جای خالی خبرنگاران متخصص در دستگاه مختصات مدیران روابط عمومی بانک مرکزی

عکس از خبرگزاری صددرصد دولتی ایرنا!

دیروز یکی از کمدی‌ترین تصاویر دوران کارم را دیدم. رئیس‌کل بانک مرکزی یک کشور با پیرهنی به رنگ بنفش کم‌رنگ، جلوی میکروفون وب‌سایت خبری بانک مرکزی و چند رسانه دولتی دیگر و البته میکروفون سالن، کنفرانس خبری برگزار کرد! او در این کنفرانس حرف‌هایی زد که هیچ رئیس‌کل بانک مرکزی در دنیا را اگر مجبور هم کنند نمی‌زند. او در میانه انتخابات ریاست جمهوری به یکی از کاندیداها تاخت؛ تا شب نشده هواداران آن کاندیدا شکایت کردند. مدیریت روابط عمومی بانک مرکزی که این‌همه روز و شب گذشته بود و نتوانسته بود یا شاید نخواسته بود یک کنفرانس خبری آزاد برگزار کند با حضور میکروفون وب‌سایت خبری بانک مرکزی نه یک کنفرانس خبری بلکه میتینگ انتخاباتی برگزار کرد. امروز جایی مثل روزنامه دنیای اقتصاد تیتر زده است از طرف رئیس‌کل بانک مرکزی که «نامزدها منابع وعده‌های خود را مشخص کنند»! میکروفون وب‌سایت خبری بانک مرکزی که احتمالاً مشکلی در دسترسی به جناب رئیس‌کل ندارد.  چه نیازی به کنفرانس خبری بود؟ میکروفون صداوسیما هم همین‌طور. پس جای خبرنگاران،‌ تحلیلگران و روزنامه‌نگارهای تخصصی کجا بود؟ آن‌هم در اولین حضور رئیس‌کل بانک مرکزی در دور میزی با حضور خبرنگاران به نام کنفرانس خبری. به این نمی‌گویند کنفرانس خبری.

داستان شش میکروفون رنگی رنگی

شش میکروفون روی میز حضور فعالی دارند. دو تای آنها (شبکه خبر و خبرگزاری صداوسیمای ایران) که متعلق به سازمان عمومی صداوسیما است. میکروفون ایرنا که متعلق به خبرگزاری دولت است. میکروفون قرمز رنگ خبرگزاری میزان هم که متعلق به نهاد قوه قضاییه است. یک میکروفون نازک با نوار نورانی قرمزرنگ نیز هست که متعلق است به روابط عمومی بانک مرکزی. می‌ماند یک میکروفون بدقواره که جلوی بقیه میکروفون‌ها زار می‌زند. مال کجاست؟ وب‌سایت خبری پژوهشکده پولی و بانکی. پژوهشکده پولی و بانکی این روزها جای پژوهش، رسانه اداره می‌کند. تا قبل از این میکروفون شاهد توجه معمول روابط عمومی‌ها به رسانه‌های دولتی در ایران هستیم. از این میکروفون به بعد با پدیده جدیدتری مواجه می‌شویم. وب‌سایتی خبری که چه از نظر رنگ و چه از نظر بازدید از راه پرداخت پایین‌تر است. مکان بیت‌المال و پول بیت‌المال صرف این وب‌سایت که یک کپی‌برداری ناشیانه است می‌شود. اگر قرار بوده چنین رسانه‌ای با چنین جایگاهی در اولین کنفرانس خبری رئیس‌کل حضور داشته باشد، چرا نباید جایی مثل راه پرداخت باشد؟ همکاران من تاوان نقدهای صریح من به مدیریت روابط عمومی را می‌دهند؟ آنها به دلیل نقدهای جدی من از فهرست‌ها خط خورده‌اند؟ در حالی که همکاران و دوستان من در راه پرداخت توانسته‌اند یکی از پرمخاطب‌ترین شبکه‌های خبری تخصصی ایران را ایجاد کنند. این روند در مدیریت جدید روابط عمومی بانک مرکزی بی‌سابقه نیست. پیش از این در رویداد بانکداری الکترونیک و نظام‌های پرداخت مدیران روابط عمومی پژوهشکده پولی و بانکی کمر به حذف حضور همه رسانه‌های تخصصی بستند. طبیعی است که وقتی شما هم‌زمان مدیرروابط عمومی یک جا و مدیر یک رسانه باشی سروکله تضاد منافع هم پیدا می‌شود.

برخلاف گفته‌های معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد که ۲ سال است رسانه‌ای دولتی مجوز نگرفته (ایسنا، ۲۷ بهمن‌ماه ۱۳۹۴) ما شاهد گرفتن مجوز توسط نهادی مانند پژوهشکده پولی و بانکی در تاریخ ۲۴ خرداد ماه ۱۳۹۵ هستیم. پژوهشکده که زمانی منشأ اثر بود این روزها به ابزار و رسانه تبدیل‌شده است. مثلاً یکی از برنامه‌سازهای دوره پهلوی که اکنون در کار دلالی بانکی است در ایران رویداد برگزار می‌کند و پژوهشکده پولی و بانکی و البته شخص رئیس‌کل بانک مرکزی تمام‌قد پشت این رویداد می‌ایستند. یا ابوالعجب!

نتایج بعد حاصل انتخاب‌های بد

اگر بانک مرکزی می‌خواست گزارش کارش را ارائه دهد بعد از انتخابات زمان مناسب‌تری بود. نه؟ نمی‌شود شما در میانه تنور داغ انتخابات خودت را بیندازی درون تنور و نسوزی. این از انتخاب بد مدیریت روابط عمومی است. آن‌هم جایی که تا امروز هیچ کنفرانس خبری برگزار نکرده است. برخی ایراد گرفتند به رنگ لباس رئیس‌کل که گویا رگه‌های بنفش در آن هست. حالا نمی‌شد این بار جناب رئیس‌کل یک رنگ رسمی‌تر و معمولی‌تر می‌پوشیدند؟ مدیران روابط عمومی بانک مرکزی خوب می‌دانند که این روزها لباس خودش یک رسانه است. برخی گفته‌اند رئیس‌کل بانک مرکزی چرا به یک کاندیدا تاخته است. مدیران گفته‌اند خبرنگار سؤال پرسیده؟ رئیس چه‌کار کند؟ جواب ندهد؟ مسئله اینجاست وقتی شما میکروفون خودت را می‌گذاری در وسط کنفرانس خبری خودت و رسانه‌های سیاسی را دعوت می‌کنی و کاری به رسانه‌های تخصصی نداری انتظار داری سوال تخصصی بپرسند؟ نه جانم! خبرنگار سیاسی سؤال سیاسی می‌پرسد و شما هم پاسخ سیاسی می‌دهی. دودش هم در چشم چه کسی می‌رود؟ مردم! بانک مرکزی که باید به دور از هر کار سیاسی‌ باشد می‌شود عرصه سیاسی‌بازی.

یک تجربه

در رویدادی طراز اول مانند کنگره موبایل بارسلون که جزو تاثیرگذارترین رویدادهای دنیا است، حدود ۱۱۰ هزار نفر در این رویداد شرکت می‌کنند و بد نیست بدانید که کف قیمت ورود به این رویداد برای هر نفر حدود ۸۰۰ یورو است. هزینه‌های غرفه داشتن و اسپانسری این نمایشگاه سرسام‌آور است. به‌غیراز اپل همه غول‌ها و شرکت‌های ریزودرشت در این رویداد حضور دارند. من از ایران به‌عنوان یکی از حدود ۴ هزار خبرنگار متخصصی در این رویداد حضور داشتم. در تمام مدت چیزی جز احترام و همراهی از تیم برگزاری ندیدم. کسانی را می‌دیدم که از کشورهای مختلف آمده بودند و فقط یک وبلاگ ساده تخصصی داشتند. نمایشگاهی که خودش پیشرو و رهبر است در همه‌چیزش هم باید پیشرو و رهبر باشد. توجه جدی این رویداد به رسانه‌های تخصصی نشان می‌دهد که هر روز رسانه‌های جدید در دنیا مهم و مهم‌تر می‌شود. نمی‌شود شما نمایشگاه برگزار کنید با پول دولت ولی منطق فکری‌تان درزمینه رسانه‌ها در دهه شصت مانده باشد. چرا می‌توانند؟ چون هنوز ساختارهای دولتی همه جا چنگ انداخته است؛ و این طنز روزگار است که جایی مانند ایرنا که یک رسانه صددرصد دولتی است میزگرد برگزار می‌کند تا راهی پیدا کند برای کم شدن سایه رسانه‌های دولتی از سر مردم.

پ.ن. در راه پرداخت گزارشی درباره فعالیت‌های شکست‌خورده روابط عمومی بانک مرکزی نوشته بودم. می‌خواستم منتشر کنم که این جاروجنجال‌ها با مدیریت ضعیف روابط عمومی بانک مرکزی شروع شد. به همین دلیل آن یادداشت معطوف به ماجراهای روز شد و اینجا این یادداشت را نوشتم. تصور می‌کنم روابط عمومی نهاد حساسی مانند بانک مرکزی و زیرمجموعه‌هایش در مسیر خطرناکی افتاده است.

رسانه‌های جدید دنیای جدید به‌هم‌ریخته

آن‌چه که در ادامه مطرح می‌کنم نه پاسخ که صرفا پرسش‌هایی است از روی کنجکاوی. فقط همین مقدمه را بگویم که در روزهای گذشته وب‌سایت معماری نیوز دست به انتشار فهرستی از مدیران شهرداری زده است که املاکی با تخفیف از طرف شهرداری به آنها واگذار شده است. این موضوع با مخالفت جدی شورای شهر و شهرداری روبه‌رو شده است و جناب قالیباف و چمران از یاشار سلطانی مدیرمسئول سایت خبری معماری نیوز شکایت کرده‌اند. یاشار سلطانی هم استناد می‌کند به نامه‌ای از سازمان بازرسی کل کشور به شهرداری. اطلاعات بیشتر را می‌توانید در خود وب‌سایت معماری‌ نیوز ببینید.

۱. جواب های هوی است؟ در ماه‌های گذشته رسانه‌های مخالف دولت دست به انتشار فیش‌های حقوقی مدیران دولتی خصوصا در بخش‌های بانک و بیمه زدند. ماجرایی که قرار بود کمر دولت را بشکند اما دولت توانست آن را مصادره به مطلوب کند. بعد از آن شاهد انتشار فهرستی از مدیران شهرداری هستیم که احتمالا از نظر سیاسی در طیف موافقان دولت فعلی نیستند. فارغ از قانونی و غیرقانونی بودن این واگذاری‌ها، این پرسش بی‌پاسخ مانده است که در روزهایی که منابع دولت و شهرداری ته کشیده است آیا رواست واگذاری منابع با قیمت ارزان‌تر؟ آیا بهتر نبود شهرداری این منابع را با قیمت بالاتر و از طریق مزایده به فروش می‌رساند؟ آیا این که وب‌سایت معماری نیوز دست به انتشار این اسناد زده است را صرفا باید یک حرکت از سوی یک وب‌سایت بدانیم یا این که آن را جریانی هدایت‌شده؟ دفعه پیش که رسانه‌های مخالف دولت اسناد مالی را منتشر کردند از منتشرکننده‌ها شکایتی نشد یا اگر شد کسی محکوم نگردید. همان زمان هم گفته شد که این روند مطلوبی است و باید ادامه یابد و رسانه‌ها این جرئت را داشته باشند که اسناد غیرمحرمانه را منتشر کنند. آیا این موارد مطابق قانون دسترسی آزاد به اطلاعات نیست؟ فعلا خبر رسیده که یاشار سلطانی به دادگاه احضار شده است. البته او پیش از این بارها به دادگاه رفته بود و معمولا هم شهرداری از او شکایت می‌کند. این بار اما ماجرا فراتر از ریختن یک دیوار است. آیا جواب های هوی است؟

۲. برخی واپس‌زده عقب‌مانده که در ماجرای فیش‌های حقوقی منافع خودشان و دوستان‌شان در خطر قرار گرفت گفتند که مردم ایران عقب‌مانده هستند که این چنین دنبال فیش حقوقی مدیران می‌گردند وگرنه کجا در «فغانس و دیگر ممالک پیشرفته» چنین رسم‌هایی وجود دارد. همین یکی دو ماه پیش بود که رسانه‌های فرانسه سر حقوق آرایشگر مخصوص رئیس‌جمهور فرانسه الم‌شنگه راه انداختند و برخلاف دوستان تازه‌به‌دوران رسیده در «فغانس» هم این جور سندها منتشر می‌گردد.

