهم است: یک مطالعه موردی اکتشافی در مورد ۴ برند تلویزیون محلی (دانلود فایل)

Why TV Cume Matters:An Exploratory Case Study of Four Local TV Brand

سیاست عمومی و تولیدات مستقل تلویزیونی در بریتانیا

Public Policy and Independent Television Production in the U.K.

توسعه عرضی شرکت‌های رسانه‌ای (دانلود فایل)

The Development of Transversal Media Corporations

تغییر ساختار و بازگشت از خدمات پخش عمومی: مدیریت عمومی با نگرش خصوصی (دانلود فایل)

Restructuring and Turnaround of a Public Service Broadcaster:Public Management with a Private Attitude