حرف‌هایی که شنیده نمی‌شود

۱. من دوستانی دارم و دوستانم هم دوستانی دارند. این واقعیت ظاهراً ساده اساس کسب‌وکاری است که در ۷ سال گذشته آن را از هیچ ساخته ام. در این ۷ سال همه‌چیز ساده هم پیش نرفته است. در این مسیر شاهد انواع چوب لای چرخ گذاشتن ها بوده‌ام. به‌عنوان مدیر یک کسب‌وکار کوچک انواع چالش‌ها را با بخش‌های مختلف داشته‌ام. به همین دلیل همیشه سعی کردم از دولت و دولتی‌ها فاصله بگیریم و به آنهایی که ادعاهایی بزرگ بادکنکی دارند بااحتیاط نزدیک شوم. از آن‌طرف درزمینهٔ منابع انسانی انبوه مشکلات بیداد می‌کند. ازیک‌طرف می‌گویند در کشور بی‌کاری است و از طرف دیگر نمی‌توان نیرویی پیدا کرد که حداقل‌ها را برای کار کردن داشته باشد. بازار کار پرشده از افراد پرادعایی که تلاش زیادی برای آموزش خودشان نمی‌کنند. حرف من هم دقیقاً اینجاست: آموزش.

۲. ما تصور می‌کنیم اگر کتاب نخوانیم و اگر ویدیوهای آموزشی نبینیم و اگر پادکست‌های آموزشی را گوش نکنیم می‌توانیم حرفه‌ای شویم. از آن‌طرف برخی از ما با خرده‌دانشی سریع ادعای استادی می‌کنیم. مثلاً درباره بیت‌کوین و زنجیره بلوک؛ کسی که تا دیروز هیچ‌چیزی درباره این مفهوم نمی‌دانسته اکنون با چند جست‌وجوی ساده و خواندن چند متن پراکنده، شروع می‌کند به خیال خودش آموزش دادن این موضوع. بعد هم گله می‌کند که در این کشور هیچ متن درست‌وحسابی دراین‌باره وجود ندارد. من و دوستانم در راه پرداخت به کنار، همین صفحه فین‌تک شنبه به کنار، همه این بچه‌هایی که آمدند در این یکی دو سال به زبان فارسی درباره بیت‌کوین و زنجیره بلوک نوشته‌اند را ندیده‌اید؟ ما نه می‌خوانیم و نه آن چیزی که دیگران نوشته‌اند را می‌بینیم. فقط خودمان را قبول داریم و بس.

۳. همین الان که دارید این یادداشت را می‌خوانید باید بدانید که جانت یلن آخرین روزهای ریاستش بر فدرال رزرو را می‌گذارند او درباره ارزهای رمزنگاری‌شده صحبت کرده است. او گفته که باید بین ارز دیجیتال و ارز رمزنگاری‌شده تفاوت قائل شد و بااین‌حال گفته که برنامه جدی برای ورود به حوزه ارزهای رمزنگاری‌شده ندارند؛ هرچند در حال تحقیقات بر روی این موضوع هستند. او محافظه‌کارانه درباره موضوع صحبت کرده. نه آن را رد کرده و نه آن را تائید کرده. از آن طرف این روزها بیت‌کوین همین‌طور گران‌تر و گران‌تر می‌شود و گاهی هم ارزان می‌شود ولی دوباره گران می‌شود. آن‌هایی که دوست دارند خیلی سریع پولدار شوند دوست ندارند از فرصت بیت‌کوین بگذرند. از طرفی خیلی‌ها نگران این هستند که اگر در بیت‌کوین سرمایه‌گذاری کنند سرمایه‌شان را از دست بدهند. چه باید کرد؟ پاسخ‌های تحلیلگران هم کمک زیادی نمی‌کند. از آن‌طرف خبرهایی درباره ارزهای رمزنگاری‌شده دیگر که به آلت‌کوین‌ها معروف هستند می‌رسد. بعد از بیت‌کوین حالا نوبت ریپل است. ریپل نام یک پول دیجیتال (XRP) و یک شبکهٔ پرداخت آزاد است که این پول در آن معامله می‌شود. این شبکه درواقع یک سیستم پرداخت توزیع‌شده و متن‌باز است که هنوز نسخهٔ بتای خود را تجربه می‌کند. این ارز در هفته گذشته رکورد زده است.

۴. اینجا فقط سه نمونه از میان انبوه خبرها را ذکر کردم. راستی چه شد که یکی از جنبه‌های فین‌تک این همه موردتوجه قرار گرفت؟ چه شد که یکی از جنبه‌های فین‌تک این‌چنین همه توجه‌ها را به خودش جلب کرد.

۵. چند هفته پیش گفت‌وگویی در شبکه خبر تلویزیون درباره بیت‌کوین بود که خلاف عادت صداوسیما کارشناس‌هایی به برنامه آمده بودند که بدون اطلاعات و یک‌طرف به قاضی نرفتند. یکی از این کارشناسان از فرصت‌هایی گفت که وجود دارد. وقتی مجری از این دو نفر پرسید که چرا قیمت بیت‌کوین مدام بالا می‌رود یکی گفت که فقط عرضه و تقاضا این وضعیت را ایجاد کرده است. به عبارتی چون عرضه کم است و تقاضا همین‌طور زیادتر می‌شود درنتیجه قیمت بالا می‌رود. منتها این برداشت از ماجرا کامل نیست و فرد دوم به‌خوبی به این اشاره کرد که هزینه‌هایی که برای استخراج بیت‌کوین می‌شود و انرژی که صرف این کار می‌شود در افزایش قیمت بیت‌کوین تأثیر دارد. در هفته‌نامه شنبه، وب‌سایت راه پرداخت و ماهنامه عصر تراکنش بارها به یکی از جنبه‌های منفی بیت‌کوین یعنی مسائل زیست‌محیطی آن پرداخته‌ایم.

۶. هفت سال است که با دوستانم و دوستان دوستانم داریم درباره چیزهایی حرف می‌زنیم که خیلی‌ها دوست ندارند بشنوند. منتها این نشنیدن‌ها باعث نشده که این چیزهایی که ما از آنها صحبت می‌کنیم در پستو پنهان بمانند. پیشنهاد من به همه کسانی که این یادداشت را می‌خوانند این است که تا دیر نشده شروع کنند به آموزش و یادگیری در زمینه فناوری، کسب‌وکار و آینده زنجیره بلوک. بیت‌کوین فعلا مهم‌ترین دستاورد زنجیره بلوک است و نمی‌توان آسان از کنار آن گذشت.