۳. باید از کار معماری نیوز حمایت کرد؟ یاشار سلطانی نشان داده است که رویکرد تندی دارد و به دنبال نقد تند و تیز است. این رویکرد را باید تشویق کرد؟ با توجه به این که رسانه‌ها هر روز بیشتر کسب‌وکارهایی می‌شوند که مسائل مالی بر همه جنبه‌های آن سایه می‌افکند آیا حضور امثال سلطانی را باید تشویق کرد؟ تفاوت این رسانه‌‌ها با شبکه‌های اجتماعی چیست؟

۴. انتشار اسناد این چنین در همه دنیا مرسوم است و همین چند ماه پیش بود که رسانه‌های ایرانی با آب‌وتاب از انتشار اسناد فرار مالیاتی معروف به پاناما صحبت کردند. آن اسناد ماه‌ها پیش از انتشار به دست خبرنگارها رسیده بود و تیمی از خبرنگاران و روزنامه‌نگار‌ها آنها را به دقت بررسی کردند و در نهایت رسانه‌های درگیر هم‌زمان آن گزارش را منتشر کردند. در آن گزارش نام بسیاری از سران دولتی هم برده شده بود. هرچند بعدا گفته شد که نقش روسیه در این ماجرا جدی بوده و در نهایت انتشار این اسناد به ضرر دولتمردان غربی شد. تفاوت روزنامه‌نگاری تحقیقی با انتشار شایعه‌ها در شبکه‌های اجتماعی چیست؟

۵. از نامه‌ای که معماری‌نیوز منتشر کرده است، این طور برمی‌آید که هنوز جرمی ثابت نشده است و موضوع در مرحله بررسی است. در رسانه‌ها تا زمانی که جرم فردی ثابت نشده به او مجرم نمی‌گویند و او را متهم می‌نامند. حتی اگر کسی جرم محرز انجام داده باشد قاعدتا تا زمانی که دادگاه حکم نداده او متهم است. البته معماری‌ نیوز می‌گوید به کسی تهمت نزده و صرفا فهرستی را منتشر کرده که طبیعتا زمینه انتشار آن این ذهنیت را در ذهن افراد ایجاد می‌کند که آنها متهم یا مجرم هستند.

۶. این ماجرا درباره فیش‌های حقوقی نجومی هم به گونه دیگری صادق است. دریافت حقوق نجومی حتی از نهادهای دولتی جرم نیست اما از منظر عمومی قابل قبول نیست که در این شرایط بد اقتصادی مدیر دولتی حقوق بالایی بگیرد و البته در دنیا هم مرسوم نیست که مدیران دولتی حقوق‌های بالا بگیرند. اما دقت کنید که این جرم نیست. درباره ماجرای شهرداری هم ممکن است این واگذاری‌ها جرم نباشد اما تخفیف به کارکنان و مدیران یک سازمان برای خرید اموال آن سازمان مرسوم نیست.

۷. هنوز مطمئن نیستم که کار معماری نیوز درست یا غلط است.

رسانه‌های اجتماعی در سازمان! چگونه؟

امروزه رسانه‌های اجتماعی سکان‌دار اقیانوس پرتلاطم فضای مجازی هستند؛ رسانه‌هایی که مبتنی بر فناوری وب ۲.۰ فعالیت دارند و با اجتماع‌گرایی مجازی، نقشی اساسی را در معادلات رسانه‌ای جهان بازی می‌کنند. تا چندی پیش کارکرد این رسانه‌ها، حوزه ارتباطات فردی و ابعاد سرگرمی و تفریحی را دربرمی‌گرفت، اما امروزه گستردگی کاربرد این رسانه‌ها در همه سطوح فردی، اجتماعی و سازمانی و در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… آشکار است.

رضا قربانی مسؤول پرونده رسانه‌های اجتماعی سی‌ونهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، مطالبی که عناوین آن‌ها در ذیل آمده را با همراهی آذر اسدی‌کرم، ابراهیم اسکندری‌پور، علی‌اکبراکبری‌تبار، جواد افتاده، امید جهانشاهی، جلال سمیعی و دکتر حسین امامی تولید کرده‌اند:

– فرهنگ سازمانی، پیش‌نیاز اثربخشی رسانه‌های اجتماعی: تفاوت‌های شبکه‌های اجتماعی مجازی با فیزیکی

– بازاریابی با رسانه‌‏های اجتماعی و بازاریابی با رسانه‌های جمعی چه تفاوتی با هم دارند؟ وقتی آب سربالا می‌رود و قورباغه ابوعطا می‌خواند

– رسانه‌های اجتماعی چگونه باعث اثربخشی و کارایی سازمان‌ها می‌شوند؟ تأثیر ناپیدای فرهنگ بر توفیق رسانه‌های اجتماعی در یک سازمان

– چرا باید درباره چگونگی بهره‌گیری سازمان‌ها از رسانه‌های اجتماعی مطالعه کرد؟ حرکات شتاب‌زده و نامنسجم در رسانه‌های اجتماعی

– استفاده قانونی از فرصت‌ها و دستاوردهای رسانه‌های اجتماعی

– رسانه‌های اجتماعی در سازمان‌های رسانه‌ای: رسانه‌ای که اجتماعی نباشد دیگر رسانه نیست

– بررسی موردی یک شبکه اجتماعی تخصصی هنر: موانع گسترش شبکه های اجتماعی در سازمان‌های ایرانی

– نگاهی به تجربیات کشورهای استرالیا، نیوزیلند و بریتانیا در استفاده از رسانه‌های اجتماعی: رسانه‌های اجتماعی برای سازمان‌های دولتی، چگونه؟

پ.ن. تلاش‌های صمیمانه مهشید مظلوم که نامی از او در پرونده نیست اگر نبود این پرونده شکل نمی‌گرفت.

سینما رساله جامعه‌شناسی نیست!

چند تا از بچه‌های خلاق این کشور خبرنامه ایمیلی منتشر می‌کنند با عنوان باایمیل. در شماره آخر این خبرنامه این بچه‌ها نوشتند:

اگر شما بخواهید مشکلات یک جامعه را در یک فیلم نشان دهید، قطعاً جلوی دوربین کارگردان فهرستی از موارد که منجر “به فساد کشیده شدن” جامعه شده است را مثل شماره‌های دفتر تلفن از بر نمی‌خوانید! اینطوری فیلم شما فروش نمی‌رود. برای اینکه مشکل دیده شود، فیلم را مردم ببینند و نظرتان را انتقال دهید، آن مولفه‌ها را در قالب یک داستان روایی در یک فیلم سینمایی نشان می‌دهید. از قدیم و ندیدم گفته‌اند تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها. “من مادر هستم” به زعم کارگردان آمده است این مشکلات را با برجسته کردن آن در فیلم‌اش به تصویر در آورده است. حال اینکه چرا در مقابل همین فرمول ساده جبهه‌گیری شده و خیری که مد نظر کارگردان بوده به آب به آسیاب دشمن ریختن تشبیه شده کرده‌اند، از مواردی است که گوشمان به شنیدن آن آشناست و چیز جدیدی نیست.

پیش‌فرض حاکم بر این نوشته همانی است که بر ذهنیت انصار حزب‌ا… هم حاکم است. آن پیش‌فرض رابطه سینما با واقعیت را یک امر قطعی می‌داند. به این معنی که سینما آئینه تمام‌نمای جامعه است. اما آیا به راستی چنین  است؟ نسبت سینما و جامعه چیست؟

بگذارید کمی در مورد فیلم من مادر هستم بگویم بعد دوباره ادامه بدهیم.

این بهترین فیلم جیرانی!

من مادر هستم، این بهترین فیلم جیرانی، دقیقا همان چیزی است که باید باشد؛ یعنی یک فیلم دیگر از جیرانی. یک خانم یا آقای مشرقی دیگر و یک داستان با همان آدم‌های روان‌پریشی که ظاهرا جیرانی هم علاقه خاصی به آنها ندارد اما سر و کله‌شان همیشه در فیلم‌های جیرانی پیدا می‌شود. آدم‌های عجیب و غریبی که معلوم نیست چه می‌گویند. از این شناسنامه‌دار نبودن آدم‌های جیرانی هم نمی‌خواهم به نداشتن مابه‌ازای واقعی در جهان واقعی برسم. این که این آدم‌ها و این روابط همان آدم‌ها و همان روابط معمول جامعه ما نیست ربطی به بد بودن یا خوب بودن یک فیلم ندارد. فیلم که رساله جامعه‌شناسی نیست. فیلم که قرار نیست ادعایی در زمینه مردم داشته باشد. حرف زدن در مورد جامعه ادب و آداب دارد. فیلم فقط محصول دست فیلم‌سازی است که می‌خواهد قصه بگوید. جیرانی این را خوب بلد است که چطور قصه بگوید. اما به طور تاسف‌باری از این دانستن‌اش در فیلم‌هایش استفاده نمی‌کند. این بهترین فیلم جیرانی تا به امروز هم از این قاعده مستثنی نیست. قصه‌ای که در من مادر هستم جریان دارد یک قصه ساده است که در یک روایت معماگونه تلاش کرده پیچ و تاب‌دار باشد. اما دست قصه‌گوی ما در همان بیست سی دقیقه اول رو می‌شود و دیگر چیزی در چنته‌اش باقی نمی‌ماند. در انتها فیلم به همان انتهایی می‌رسد که باید برسد. انتهایی پر از دقیقه‌هایی که زار می‌زنند و پیام اخلاقی فیلم را به صورت مخاطبان می‌کوبند.

این فیلم مطمئنا ارزش دیدن دارد. اما مطمئنم که تلخی و سیاهی این فیلم در این روزهای ناخوش‌احوالی ما دردی از ما دوا نمی‌کند. فیلم قرار است شهر باید فرنگ باشد و ما را ببرد به دنیایی دیگر و شاید بهتر. ولی این فیلم این کار را نمی‌کند.

اما انصار حزب‌ا… . مطمئنا این حق انصار حزب‌ا… است که به یک فیلم اعتراض کنند. آنها حق دارند صدای‌شان و پیام‌شان را به گوش مسئولان برسانند. مردمی هم که این چند روز سالن‌های سینما را پر کردند که مبادا فردا با اعترا انصار حزب‌ا… فیلم از پرده‌ها پایین کشیده شود هم حق دارند به سالن‌های سینما بروند. اما بعید می‌دانم این فیلم‌ها رمقی به جسم نیمه‌جان سینمای ایران بدمند. این قشون‌کشی‌ها به سود هیچ کس نیست. متاسفانه فیلم‌ها برای ما مهم‌تر از چیزی که هستند شده‌اند.

