کسب‌وکارهای اینترنتی و کرونا / فرصت یا سراب فرصت؟

دولت در روزهایی کرونایی برای توسعه کسب‌وکارها چه کند؟

توضیح ضروری: این متن را اواخر اسفند سال ۱۳۹۸ نوشتم و هنوز هم فکر می‌کنم تازه است.

این درست است که کسب‌وکارهای اینترنتی و با رشد سریع، سهم روبه‌رشدی در اقتصاد دارند، اما بیایید جهانی را تصور کنیم که در آن به‌طور کامل به این باور برسیم که سایر انواع کسب‌وکارهای کوچک اهمیت چندانی ندارند. اگر سیاست‌گذاران بتوانند شرکت‌های اینترنتی و با رشد سریع را در همان مراحل اولیه تشخیص دهند، ممکن است به‌طور منطقی تصمیم بگیرند که زمانی را برای مجوز دادن یا حمایت از سایر کسب‌وکارها اختصاص ندهند.

استدلال اقتصادی نیز چنین خواهد بود که کسب‌وکارهای کوچک ارزش توجه دولت و بازار را ندارند؛ چراکه آنها با سرعت زیاد شکست می‌خورند و توسط دیگر کسب‌وکارها جایگزین می‌شوند و در مجموع به نظر نمی‌آید که چیزی به اقتصاد اضافه کنند.

در این‌چنین جهان خیالی، وام‌ها و دیگر خدماتی که کسب‌وکارهای کوچک را حمایت می‌کنند، وجود نخواهند داشت. بدون یک بازار وام‌دهی به کسب‌وکارهای کوچک، هیچ سرمایه‌گذار خصوصی برای این کسب‌وکارها وجود نخواهد داشت؛ به‌جز تعداد کمی شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطر‌پذیر که روی نوآوری و صنایعی با فناوری بالا متمرکزند. این نوع اقتصاد توسط کسب‌وکارهای بزرگ هدایت می‌شود، به نحوی که هر مغازه خیابان اصلی به یک رستوران زنجیره‌ای یا یک فروشگاه زنجیره‌ای تبدیل خواهد شد؛ بنابراین به استثنای چند کارآفرین با رشد سریع، هیچ‌کس به‌تنهایی مالک مغازه‌ای نخواهد بود. یک راننده اسنپ یا تپسی به‌عنوان یک کارمند اسنپ یا تپسی فعالیت خواهند کرد و یک وکیل در یک شهر کوچک کارمند یک شرکت وکالت بزرگ خواهد شد.

ادامه خواندن “کسب‌وکارهای اینترنتی و کرونا / فرصت یا سراب فرصت؟”

تهدید ملی یا فرصت توسعه؟ سینمای ما تا فناوری اطلاعات ما

گفته می‌شود خانه سینما بزرگترین نهاد صنفی سینماگران ایران است. این که عملکرد خانه سینما را چگونه ارزیابی می‌کنیم و چقدر آن را برای صنف سینمای ایران مفید می‌دانیم،‌ تاثیری در این موضوع ندارد که سرشاخ شدن با چنین نهادی یک کار اشتباه است. لج‌بازی‌های مدیران دولتی گاهی فعالان صنفی را به اشتباه می‌اندازد که به جان یکدیگر بیفتند و  اصل موضوع را فراموش کنند. اصل موضوع حتی این نیست که عملکرد فلان مدیر خوب بوده یا بد. اصل موضوع این است که مردم و البته فعالان صنف آرامش می‌خواهند. آرامش از بستر رویکردی به دست می‌آید که به اندازه کافی روشن و منطقی باشد و دست فعالان را باز بگذارد و به اندازه کافی مصالح کلان کشور را در نظر داشته باشد. در این مسیر دولت مسئول است. صنفی‌ها هم مسئول هستند.

***

سال‌ها پیش سردبیر روزنامه دانشگاه شریف بودم. این روزنامه زیرنظر شورای فرهنگی دانشگاه فعالیت می‌کرد. از آن جلسه‌های گاه‌گاهی که فراخوانده می‌شدم، متوجه دو رویکرد شدم. رویکردی که روزنامه را چالشی برای دانشگاه می‌دانست که باید با تدبیر آن را مهار و کنترل کرد و رویکرد دیگری که روزنامه را فرصتی می‌دانست که باید از آن استفاده کرد. متاسفانه رویکرد قالب رویکردی بود که روزنامه را مخل می‌دانست و باید آن را کنترل کرد. غافل از أن که این نگاه بزرگ‌ترین آسیب را هم به مدیران خود دانشگاه زد و هم به کسانی که در روزنامه فعالیت می‌کردند. در حالی که به راحتی می‌شد از این فرصت‌ها بهره‌برداری کرد. بعد از آن، این را در غلظت‌های گوناگونی در بخش‌های مختلف کشور مشاهده کردم.

***

سرکار خانم منیژه حکمت به دلیل فشارهای فراوانی که ممکن است به او وارد شده باشد، در متنی مخاطبش را اشتباه گرفته و او را از فحش‌های خود بی‌نصیب نگذاشته است. او از این که مازیار میری و همایون اسعدیان به مهمانی افطار حوزه هنری رفتند ناراحتی خود را اعلام کرده است. یا مانی حقیقی این روزها مانند روالی که پیش از این در پیش گرفته بود سعی کرده عملکرد حوزه هنری را زیر سوال ببرد و در نبردی که اصلا وجود نداشته خود و دوستانش را پیروز این نبرد دانسته . قصد پاسخگویی به هیچ کدام را ندارم. حتی نمی‌خواهم به حرف‌های فرح‌بخش عکس‌العمل نشان دهم. پاسخ‌ دادن‌های پی‌درپی به یکدیگر چیزی جز کشتن فرصت‌ها نصیب کسی نمی‌کند و فقط وقت مرم را تلف خواهد کرد. آن چه که اهمیت دارد این است که حواس‌مان باشد که داریم به علت اعتراض می‌کنیم یا به معلول. پزشک هرگز مریض را به خاطر مریض بودن کتک نمی‌زند.