۶ چیز مهمی که دانشگاه به من یاد نداد

تیتر نوشته این است: ۶ چیز مهمی که دانشگاه به من یاد نداد. کامل‌ترش این است که «۶ چیز مهمی که دانشگاه به من یاد نداد و من با هزینه بسیار زیاد آنها را یاد گرفتم». دانشگاه‌های ایران، بیشتر از این که دانشجو را آماده کار و زندگی کنند، از آنها دانشمند و پژوهشگر می‌سازند. به همین دلیل ساده و ابتدایی، از دل دانشگاه‌های ما نوابغی بیرون می‌آیند که ظرفیت استفاده از آنها هم وجود ندارد و رهسپار دیار فرنگ می‌شوند؛ کمتر کسی پیدا می‌شود که از دانشگاه چیزهایی آموخته باشد و بگوید آنها را در محیط کار و زندگی به کار بسته است. باور کنید که اگر در دانشگاه‌های ما فنون آبیاری گیاهان آپارتمانی آموزش می‌دادند، کاربرد بیشتری نسبت به بسیاری از مباحث مطرح شده در دانشگاه‌ها داشت؛ اما دانشگاه‌های ما چه چیزی یاد نمی‌دهند که ما باید با هزینه زیاد آنها را یاد بگیریم. ادامه خواندن “۶ چیز مهمی که دانشگاه به من یاد نداد”

درباره وب ۲.۰ [کارگاه آموزشی روابط عمومی الکترونیک]

دوشنبه این هفته و در روز سوم کارگاه روابط عمومی الکترونیک در سازمان انتقال خون مباحثی در زمینه وب ۲.۰ و کاربردهای آن در روابط عمومی را ارائه کردم. روز اول این کارگاه امیر لعلی و روز دوم آن امیرعباس تقی‌پور ارائه داشتند. مخاطبان این کارگاه مدیران روابط عمومی پایگاه‌های انتقال خون سراسر کشور بودند. این کارگاه فرصتی بود برای آشنایی با دوستان خوبی که در روابط عمومی‌های سازمان انتقال خون کار می‌کنند. آن طور که دوستان روابط عمومی من گفتند از مطالب طرح شده هم راضی بودند. تلاش من این بود که مستقیم سراغ اصل جنس بروم و مطالب کاربردی را با توجه به مفاهیم ارائه کنم.

فایل ارائه این کارگاه را هم می‌توانید از اینجا دانلود کنید.

در ادامه هم خبری مربوط به این کارگاه را مطالعه می‌کنید. 

مدیرعامل سازمان انتقال خون ایران در جمع مدیران روابط عمومی:

 روش های جدید ارتباطی مؤثرتر و بهتر عمل می‌کنند

به دنبال برگزاری کارگاه آموزشی «روابط عمومی الکترونیک» در سازمان انتقال خون ایران، دکتر غلامرضا توگه در جمع مدیران روابط عمومی انتقال خون استان‌های کشورحضور یافت و در خصوص بهره گیری از روش‌های نوین ارتباطی در کنار روش‌های سنتی سخن گفت.

مدیرعامل سازمان انتقال خون ایران با اشاره به روز وحدت حوزه و دانشگاه است گفت: از این مناسبت استفاده می‌کنم و دو نکته را درباره روابط عمومی‌ها و سازمان انتقال خون خاطرنشان می‌کنم؛ وقتی عناوینی را که برای آموزش در این کارگاه آموزشی در نظر گرفته شده، دیدم به نظرم بسیار لازم آمد که این‌ها آموزش داده شود چرا که همه این تکنولوژی‌ها برای کارکردن در فضای فعلی دنیا لازم و شایسته است.

وی افزود: امکانات و روش‌های نوین همانگونه که می‌دانید در دنیای کنونی بسیار تأثیرگذارند و خیلی از پدیده‌های اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. مثلاً در کنفرانس کشورهای صنعتی که دو سال پیش بود می‌دیدم که مهمان‌های ویژه‌ای در آنجا حضور دارند که فعالیت‌هایشان باعث ایجاد تحولات جدی اقتصادی در جهان می‌شود. این افراد مسئولان شبکه‌های اجتماعی بودند.

دکتر توگه سپس افزود: حتی می‌بینیم که در انقلابهای کشورهای عربی و تحولاتی که در یکسال اخیر رخ داد تا چه اندازه این شبکه‌های اجتماعی مؤثر بودند و این نشانگر قدرت نفوذ فضاهای مجازی است.

مدیرعامل سازمان انتقال خون با تأکید بر این مسأله که در کنار روشهای نوینی که استفاده از آن‌ها متداول شده نباید از روش‌های سنتی و کلاسیک در روابط عمومی‌ها غافل شد گفت: این روش‌ها همچنان کارکرد خود را دارند و باید بدانیم که اگر همه چیز مجازی شود خطرات و تهدیدات خود را هم دارد. لذا در کنار شناخت روشهای جدید از روشهای سنتی نباید چشم پوشی کنیم. کشورهایی مثل ما همیشه در تهدید هستند واگر صد در صد بخواهیم به فناوری‌های نوین ارتباطی تکیه کنیم برای ما خطرآفرین است.

دکتر توگه با توصیه همکاران روابط عمومی استان‌ها، به استفاده از روش‌های سنتی مانند ارتباط چهره به چهره و مصاحبه‌ها افزود: در عین حال باید آن توانمندی ذاتی برای بهره گیری مناسب از روش‌های جدید ارتباطی که مؤثر‌تر و بهتر عمل می‌کنند نیز حاصل شود و این گونه آموزش‌ها در جهت تحقق همین هدف است.

دکتر توگه اضافه کرد: سازمان انتقال خون بهر حال یک سازمان مردمی، دولتی و عام المنفعه است و به دور از شائبه‌های تجاری فعالیت می‌کند. همین باعث می‌شود که روابط عمومی‌ها بتوانند با مردم که سرمایه اصلی این سازمان هستند ارتباط خوبی برقرار کنند. خوشبختانه مسئولان در حمایت از این سازمان جدی و متفق القول هستند و این امر موقعیت بسیار خوبی برای سازمان فراهم می‌کند.

مدیرعامل سازمان در ادامه سخنان خود گفت: بازهم از مناسبت امروز استفاده و تأکید می‌کنم که دانشگاه مهد علم جدید و پیشرفت‌ها و تکنولوژی در عرصه‌های مختلف است و حوزه نگاه سنتی به تعلیم و تربیت دارد. جامعه به هر دو این‌ها نیاز دارد. در ایران دانشگاه شاید قدمتی در حدود صد سال داشته باشد اما حوزه‌های علمیه نزدیک به هزارسال پیشینه دارند و در امر تعلیم و تربیت تجربه بسیاری اندوخته‌اند. ما برای تعلیم تعلم و هدایت آحاد جامعه در عرصه‌های مختلف به هر دو نیازمندیم.

ایشان در پایان با تشکر از حضور فعالانه مدیران روابط عمومی استان‌ها در کارگاه آموزشی گفت: امیدوارم بتوانید از تجربیات و امکانات جدید به خوبی استفاده کنید و بتوانید در شناساندن جایگاه شایسته سازمان و فعالیت‌های آن بیش از پیش موفق باشید و در این راستا همگی بتوانیم اهداکنندگان بیشتری جذب و فرهنگ اهدای خون را در جامعه ترویج و نهادینه کنیم.