ما هنوز یک چیز را باید بیشتر و بهتر درک کنیم و آن این است که فیلم فیلم است، نه رساله جامعه‌شناسی. هر کسی می‌تواند دوربینی دست بگیرد و چیزی بسازد و لزوما چیزی که نشان می‌دهد ربطی به جامعه ندارد. درست است که سینما علاوه بر سرگرم‌کنندگی بر مغز‌ها هم تاثیر می‌گذارد اما برای اصلاح سینما باید راهی دیگر در پیش گرفت. مطالعه سرگذشت هالیوود بد نیست در این باره.

۱۰ کتاب فوق‌العاده برای کمک به بهتر فکر کردن، کارآفرینی و ارتباط برقرار کردن

نویسنده: گای رینولدز،

ترجمه: رسول قربانی،

[highlight color=”eg. yellow, black”]

این مطلب اولین بار در کافه مدیا منتشر شده است.

[/highlight]

در مورد بهبود فزاینده و پیوسته شخصی، من تعدادی کتاب را در زیر لیست کرده‌ام که در سال گذشته آنها را یا خواندم و یا بازخوانی کردم و ممکن است شما هم بخواهید به عنوان بخشی از سیر پیشرفت پیوسته خودتان آنها را بخوانید.

۱٫ مغز شما در کار: استراتژی‌هایی برای غلبه بر حواس‌پرتی، بازیابی تمرکز و دقیق‌تر کار کردن در تمام طول روز. در طول ده بیست سال گذشته دانشمندان کشفیات مهمی در مورد مغز و اینکه مغز چطور کار می‌کند انجام داده‌اند. دیوید راک عصب شناس نیست اما مفسر عصبی خوبی برای شواهد علمی است و به خوبی و با اصطلاحات ساده توضیح می‌دهد که مغز چطور کار می‌کند و اینکه چطور درک و فهم خودمان از مغز می‌تواند ما را در مدرسه، محل کار و دیگر جاها کمک کند.

۲٫ برای چگونگی یادگیری مردم طراحی کنید: این کتاب ساده و خوشخوانی است. اگر شما درباره یادگیری الکترونیکی، مغز و حافظه زیاد مطالعه کرده‌اید شاید این کتاب چیز جدید زیادی برای گفتن به شما نداشته باشد اما محتوای خوبی برای متخصصان و دانشجویان دارد که می‌تواند به آنها کمک کند تا بفهمند مردم چگونه یاد می‌گیرند و اینکه چطور آزمون‌های آموزشی (مثل سخنرانی) که به بهتر درگیر کردن شونده‌گان کمک می‌کند طراحی کنند.

۳٫ ۱۰۰ چیز که هر طراح نیاز دارد که درباره مردم بداند: از چگونگی تقسیم شدن این کتاب به ۱۰۰ بخش ۱ تا ۳ صفحه‌ای خوشم می‌آید که توانسته است اصول کلیدی و توصیه‌های کاربردی را در هر کدام از این بخش‌های کوچک به خوبی ارائه کند. از آنجایی که این کتاب بسیاری از زمینه‌ها را پوشش می‌دهد ممکن است در بعضی از زمینه‌ها به طور عمقی به موضوع نپرداخته باشد اما برای بیشتر مردم یک اساس ابتدایی خوب یا یک مرور موثر بر اصول اساسی است. زمینه‌های پوشش داده شده این‌ها را شامل می‌شود: مردم چطور می‌بینند، مردم چطور می‌خوانند، مردم چطور به خاطر می‌آورند، مردم چطور فکر می‌کنند، مردم چطور توجه‌شان را متمرکز می‌کنند، چه چیزی به مردم انگیزه می‌دهد و برخی دیگر. من فکر می‌کنم این کتابی است که به بسیاری از مردمی که آن را می‌خوانند کمک خواهد کرد که دیدنی‌های بهتری طراحی کنند و به شیوه‌های جالب توجه‌تر ارتباط برقرار کنند.

۴٫ خلق مدل تجاری: کتاب کوچکی برای خیال‌گراها، تغییر دهندگان بازی و چالش‌گراها. کتاب خوش طرحی است. این کتاب به این عنوان شناخته شده است “کتابی برای خیال‌گراها، تغییر دهندگان بازی و چالش‌گراها که در تلاش به مبارزه کشیدن مدل‌های تجاری منسوخ و طراحی کارآفرینی آینده هستند.” حتی اگر شما نیازی به طراحی یک مدل تجاری جدید نداشته باشید، در این کتاب درس‌هایی وجود دارد که تفکر شما را به چالش می‌کشد و به شما کمک می‌کند تا عقاید و اهدافتان را روشن کنید. آمازون می‌گوید این کتاب برای کننده‌هایی طراحی شده است که آماده‌اند تا تفکر قدیمی را رها کنند و در عوض مدل‌های جدید خلق ارزش را با آغوشی باز بپذیرند. این کتاب ساده، دیداری و واضح است.

۵٫ ملاقات‌های حضوری: چطور تصاویر، ورقه‌های استیکی نوت و تصویرسازی ایده می‌تواند بهره‌وری گروهی را افزایش دهد. من به عنوان شخصی که عاشق وایت‌بورد و ابزار شبیه به آن هستم ایده‌های این کتاب را بسیار نیروبخش یافتم. نمی‌توانم بهتر از آمازون این کتاب را به اختصار معرفی کنم: “کتاب ملاقات‌های حضوری توضیح می‌دهد که چطور هر کسی می‌تواند از ابزاری دیداری استفده کند و این که چطور این ابزار در وسیع‌ترین مرکز تجاری تکنولوژیکی جهان، سیلکون ولی، مورد استفاده قرار می‌گیرند تا هم کار گروهی مجازی و هم کار گروهی رو در رو را سهولت بخشند. این منبعِ فوق‌العاده تصویر نگاری شده و پویا به سران جلساتی، سخنرانان و مشاوران مقدار زیادی ابزار‌ و ترفند به آنها نشان می‌دهد.” من در تلاش بوده‌ام تا بسیاری از اصول و تکنیک‌های بحث شده در این کتاب را در سمینارها و کلاس‌های درس دانشگاهم استفاده کنم. به نظر من این کتاب اگرچه هدفش کارآفرینان و متخصصان تجاری است اما برای معلمان و استادان دانشگاه‌ها هم می‌تواند بسیار موثر و مفید باشد. در آن بحث‌های خوبی بر روی استفاده از زبان دیداری برای سهولت بخشیدن و ارائه به گروه‌ها هست.

۶٫ تحول بازی: یک کتاب بازی برای کارآفرینان، قانون شکنان و ایجادکننده‌های تغییر. من طرفدار پر و پا قرص یک بازی جدی هستم. بازی و مدرسه – همین‌طور بازی و کار- معمولا به عنوان مفهوم‌هایی متناقض در نظر گرفته می‌شوند با این حال که، این بازی‌ها هستند که ما به کمکشان کاوش می‌کنیم، کشف می‌کنیم و می‌آموزیم. نویسندگان کتاب تحول بازی آن را بیان می کنند. در این کتاب ۸۳ بازی معرفی شده است که به سادگی و روشنی توضیح داده شده‌اند. شما می‌توانید بازی‌های در خور نیاز و شرایط‌تان را انتخاب کنید. تمام بازی‌ها (یا “فعالیت‌ها” اگر بازی در محیط کاری شما کلمه ترسناکی است) می‌توانند به شما کمک کنند که شنوندگانتان را شریک و درگیر در جلسه، سمینار یا کلاستان کنید.

۷٫ اصول جهانی طراحی، بازبینی شده و به روز شده: ۱۲۵ راه برای افزایش به کارگیری، درک نفوذی، افزایش جذبه، تصمیمات طراحی بهتر گرفتن و آموزش از طریق طراحی. این یک کتاب فوق‌العاده است که من از سال ها پیش آن را به دیگران توصیه کرده‌ام. این نسخه دوم کتاب است که شامل تعداد زیادی مفاهیم جدید که به خوبی و زیبایی در یک کتاب ۲۷۲ صفحه‌ای جای داده شده‌اند. این یک کتاب مرجع عالی برای هر کسی است اما مخصوصا برای طراحان، مهندسان، معماران و دیگر متخصصان خلاق (و دانش آموزان) که می‌خواهند بیاموزند تا فهمشان از طراحی را بهتر و گسترده‌تر کنند. این کتاب آموزنده، اطلاعات دهنده و الهام بخش است. عاشق این کتاب کلاسیک می‌شوید.

۸٫ خلاصه از این حرفا دیگه: چکار کنیم وقتی کلمات کارساز نیستند. این یکی از بهترین کتاب‌های دن روم است. من یک نسخه جدید از کتاب را به طور رایگان دریافت کردم که جملات من در جلد پشت کتاب نوشته شده بود: من واقعا فکر می‌کنم این کتاب عالی است. البته این اصطلاح، اصطلاح خوبی است اما دن هم درست می‌گوید وقتی می‌گوید ما با گفتن اصطلاح “خلاصه از این حرفا دیگه” نادیده گرفته می‌شویم. تصاویر، طرح‌ها و دیگر چیزهای دیداری نوشدارویی برای ایده‌ها بد نیستند، اما تکنیک‌ها و دیدگاه‌های یافته شده در “تفکر روشن” می‌توانند به بوجود آمدن ایده‌های خوب کمک کنند تا اینکه در اصطلاح “خلاصه از این حرفا دیگه” گم شوند. البته این کتاب بسیار تصویری است و مفاهیم و تکنیک‌ها در آن به کمک مثال‌های مختلف و جالب از دنیای واقعی توضیح داده شده‌اند.

۹٫ جای خالی دشمن شما نیست: یک راهنمای ابتدایی برای دیداری ارتباط برقرار کردن از طریق طراحی چندرسانه‌ای، وب و گرافیک. این کتاب کمی شبیه کتاب غیرطراحان در طراحی است اما محتوایش بسیار متفاوت است. کتاب مقدماتی بسیار خوبی است برای تمام متخصصان و دانش آموزان طراحی گرافیک که حتی اگر دلیلی هم برای خریدنش نداشته باشند بهترین دلیل خریدنش می‌تواند داشتن کتابی در قفسه کتابخانه‌شان باشد که می‌توانند هر وقت یکی از دوستان یا همکارانشان خواست در مورد اصول طراحی بداند به آنها قرض بدهند تا از آن فایده ببرند. در واقع در ارائه هیچ چیز به خودی خود نیست، اما بسیاری از مفاهیم می‌توانند در ارائه طرح بکار گرفته شوند. یک کتاب طراحی خوب با انباشته‌ای از مثال‌های دیداری.

۱۰٫ ذن خلاقیت: بهبودبخشی زندگی هنریتان. این کتاب جدیدی نیست اما کتابی است که همیشه پیشنهاد کرده‌ام. کتاب‌های بسیاری در رابطه با خلاقیت نوشته شده اند اما این یکی مورد علاقه من است. ساده، زیرک، الهام بخش و کاربردی. عقیده های این کتاب ممکن است به شما دیدگاه و بینش کاملا متفاوتی برای نگاه کردن به دنیا بدهد و در نتیجه‌اش رفتن به سوی تلاش‌های خلاقانه خودتان. این از آنجور کتاب‌هایی است که می‌توانید آن را بخوانید و دوباره سال‌ها بعد آن را بخوانید و لذت ببرید و از آن بیاموزید (همانطور که من این کار را کردم). این یک کتاب کلاسیک است.

 

حالا که فکرش را می کنم می‌بینم این لیست ده کتابی در واقع شمل یازده کتاب می‌شود.

۱۱٫ ذن ارائه: ایده‌های ساده بر روی ادا و طراحی ارائه (ویرایش دوم). کتاب جدیدی است برای سال ۲۰۱۲٫ ویرایش دوم کتاب اول ذن ارائه من است. این کتاب همان کتاب ویرایش اول است اما من خیلی از دومی راضی‌تر هستم. فکر می‌کنم کتاب بهتری شده است. این کتاب را طوری طراحی کردم که همان دید و احساس کتاب اولی را داشته باشد اما به همراه ۷۰ صفحه بیشتر که شامل یک فصل جدید درباره درگیر کردن می‌شود. بیشتر تصاویر و برخی از مثال‌ها را عوض کرده ام و تصاویر و مثال‌های جدید بهتری را جایشان گذاشته‌ام. چند بخش جدید هم به آن اضافه کرده‌ام مثلا در بخشی ۶ صفحه‌ای هم از کارهای استیو جابز کمک گرفته‌ام.

منبع

شماره جدید مدیریت ارتباطات منتشر شد

بیست‌ و چهارمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، شماره اردیبهشت ماه ۹۱، به مدیرمسئولی امیرعباس تقی‌پور و سردبیری امیر لعلی منتشر شد.

امید به تحقق انتظارات از روابط‌عمومی‌ها عنوان سرمقاله این شماره به قلم مدیرمسئول است که در آن به ارتقای روابط‌عمومی دستگاه‌های اجرایی از «اداره‌کل» به «مرکز» اشاره شده و در بخش پایانی آن آمده است: نقش‌آفرینی بیشتر روابط‌عمومی‌ها در حل مسائل درون و برون سازمانی دستگاه‌ها، تخصصی‌تر شدن امور و انتصاب مدیران متخصص و ماهر از جمله انتظارات سال‌های اخیر است که امید می‌رود با مصوبه جدید، محقق شوند.

یادداشت‌های دکتر بشیر و دکتر معتمدنژاد

رسانه‌های بیگانه: قرائتی با تحلیل گفتمانی که به قلم دکتر حسن بشیر منتشر می‌شود به تحلیل موضوع انرژی هسته‌ای و واکنش‌های رسانه‌های بیگانه پرداخته است. این تحلیل جامع که مطالعه آن علاوه بر مسؤولین به دانشجویان ارتباطات و رسانه توصیه می‌شود مقایسه محورهای گفتمانی دو سال پیش و زمان کنونی رسانه‌های خارجی، در مورد پرونده هسته‌ای ایران را نیز بررسی کرده است.

در این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، بخش دوم یادداشت پروفسور کاظم معتمدنژاد پدر علوم ارتباطات ایران با عنوان ضرورت توسعه مطالعات در زمینه‌های حقوقی و اقتصادی مدیریت ارتباطات منتشر شده است. همچنین یادداشت‌هایی از دکتر احمد یحیایی ایله‌ای، حمید شکری خانقاه و دکتر امیر مسعود مظاهری به بهانه ۲۷ اردیبهشت، روز روابط‌ عمومی به چاپ رسیده است. امیر انصار، مدیر واحد روابط‌ عمومی الکترونیک رسانه ملی نیز در یادداشتی با عنوان همه بر یک کشتی سواریم به نشست صمیمی فعالان غیردولتی حوزه روابط‌عمومی با مدیرکل روابط‌عمومی سازمان صداوسیما که در هفته اول کاری سال ۱۳۹۱ برگزار شد اشاراتی داشته و در بخشی از نوشته خود آورده است:

نخستین جلسه اینگونه نشست‌ها در زمانی برگزار شد که متأسفانه اختلاف موجود میان برخی از این نهادهای صنفی یا مجریان همایش‌های مختلف سبب شده تا برخی فضاهای صمیمی موجود میان فعالان حوزه روابط‌عمومی را غبارآلود انگاشته و سعی در بهره‌برداری و مصادره به مطلوب رویداد‌ها و وقایع داشته باشند.

بررسی و تحلیل نظرسنجی مخاطبان مجموعه تلویزیونی «کلاه قرمزی ۹۱» به قلم سعید نوری آزاد از دیگر مطالب این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات است که در آن نظرات ۳۷۰ هزار عضو صفحه «زمان ما» یکی از شبکه‌های اجتماعی در مورد این برنامه تحلیل شده است. بر اساس نتایج یکی از سؤوالات این نظرسنجی مشخص شده است که ۴۳ درصد مخاطبان این برنامه را از طریق تلویزیون معمولی ایران، ۲۹ درصد اینترنت خارج ایران، ۲۰ درصد ماهواره داخل ایران، پنج درصد اینترنت داخل ایران و سه درصد ماهواره خارج ایران دیده‌اند.

اما دکتر نگین حسینی نیز مجموعه «کلاه قرمزی ۹۱» را از منظر مخاطب‌شناسی و ضرورت‌های برنامه‌سازی مورد توجه قرار داده و با این عنوان که نخوردیم نان گندم اما دیدیم دست مردم، آقای مجری! به بررسی این مجموعه پرداخته است. او در مقاله خود به خلاصه‌ای از نقاط ضعف مجموعه کلاه قرمزی از دیدگاه مخاطب‌شناسی و ضرورت‌های برنامه‌سازی برای کودکان و نوجوانان؛ نه با هدف تضعیف دستاورد گروه سازندگان این برنامه که برعکس، با هدف تقویت آن پرداخته است.

شوارای عالی فضای مجازی

شورای عالی فضای مجازی؛ عرصه جدید سیاستگذاری حاکمیتی، عنوان نوشته‌ای از سیدتقی کمالی است که به بررسی ضرورت‌های تشکیل شورای عالی فضای مجازی کشور با حکم مقام معظم رهبری پرداخته است.

گفت و گو با دکتر ساروخانی

گفت‌وگو با دکتر باقر ساروخانی، جامعه‌شناس و پژوهشگر، تیتر و عکس یک این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات را به خود اختصاص داده است. این گفت‌وگو پیرامون ویژگی‌های ارتباطاتی جامعه امروز ایرانی انجام شده است. او وضعیت فعلی جامعه ایران را بی‌سابقه می‌خواند: «این جامعه‌ایست که در آن هنجارهای سنتی که شیوه‌های تجربه‌شده و پردازش‌شده تاریخی به حساب می‌آمدند، به هم ریخته و حالا ما با تجربه‌های جدیدی مواجه هستیم که هنوز جا نیافتاده‌اند، با فرهنگ ما تطبیق پیدا نکرده‌اند و با آن بیگانه هستیم. بنابراین انسان‌ها دچار سرگردانی می‌شوند». دکتر ساروخانی از اینکه جامعه تکنولوژی جدید را بپذیرد، هیچ ابائی نداشته و معتقد است: «جامعه باید حرکت کند و پویا باشد ولی می‌گویم این تکنولوژی وارداتی اگر فرهنگ خودش را نداشته باشد، به بلای تازه‌ای تبدیل می‌شود». او با تشریح ویژگی‌های جامعه ملتهب از رسانه‌ها به عنوان مهم‌ترین عامل ایجاد التهاب‌ نام برده و اضافه می‌کند: «از رسانه برای تصویرسازی استفاده می‌شود. رسانه یک واقعیت دیگر را تولید می‌کند برای ذهن ساخته‌شده و پردازش شده. این واقعیت آرمانی نیست بلکه واقعیت برساخته است.»

در بیست‌وچهارمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات پرونده‌هایی در زمینه رسانه، تئا‌تر، جامعه اطلاعاتی و کتاب منتشر شده است.

از مدیریت بر رسانه تا مدیریت در رسانه

قدرت نفوذ بنگاه‌های رسانه‌ای، عنوان پرونده‌ای است که با مسؤولیت رضا قربانی منتشر شده است. وی در بخشی از مطلب ورودی این پرونده آورده است:

در این شماره تلاش کردیم به مفهوم حاکمیت در رسانه‌ها بپردازیم. تاکنون بحث حاکمیت رسانه‌ای بیشتر از منظر علمای چپ و انتقادی مورد بررسی قرار گرفته است و کمتر سعی در شکافتن و تحلیل علمی آن شده است. بیشتر تلاش‌ها برگرفته از دیدگاه‌های انتقادی بوده است و ناظر بر نیست بوده، نه هست ماجرا. ما تلاش کردیم ابعاد مختلف حاکمیت را بررسی کنیم و مطمئناً همان‌طور که پیش از این گفتیم صرفاً تلاش ما طرح سؤال بوده است و پاسخ‌ها نیاز به همکاری جامعه علمی ایران دارد. چرا رسانه‌های تأثیرگذار، قدیمی و با صرفه اقتصادی نداریم؟

مالکیت رسانه باید در دستان چه کسی باشد؛ بخش خصوصی، دولت یا عموم؟ نوشته قاسم سرافرازی، نگاهی به ۵ کمپانی بزرگ رسانه‌ای جهان نوشته مینا والی، از قدرت نرم رسانه‌ها تا اقناع مخاطبان نوشته محمدجواد هنرمند ساری، درنگی بر پیچیدگی‌های یک مفهوم سهل به نام اثرسنجی نوشته فاطمه عسگری آزاد، ۵ افسانه‌ رسانه‌ای نوشته مریم محبی و کارکردهای متفاوت رسانه‌ها نوشته لیلا مقدم‌فر مطالب این پرونده را تشکیل می‌دهد.

رسانه تئاتر

در پرونده مدیریت فرهنگی که با مدیریت علی حسنلو به موضوع تئا‌تر و اینکه یک رسانه است یا نه؟ پرداخته شده و نوشتاری از بهزاد فراهانی، رامین فناییان وکتایون فیض مرندی به همراه گفت‌وگوی مهسا مقدم با دکتر قطب‌الدین صادقی و حمیدرضا نعیمی و گفت‌وگوی علی حسنلو با منصور ابراهیمی و حمید پورآذری منتشر شده است.

فرهنگ دیجیتال

اما آسیب‌شناسی فعالیت‌های فرهنگی دیجیتال پرونده جامعه اطلاعاتی این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات است که به مدیریت سیدتقی کمالی منتشر شده و در آن گفت‌وگوی زینب مرتضایی‌فرد با محمد صادق افراسیابی معاون مرکز توسعه فن‌آوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال منتشر شده است. مرضیه خلقتی نیز در گفت‌وگو با دکتر باقر انصاری به بررسی «آیین‌نامه ساماندهی و توسعه رسانه‌ها و فعالیت‌های دیجیتال» پرداخته و زینب کوهیار مطلبی را با عنوان مؤسسات فرهنگی دیجیتال چگونه جان می‌‏گیرند؟ به رشته تحریر درآورده است.

عملیات روانی استراتژیک در فعالیت‌های فرهنگی دیجیتال نوشته آزاده مرنی، گفت‌وگوی الهام عبادتی با بهروز مینایی مدیرعامل بنیاد بازی‌های رایانه‌ای، گفت‌وگوی نجیبه محبی با دکتر مهدی منتظرقائم و بازخوانی پرونده جنگ نرم در جامعه اطلاعاتی گزارشی از هاجر شادمانی از دیگر مطالب این پرونده است.