گفتنی است کارگاه یاد شده از ۲۵ تا ۲۷ آذرماه جاری در سازمان انتقال خون ایران برگزار شد. امیر عباس تقی‌پور، امیر لعلی و رضا قربانی مدرسان این کارگاه سه روزه بودند.

در کارگاه سازمان ۲.۰ چه چیزی در انتظار شماست

دوشنبه آینده در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال کارگاه سازمان ۲.۰ برگزار می‌کنم.

سازمان ۲.۰ کاربرد مفاهیم و ابزارهای مختلف رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی در درون سازمان‌هاست. در کارگاه سازمان ۲.۰ یک چهارچوب هوشمندانه برای ارزیابی و پیاده‌سازی فناوری‌ها و فرآیندهای اجتماعی هم در داخل و هم در خارج یک سازمان معرفی می‌شود.

یک نقشه راه تفصیلی شامل هشت مرحله زیر هم معرفی می‌شود:

[checklist]

  • پیدایش
  • استراتژی
  • توسعه
  • نظارت
  • مشارکت
  • درگیری (مشغولیت)
  • کنترل
  • بهینه‌سازی

[/checklist]

 

برای ثبت‌نام اینجا کلیک کنید.

اگر حال و حوصله خواندن متنی درباره سازمان ۲.۰ را هم دارید از شما دعوت می‌کنم ادامه این نوشته را بخوانید:

 

پیش از شروع: اینترنت مغز است

در جامعه اطلاعاتی یا معرفتی امروز اینترنت ابزاری قدرتمند برای خلق مدل‌های جدید کسب و کار و برگ برنده سازمان‌ها در فضای رقابتی است. جفری اشتیبل می‌گوید اینترنت بیش از یک سری شبکه‌های کامپیوتری به هم پیوسته است. او می‌گوید اینترنت تکرار مغز انسان در خارج از بدن آدمی است. سازمان‌ها تنها زمانی می‌توانند به مزیت رقابتی پایدار دست یابند که مشابهت مبانی، ساختارها و کارکردهای اینترنت با مغز انسان را درک کنند.

مانوئل کستلز زمانی درباره اینترنت گفته بود که اینترنت در کلیت و اجزا مانند مغز انسان عمل می‌کند، اما شاید درست‌تر آن باشد که بگوئیم اینترنت یک مغز است نه این که اینترنت مانند یک مغز است. این نکته تفاوت اینترنت و کامپیوتر است. کامپیوتر تقلیدی از برخی کارکردهای مغز آدمی است و تلاش می‌کند شبیه مغز باشد، در حالی که اینترنت خود مغز است. چرا؟ چون اینترنت دارای روحی فراتر از خود است که بر فعالیت‌ها و رفتارهای خودش نظارت می‌کند، دقیقا مانند مغز که علاوه بر نظارت بر باقی بدن بر خودش هم نظارت دارد. مغز انسان گنگ است و این گنگی دلیل تیز و زیرک بودن آن است. اینترنت برخلاف ابرکامپیوتر‌های قدرتمند دارای نقاط ضعفی مشابه مغز انسان است و به صورتی مشابه هم هوشمند است. بنابراین تفکر انسانی از طریق ساخت ابرکامپیوتر‌های قدرتمند محقق نخواهد شد؛ بلکه نتیجه یک رویکرد شبکه‌ای است که نقاط ضعف تفکر انسانی را هم تقلید کند.

در این دیدگاه، هوش یک پدیده تظاهری است که برای هوشمند بودن باید تظاهر به هوشمندی کرد؛ این تظاهر در همه ابعاد حتی در ضعف‌ها هم دیده شود. در اینترنت هم مانند مغز یک روح تکاملی بر کلیت آن حاکم است. از این نظر پدیده‌ها حالتی تکاملی دارند و در یک روند رو به رشد به صورت مداوم تکامل می‌یابند. در فضای سایبر ما شکلی از تکامل را می‌بینیم که ادامه مسیر تکاملی مغز انسان است. مغز یک ماشین حساب ضعیف است، ولی دستگاه تحلیلگر پیچیده و قدرتمندی محسوب می‌شود. کارکردهای مغز متفاوت از کارکردهای کامپیوتر ولی مشابه با کارکرد‌های اینترنت است. هوش انسانی به معنای توانمندی تولید، نگهداری، بازسازی و تخریب خاطره‌ها و ایده‌ها است. به صورتی مشابه اینترنت نیز فرایند تولید، تکثیر و پاک کردن است. این یعنی اینترنت خلق می‌کند که از بین ببرد! هیچ ساختاری در طبیعت چنین کارکردی مشابه مغز انسان ندارد.

برای بررسی بیشتر می‌توان به کارکرد زبان هم نگاه کرد. اینترنت ساختار زبانی خودش را دارد. فرایند جستجو در اینترنت به شکلی شگفت‌آور مشابه فرایند جستجو در مغز انسان است. جایگاه زبان و الگوی زبان‌شناختی جستجو در هر دو مورد یکسان است. اینترنت مثل ماشین تحریرهای قدیمی روزی به پایان می‌رسد، همان گونه که انسان عمر محدودی دارد و جاودانه نیست. اما مرگ اینترنت مانند مرگ انسان فقط در اندازه و ابعاد روی می‌دهد و هوشمندی و قدرت به تکامل خود ادامه می‌‌دهد. به گونه‌ای مشابه خرد و عقلانیت انسانی با گذر زمان مدام افزایش می‌یابد. مغز انسان به مرور پیر می‌شود و توانایی محاسبانی و نگهداری اطلاعات آن کاهش می‌یابد. اما حکمت و فرزانگی تا لحظه مرگ تکامل می‌یابد و با مرگ، فرد مرحله‌ای برای تدام تکامل توسط دیگران می‌شود. این همان روندی است که دانش بشری در طول سال‌ها شکل گرفته است. اینترنت نمی‌تواند مانند انسان آگاه به موقعیت باشد اما ظرفیت خلق یک آگاهی جمعی را دارد.

هدف از مقدمه این بود که پیش از ورود به بحث اصلی یادآوری کنیم که برای ورود به بحث سازمان ۲.۰ باید چند ایده جهانشمول را در نظر داشت: یکی این که استفاده از وب ۲.۰ برای افزایش هوشمندی سیستم‌های انسانی است. برای همین باید الگوی مغز را در نظر داشت. اصل دیگر تکامل است. همان‌گونه که سیستم‌های طبیعی در یک مسیر تکاملی رشد می‌کنند برای تقلید از طبیعت در سازمان‌ها باید تکامل را در نظر داشت. ابزارهای وب ۲.۰ را باید با اهداف روشن وارد سازمان کرد و آن را در طول زمان بهبود داد. سازمان ۲.۰ برخلاف بسیاری دیگر از سیستم‌های مدیریتی از ابتدا در سازمان به صورت کامل پیاده نمی‌شود و هر سازمانی با توجه به سطح بلوغ خود از جایی شروع می‌کندو به مرور زمان سیستم را بهبود می‌دهد.