کتاب

حمید نورشمسی در پرونده کتاب بیست‌وچهارمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات که با مسؤولیت خودش منتشر شده، به بهانه انتشار دو واژه‌نامه در حوزه‌های ارتباطات و رسانه به گفت‌وگو با احمد توکلی، پژوهشگر حوزه رسانه و مؤلف کتاب «واژه‌های کلیدی در روزنامه‌نگاری» پرداخته است. گفت‌وگوی سمیرا شاهقلی با مسعود اسعدی، گفت‌وگو با فرشاد مهدی‌پور مؤلف کتاب تیتر یک و یادداشت دکتر حسن بشیر با عنوان قبل از تولید متن علمی، نسبت خودمان با علم را روشن کنیم از دیگر مطالب این پرونده است.

همچنین بخش هفدهم ترجمه‌ کتاب «نگارش در روابط‌عمومی» نوشتهٔ تامس. اچ. بیوینز با ترجمه علیرضا باستانی در این شماره منتشر شده است.

این ماهنامه از سوم اردیبهشت ماه و از طریق پیشخوان مطبوعات، یا سایت prshop قابل تهیه است.

هدیه شماره جدید ماهنامه به مخاطبان

همزمان با این شماره نیز ۶ شماره دیگر از شماره‌های ۱ تا ۱۲ نشریه مدیریت ارتباطات برای دانلود بر روی سایت قرار گرفته است.

برای دانلود نشریه‌ها ۱ تا ۱۲ مدیریت ارتباطات اینجا کلیک کنید.

ویژه‌نامه نوروزی ماه‌نامه مدیریت ارتباطات منتشر شد

ویژه‌نامه نوروزی ماهنامه مدیریت ارتباطات- اسفند ۹۰ و فروردین ۹۱- به مدیرمسؤلی امیرعباس تقی‌پور و سردبیری امیر لعلی، در ۱۶۸ صفحه منتشر شد.

«بهاریه ارتباطات»، «چهره سال رسانه»، «چهره سال جامعه اطلاعاتی»، «موسیقی»، «سینما»، «تحلیل ماه»، «رویدادهای سال در حوزه ارتباطات»، «ادبیات» و «اندیشه» از پرونده‌ها و سرفصل‌های مطالب این ویژه‌نامه نوروزی است. همچنین در این ماهنامه، پرونده‌ای به مناسبت سالگرد زلزله و سونامی ژاپن با عنوان «اطلاع‌رسانی در بحران» منتشر شده است.

ضرورت اقدام‌پژوهی در حوزه «مدیریت ارتباطات» عنوان سرمقاله این شماره «مدیریت ارتباطات» به قلم مدیرمسؤل است.

در این ویژه‌نامه یادداشت‌های اختصاصی پرفسورکاظم معتمد‌نژاد، پرفسوریحیی کمالی‌پور، دکترسعیدرضا عاملی، دکتر شهیندخت خوارزمی، دکتر یونس شکرخواه، دکترامیدعلی مسعودی، دکتر فریدون وردی‌نژاد، دکترعلی اصغر محکی، دکتر اسماعیل قدیمی، دکتر مجید رضاییان،دکتر داوود زارعیان، دکتر مهدی کرباسیان،غلامرضا کاظمی‌ دینان، محسن پاک‌آیین، دکتر محمود ترابیان، ابراهیم رستمیان مقدم، محمود احمدی، نگین حسینی، دکترحمید ضیایی‌پرور،سعید معادی، علی حیدری،دکتر امیر مسعود مظاهری وسعید شهبازی در قالب «بهاریه‌ ارتباطات» منتشر شده است.

«چهره سال فعالان رسانه‌ای کیست؟» و «چهره سال فعالان جامعه اطلاعاتی کیست؟» پرسش‌های مربوط به مطالبی است که توسط مریم محبی و سید تقی کمالی تهیه شده و با درج نظرات ۱۱۷ نفر از اساتید، کارشناسان و فعالان این دو حوزه در مورد انتخاب چهره‌های برتر رسانه و جامعه اطلاعاتی در سال ۹۰ و دلایل انتخاب آنهاست.

اما دکتر حسن بشیر نیز در سلسله مطالب خود در «مدیریت ارتباطات» که با عنوان «رسانه‌های بیگانه: قرائتی با تحلیل گفتمانی» منتشر می‌شود، مهم‌ترین محورهای گفتمانی رسانه‌های بیگانه در سال ۱۳۹۰ را بر مبنای گزارش‌های خبری مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.

«جایگاه تبلیغات تجاری در اقتصاد امروز ایران» عنوان پژوهش دکتر محمود دهقان طزرجانی است که برای نخستین بار در «مدیریت ارتباطات» منتشر شده است. او در این پژوهش ابتدا نگاهی گذرا بر اصول حاکم بر سه مکتب اقتصاد دولتی، اقتصاد سرمایه‌داری و اقتصاد اسلامی داشته و سپس به جایگاه تبلیغات تجاری در این سه مکتب اقتصادی پرداخته است.

«تقدیس الفبای فارسی در تاجیکستان»، تیتر انتخاب شده برای گفت‌وگوی امیرعباس تقی‌پور با دکتر علی‌اصغر شعردوست، سفیر ایران در دوشنبه است. شعردوست در گفت‌وگوی اختصاصی با ماهنامه مدیریت ارتباطات به بیان زوایایی از اهمیت توسعه زبان فارسی در این کشور و دلایل روی آوردن برخی از کشورهای حوزه قفقاز و آسیای مرکزی به الفبای لاتین پرداخته است.

«رویدادهای مهم رسانه‌ای و ارتباطی در سال ۹۰؛ هر ماه یک رویداد» از دیگر مطالب این ویژه نامه به قلم فاطمه عسگری آزاد و همکارانش است. پدیده رسانه‌های اجتماعی: جنگ دو قطب، ویکی‌لیکس: هیاهوی بسیار برای هیچ، افزایش شبکه‌های تلویزیونی صداوسیما، سوهان اعصابی به نام تلویزیون، حضور هنرمندان ایرانی در سطح جهان و حواشی آن، کلمه‌ها روی لوح‌ها جان می‌گیرند؟، ازدواج سلطنتی بریتانیا؛ بزرگ‌ترین شوی دنیا، افتخار رسانه‌ای نشاندن پهپاد نصیب العالم شد، پ نه پ! گسترش هم پیدا نکنم؟ تقلید از شبکه‌های ماهواره‌ای در رسانه‌های داخلی، رونق فیلم‌های سه بعدی: می‌خواهم زنده بمانم و حضورستارگان سینما روی صحنه از رویدادهای مهمی است که نویسندگان نشریه به اختصار پیرامون هر یک از آنها به ارائه دیدگاه خود پرداخته‌اند.

«تک‌نگاری بر سینمای امروز، از هنر تا صنعت» عنوان مطلب ورودیه پرونده «سینما»ی این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات است که به همت رضا قربانی و همکارانش، آماده شده و در آن زوایای مختلف این صنعت مورد توجه قرار گرفته است. بررسی صنعت سینما در گفت‌وگوی فاطمه عسگری آزاد و رضا قربانی با محمدعلی حسین‌نژاد -تهیه‌کننده و محقق اقتصاد سینما، گفت‌وگوی لیلا مقدم‌فر با پرویز اجلالی -جامعه‌شناس- در مورد سینما و چالش‌های تغییر سبک زندگی، بررسی آسیب‌ها و فرصت‌های تولید و توزیع در سینمای ایران نوشته‌ مریم محبی، گزارش محمدجواد هنرمند ساری و گفت‌وگوی وی با داوران جشنواره فیلم فجر درباره افت محسوس مخاطبان سینما و اظهارات داود رشیدی،جمال شورجه،علیرضا رئیسیان و داود میرباقری در این خصوص، آشنایی با معروف‌ترین وب سایت سینمایی کل جهان، گفت‌وگوی قاسم سرافرازی با دکتر ابراهیم فیاض استاد دانشگاه تهران در مورد سینمای ایران، بررسی کتاب ستارگی: صنعت میل و طلب توسط محمد معماریان، بررسی ۱۰ فیلم ایرانی که که بیشترین فروش سینمای بعد از انقلاب را داشته‌اند توسط مینا والی، تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش صنعت سینما از شکل‌گیری ایده تا دیده شدن فیلم توسط محمدجواد هنرمند ساری، فن‌آوری چه بر سر صنعت سینما می‌آورد، بررسی آماری دلایل کم رونقی سینمای ایران و طبع متفاوت مردم و منتقدان سینمایی در کنار یادداشت نگین حسینی با موضوع سینمای اسکاری اصغر فرهادی از نگاه ارتباطاتی از مطالب این پرونده است.

مدیریت ارتباطات شماره ۲۲ و ۲۳

منوچهر دین‌پرست در سرویس اندیشه ماهنامه مدیریت ارتباطات به اتفاق همکارانش به بررسی زوایای زندگی «مارشال مک ‌لوهان» پرداخته است. نگاهی به زندگی و آثار مارشال مک‌لوهان نوشته‌ محسن آزموده، رسانه گرم و سردبه روایت مک لوهان ترجمه جمشید زمانی، گفت‌وگوی فاطمه باباخانی با دکتر غلامرضا آذری، درباره مک‌لوهان و آثارش در ایران، واکاوی ایده «دهکده جهانی» در گفت‌وگوی وی با دکتر هوشنگ عباس‌زاده، گفت‌وگوی ابراهیم عبدالله‌زاده با دکتر منصور ساعی درباره اندیشه‌های مارشال مک لوهان و ترجمه گفت‌وگو با مارشال مک‌لوهان با عنوان رسانه هنوز هم پیام است توسط محمد میرزایی عناوین مطالب این پرونده است.

موسیقی و شکل‌گیری ارتباطات با مخاطب عنوان پرونده هنری ویژه‌نامه‌ »مدیریت ارتباطات» است. در این پرونده با لوریس چکناواریان آهنگساز و رهبر ارکستر، پری ملکی، کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده تار، مجید انتظامی آهنگساز، محمدرضا لطفی آهنگساز و نوازنده تار، اعضای گروه کامکارها، ارسلان کامکار آهنگساز، فرهاد فخرالدینی آهنگساز، داریوش پیرنیاکان نوازنده تار و سه‌تار، درویش‌رضا منظمی نوازنده کمانچه، همایون خرم آهنگساز و نوازنده ویولون، صدیق تعریف خواننده، حسن ناهید نوازنده نی و هوشنگ ظریف نوازنده تار، گفت‌وگو شده است. این گفت‌وگوها را یاسر یگانه، محمد صفاجویی، آمن خادمی و مجتبی دانشی انجام داده‌اند.

همچنین در این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، پرونده‌ای به نویسندگی و مترجمی نگین حسینی به مناسبت سالگرد زلزله و سونامی ژاپن در اسفندماه گذشته منتشر شده که در آن نگاهی عمیق به عملکرد رسانه‌های جمعی ژاپن و آمریکا در این حادثه شده است. رسانه‌ها روی فرمان خوابشان برد، رکورد تلویزیونی برای زلزله و سونامی ژاپن،دو ضرورت در پوشش خبری بحران، گفت‌وگو با رئیس مرکز ملی آمادگی بلایا در دانشگاه کلمبیا در مورد خبرنگاری در زمان زلزله و گفت‌وگو با افشین والی‌نژاد، خبرنگار ایرانی مستقر در توکیو، مطالب این پرونده را تشکیل می‌دهند.

اما تأملی بر سبک زندگی در عصر فن‌آوری‌های مدرن، موضوع اصلی پرونده جامعه اطلاعاتی را تشکیل می دهد. موضوعات این پرونده عبارتند از: به کدام شیوه زندگی را زندگی می‌کنید؟ نوشته‌ سیدتقی کمالی، انقلاب ارتباطات یا واژگونی سبک زندگی؟ نوشته‌ آزاده مرنی، سبک زندگی مجازی در آمریکا: کلیسای سایبری ترجمه‌ی زهره خوارزمی، بررسی «انقلاب فن‌آورانه در عصر اطلاعات» در گفت‌وگوی سیدتقی کمالی و الهه حسینی با نانسی بایم استاد دانشگاه کانزاس آمریکا، گفت‌وگوی هاجر شادمانی با اردشیر انتظاری استاد جامعه‌شناسی با عنوان بی‌هنجاری، بیماری اجتماع ایرانی در عصر اطلاعات، بررسی تأثیر تبلیغات در تغییر سبک زندگی مخاطبان در گفت‌وگو با علیرضا حسینی پاکدهی توسط ناصر غضنفری، گفت‌وگوی الهه حسینی با پروفسور حسین باهر با عنوان سبک زندگی به صورت ظواهر تمدن و بواطن فرهنگ نمایان می‌شود، بازخوانی سبک زندگی در دنیای ارتباطات توسط سید فریبرز موسوی، شبکه‌های اجتماعی آنلاین و گسترش سبک زندگی جهان‏وطنانه نوشته محمد مهدی مولایی، گفت‌وگوی هاجر شادمانی با دکتر نعمت‌الله فاضلی با موضوع بازاندیشی مثبت رسانه‌ای و تغییر سبک زندگی ایرانی، گفت‌گو با دکتر ناصر فکوهی توسط نجیبه محبی و تشریح آثار و پیامدهای فن‌آوری‌های نوین بر جامعه ایرانی توسط دکتر علی‌اصغرکیا.

«خاطرات؛ رسانه‌های صبور» نیز در پرونده‌ ادبیات و به همت حمید نورشمسی منتشر شده است. نظرسنجی درباره برترین آثار مکتوب مستند در دهه ۸۰ توسط صادق وفایی، درباره خاطره و داستان نوشته محسن فرجی، عطش و آتش خاطرات نوشته‌ی سید قاسم یاحسینی و داستان روی شانه‌های خاطره سوار است نوشته‌ علی‌الله سلیمی را می‌توانید در این پرونده بخوانید.

همچنین بخش شانزدهم ترجمه‌ کتاب «نگارش در روابط‌ عمومی» نوشته‌ی تامس.اچ.بیوینز با ترجمه علیرضا باستانی در این شماره منتشر شده است.

اما پایان بخش ویژه‌نامه نوروزی ماهنامه مدیریت ارتباطات، قسمت اول خاطرات علی‌اکبر عبدالرشیدی با عنوان قصه ناتمام است.

این ویژه‌نامه از شانزدهم اسفند ماه و از طریق پیشخوان مطبوعات و یا سایت www.prshop.ir قابل تهیه است.

با اینترنت نجنگیم

حتی نمی‌دانم اولین بار این جمله را کجا شنیدم. اما همان اولین باری که شنیدم عاشقش شدم: سه تا کلمه ساده و یک دنیا حرف. اصلا نمی‌دانم این ترکیب را اولین بار چه کسی و با چه هدف احتمالی ساخته است، اما مناسب حال و روز این روزهای ماست و خیلی هم روزمره نیست. شاید چند سال دیگر هم معنای خودش را داشته باشد اما به نظر همیشه تازه می‌آید. از ۶ ماه پیش که بلاگ درون سازمانی یکی از شرکت‌های خصوصی را شروع کردم تا به امروز این جمله سردر بلاگ بوده است. روز اول برنامه خاصی برای این جمله نداشتم، اما به مرور که تجربه رسانه‌های اجتماعی را در یک محیط کوچک پیدا کردم، آرام آرام دستگیرم شد که چرا مردم با اینترنت می‌جنگند. بله. دقیقا اینترنت منظورم است. ببینید هیچ وقت دیده و شنیده نشده که طرفداران محیط زیست به جنگ اتوموبیل‌ها بروند. اما اینترنت پدیده غریبی است. اینترنت خود شیطان است. قدرتی در اینترنت وجود دارد که تاکنون در تاریخ بشری سابقه نداشته است. البته همین قدرت روی دیگری هم دارد و آن بی‌قدرتی محض است. اینترنت همان قدر که مهم است همان قدر هم بی‌ارزش است.

این روزها اگر در خیابان‌های این شهر دودگرفته پرترافیک قدم بزنید حتما چشمتان به حرکت پرشتاب ساخت و سازها خواهد افتاد. گویی کارگران ساختمانی و آق مهندس‌های سبیلوی سیگاری شکم‌دار پرادو مشکی سوار یک‌هو از زیر زمین سبز شدند آمدند افتادند به جان این ساختمان‌های قدیمی و دارند تند و تند برای خدمت به خلق خانه می‌سازند. این روزها از کنار این ساختمان‌هایی که با شتاب هر چه بیشتر خراب می‌شوند و جایشان ساختمان‌هایی بلند مرتبه سبز می‌شوند که رد می‌شوم فکر می‌کنم اینترنت چقدر برای این آق مهندس‌ها اهمیت دارد؟ ته ته‌اش احتمالا یک سر زدن به مثقال دات آی آر فیلتر شده و نهایتا هم سری به نیک صالحی و دیدن آخرین تصاویر سحر قریشی و دوستان!

آمارهای مرکز آمار می‌گوید از هر ۱۰ تا ایرانی ۷ تاشان سال تا سال دست به کی‌بورد نمی‌شوند که چیزی در اینترنت ببینند. حالا تولید بین آن سه نفر باقی‌مانده هم که جای خود دارد. آن وقت چرا این روزها اینترنت جبهه جنگ جدید است؟ جبهه جنگ که نه خود جنگ است.

این روزها با بچه‌ها دلمان خوش است و فکر می‌کنیم می‌توانیم رسانه‌هایمان را تکانی بدهیم. لااقل ما هم زنبیل گذاشتیم و در صف خواستگارها ایستاده‌ایم. با خودمان فکر می‎کنیم می‌توانیم طرحی نو دراندازیم. پرونده صنعت کتاب در می‌آوریم و از قول مدیر سه‌لتی اعلام می‌کنیم که پول باید کتاب خودش را در بیاورد … ببخشید … کتاب باید پول خودش را دربیاورد. پرونده صنعت سینما درآوردیم و می‌گوییم چطور می‌توان کاری کرد که این سینما روی پای خودش بایستد. آن وقت خبر می‌رسد چشمه تعطیل شده است. نه این که برویچ چشمه پسرعمه‌ها و یا پسر عموهای من باشند و یا این که سر یک سفره‌ای باهاشان نشسته‌  بودم و الان اشک می‌ریزیم بر این تعطیلی. نه. خداییش ناراحت هم نشدم. همان حسی را داشتم که به دوستی گفتم ساراماگو مرد و گفت مگر زنده بود! یعنی من حس آن دوستم را داشتم که متعجب شده بود؛ نه از خبر مردن ژوزه بلکه از شنیدن خبر زنده بودنش تا همین چند روز پیش. حالا من هم تعجب می‌کنم که مگر ما انتشاراتی فعالی داشتیم و صنعت کتابی که حالا تعطیل شده. آن طرف‌تر خانه سینما خراب می‌کنند و جایش یک ارگان سه‌لتی دیگر به پا می‌کنند و مدیر سه‌لتی فکر می‌کند سینما کارخانه کنسرو سازی لوبیا است و از فردا می‌تواند حرف‌های گنده‌ای را که سی و سه سال است مانده تو گلویش بریزد توی قوطی بدهد دست خلق‌ا… مصرف کنند و همراه شوند عزیز! آن وقت مردم هم به‌به و چه‌چه که چه لوبیای حکیمانه‌ای.

آن وقت کسی هم به روی خودش نمی‌آورد که برنامه محبوب قلب‌های این روزهای مردم بفرمائید شام است که باید ببینی تا بدانی دارد چه می‌کند با ما مردم. آن وقت کارگردان و الگوی بچه‌گی ما می‌رود از روی دست این‌ها برنامه می‌سازد و حتی نامش را هم تغییر نمی‌دهد که خدای نکرده کسی فکر نکند این برنامه دیگری است. نه! این همان برنامه است: همون! اما نسخه سوپرمارکتی‌اش. از آن طرف می‌رویم پیش استاد گرانمایه و از او در مورد چهره رسانه در سال ۹۰ می‌پرسیم و استاد بزرگوار بی‌سوادی خودش و عدم اطلاعش از جریان‌های روز رسانه را چماغی می‌کند بر سر ما که جمع کنید این بساط را. از آن طرف دخترکی همیشه منتقد می‌گوید جمع کنید بسا‌ط‌تان را. خانه سینما و نشر چشمه تعطیل می‌کنند و شما اندرخم این هستید که صنعت کتاب و سینما چند من است؟

شعری بود که قدیم‌تر‌ها دوستش می‌داشتم و خواننده‌ای هم آن را به ترانه تبدیل کرده بود. البته من نمی‌دانم اول شعر را خواندم یا اول ترانه را شنیدم اما این طور شروع می‌شد: روزگار غریبی است نازنین. بعدا انقدر جاهای باربط و بی‌ربط این شعر را دیدم و شنیدم که دیگر حالم ازش به هم می‌خورد. جوجه تازه رسیدن و در آستانه مرغ شدن و از خانه قهر کرده می‌رفت گندم شاپ و با خروس بی‌حیا می‌نشست و سرش را بین پرهایش می‌گرفت و می‌گفت روزگار غریبی است نازنین و خرس یا همان خروس در فکر …

همیشه گفتم و هنوز هم می‌گویم که شنیدن کلمه نمی‌شود و نمی‌گذارند و نمی‌شه مال هنرمند جماعت نیست. هنرمند نمی‌شه و نمی‌گذارند و نمی‌شود را دستمایه هنرش می‌کند و بعد می‌گوید کردیم و شد. همان‌طور که خواننده این سطور می‌بیند فرق است از نظر نگارنده بین هنرمند و فیلمساز و نقاش و رقاص و … با هنرمند!

به قولی هنر آن است که خود ببوید نه آن که دیگری بگوید.

همه این‌ها را گفتم و همه بهانه برای این همه گفتن هم همین یک خط بود:

دوست من

بیا

با اینترنت نجنگیم

پ.ن. این را نوشتم و داشتم می‌فرستادم میدان مین که دستم به حافط و دلم سوی شوق گوگل کردم و دیدم گوگل به جای با اینترنت نجنگیم پیشنهاد می‌دهد با اینترنت بجنگیم! بابا دمت گرم!

حالا که جشنواره تمام شده و برگشتیم به زندگی معمولی لاک‌پشتی

جشنواره فجر تمام شد و سیمرغ هم در آشیانه خود ماند تا شاید سال دیگر صحنه را به آتش بکشد. اما امسال به قول پدر اکبر عبدی به همان شوشه‌ها قناعت کردند و زیادی از طلای خزانه خرج هنرمندان نکردند. باشد که باقیات صالحات باشد. اما در روزهایی این جشنواره تمام شد که به قول احمد توکلی شاهد فیلترینگ مردم‌آزارانه بودیم. این مردم آزاری تا به این حد بود که دوستان عمو فیلتر باف به ما یادآوری کردند که ارتباطات‌مان چقدر شکننده است و هیچ نباید به خودمان غره شویم که ما توانسته‌ایم مرزها را در نوردیم و قله‌های افتخار عنقریب فتح شدن هستند.