 

حمله وب ۲.۰ به سازمان‌ها

بنا بر آمارهای منتشر شده مراکز تحقیقاتی، روز به روز بر تعداد سازمان‌هایی که از فناوری‌های وب ۲.۰ یا رسانه‌های اجتماعی برای تسهیل ارتباطات سازمانی استفاده می‌کنند افزوده می‌شود. برخی از سازمان‌ها ادعا می‌کنند میزان استفاده از این فناوری‌ها با افزایش سودآوری و سهم بازار سازمان‌ها رابطه مستقیمی دارد. هر فناوری جدیدی در بدو ورود با انتقادهای فراوانی مواجه می‌شود. به عنوان نمونه زمانی که فناوری‌های مدیریت منابع سازمانی (ERP) در اوایل دهه هشتاد میلادی مطرح شدند انتقادهای فراوانی به آنها وارد شد. امروز چنین انتقادهایی به فناوری‌های وب ۲.۰ وارد می‌شود.

مدیران سازمان‌ها به دنبال پاسخی برای این پرسش می‌گردند که آیا فناوری‌های وب ۲.۰ یک موج زودگذر هستند یا روندی پایدار که ممکن است به بهبود عملکرد سازمان‌ها منجر شوند. از زمانی که برای اولین بار اندرو مک‌آفی در سال ۲۰۰۹ اصطلاح سازمان ۲.۰ را برای توصیف سازمان‌هایی که از رسانه‌های اجتماعی در درون سازمان‌شان استفاده می‌کنند به کار برد، تاکنون این موضوع مساله‌ای برای تحقیق در جهان بوده است: ولی تا امروز در ایران تحقیقی در این زمینه انجام نشده است.

در سازمان‌های امروزی استفاده از فناوری‌های ارتباطی نسل ۱.۰ با این که جریان اطلاعات و ارتباطات را تسهیل کرده اما خود باعث مشکلاتی شده است؛ از جمله:

۱. عدم دسترسی همه افراد سازمان به همه اطلاعات تولید شده در سازمان

۲. سرریز اطلاعاتی و عدم کنترل بر اطلاعات

۳. عدم مشارکت همه افراد سازمان در تولید اطلاعات

۴. جریان کند اطلاعات بین بخش‌های مختلف سازمان

۵. عدم شفافیت در سازمان‌ به علت ذخیره‌سازی محلی اطلاعات و دسترسی محدود به آن

۶. عدم مشارکت مشتریان و شرکای کسب و کار در زنجیره ارزش سازمان (مثلا در توسعه یک محصول و یا برای دادن بازخورد)

هرچند که فناوری‌های وب ۲.۰ مزایای فراوانی دارند اما این اشتباه است که گمان کنیم ابزارهای وب ۲.۰ ماند نوشدارو می‌توانند همه مسائلی که وصف شد را حل کنند.

 

و اینک سازمان ۲.۰

استفاده از فناوی‌های نوین ارتباطی به خصوص رسانه‌های اجتماعی و وب ۲.۰ باعث شده طیف جدیدی از سازمان‌ها به وجود بیاید که آنها را سازمان ۲.۰ می‌خوانند. در این سازمان‌ها گستره تعامل نسبت به سازمان‌های قدیمی‌تر بیشتر است و ارتباطات سازمانی در درون و حتی با بیرون سازمان سریع‌تر و موثرتر انجام می‌شود. مدیریت و راهبری رسانه‌های جدید مانند راهبری رسانه‌های سنتی نیست. قدرت اصلی این رسانه‌ها در حضور همه افراد است و مدیریت در سازمان‌های ۲.۰ مستلزم ترغیب همه به حضور است، البته به گونه‌ای که این حضور در راستای اهداف سازمان باشد. در واقع دو مساله اصلی پیش روی سازمان‌هایی که از رسانه‌های اجتماعی برای ارتباطات سازمانی خود استفاده می‌کنند وجود دارد:

۱. چگونه شهروندان یک سازمان را ترغیب به حضور در فضای وب ۲.۰ کنند؟

۲. چگونه شهروندان یک سازمان را از استفاده ناهنجار از فضای وب ۲.۰ دور کنند؟

علاوه بر این دو چالش اساسی بزرگترین موانع پیاده‌سازی سازمان ۲.۰ عدم درک صحیح آن، فرهنگ سازمانی نامناسب و هزینه‌های گزاف تغییر است.

 

نقطه ورود برای سازمان ۲.۰

پیاده‌سازی سازمان ۲.۰ پیش‌شرط‌هایی نیاز دارد که در این زمینه تحقیقات کمی انجام شده است. به نظر می‌رسد موفقیت سازمان ۲.۰ ارتباط مستقیمی با فرهنگ سازمانی داشته باشد. سازمان ۲.۰ در فرهنگی موفق می‌شود که:

• اشتراک اطلاعات یک امر معمول سازمانی باشد. دستیابی به اهداف سازمانی تعیین کننده اشتراک اطلاعات و سطح دسترسی افراد به اطلاعات مختلف است نه روابط انسانی.

• آمادگی پذیرش تغییر در سازمان وجود داشته باشد. استفاده از رسانه‌های اجتماعی در سازمان‌ها نیاز به تغییر فرایندها و روش‌های معمول سازمانی دارد.

• شفافیت در سازمان اصل باشد. اصل باید بر اطلاع‌رسانی باشد نه اطلاع‌نرسانی.

• سازمان باید سیستمی باز باشد که پتانسیل تعامل و مشارکت بالا در آن وجود داشته باشد.

• همکاری در سازمان اصل باشد و پاداش‌ها بر مبنای موفقیت کارهای تیمی باشد.

اما مواردی که در تضاد با شکل‌گیری سازمان ۲.۰ است:

• کنترل یک شخص یا یک واحد سازمانی بر شکل‌گیری و پخش اطلاعات در سازمان

• تمایل به نگه داشتن دانش برای خود و تبدیل آن به ابزار قدرت سازمانی

• کار در خلا و عدم به اشتراک گذاشتن اطلاعات و ایده‌ها برای یکدیگر

• سیستم بسته‌ای که امکان تعامل و مشارکت را پائین بیاورد.

………………………….

در کارگاه سازمان ۲.۰ نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال متنی کاربردی از aiim  که برای اولین بار به زبان فارسی ترجمه شده منتشر خواهد شد. همچنین در این کارگاه نقشه راه ایجاد سازمان ۲.۰ معرفی می‌شود.