یادمان دادند که باید جنگید و تلاش کرد و مانند سیمین فرار را بر قرار ترجیح نداد. باید شاهد نارنجی‌پوشی باشیم که قرار را بر فرار ترجیح می‌دهد. باید ماند و هرچند با بی‌حوصلگی حرف‌ها را زد و تلاش کرد. باید به قول یکی از دوستان به کمک دود مطالب را برسانیم دفتر نشریه. باید یاد گرفت به کمک دود مطالب را ویرایش کرد تا بشود آن چیزی که می‌خواهیم. تا شاید دود سفید از بالای سقف نشریه برود بالا به نشانه آماده شدن یک بسته مناسب. واقعا نباید گله کرد از این مردم‌آزاری. آن هم در روزهایی که همه ما در روزهای جشن‌های ۳۳ هستیم. یادمان دادند که مرد آن است که از پس همه موانع خودساخته و گل‌های مسیر به سلامت عبور کنیم. یادمان دادند که به پیامک‌های مشکوک‌الهویه توجه نکنیم. یادمان دادند که حالا که داریم یاد می‌گیریم با هم حرف بزنیم و به هم کمک کنیم حواسمان باشد که رئیس کیست و چیست.

یادمان دادند که آنهایی که چهره ندارند هنوز می‌توانند پا بگذارند روی رگ‌های ارتباطی و گند بزنند به اعتماد. یادمان دادند که باید سرمان را پایین بیندازیم و بگوییم حق با شماست. ما کی باشیم. یادمان دادند که پرسیدن حق مردن نیست. یادمان دادند که اگر یک گام آمدیم جلو جواب‌مان تودهنی است. یادمان دادند که همراهی ارزشی ندارد و یادمان دادند که که چیزی یاد نگیریم.

بیایید دعا کنیم برای همدیگر و این که فقط و فقط یک چیز را یاد بگیریم. این که همدیگر را تحمل کنیم. این که انقدر سریع عصبانی نشویم. این که ما همه بچه‌های ایران هستیم و دلمان برای این کشور می‌تپد. این که ایران و ایرانی را دوست داریم و همه زندگی ما همین جاست. یاد بگیریم راه سختی نیست این که یاد بگیریم همدیگر را دوست داشته باشیم و با نظر هم مخالف باشیم. یادمان باشد ما از موافق‌مان چیزی نمی‌آموزیم و هر چه آموختیم از مخالف بوده است.

۲۰ امین شماره مدیریت ارتباطات منتشر شد

بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، دی‌ماه۹۰، به مدیرمسؤولی امیرعباس تقی‌پور و سردبیری امیر لعلی منتشر و بر روی دکه‌های مطبوعاتی قرار گرفت.

اختلال در گردش خون ارتباطات عنوان سرمقاله این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات که به قلم مدیرمسؤول منتشر شده است. دکتر حسن بشیر، در صفحات ثابت خود در این ماهنامه که با عنوان «رسانه‌های بیگانه؛ قرائتی با تحلیل گفتمانی» منتشر می‌شود موضوع «شکار هواپیمای بدون سرنشین آمریکا در خاک کشورمان» را مورد توجه قرار داده و مواضع رسانه‌های مختلف جهان را در این خصوص، بررسی و تحلیل کرده است. بررسی حاشیه مسابقه فوتبال پرسپولیس- استقلال و کناره‌گیری حمید استیلی از سرمربیگری تیم پرسپولیس از دیگر مطالب بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، است که توسط نگین حسینی و با عنوان «هولیگانیسم ورزشی و غربت فرهنگ پهلوانی» قلمی شده است. او در نوشته خود این موضوع را از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار داده است. همچنین، محسن بیات در آخرین شماره از مجموعه مطالب خود با عنوان زبان بدن سیاستمدارن، به تشریح چگونگی افزایش قدرت ارتباطی پرداخته است. رضا قربانی دانشجوی کار‌شناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه تهران، در مطلبی تلاش کرده به این پرسش که، چرا کتاب زندگینامه استیو جابز باید پرفروش‌ترین کتاب سال شود؟ پاسخ دهد. وی وعده داده است در شماره آینده ماهنامه، به همین بهانه و به صورت مفصل به موضوع اقتصاد کتاب پرداخته خواهد شد. گزارش برگزاری جشن فارغ‌التحصیلی نخستین دانش‌آموختگان دانشکده ارتباطات عمان، یادداشت کامل استاد کاظم متولی و درج نامه سعید معادی، مشاور مدیرعامل و مدیر امور سرمایه‌گذاری و شرکت‌های بانک توسعه تعاون در مورد ماهنامه مدیریت ارتباطات از دیگر مطالب این شماره است. در بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، دکتر محمد جواد آقاجری، مدیرکل رسانه‌های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آخرین وضعیت و آمار رسانه‌های خارجی فعال در کشورمان را تشریح کرده است. وی با بیان اینکه خبرنگاران خارجی در ایران آزاد هستند تأکید کرده: بی‌بی‌سی مرتباً برای معرفی نماینده خود با ما مکاتبه می‌کند. این گفت‌وگو حاوی پاسخ‌های آقاجری در مورد نحوه فعالیت خبرنگاران خارجی مستقر در کشورمان، پس از انتخابات سال ۸۸ و همچنین در روز ورود دانشجویان به سفارت انگلیس و… است. اما گفت‌وگوی ویژه این شماره ماهنامه به دلایل مرگ زودرس مطبوعات ایران و توجه به ماهواره از زبان دکتر مهدی محسنیان‌راد، اختصاص یافته است. وی در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: «سفره رسانه‌ای مردم ایران با بسیاری از کشورهای دیگر متفاوت است». او که منتقد این وضعیت است، می‌افزاید: «در سفره کشورهایی مثل کشور ما مطبوعات جایگاه پایینی دارد و به همین دلیل ما سوء‌تغذیه رسانه‌ای داریم». می‌گوید: حکومت جمهوری اسلامی باید تقاص بیش از یک و نیم قرن استبداد بر مطبوعات را بپردازد. او با تأکید بر این‌که تصمیم‌گیران ارتباطات در ایران به توصیه‌های نظریه‌ «بازار پیام»، از جمله بر لزوم پایان دادن به انحصار رسانه‌ای وقعی ننهاده‌اند، یادآور می‌شود: وقتی انحصار باشد، چون رقیبی وجود ندارد، در تأمین نیازهای مردم هم همت نمی‌کند. در این مصاحبه می‌توان دیدگاه‌های بکری از او در مورد حال و روز حوزه‌های مختلف ارتباطات در ایران را دید.

آسیب‌شناسی فضای رسانه‌ای کشور در گفت‌وگو با رسول بابایی، مدیرمسؤول روزنامه همشهری نیز از دیگر گفت‌وگوهای این شماره ماهنامه است که توسط عباس رضایی ثمرین، انجام شده است. رضا قربانی نیز به اتفاق همکارانش در قالب پرونده‌ای مفصل به بررسی و نقد کتاب‌های دانشگاهی مدیریت رسانه، پرداخته‌اند. مروری بر تنها کتاب فارسی استراتژی رسانه: مدیریت راهبردی در رسانه توسط محمدجواد هنرمند و گفت‌وگوی وی با دکتر علی‌اکبر فرهنگی نویسنده همین کتاب، گفت‌وگوی محمد معماریان با دکتر طاهر روشندل اربطانی مترجم اولین نسل کتاب‌های تکست فارسی در زمینه مدیریت رسانه، گفت‌وگوی فاطمه عسگری آزاد با وحید خاشعی، مؤلف کتاب تازه منتشر شده «مدیریت رسانه» و مرور مختصر عسگری بر همین کتاب، مروری بر کتاب «اقتصاد رسانه‌ها، مفاهیم و مسائل آن» توسط مینا والی و گفت‌وگو با دکتر میثم موسایی درباره کتاب «اقتصاد رسانه‌ها» توسط مریم محبی و حاشیه‌های وی بر این کتاب، معرفی و نقد کتاب آشنایی با اقتصاد رسانه توسط قاسم سرافرازی و معرفی و نقد کتاب اقتصاد و رسانه توسط وی، مطالب این پرونده را شامل می‌شود. اما منوچهر دین‌پرست که به تازگی از سفر افغانستان آمده برای خوانندگان ماهنامه مدیریت ارتباطات سوغاتی اختصاصی آورده و آن، پرونده‌ای است در مورد وضعیت رسانه‌ها در افغانستان امروز. در این پرونده که با تعدادی از عکس‌های اختصاصی ماهنامه در این مورد نیز همراه است علاوه بر تحلیل وضعیت کلی رسانه‌ها در افغانستان، به رسانه‌های جدید در این کشور نگاهی انداخته شده و مطالبی با عنوان از چت‌کردن تا درس خواندن افغان‌ها روی وب، افغان‌ها در رسانه‌ها چه چیز را جست‌وجو می‌کنند؟ گفت‌وگو با علی محمد صادقیار، مدیرمسؤول روزنامه انیس، نگاهی به قوانین مطبوعات در افغانستان توسط فرشته امینی، روزنامه‌نگار افغان و گفت‌وگو با لطف‌الله راشد، مدیرمسؤول رادیو صبح بخیر افغانستان منتشر شده است. پورتال‌ها، دروازه ورود به دنیای سایبر، دیگر پرونده این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات است. سید تقی کمالی به اتفاق همکارانش، نقش پورتال‌ها در برقراری ارتباط بهتر با ذینفعان، ‌ انواع پورتال‌ها و ویژگی‌های هر یک، ‌ کارکردهای ارتباطی و اطلاعاتی آن‌ها، فرصت‌آفرینی، ‌ الزامات فنی و پشتیبانی و مختصات تولید محتوا و ضرورت‌های مدیریتی و ارتباطی را مورد بررسی قرار داده‌اند. پورتال‌های سازمانی از مدیریت دانش تا تحقق جامعه اطلاعاتی نوشته سید مهدی طاهری، گفت‌وگوی الهه حسینی با دکتر علیپور حافظی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، گفت‌وگوی هاجر شادمانی با مدیر مرکز ثبت دامنه‌های کشوری، یادداشت محمد هرندی‌پور با عنوان خدمات‌رسانی بر مبنای اطلاع‌رسانی یکپارچه، آنچه باید از پورتال‌ها دانست نوشته یاشار حدیقه سرشت، بررسی کارکردهای اطلاعاتی و ارتباطی ۴ پورتال همتا (پورتال‌های وزارتخانه‌های علوم در کشورهای مالزی، استرالیا، دانمارک و ایران) توسط محیا برکت، ارزیابی و رتبه‏بندی وب‏سایت‏‌ها از طریق جوایز اینترنتی توسط محمد مهدی مولایی و حاکمیت پورتال‌های سازمانی و فرآیندهای راهبری نوشته آرش رامز عناوین این پرونده را تشکیل می‌دهند. همچنین در بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات بخش چهاردهم ترجمه کتاب نگارش در روابط‌عمومی با عنوان انتشار خبر و اطلاعات عمقی با ترجمه علیرضا باستانی منتشر شده است. علاقمندان به تهیه ماهنامه مدیریت ارتباطات می‌توانند علاوه بر کیوسک‌های مطبوعاتی، آنرا از طریق خرید آن‌لاین از سایت www. cmmagazine. ir و یا www. prshop. ir تهیه نمایند.

منبع

اول ابزار بود بعد ارتباط یا اول ارتباط و بعد ابزار؟

ابزارها ارتباطات را تغییر می‌دهند یا تغییر در ارتباطات ابزارها را؟ اول شبکه‌های اجتماعی مجازی به وجود آمدند و بعد از ان ارتباطات امروز ما تغییر کرد یا اول این ما بودیم که دنبال تغییر می‌گشتیم و این نیاز، شبکه‌های اجتماعی مجازی را به وجود آورد؟ سوالات پرشماری وجود دارد که نیاز به بررسی دارد.

عصر ارتباط این هفته یک اینفوگرافی از رشد و توسعه ابزاراهای ارتباطی کار کرده که فایل pdf آن را می‌توانید از اینجا ببیند.

چرا باید یه حبه قند رضا میرکریمی را دید؟

پسند
پسند

برای آنهایی که مثل من بچه دهات هستند و روزهایی را یادشان می‌آید که انسان‌ها به هم نزدیک‌تر بودند، برای تماشای یه حبه قند هیچ دلیلی لازم نیست. برای آنهایی هم که بچه شهر بودند، دیدن دنیایی بهتر، بهترین دلیل تماشای این فیلم است. یه حبه قند یک مرثیه است بر دنیایی که دیگر نیست. یادی از روزهایی که از دست رفته است. گویی همه ما مثل پسند فیلم هستیم. گویی ما از آینده پرت شدیم به دنیایی که پسند فیلم قدم در راهی می‌گذارد که ته‌اش می‌شود ما. دنیایی که او دارد تجربه می‌کند دنیای از دست رفته ماست. دنیایی که خانه با همه ویرانی‌های ساختمانی‌اش خانه‌ای است از جنس دل و نه گِل. آن حرف خان دایی که همین روزهاست که چارطاق این خانه روی سرمان خراب شود همه حرف فیلم است؛ یک حرف معمولی در یک مکالمه معمولی. ولی همین جمله من را مطمئن می‌کند که میرکریمی داشته دنیایی را تصویر می‌کرده که مربوط به گذشته است. دنیایی که امروز نیست.

فیلم همه چیز دارد. عروسی دارد. عزا دارد. زندگی دارد. مرگ دارد. دم بختی دارد. ازدواج کرده دارد. راضی از ازدواج دارد. ناراضی از ازدواج دارد. عرق خور دارد. روحانی دارد. نمازخوان دارد. ترک نمازی دارد. پیر دارد. جوان دارد. بچه دارد. دختر دارد. پسر دارد. و مهم‌تر از همه رنگ دارد. فیلم پر است از رنگ؛ رنگ‌های واقعی زندگی روزمره. رنگ‌هایی که در گذشته درجه اشباع بالاتری داشتند و امروز کمتر دیده می‌شوند. این روزها دود روی همه چیز را خاکستری کرده. زمانی بود که نه دودی بود و نه خاکستری. تا جایی که چشم کار می‌کرد رنگ بود و رنگ.

قدرت فیلم در همین معمولی بودنش است. در این که تک تک آدم‌ها را می‌شناسیم. حتی خنده‌های زنان داخل آشپزخانه بعد از مراسم عزاداری برای ما قابل درک است. نمادپردازی‌های فیلم از سیب سرخ حوا گرفته تا بالا پشت بام خوابیدن روحانی خانواده برای ما قابل درک است. فیلم مثل پیاز می‌ماند. لایه اولش را همه درک می‌کنند و همین کافی است برای سرگرم شدن. در لایه‌های بعدی چیزهای دیگری هست که می‌شود نشست و به آن فکر کرد. فکر هم نکردیم نکردیم. مهم این است که دو ساعتی سرگرم شدیم.

از همه این‌ها که بگذریم فیلم یک چیز خاص دارد و آن ایرانی بودن آن است. این که فیلم در یک خانواده یزدی می‌گذرد را بگذاریم کنار. این که بازیگران فیلم برای درآوردن لهجه یزدی و تکه‌های خاص آن حسابی زحمت کشیدند را هم بگذاریم کنار. آدم‌های فیلم ایرانی ایرانی ایرانی‌اند. البته آدم‌های ایرانی که در آستانه مدرن شدن هستند. شاید یکی از نمادهای ورود مدرنیته به این خانواده گوشی آیفون هدیه‌ای آقا داماد ایرانی فرنگ‌نشین باشد. اما همان نماد مدرنیته هم زنگی دارد که کاملا ایرانی است. زنگی که به تنهایی با ما حرف می‌زند. چه آنجایی که در سخت‌ترین لحظه‌های احساسی فیلم زنگ این آیفون به صدا در می‌آید و همه ما منتظر عکس‌العمل پسند می‌مانیم.

فیلم چیزهای زیادی دارد که باید نشست و به آن فکر کرد. مثلا خانواده. خانواده چیزی است که این روزها ما از دست دادیم. لااقل برای من یکی که خانواده شده تماس‌های تلفنی و پرسیدن حال و احوال پدر و مادر. جویای احوال خواهر و برادر بودن و بس. عمه و عمو و دایی و خاله را هم سالی یکی دوبار دیدن. انقدر از هم دوریم که دیگر نمی‌توانیم مثل خاله‌های عسل بنشینیم دور هم و بی‌دلیل بخندیم. امروز برای خندیدن نیاز به بهانه‌های سختی داریم. دیگر انقدر از هم دوریم که در مهمانی‌هایمان شق و رقیم. دیگر حسابی در مهمانی‌های جنتلمن شدیم و نمی‌توانیم مثل خاله‌های پسند به چیزی مثل افتاده پرده خانه بخندیم.

در مورد این فیلم می‌توان ساعت‌ها فکر کرد و بیشتر از آن می‌توان راجع به زندگی امروز خودمان فکر کرد.

فیلم را ببینید؛ در کنار خانواده.

این متن اولین بار در بلاگ داخلی شرکت توسن منتشر شده است.

کتاب راهنمای گزارشگری اجتماعی را دانلود کنید.

کتاب راهنمای گزارشگری اجتماعی را دانلود کنید. حجم این کتاب حدود ۴.۶۷ مگابایت است.

لینک دانلود ۱

لینک دانلود ۲

تهیه کننده این کتاب مرکز بین المللی روزنامه نگاران است و تألیف و طراحی کاریکاتورهای آن را نیک آهنگ کوثر برعهده داشته است. تدوین کتاب هم برعهده مارگارت فرینی بوده است.

این کتاب شامل یک مقدمه و ۶ گفتار است

گفتار اول: دست به کار شوید و نهراسید

گفتار دوم: کار در حوزه اجتماعی

گفتار سوم: دوری گزیدن از کلیشه های اجتماعی

گفتار چهارم: آداب مصاحبه و تهیه گزارش

گفتار پنجم: کاربرد آمار

گفتار ششم: انتخاب قالب برای گزارش

در ادامه این مطلب متن کامل مقدمه کتاب آمده است.

در روند آموزش روزنامه‌نگاری در سطح جهان، مرکز بین‌المللی روزنامه‌نگاران متوجه این واقعیت شده است که مطبوعات و رسانه‌ها بیشترین زمان پخش برنامه‌های رادیو تلویزیونی و فضای صفحات نشریات و سایت‌های خود را به شخصیت‌های معروف و قدرتمند اختصاص می‌دهند. گاهی این توجه بسیار بیشتر از لیاقت آنهاست. وقتی رئیس‌جمهور یا رهبر جناح مخالفی سخنی می‌گوید و یا هنرپیشه معروف یا ورزشکاری مطرح وارد شهر می‌شود، داستانش به طور حتم به صفحه اول روزنامه‌ها راه پیدا می‌کند. مردم عادی- اعم از معلم، کارگر، پرستار، و دانش‌آموز – وقتی نامشان در رسانه‌ها مطرح می‌شود که مرتکب جرم یا قربانی جنایتی شده باشند. ولی زندگی روزمره همین افراد، زندگی مردم عادی و خواننده‌ها و مخاطبان ما روزنامه نگاران هم هست. ما می‌توانیم با ورود به زندگی خوانندگانمان و گزارش آن در رسانه‌ها – چه روزنامه، چه رادیو، و چه وب‌سایت‌های خبری- جزئی از زندگی آنها باشیم. اگر به مشکلات مردم بیشتر توجه کنیم و آنها را بیشتر انعکاس دهیم، تأثیر مثبت‌تری بر

زندگی جوامع خود خواهیم داشت. این کاری است که معمولاً انجام ندادنش راحت‌تر از انجام دادنش است.

به این پرسش‌ها فکر کنید:

  • چرا فارغ التحصیلان مؤسسه‌های آموزشی ما آمادگی ورود به بازار کار را ندارند؟
  • مراکز پزشکی چگونه خود را با رشد فزاینده بیماران مبتلا به ایدز، مالاریا، و سرطان روبه‌رو می‌سازند؟
  • مهاجران غیرقانونی کجا زندگی می‌کنند، چه کارهایی انجام می‌دهند، و حضورشان چه تأثیری بر زندگی کسانی دارد که تمام عمر ساکن کشور میزبان بوده‌اند؟
  • اقلیت‌های دینی و نژادی چگونه با تبعیض دست و پنجه نرم کرده‌اند و چه کارهایی در دست است تا تنش موجود بین آنها و اکثریت جامعه به حداقل برسد؟

این کتابچه به نحوی طراحی شده که موضوع‌هایی این چنین را که با زندگی مردم عادی مرتبط است راحت‌تر پوشش دهد، به گونه‌ای که مسائل اجتماعی هم مانند گزارش‌های سیاسی، جنایی، و سرگرمی برای مخاطبان جذاب باشد. ما این مسائل را موضوع‌های اجتماعی نامیده‌ایم، چرا که با روابط متقابل افراد و جامعه سر و کار دارد. با این که بسیاری از رسانه‌های خبری از کنار این گزارش‌ها به راحتی می‌گذرند، گزارشگری اجتماعی سختی‌های خودش را دارد. بسیاری از این موضوع‌ها آن چنان جنجالی هستند که کسی اصلاً نمی‌خواهد

سراغشان برود. برای کار در زمینه این موضوع‌ها باید با کسانی گفت‌وگو کرد که بر خلاف هنرپیشه‌ها و سیاستمداران، مردمانی عادی هستند و عادت به مصاحبه و گفت‌وگو ندارند. بعضی از این افراد مانند قربانیان

قاچاق انسان، پناهندگان، و مبتلایان به ایدز، چندان رغبتی به عیان کردن زندگی خود برای رسانه‌ها ندارند. پوشش چنین داستان‌هایی بدون آگاهی از فوت و فن‌های خاص غیرممکن است، و البته داشتن اخلاق حرفه‌ای

و احساس مسئولیت از ملزومات گزارشگری و کار در زمینه موضوع‌های اجتماعی است.

این راهنمای آموزشی به تمامی روزنامه‌نگاران سخت کوش و الهام بخشی تقدیم می‌شود که تلاش کرده‌اند مخاطبانشان را با موضوع‌هایی مثل بهداشت، آموزش و پرورش، تنوع نژادی، و مبارزه با تبعیض آشنا کنند؛ کسانی که با نورافشانی روی موضوع‌های پنهان شده و نادیده، سعی می‌کنند جامعه را به جایی بهتر برای زندگی شهروندان تبدیل کنند.