برای ثبت‌نام اینجا کلیک کنید.

چگونه یک متفکر استراتژیک شوید؟ به همراه فایل pdf

دانلود تفکر استراتژیک به صورت یک فایل pdf (سرور مدیر رسانه)

 

[highlight color=”eg. yellow, black”]تفکر استراتژیک چیست؟ [/highlight]

تفکر استراتژیک یعنی هم‌زمان هم خلبان باشید، هم لوکوموتیو‌ران. هم نقاش باشید، هم مهندس.

تفکر استراتژیک یعنی مثل یک خلبان از بالا به فرصت‌ها و مشکلات نگاه کنید که در زندگی گهی زین به پشت است و گهی پشت به زین. بدانید کارهای شما چه تاثیری بر دیگران دارد.

تفکر استراتژیک یعنی مثل یک نقاش تصویر آینده را ترسیم کنید.

تفکر استراتژیک یعنی مثل یک مهندس پای‌تان روی زمین باشد و با چالش‌ها عمل‌گرا برخورد کنید.

تفکر استراتژیک یعنی مثل یک لوکوموتیو‌ران پیوس‌تَه ادامَه دادن. لوکوتیو در سربالایی‌ها یا سرپایینی‌ها از حرکت نمی‌ایستد. چون رهرو آن است که تا تَه خط، آهس‌تَه و پیوس‌تَه رَود.

[highlight color=”eg. yellow, black”]چرا تفکر استراتژیک مهم است؟[/highlight]

تفکر استراتژیک مزایای شخصی و حرفه‌ای ارزشمندی دارد. مثلا اعتماد و همکاری همکاران با هم، مدیران و افراد تحت سرپرستی. یا موارد دیگری مثل هماهنگی. هارمونی برای انسان لذت‌بخش است و هماهنگی نیز از جنس هارمونی است. هماهنگی لذت‌بخش است. هم‌سویی و آینده‌نگری. هیچ کس از ساز مخالف خوشش نمی‌آید. تعهد. بهبود عملکرد. و مهم‌تر از همه این که در اثر تفکر استراتژیک فرهنگی متولد می‌شود که در آن تفکر ناب ارزش پیدا می‌کند. ذهن ما پر است از تاریخ تفکر و خالی از خود تفکر. حالا وقت بالا زدن آستین‌هاست.

مارسل پروست نویسنده کتاب در جست و جوی زمان از دست رفته می‌گوید:

سفر اکتشافی تنها جست و جوی سرزمین‌های تازه نیست. نگاهی متفاوت نیز کشفی شگرف به دنبال خواهد داشت.

[highlight color=”eg. yellow, black”]آیا شما به تفکر استراتژیک نیاز دارید؟[/highlight]

به دلیل اثر پروانه‌ای، یک اقدام در یک نقطه از جهان، هر چقدر هم که کوچک باشد، می‌تواند روزی و در نقطه‌ای دیگر از عالم باعث اتفاقات بزرگی شود. این که در دنیای پیچیده ما، نظم را باید در دل بی‌نظمی جست و جو کرد و این که بسیاری از اتفاقات مهم زندگی ما، بر مبنای تصادف (نه شانس) اتفاق افتاده است، نشان می‌دهند که ما باید پیوسته و به صورت تمام وقت از بالا به همه چیز نگاه کنیم.

تفکر استراتژیک یک شغل پاره وقت نیست.

دنیای امروز ما دنیایی است که قوانین جنگل بر آن حاکم است. رقابت. برای زنده ماندن در رقابت دنیای امروز و زیر چتر قانون جنگل، تنها یک راه وجود دارد: تفکر استراتژیک.

بنابراین پاسخ به پرسش بالا بستگی دارد به پاسخ این به سوال: می‌خواهید کجای جنگل باشید؟

[highlight color=”eg. yellow, black”]متفکران استراتژیک چه فرقی با دیگران دارند؟[/highlight]

متفکران استراتژیک هم مثل بقیه مردم هستند. می‌خورند. می‌خوابند. تفریح می‌کنند. کشف می‌کنند. فیلم می‌بینند. ال‌کلاسیکو. دربی. جاده‌های شمال. مشهد. زیارت. کربلا. حافظ. سعدی. تلویزیون. کنکور. دانشگاه. مدرک. سربازی. ازدواج و الخ. برخلاف تصور برخی هم وقتی بچه‌دار می‌شوند مثل آمیب از وسط به دو قسمت مساوی تقسیم نمی‌شوند. با همه این حرف‌ها آنها:

• علاقمندند (به روندها)

• انعطاف‌پذیرند

• آینده‌نگرند (تهدیدشناس و فرصت‌شناس)

• مثبت‌اندیش هستند

• از تغییر استقبال می‌کنند

• عمیق‌‌اند (توسعه پیوسته دانش و تجربه)

میاموتو موساشی، سامورایی معروف می‌گوید:

در استراتژی باید چیزهای دور را آن چنان ببینیم که گویی نزدیک هستند و چیزهای نزدییک را از فاصله بنگریم.

[highlight color=”eg. yellow, black”]گام‌های تفکر استراتژیک چیست؟[/highlight]

فقط ۲ مرحله و ۷ گام!

انتظار داشتید طولانی‌تر بود!

[highlight color=”eg. yellow, black”]مشاهده تصویر کلان[/highlight]

مطمئنا مشاهده تصویر کلان مرد یل می‌خواهد و گاو نر! آن چیزی را هم که پیر در خشت خام می‌بیند جوان در آینه هم نمی‌بیند. پس قناعت کنیم به همین تصویر. باشد که به کار آید.

[highlight color=”eg. yellow, black”]تعیین اهداف استراتژیک[/highlight]

اهداف باید smart باشند. یعنی:

[highlight color=”eg. yellow, black”] تعیین روابط، الگوها و روندها[/highlight]

برای این کار باید نحوه عملکرد سازمان، واحد یا هر چیزی که موضوع مسئله ماست را فهمید. راهکارها را یافت. و اطلاعات را طبقه‌بندی کرد. به چند نکته هم توجه کرد:

• تا می‌توانید در سازمان دوست پیدا کنید.

• چارت سازمانی را بشناسید.

• درد مشترک اطلاعات پراکنده را درک کنید.

• ایده‌های خوب را به کار ببندید.

• مهم‌ترین شاخص عملکردی شما یا گروه‌تان را بشناسید.

 

[highlight color=”eg. yellow, black”]خلاقیت[/highlight]

خلاقیت یعنی داوینچی مثل داوینچی فکر ‌کند. اینشتین مثل اینشتین. شما هم مثل خودتان. خلاقیت یعنی خودتان بودن و ادای کسی را در نیاوردن. خلاقیت یعنی به چالش کشیدن فرضیه‌ها. خلاقیت یعنی پذیرش ایده‌ها. خلاقیت یعنی طرح آرمانی (تیپ ایده‌آل) داشتن. جا دارد اینجا، یاد مرحوم دکتر ماکس وبر کبیر، که مفهوم تیپ ایده‌آل را خلق کرد هم گرامی بداریم. ادامه بدهیم. خلاقیت یعنی پرسیدن نظر دیگران. همان طور که آب در ۰ درجه یخ می‌زند و در ۱۰۰ درجه می‌جوشد خلاقیت هم در شرایطی اتفاق می‌افتد که محیط گهواره خلاقیت باشد!

در این گام باید به صورت خلاقانه با همه چیزهایی که تا الان یافته‌اید روبه‌رو شوید. نابود کنید و دوباره بسازید.

 

[highlight color=”eg. yellow, black”]تحلیل اطلاعات[/highlight]

اطلاعات اساسی مورد نیاز را جمع کنید. از شر اطلاعات نامرتبط خودتان را رها کنید.یک طرحِ جمع‌آوری اطلاعات داشته باشید. و دانش موجود را به کار بگیرید. چرخ را دوباره اختراع نکنید، بادبان‌ها را بکشید! زیر این آسمان آبی هیچ چیز تازه نیست. اگر بگردید پیدا می‌کنید.

نکته: کمی از لپ‌تاپ و گوگل فاصله بگیرید! در این مرحله از این موارد با احتیاط استفاده شود. خطر اطلاعات‌زدگی!

 

[highlight color=”eg. yellow, black”]اولویت اقدام‌ها[/highlight]

مهلت‌های زمانی را تعیین کنید. پارکینسون هم نام یک بیماری است و هم یک قانون. در هر حال چیز خوبی نیست. قانون پارکینسون می‌گوید کارها به اندازه زمانی که به آنها اختصاص داده می‌شود کش می‌آید. برای این که این مفهوم را حلق‌فهم شوید یاد آورید از پیک شادی، روزهای عید و پر شدن تند تند پیک شادی در روز ۱۳ به در.

مردمان موثر عادت‌های جالبی دارند. یکی از آن عادت‌ها این است که به طور ذهنی از آخر شروع می‌کنند. پس شما هم همیشه تصویر نهایی را در نظر داشته باشید. اگر تصویر نهایی را فراموش کنید انجام خود کارها ممکن است به هدف تبدیل شوند. در حالی که انجام کارها وسیله است.

 

[highlight color=”eg. yellow, black”]انتخاب اقدام‌ها[/highlight]

ارزیابی معایب و مزایای اقدام‌ها از اهم امور است. کوتاه مدت، بلند مدت. این دو مفهوم را هم یک جایی یادداشت کنید. چون باید بین آنها تعادل برقرار کنید. اگر بیش از حد کوتاه مدت شوید خطر روزمره‌زدگی تهدیدتان می‌کند و اگر بیش از حد بلند مدت شوید خطر لنگ در هوا شدن.

نه! همه چیز با همین کلمه شروع می‌شود: نه! یک نه بگویید و شروع کنید.

 

این متن برداشت آزادی است از کتاب تفکر استراتژیک. این کتاب را مسعود سلطانی ترجمه کرده و انتشارات آریانا قلم بسیار زیبا منتشر کرده است. مطمئنا مطالبی که در این اثر هست صرفا برداشت شخصی نویسنده از مطالب کتاب است و خواندن این مطالب کسی را از خواندن کتاب اصلی بی‌نیاز نمی‌کند.

 

دانلود تفکر استراتژیک به صورت یک فایل pdf (سرور مدیر رسانه)

می‌خواهید تولید ملی توسعه یابد؟ روزنامه‌نگاری سبک زندگی را جدی بگیرید

عجب سالی است امسال. محل تلاقی دو سه چیزی که دوست می‌دارم و زندگی من را تشکیل داده‌اند: رسانه‌ها و ارتباطات، کارآفرینی و کسب و کار. حالا که نام سال مزین شده به تولید ملی، همه سعی می‌کنند یک جورهایی مفاهیم مرتبط با کارشان را در مقایسه با نام سال محک بزنند و ببینند چند مرده حلاج هستند.

هفته گذشته دو روزی در خدمت علی قنواتی عزیز بودم و به همراه جمعی از فعالان رسانه در کارگاه روزنامه‌نگاری سبک جامع حضور داشتم که ۹ هفته دیگر هم ادامه خواهد داشت.

رابطه بین رسانه‌ها و کارآفرینی از علاقمندی‌های من در این چند سال بوده است. جالب است که هنوز هم در این مملکت از نسل کسانی که هیچ رابطه‌ای بین این دو می‌بینند باقی مانده و گمان می‌کنند رسانه باید دهان گشادش را به روی صله رحم حاکمان باز نگه دارد و به بهانه کار فاخر و فرهنگی و هنری کردن جیره‌خوار حاکمان باشند. این روزها دارم در مورد روزنامه‌نگاری سبک زندگی جست و جو می‌کنم؛ مفهومی که علی قنواتی سال‌ها در آن فعالیت کرده و بعد از چند سال تحقیق و پژوهش حالا قصد دارد به علاقمندان رسانه آن را آموزش دهد.

در روزهای آینده بیشتر در این مورد خواهم نوشت. بد ندیدم خبری که ایسنا منتشر کرده بود را اینجا بازنشر کنم:

علی قنواتی فعال رسانه‌ای رواج روزنامه‌نگاری سبک‌زندگی را یکی از مهم‌ترین کلیدهای موفقیت رسانه‌ها در حمایت از تولیدات داخلی و کار و سرمایه ایرانی دانست.

به گزارش ایسنا به نقل از سایت اکوفارس این مدرس و فعال رسانه در حاشیه نخستین روز برگزاری کارگاه‌های روزنامه‌نگاری سبک‌زندگی و روزنامه‌نگاری دیداری که در شهر کتاب برگزار می‌شد گفت: حمایت از تولیدات بومی نیازمند رویکرد بومی رسانه‌ای است و روزنامه‌نگاری سبک‌زندگی که در شیوه گزینش و مصرف کالاهای روزمره تأثیر زیادی بر مخاطبان دارد می‌تواند نقش بسیار مهمی در این زمینه ایفا کند.

وی که کارگاه‌های روزنامه‌نگاری سبک زندگی (Lifestyle Journalism) و روزنامه‌نگاری دیداری (Visual Journalism) را برای نخستین بار در کشور ارائه می‌کند، رویکرد بومی منطبق بر نیازهای فرهنگی و زیستی خاص مخاطب ایرانی را شرط موفقیت روزنامه‌نگاران سبک زندگی در حمایت از تولیدات داخلی دانست و گفت: این روزها انتقاد از مطبوعات و رسانه‌ها به دلیل ترویج کالاهای خارجی زیاد شنیده می‌شود که اغلب منظور آگهی‌های مطبوعاتی و تلویزیونی است. درست است که در صفحات آگهی مجلات و روزنامه‌ها شاهد غلبه کالاهای خارجی بر تولیدات داخلی هستیم، ولی این اتفاقی است که از منطق بازار و سرمایه پیروی می‌کند و روزنامه‌نگاران و مدیران رسانه‌ها در آن نقشی ندارند و نباید آنان را به این دلیل سرزنش کرد.

عضو سابق هیأت مدیره روزنامه همشهری و شورای سردبیری روزنامه جام‌جم افزود: فشار وارد کردن به رسانه‌ها برای حذف آگهی کالاهای خارجی خلاف منطق اقتصاد رسانه است و علاوه بر صدمات مالی شدید به مطبوعات تأثیر قابل توجهی نیز در حمایت واقعی از ساخت داخل ندارد. در مقابل اگر مطبوعات ما روزنامه‌نگاری سبک‌زندگی را جدی بگیرند و در ترویج و بومی‌سازی آن بیش از پیش بکوشند حمایت رسانه‌ای واقعی و تأثیرگذار از کار و سرمایه ایرانی رخ خواهد داد.

این روزنامه‌نگار با اشاره به اینکه روزنامه‌نگاری سبک زندگی از ابتدا در ایران با رویکردی بومی متولد شد، عنوان کرد: در سال‌های اول دهه ۸۰ ما در همشهری جوان نخستین صفحات سبک زندگی را در قالب ۴ تا ۸ صفحه هفتگی و با رویکردی بومی راه‌اندازی کردیم و تلاش کردیم در نوع پوشاک، خوراک، تفریح، سلامت و سایر حوزه‌های کاربردی، نمونه‌هایی از سبک‌زندگی بومی و در عین حال منطبق با نیازهای روز جوانان ارائه کنیم. وی اضافه کرد: این روش را بعداً در تأسیس مجلاتی همچون آیه، سرزمین‌من، سرنخ، مجلات علمی، ورزشی و سایر نشریات گروه مجلات همشهری نیز ادامه دادیم.

مؤسس هفته‌نامه موفق همشهری جوان و گروه مجلات همشهری افزود: روزنامه‌نگاری سبک‌زندگی با اقبال خوبی که از طرف مخاطبان نشان داده شد راه خود را در مطبوعات کشور باز کرد و اکنون شاهد انتشار مجلات و نشریات متعددی هستیم که تماماً اختصاص به حوزه سبک‌زندگی دارند و این سبک روزنامه‌نگاری را موضوع اصلی فعالیت خود قرار داده‌اند. ولی متأسفانه مسیری که در بومی‌سازی روزنامه‌نگاری سبک‌زندگی آغاز شد با همان کیفیت ادامه پیدا نکرد و نشریات جدید سبک‌زندگی محتوای خود را نیز عمدتاً به صاحبان آگهی فروختند.

قنواتی با تأکید بر این که مرزبندی آشکار میان آگهی و محتوای تولیدی رسانه از اصول اولیه و بدیهی اخلاق حرفه‌ای در زمینه تبلیغات رسانه‌ای است افزود: متأسفانه ناآگاهی توأمان روزنامه‌نگاران و مخاطبان از وظایف و حقوق اخلاقی خود باعث شده تا در برابر فشار صاحبان سرمایه و آگهی مقاومت لازم را نشان نداده و شاهد نفوذ آشکار آگهی‌دهندگان در صفحات برخی روزنامه‌ها و مجلات بخش خصوصی و حتی بعضی مجموعه‌های بزرگ دولتی یا وابسته به نهادهای عمومی باشیم. درحالی که تداوم این روند استقلال و سلامت مطبوعات را نزد مخاطبان خدشه‌دار کرده و از تأثیرگذاری رسانه‌ها در همه زمینه‌ها به شدت خواهد کاست.

وی بازگشت به اصول اخلاق حرفه‌ای رسانه را پیش‌زمینه بومی‌سازی روزنامه‌نگاری سبک‌زندگی دانست و تأکید کرد: اگر رسانه‌ها به دنبال پاسخ‌گویی واقعی به نیازهای مخاطب ایرانی باشند در اغلب زمینه‌ها او را به سوی مصرف کالاهای داخلی سوق خواهند داد.

مدرس و ارائه‌کننده نخستین کارگاه آموزشی روزنامه‌نگاری سبک‌زندگی در کشور ابراز امیدواری کرد برگزاری این دوره گامی در جهت شناساندن اصول، روش‌ها و ظرفیت‌های واقعی این سبک روزنامه‌نگاری به فعالان و مدیران رسانه‌ای کشور باشد.

یادآوری می‌شود برای نخستین بار در کشور کارگاه‌های روزنامه‌نگاری سبک‌زندگی و روزنامه‌نگاری دیداری با طراحی و تدریس علی قنواتی به مدت ۱۰ هفته در مرکز فرهنگی شهر کتاب با حضور ده‌ها تن از روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ای کشور برگزار می‌شود.

پادکست برای آموزش پادکست

هفته گذشته پادکستی به کمک همسرم آماده کردیم که ایشان برای ارائه‌ای در دانشگاه علامه استفاده کنند. به نظرم رسید این پادکست می‌تواند کاربرد آموزشی برای آشنایی با پادکست داشته باشد. به همین دلیل آن را اینجا گذاشتم که می‌توانید گوش کنید.

Podcast

با خنگ‌های رسانه‌ای چه باید کرد؟

توجه: اگر کسی که در این نوشته نقد شده به کسی که این نوشته را می‌خواند شبیه باشد بداند که قصدی در کار نبوده. و اگر آن کس از این نوشته ناراحت شود این مایه تاسف آن کس باید باشد.

۱. گاه و بیگاه، عموما از رسانه ملی و گاهی هم از رسانه‌های دیگر چیزهایی می‌شنویم به نام خبر. چیزهایی که دستمایه خوبی است برای طنز و مسخره کردن ما. چیزهایی که اگر عبید زاکانی زنده بود قید نوشتن موش و گربه را می‌زد و می‌پرداخت به همین داستان‌های پرآب چشم.

۲. خبر آمد مخترع جوان ایرانی موتوری ساخته است که برق تولید می‌کند اما سوخت مصرف نمی‌کند. باید می‌بودی و خبرنگار رسانه ملی را می‌دیدی که سر و دست و پایش را عوضی گرفته بود و از شادی خبری که کار کرده در پوستش نمی‌گنجید. به خیالش راز تبدیل مس به طلا را گزارش می‌کند.

۳. خبر آمد دختر جوان ایرانی از پلاستیک بنزین تولید کرده و همه انگشت به دهان مانده‌اند. گفت به زودی همه از این سوخت استفاده می‌کنند. خبرنگار نپرسید که چطور ممکن است این بنرین که از پلاستیک استخراج شده آلودگی نداشته باشد؟ خبرنگار نپرسید مگر این پلاستیک‌ها از نفت به دست نیامده‌اند، پس چطور آلودگی ندارند؟ خبرنگار نپرسید که چطور می‌شود این سوخت جدید را بشود هم در ماشین‌های بنزینی ریخت و هم دیزلی؟ خبرنگار نپرسید که امکان جایگزینی این سوخت با بنزین ۸۰ درصد است یعنی چه؟ خبرنگار محترم و از نظر من خنگ رسانه‌ای که از بد روزگار و این که از آن دو و نیم میلیون شغل ایجاد شده توسط دولت چیزی به‌اش نرسیده شده خبرنگار رسانه ملی بین این همه سوال با ذوق‌زدگی پرسید: فرمول این سوخت جدید را می‌گوئید؟ دخترک هم پوزخندی زد و گفت فرمولش سریه!

۳. معمولا آنهایی که وارد علوم انسانی می‌شوند باهوش‌تر از همه‌اند. معمولا متوسط‌ها می‌روند مهندس می‌شوند و آچار دست می‌گیرند و لباس کار می‌پوشند، باهوش‌ها هم فکر می‌کنند که چطور می‌شود بهتر زندگی کرد. آنها می‌اندیشند که با زندگی چه باید کرد و باقی مردم هم می‌روند همان کارها را می‌کنند. این باقی شامل مهندس‌ها هم می‌شود.

۴. اینجا اما مهندس‌ها باهوش‌ترند. نه این که مهندس‌ها باهوش‌تر باشند بلکه این جور جا افتاده که باهوش‌ها باید مهندش شوند. بنابراین و با توجه به این که هوش متغیری نیست که به این راحتی کم و زیاد شود، مهندس‌ها باهوش می‌مانند و علوم انسانی‌ها کم‌تلاش‌تر. مهندس‌ها فکر می‌کنند که با زندگی چه باید کرد، بعد علوم انسانی‌ها نقد می‌کنند؛ همه چیز و همه کس را. آن وقت این وسط کسانی پیدا می‌‌شوند که نه مهندسند و نه علوم انسانی. دنبال لقمه‌ای نان حلال می‌گردند و خبرنگاری در این مملکت به سان رانندگی تاکسی است و شاگرد شوفری. نه دانش خاصی می‌خواهد و نه مهارت خاصی. بندگان خدا می‌شوند خبرنگار و مهندس‌های بی‌حوصله هم آنها را مدیریت می‌کنند.

۵. تز کارشناسی من این بود: استخراج پروتئین از ماهی‌های غیرماکول. این تز من هیچ جای دفاعی ندارد. تزی بود که فقط دوره مهندسی من تمام شود. فکرش را که می‌کنم می‌بینم می‌توانستم به کمک همین تز بیایم و با یک خبرنگار مصاحبه کنم و بگویم که من از ماهی‌های غیرماکول پروتئین استخراج کردم و این که این چقدر برای کشور ارز آوری دارد و این حرف‌ها. خبرنگار خنگ هم احتمالا از من نمی‌پرسید که پس این همه مهندس کارکشته خاک کارگاه و کارخانه خورده چرا این کار را نکردند. خبرنگار حتی به ذهنش هم نمی‌رسید که این یک کار تحقیقاتی است و تا کار تحقیقاتی به واقعیت تبدیل شود فاصله‌ای هست به نام امکان صنعتی شدن یک طرح و ایده. ایده‌های درخشان فراوان هستند. اما ایده‌هایی که منجر به خلاقیت می‌شوند کمترند. خلاقیت‌هایی هم که منجر به نوآوری شوند کمتر. تعداد بسیار کمی از ایده‌ها به مرحله کارآفرینی می‌رسند و عملا به بار می‌نشینند. بسیاری از کارهایی که ما در همایش‌ها و از روی کارهای دانشگاهی ارائه می‌کنیم در حد ایده یا شاید یک خلاقیت باشند. خبرنگار عزیز باید فرق این‌ها را بداند و این که محقق عزیز دقیقا چه کرده. این طور نباشد که خبرنگار عزیز هول برش دارد و از کشف نوع جدیدی از قیر در ایران بگوید. دنبال که می‌کنی می‌بینی یک دانشجوی مکانیک یک کار تحقیقاتی روی قیر پلیمری انجام داده است! امروز شاید ۲۰ سالی شود که در شرکتی مثل IBM هیچ اختراعی ثبت نشده. تا به حال فکر کردید که چرا اپل آیپد عرضه می‌کند اما ما کشف و اختراع؟

۵. آی، آدم‌هایی که در ساحل لم داده‌اید، آی آدم‌هایی که از جنگ نرم و رسانه‌های بیگانه می‌نالید؛ بیائید، بیائید. جنگ نرم شما همین جاست. دیوار به دیوار ما و شما.

۶. بدبختی ما گناه دیگری نبود.

خلاصه مقاله من در همایش رسانه و آموزش شهروندی

آن چه که در ادامه آمده است خلاصه مقاله‌ای است با عنوان ارائه مدلی برای آموزش شهروندی بر مبنای پادکست بلوتوثی است که مقاله برگزیده همایش رسانه و آموزش شهروندی شده است. این مقاله را با خانم‌ها مینا والی و آذر مجدانیان نوشتم.

پادکست که یکی از انواع رسانه‌های اجتماعی است به ارائه فایل‌های صوتی از طریق اینترنت گفته می‌شود. آمارهای ارائه شده در این مقاله نشان دهنده رشد سریع استفاده از پادکست در کشورهای توسعه یافته است. با بررسی تحقیقات انجام شده در زمینه رسانه‌های اجتماعی در می‌یابیم که رابطه نزدیکی بین رسانه‌های اجتماعی و یادگیری وجود دارد. به دلیل مشکلات زیرساخت در ایران، رسانه‌های اجتماعی و به طور خاص پادکست در بین عامه مردم رایج نشده است. اما با استفاده از بسترهای موجود و ایجاد اندک تغییراتی در مدل پخش پادکست در جهان، می‌توان از این رسانه اجتماعی به عنوان ابزاری موثر در آموزش شهروندی استفاده کرد. به صورت خاص در تهران و به صورت عام در دیگر شهرهای ایران، مردم ساعت‌های فراوانی را در مکان‌های عمومی شهری مانند فرهنگسراها، پارک‌ها، و دیگر اماکن شهری به سر می‌برند. با توجه به مدل ارائه شده در این مقاله و استفاده از پخش کننده بلوتوثی در این مکان‌ها و با توجه به ضریب نفوذ بالای موبایل در ایران می‌‌توان از طریق پخش فایل‌های پادکست در این مکان‌ها به ارائه پیام‌هایی منطبق با اهداف آموزش شهروندی پرداخت. پخش فایل‌های پادکست به شیوه ابتکاری و از طریق ابزارهای بلوتوثی و استفاده از آن بر روی گوشی‌های همراه مزایای فراوانی در راستای آموزش شهروندی دارد.